سرخط خبرها

اساس و رکن دین اسلام و ایمان را بیان فرمایید ؟

پرسش:

اساس و رکن اسلام چیست؟

پاسخ:

انسان دارای چهار شأن وجودی می باشد ؛ شأن شناخت و معرف که کار عقل می باشد ؛ و شأن پذیرش و ایمان آوردن که کار قلب است ؛ و شأن اثر پذیری از معرفت و ایمان که نتیجه اش ظهور خلقیّات است ؛ و شأن اثر گذاری که ظهورش در عمل می باشد ؛ که آن نیز از معرفت ، ایمان و خلقیّات درونی ناشی می شود. به تبع این شئون چهارگانه ی انسان ، اسلام نیز چهار گونه ظهور در وجود آدمی دارد ؛ و هر گونه ظهوری نیز اساس و پایه هایی دارد که در احادیث اهل بیت (ع) به آنها اشاره شده است.

۱ـ ارکان معرفتی اسلام

« عَنْ عَجْلَانَ أَبِی صَالِحٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَوْقِفْنِی عَلَى حُدُودِ الْإِیمَانِ فَقَالَ شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ صَلَوَاتُ الْخَمْسِ وَ أَدَاءُ الزَّکَاهِ وَ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ حِجُّ الْبَیْتِ وَ وَلَایَهُ وَلِیِّنَا وَ عَدَاوَهُ عَدُوِّنَا وَ الدُّخُولُ مَعَ الصَّادِقِینَ ـــــــــ  عجلان گوید: به امام صادق (ع) گفتم: مرا بر حدود ایمان واقف ساز! فرمودند: شهادت به اینکه معبودی نیست مگر الله و اینکه محمّد رسول خداست ؛ و اقرار به آنچه که با آن از نزد خدا آمده ؛ و نمازهای پنجگانه و اداء زکات و روزه ی ماه رمضان و حجّ خانه ی خدا و دوست داشتن دوست ما و دشمن داشتن دشمن ما و همراهی با صادقین.» (الکافی ، ج۲ ، ص ۱۸)   

خداوند متعال فرمود: « قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإیمانُ فی‏ قُلُوبِکُمْ ـــــــ  اعراب بادیه‏نشین گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‏اید، بگویید که تسلیم شده‏ایم (اسلام آورده ایم) ، و هنوز ایمان در دلهایتان داخل نشده است. » (الحجرات:۱۴) .

طبق این آیه ایمان در مرتبه ی بعد از اسلام است ؛ پس اسلام مقدّمه ی ایمان می باشد. لذا امام (ع) برای اینکه ارکان فکری و معرفتی  ایمان را بیان نماید ، ابتدا ارکان معرفتی اسلام را بیان فرمودند که عبارتند از: شهادت به توحید ، شهادت به نبوّت و شهادت به آنچه که پیامبر خدا با خود آورده ؛ که عبارت است از مسلّمات دین همچون قرآن کریم ، معاد و اصل تشریع اعمال عبادی همچون نماز و روزه و حجّ و تولّی و تبرّی و تبعیّت از صادقین و … . آنگاه حضرت به نماز و زکات و روزه و حجّ و تولّی و تبرّی و تبعیّت از صادقین اشاره نمود که دانستن آنها از اسلام از مصادیق « شهادت به آنچه که نبی با خود آورده » می باشد ؛ و التزام عملی به آنها انسان را از مرحله ی اسلام وارد مرحله ی ایمان می کند. و چون امام می خواست ارکان ایمان عملی را نیز بیان فرماید ، این مصادیق را بر شمرد.

توجّه: لفظ ایمان ، لفظی عامّ می باشد که دارای مراتب گوناگونی می باشد ؛ لذا گاه مراد از ایمان ، همان اسلام (مرحله ی تسلیم) است ، گاه مقصود ایمان قلبی است ؛ گاه نیز به نمود خَلقی و عملی اسلام اطلاق می گردد.

