سرخط خبرها

ایا شخص فقیر حقّ ازدواج دارد؟ ازدواج پیامبر (ص) با خدیجه چگونه بود ؟

پرسش:
در بحث ازدواج اولین مسأله ای که مطرح می شود توانایی مالی است و خود خداوند هم تضمین رزق و روزی را کرده که ازدواج کنید چرا در زمان پیامبر(ص) که یک جوان بودند وقتی که حضرت خدیجه می فرمایند که چرا ازدواج نکردید پیامبر(ص) می فرمایند که به خاطر وسع مالی بوده، آیا این مغایرت دارد با سخن خداوند لطفا در این زمینه راهنمایی بفرمایید.
پاسخ:
در مقدمه باید متذکر شد که؛ با توجه به کتب تاریخی که در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نگاشته شده باید گفت که چنین بحث و مطلبی در واقعه خواستگاری و ازدواج پیامبر(ص) با خدیجه (س) دیده نشده، که همین جا لازم می دانم از شما درخواست نمایم که آدرس مطلب منقول خود را در نامه بعدی خود ارسال بفرمایید تا مورد بررسی قرار گیرد.
در بحث ازدواج آنچه طبق آیات و روایات مسلّم می باشد ، این است که مرد باید قدرت لازم برای ادراه زندگی همسر و فرزندان خود را داشته باشد ؛ در غیر این صورت ، عقلاً و شرعاً مجاز به ازدواج دائمی نیست. امّا معنای این مطلب آن نیست که مرد حتماً به صورت بالفعل باید مال و دارایی زیادی داشته باشد ؛ بلکه کافی است که قدرت پرداخت مهریّه را ـ حدّ اقلّ به صورت قسطی ـ داشته باشد و با کار روزانه بتواند مخارج اجاره ی مسکن و تهیّه ی مقدار متعارف غذا و لباس را تهیّه نماید. یا اگر خود چنین توانی ندارد ، دیگری که این توان را دارد ، ضمانت نماید که زندگی وی را اداره خواهد نمود.
پس وجه جمع ، آن است که برای ازدواج ، لازم نیست که کسی دارایی بالفعل کافی داشته باشد ، بلکه لازم است که توان تامین خرج زندگی را داشته باشد و بعد از شروع زندگی بتواند زندگی را به نحو متعارف ادراه نماید. پس آنکه چنین توانی را ندارد و کسی هم نیست که مخارج زندگی او را ضمانت کند ، عقلاً و شرعاً حقّ ازدواج ندارد ؛ و باید عفّت پیشه نماید تا توان لازم را به فضل الهی کسب کند. آیه ی قرآن کریم نیز دقیقاً همین مطلب را بیان داشته است ؛ آنجا که می فرماید: « وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ (۳۲) وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ الَّذینَ یَبْتَغُونَ الْکِتابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ فَکاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فیهِمْ خَیْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذی آتاکُمْ وَ لا تُکْرِهُوا فَتَیاتِکُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ مَنْ یُکْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحیمٌ ـــــــــ مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز مى‏سازد؛ خداوند گشایش‏دهنده و آگاه است! (۳۲) و کسانى که امکانى براى ازدواج نمى‏یابند، باید پاکدامنى پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز گرداند! و آن بردگانتان که خواستار مکاتبه‏ ( قرار داد مخصوص براى آزاد شدن‏) هستند، با آنان قرار داد ببندید اگر رشد و صلاح در آنان احساس مى‏کنید(که بعد از آزادى، توانایى زندگى مستقل را دارند)؛ و چیزى از مال خدا را که به شما داده است به آنان بدهید! و کنیزان خود را براى دستیابى متاع ناپایدار زندگى دنیا مجبور به خود فروشى نکنید اگر خودشان مى‏خواهند پاک بمانند! و هر کس آنها را(بر این کار) اجبار کند، (سپس پشیمان گردد،) خداوند بعد از این اجبار آنها غفور و رحیم است! (توبه کنید و بازگردید، تا خدا شما را ببخشد!)» (سوره نور)
با توجّه به آیه ۳۳ ، معلوم می شود که فقر مطرح در آیه ۳۲ فقر زمینگیر کننده نیست ؛ بلکه مقصود کسانی هستند که داریی بالفعل چندانی ندارند ولی توان کسب آن را به نحو روزمزد دارا هستند ؛ مثل اکثر جوانان زمان ما که مال چندانی ندارند ولی در صورتی که تحت فشار زندگی قرار گیرند ، قادرند گلیم خود را از آب بیرون بکشند. امّا اگر کسی این امکان را ندارد ، مشمول « وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحا » می شود ؛ لذا باید صبر فعّال داشته باشد تا خداوند متعال راه را به روی بگشاید. و صبر فعّال یعنی از تو حرکت و از خدا برکت. صبر و توکّل به معنی « بنشین تا خدا برایت کار کند » در اسلام مردود می باشد. صبر در اینجا یعنی اقدام تا حدّ توان و توان بیشتر خواستن از خدا. مثلاً اگر زمانه جوری است که به بی سوادها کار نمی دهند ، جوان بی سواد ، جزء همین « وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحا » خواهد بود ؛ صبر او در اینجا آن است که برای یادگیری سواد اقدام نماید تا خدا نیز توفیق آن را عنایت کند. چون چه بسیار اوقات که ما می خواهیم کاری را انجام دهیم ولی نمی شود ؛ یعنی خدا نمی گذارد که بشود ؛ یعنی سلب توفیق می کند. پس گفته نشود که: اگر کسی رفت سواد بیاموزد ، می آموزد ؛ پس توفیق خدا دیگر چیست؟ اینجا باید گفت: چه بسیار کسان که خواستند و نشد.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

1
دیدگاه ها

سیدمهدی سرمه چشم

سلام من سایتهای زیادی توعمرم دیدم من جمله سایت رهبری سایت آویین باید بگم این سایتم ایول داره یاحق