پس ارکان معرفتی اسلام سه چیز است.

۱ـ شناخت یقینی توحید که رکن الارکان می باشد.  ۲ـ شناخت یقینی نبوّت و اعتراف به پیامبری محمّد بن عبدالله (ص) ، که رکن دوم است.  ۳ـ و اعتراف به حقّانیّت قرآن و آنچه که در آن آمده است از معاد و تبعیّت از صادقین (معصومین) و نماز و روزه و زکات و … .

در روایتی از امام صادق (ع) نیز همین معنا مورد تأیید واقع شده است. « عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِیمَانِ فَقَالَ شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ [وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ‏] وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ مَا اسْتَقَرَّ فِی الْقُلُوبِ مِنَ التَّصْدِیقِ بِذَلِکَ ـــــــ محمّد بن مسلم گوید از امام صادق (ع) درباره ی ایمان پرسیدم ؛ فرمودند: شهادت به اینکه معبودی نیست مگر الله و اینکه محمّد رسول خداست ؛ و اقرار به آنچه که با آن از نزد خدا آمده ؛ و آنچه در قلبها مستقرّ می شود از تصدیق به این امور. » (الکافی،ج۲ ،ص۳۸ )

در این حدیث ، سه امر نخست ، پایه های اسلام و امر آخر( تصدیق قلبی آنها) اساس ایمان است که امام (ع) به اجمال آن را بیان نمودند.

لذا اگر کسی به حقّانیّت یکی از این سه امر معترف نباشد از جرگه ی مسلمین خارج است. امّا اگر کسی در عین اینکه به حقّانیّت قرآن و هر آنچه در آن است اعتراف دارد ولی در مقام عمل آنها را اجرا نمی کند ، گر چه مسلمان است ، ولی دارای ایمان به معنی خاصّ آن نمی باشد. البته لازم به ذکر است که اعتراف به حقّانیّت این سه امر در حدّ اجمال و به صورت سر بسته کافی برای مسلمانی است و لازم نیست شخص تفصیل این امور را هم بداند ؛ چرا که رسیدن به تمام تفاصیل آنها یک عمر زمان می طلبد.

امّا اینکه معروف شده که اصول و ارکان اسلام توحید ، نبوّت و معاد می باشند ، اگر چه ریشه در روایات دارد ولی بیشتر توسّط متکلّمین رواج یافته است ؛ و آنها چنین ترتیبی را مشخّص نموده اند تا حفظ آن برای مردم آسان باشد. امّا عملاً در بین علمای مسلمین کسی نیست که مثلاً منکر حقّانیّت قرآن یا نماز یا روزه یا حجاب را مسلمان بدانند. در این بیان مشهور ، در حقیقت چنین اموری داخل در نبوّت می باشند و معاد به خاطر اهمیّت خاصّی که داشته از ما جاء به النّبی خارج گشته و جداگانه مطرح شده است.

در برخی روایت نیز ارکان اسلام همین سه امر (توحید ، نبوّت و معاد ) گفته شده اند.  در روایتی آمده که شخصی یهودی به نام ابْن سَلَام به رسول خدا (ص) گفت: « … یَا مُحَمَّدُ فَأَخْبِرْنِی تَدْعُو بِدِینِکَ أَمْ بِدِینِ اللَّهِ قَالَ بَلْ أَدْعُو بِدِینِ اللَّهِ وَ مَا لِی دِینٌ إِلَّا مَا دَیَّنَنَا اللَّهُ قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ فَأَخْبِرْنِی إِلَى مَا تَدْعُو قَالَ إِلَى الْإِسْلَامِ وَ الْإِیمَانِ بِاللَّهِ قَالَ وَ مَا الْإِسْلَامُ قَالَ شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ لا رَیْبَ فِیها وَ أَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُور ــــــــــ ای محمّد! مرا خبر ده که آیا به دین خود می خوانی یا به دین خدا؟ رسول خدا فرمود: بلکه به دین خدا دعوت می کنم ؛ و مرا دینی نیست مگر دینی که خدا ما را به آن متدیّن ساخته. ابن سلاو گفت: راست گفتی ای محمّد ؛ پس مرا خبر که به چیزی فرا می خوانی؟ فرمود: به سوی اسلام و ایمان به خدا. یهودی گفت: اسلام چیست؟ فرمود: شهادت به اینکه معبودی نیست مگر الله ؛ که یگانه است و شریکی ندارد ؛ و شهادت به اینکه محمّد بنده و رسول اوست ؛ و شهادت به اینکه قیامت آمدنی است و شکّی در آن نیست و اینکه خدا آنها را که در قبر می باشند بر خواهد انگیخت. » (بحارالأنوار ، ج۹ ، ص۳۳۷)

۲ـ ارکان قلبی اسلام یا ارکان ایمان

همانطور که از مطلب پیشین روشن شد ، تصدیق و اقرار به حقّانیّت توحید ، و نبوّت رسول خدا و آنچه که او از جانب خدا آورده ، که معاد نیز جزئی از آن است ، سه رکن معرفتی اسلام می باشند. امّا با این مقدار تصدیق معرفتی کسی اهل ایمان نمی شود ؛ بلکه هر گاه کسی فراتر از اعتراف معرفتی به حقّانیّت این امور ، در قلب خود نیز آنها را پذیرا گشت و نفس او در مقابل این سه حقیقت خاضع گشت ، او اهل ایمان نیز خواهد شد. لذا این سه امر به شرط اینکه همراه با پذیرش قلبی باشند ، ارکان قلبی ایمان نیز خواهند بود.

۳ـ ارکان خلقی یا وصفی اسلام و ایمان

وقتی کسی بر این این سه پایه ی اسلام اعتراف و سپس ایمان آورد ، باید آن را در باطن و روح خود نمودار سازد ؛ یعنی این سه امر باید درون او را پالایش نمایند و صفات مخالف را بیرون رانده صفات متناسب با این سه امر را در باطن آدمی استوار سازند. اینجاست که انسان فراتر از ایمان به زینت تقوا نیز آراسته می گردد که صفتی درونی است.

اصول و پایه های اوصاف ایمانی نیز عبارتند از: توکلّ بر خدا ، رضا به قضای او ، تسلیم امر خدا بودن و سپردن امور به خدا.

امیر مومنان علی (ع) فرمودند: « الْإِیمَانُ أَرْبَعَهُ أَرْکَانٍ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّوَکُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ تَفْوِیضُ الْأَمْرِ إِلَى اللَّهِ وَ التَّسْلِیمُ لِأَمْرِ اللَّهِ  ــــــ ایمان چهار رکن است ؛ رضا به قضای خدا و توکلّ بر خدا و سپردن امر به خدا و تسلیم شدن به امر خدا » (بحارالأنوار ، ج۶۹ ،ص۳۳۳)

۴ـ ارکان عملی اسلام و ایمان

طبیعی است که اگر کسی در قلب خود به دین اسلام مؤمن شد ، باید این ایمان در عمل او نیز نمود پیدا نماید ؛ و شخص به آنچه خدا و رسول خدا امر نموده عمل کند و از نواهی آنها دوری گزیند. تعداد این اوامر و نواهی بسیار زیاد می باشند ؛ که طبق احادیث اهل بیت (ع) پنج مورد آنها از ارکان می باشند که عبارتند از: ولایت ، نماز ، زکات ، روزه و حجّ.

امام باقر (ع) فرمودند: « بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَهِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَهِ ــــــ  اسلام بر پنج پایه بنا شده ؛ بر نماز ، زکات ، روزه ، حجّ و ولایت ؛ و به هیچ چیزی ندا داده نشده ؛ آنچنانکه به ولایت ندا داده شده» (الکافی ، ج۲ ، ص۱۸)

 

 

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها