سرخط خبرها

چند کتاب معرفی کنید که احادیثی درباره علم نجوم و فیزیک و شیمی داشته باشند تا استفاده کنیم . آیا مطمئن ترین منبع برای درک راز علوم طبیعی ، قرآن و احادیث می باشد ؟

با مراجعه به میراث معصومین(علیهم السلام) در می‌یابیم که نه تنها علوم روز نفی نشده بلکه در کلام اهل بیت (علیهم‌السّلام) به زیبایی منعکس شده‌اند. وجود معصومین(علیهم السلام) و شاگردانی که در مکتب ایشان پرورش یافتند توانستند علوم مختلف را از معدن علم و دانش به دست آورده و به مرور در جوامع اسلامی با توجه به سفارشاتی که در اسلام نسبت به علم اندوزی شده بود آن را گسترش دهند گرچه ائمه(علیهم السلام) خود شخصاَ دست به تألیف کتاب نزدند اما بیانات علمی آنها نشان می دهد آن بزرگواران در تمام رشته های مورد نیاز علوم بشری تبحر داشته و داناترین اندیشمندان عصر خود بوده اند؛ چرا که دانش آنان متصل به علم رسول خدا صلی الله علیه و آله، و آن هم برگرفته از علوم بی پایان الهی بوده است و همچنین مجاهدت های علمی شاگردانشان توانستند جوامع اسلامی را به سطحی از پیشرفت در علوم برسانند که بعدها دانشمندان اروپایی با استفاده از کتاب های دانشمندان اسلامی توانستند به پیشرفت هایی که هم اکنون مدیون مجاهدت های گذشته علمی مسلمانان بوده دست یابند. در ادامه به چند اشاره علمی در علوم مختلف در قالب حدیث و همچنین کتاب هایی که از مسلمانان در علوم مختلف بر جای مانده اشاره می شود.
علم ریاضی
امیرالمومنین (علیه‌السّلام) در پاسخ به سوال شخصی یهودی که از حضرت پرسید عددی را به من بگو که اگر آن عدد را به هر عددی از ۱ تا ۱۰ تقسیم کنیم عددی که بدست می‌آید همیشه عددی کامل باشد نه عددی کسری، حضرت در جواب فرمود:
… اضرب اسبوعک فی شهرک ثم ما حصل لک فی ایام سنتک تظفر بمطلوبک فضرب الیهودی سبعه فی ثلاثین فکان المرتقی ” ۲۱۰ ” فضرب ذلک فی ثلاثمائه وستین فکان الحاصل ” ۷۵۶۰ ” (۴) فوجد بغیته فاسلم. (۱)
ایام هفته خود را در ایام ماه ضرب کن سپس حاصل آن را در ایام سال ضرب کن، آنچه مطلوب توست، به دست می‌آید، فرد یهودی عدد «۷» را در «۳۰» ضرب کرد حاصل آن «۲۱۰» شد، سپس «۲۱۰» را در «۳۶۰» (تعداد روزهای سال قمری) ضرب نمود، حاصل آن «۷۵۶۰» شد، فرد یهودی (این عدد را به اعداد مختلف (از ۱ تا ۱۰) تقسیم نمود، دریافت بر همه اعداد بخش‌پذیر است و) به هدفش رسید، از این‌رو مسلمان شد.
علم نجوم
امام رضا (علیه‌السّلام) نیز آنجا که به اثبات وجود خداوند می‌پردازد، به برخی از قوانین علم نجوم استناد می‌کند:
… فَقَالَ اَبُو الْحَسَنِ ع اِنِّی لَمَّا نَظَرْتُ اِلَی جَسَدِی ولَمْ یُمْکِنِّی فِیه زِیَادَهٌ ولَا نُقْصَانٌ فِی الْعَرْضِ والطُّولِ ودَفْعِ الْمَکَارِه عَنْه وجَرِّ الْمَنْفَعَهِ اِلَیْه عَلِمْتُ اَنَّ لِهَذَا الْبُنْیَانِ بَانِیاً فَاَقْرَرْتُ بِه مَعَ مَا اَرَی مِنْ دَوَرَانِ الْفَلَکِ بِقُدْرَتِه واِنْشَاءِ السَّحَابِ وتَصْرِیفِ الرِّیَاحَ ومَجْرَی الشَّمْسِ والْقَمَرِ والنُّجُومِ وغَیْرِ ذَلِکَ مِنَ الآیَاتِ الْعَجِیبَاتِ الْمُبَیِّنَاتِ عَلِمْتُ اَنَّ لِهَذَا مُقَدِّراً ومُنْشِئاً. (۲)
وقتی به بدن خود می‌نگرم و می‌بینیم که از عرض و طول نمی‌توانم چیزی به آن اضافه و یا کم کنم و یا بدی‌ها را از آن دور و منفعت‌ها را جلب نمایم، در می‌یابم که عالَم (هستی) بنیان‌گذاری دارد و به او اقرار می‌کنم علاوه بر اینکه می‌بینم مدار ستارگان با قدرت او می‌چرخد و ایجاد ابرها و وزش باد حرکت خورشید و ماه و ستارگان و… از نشانه‌های عجیب و روشن اوست، از این‌رو می‌فهمم که اینها همگی حسابگر و ایجاد کننده‌ای دارند.
علم فیزیک
امیرمؤمنان علی (علیه‌السّلام) در بحث خداشناسی به قواعد دقیق علم فیزیک در بحث شنوایی و بینایی اشاره می‌کنند:
قال الامام علی (علیه‌السّلام): وکلّ سمیع غیره یصمّ عن لطیف الاصوات، ویصمّه کبیرها وَ یَذْهَبُ عَنْهُ مَا بَعُدَ مِنْهَا وَ کُلُّ بَصِیرٍ غَیْرَهُ یَعْمَی عَنْ خَفِیِّ اَلْاَلْوَانِ وَ لَطِیفِ اَلْاَجْسَامِ. (۳)

هر شنونده غیر او از شنیدن صداهای بلند کر است (صداهای بسیار بلند را نمی‌شنود) و از شنیدن صداهای آهسته و ملایم ناشنوا است (زیرا قدرت شنیدن در مخلوقات به وسیله قوای موجود در گوش است، و آن قوه صداهای بسیار آهسته را نمی‌شنود و با شنیدن صداهای بسیار بلند نیز دچار اختلال و کری می‌شود امّا خداوند متعال چون ذاتا شنواست و بدون نیاز به قوه شنوایی صداها را می‌شنود، شنیدن صداهای آرام و بلند در نزد او یکسان است) و هر بیننده غیر او از دیدن رنگ‌های پنهان (مانند رنگ تاریکی‌ها) و از دیدن رنگ اجسام لطیف (مانند رنگ هوا و ذرّات) عاجز است (زیرا دیدن او به وسیله قوه بینایی موجود در چشم است و چشم از دیدن رنگ‌های پنهان و لطیف عاجز است، اما خداوند بدون ابزار بینایی تمامی رنگ‌های پیدا و پنهان را می‌بیند)
همان‌طور که تاکنون ملاحظه شد، اهل بیت (علیهم‌السّلام) نه تنها علوم روز را باطل نمی‌دانند بلکه در مواردی به ذکر آنها پرداخته و استفاده نمودند حتی در برخی موارد در تاریخ گزارش شده است که شاگردانی نیز در علوم روز همچون علم شیمی تربیت نموده‌اند که جابر بن حیان شاگرد امام صادق (علیه‌السّلام) نمونه‌ای از این موارد است.
ابن‌خلکان عالم اهل سنت در شرح حال امام صادق (علیه‌السّلام) چنین می‌نگارد:
وله کلام فی صنعه الکیمیاء والزجر والفال وکان تلمیذه ابو موسی جابر بن حیان. (۴)
(امام صادق (علیه‌السّلام)) در علم شیمی و پیشگویی و تفال به خیر (فال نیک) تخصص داشت و جابر بن حیان نیز (در این زمینه) شاگرد ایشان بود.
چون پدیده های علمی یک جامعه نتیجه افکار و اندیشه های آن جامعه است و از این راه می توان به رشد و بلوغ فکری آنها پی برد.اسلام با تشویق و تحریک مسلمانان به علم اندوزی زمینه را برای توسعه علمی آنها فراهم نموده و اجازه استفاده از پیشرفتهای علمی سایر تمدن ها را داده است و از پیروان خود می خواهد که فقط مصرف کننده پیشرفتهای علمی دیگران نبوده و خود تولید کننده علم باشند. به همین دلیل در تمدن اسلامی، اسلام، قرائنی جدید از فرهنگ و تمدن بشری ارائه کرده که در آن اصول و مبانی خاصی مطرح شده و ساختار، ابعاد و دست آوردهای مطابق با آن اصول را بیان داشته است. در ضرورت این موضوع همان بس که برخلاف برخی نظریه پردازان غربی، مسلمانان فقط استفاده کننده صرف نبودند بلکه خود تولید علم و دانش داشته و تمدن جدیدی را به وجود آوردند به طوری که تمدن نوین غرب از تولیدات علمی مسلمانان نهایت بهره برداری را کرده است. در تمدن اسلامی تولید علم امری قطعی بوده است و فرهنگ اسلامی زمینه ساز ایجاد نهضت تولید علم بوده است. مسلمانان چراغ تمدن های پیشین که در حال خاموشی بود را روشن نگه داشتند و در علوم مختلف پیشرفت هایی نمودند که در تمدن های گذشته بی سابقه بوده است و اساس ایجاد تمدن جدید غرب، تولیدات علمی و پیشرفت علوم در تمدن اسلامی بوده و به تعبیر صحیح تر، جهان غرب در تمدن امروز خود وامدار جهان اسلام و فرهنگ و تمدن اسلامی است. نگرش اسلام به علم و تمدن: برای پی بردن به تأثیر دین اسلام در پیشرفت های علمی و فرهنگی ابتدا باید با مبانی نظری آن که برخاسته از متون دینی است آشنا شد. در اسلام، این مبانی برگرفته از قرآن کریم و سنت نبوی و سیره اهل بیت(ع) است. اسلام در زمان و مکانی ظهور کرد که دنیا را آتش جهل و بیسوادی فرا گرفته بود و در محیط ظهور اسلام تعداد تحصیل کرده ها از عدد انگشتان تجاوز نمی کرد در ایران نیز علم و دانش در حیطه نفوذ طبقات خاصی بود و اکثریت از آن بی بهره بودند. ولی اسلام به فراگیری دانش و نشر آن تأکید فراوان نمود و نخستین پیام الهی که برپیامبر(ص) وحی شد با «اقرا» آغاز گردید. در قرآن کریم این سئوال انکاری مطرح می شود که آیا کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند برابرند؟ در حقیقت خردمندان هستند که پند می پذیرند و مسلم است که برتری و رجحان مختص آنان است که می اندیشند و می دانند. قرآن به عنوان کتابی خردگرا و جهل ستیز علم را بسان اهل ایمان مراتب والائی می بخشد و ایمان و علم را مایه سرافرازی و بلند مرتبگی انسان می داند و می فرماید:«یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ» از نظر اسلام انسان به وسیله دانش از فرشتگان برتر گردیده و جانشین خدا در روی زمین شده است. سرانجام اینکه خداوند در قرآن می فرماید: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ؛ دانشمندان دلهایشان از ترس خدا لبریز است.» در احادیث و روایات معصومین(ع) به اندازه ای از علم اندوزی و دانشمندان علوم مختلف تجلیل به عمل آمده که هیچ موضوعی به این اندازه مورد سفارش قرار نگرفته است. سیره عملی و رفتاری پیامبر(ص) فراگیری علم و دانش را تأئید می نماید. آن حضرت در مواجهه با معتکفین مسجد در قالب دو گروه که عده ای دعا می خواندند و عده ای دیگر گفتگوی علمی می نمودند با نیک شمردن هر دو کار، گفتگوی علمی را افضل دانسته و خود به آن گروه می پیوست. بنابراین قرآن و سنت منابع اصلی علم و تمدن سازی محسوب شده و دین اسلام به اندازه ای به علم و دانش اهمیت داده که در قرآن کریم ماده علم بیش از ۷۵۰ بار به شکل های گوناگون به کار رفته است. از طرف دیگر این کتاب آسمانی با کاربرد اصطلاحات «أَفَلا تَعْقِلُونَ، لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» و…. انسانها را به تفکر و تدبر در آفریده ها دعوت نموده است و از این جهت مسلمانان موظف بودند که درباره طبیعت مطالعه و آن را به وجهی عقلانی تعبیر و تفسیر کنند. قرآن به این ترتیب با دمیدن روح جدید برپیکر نیمه جان جهان آن روز فضای علمی و فرهنگی تازه ای پدید آورد و این امر نشان دهنده نگرش اسلام به علم و تمدن بوده و تمدن پر شکوه اسلامی ناشی از رویکرد قرآن به علم و علم اندوزی بود. تولید علم در تمدن اسلامی: ویژگی اصلی فرهنگ و تمدن اسلامی وحیانی بودن آموزه ها و مبانی آن است که در آن نگرش توحیدی در جهان بینی، انسان شناسی و طبقه بندی علوم، نگرش معناگرائی و باطن گرائی در تربیت انسانها، جهان نگری و هنرمعماری و عقلانیت با تعبیر «افلاتعقلون» مورد تأکید قرار گرفته است. اسلام با چنین نگاهی به نقد سایر تمدن ها پرداخت و علوم آنها که در حال فراموشی و از بین رفتن بود را زنده نمود و زمینه ایجاد تمدنی عظیم و گسترده را فراهم کرد که تمدن جدید غرب با بهره گیری از علوم اسلامی پا به عرصه وجود نهاد. در نهضت ترجمه که گفتگوی تمدن های پیشین با تمدن اسلامی محسوب می شد میراث تمدن های گذشته به عالم اسلام منتقل گردید و پس از آن تمدن اسلامی چنان شکوفا شد که دیگر به ترجمه قانع نبود بلکه به دنبال ایجاد نهضت جدیدی با عنوان تولید علوم بودند. چون اکثر کتابهای دانشمندان یونانی، سریانی، هندی و ایرانی وقتی به جهان اسلام منتقل می شد به دست اهلش می افتاد. به عبارتی مترجمان نه تنها در آن زمینه از مهارت بالایی برخوردار بودند بلکه به تألیفات ارزنده ای درموضوعات مختلف دست زدند به گونه ای که ابویوسف یعقوب کندی افزون برترجمه بیش از ۲۶۵ کتاب و رساله در موضوعات هر یک از علوم تألیف کرد و تحت تأثیر افکار نوافلاطونی درصدد تلفیق فلسفه ارسطو با حکمت افلاطون برآمد. در ریاضیات می توان قرن های سوم و چهارم هجری را عصر زرین دانش ریاضی دانست زیرا اندیشمندان مسلمان دراین رشته نتایج خوبی به دست آوردند. به حق تاریخ ریاضیات را باید با خوارزمی که نخستین بار کتابی در باب جبر و مقاله تألیف نمود شروع کرد کتابی که تا قرن شانزدهم میلادی به عنوان کتاب درسی در مدارس اروپا رواج داشت، به طوری که نام او به شکل الگوریسم در اروپا معادل فن محاسبه تلقی شد و کتابش «الجبرا » به عنوان علم جبر باقی ماند. ایجاد و توسعه شاخه های ریاضیات چون هندسه، مثلثات و جبر توسط خوارزمی،خواجه نصیرالدین طوسی، عمر خیام نیشابوری و ابوالوفای بوزجانی صورت گرفت که در سایر تمدن ها سابقه نداشت. علاوه برآن کشف ترتیب کسور اعشاری، وضع و کاربرد علامت صفر و تعمیم مفهوم اعداد و… از ابداعات مسلمانان بود. در علم نجوم نیز مسلمانان با نقد نظریات هندی و آثار بطلمیوس و ارسطو عامل مخالفت با نجوم کهن شدند و با ایجاد رصدخانه های مدرن، آلات و ابزار پیشرفته و تخصصی و جداول عددی نجومی(زیج) را ابداع کردند. در این میان رصدخانه مراغه که توسط خواجه نصیرالدین طوسی پدید آمد و بزرگترین رصدخانه در تمدن اسلامی است قابل ذکر می باشد. مسلمانان راههای تازه ای برای رصد ستارگان پیدا کردند و وسایل بسیاری اختراع نمودند که از آن جمله ذات السمت و ارتفاع و ذات اوتاد است. تصحیح رصدکواکب و تعیین طول سال شمسی توسط ابوعبدالله بتانی مشهور به بطلمیوس عرب از بزرگان ستاره شناس تاریخ انجام شد. وی با نظر بطلمیوس که اوج شمسی را ثابت می دانست مخالفت نمود و ثابت کرد که اوج شمسی تابع حرکت تقدیمی اعتدالین است و نتیجه گرفت که معادله زمان به کندی و با گذشت روزگاران تغییر می پذیرد. در علم فیزیک و مکانیک(علم الحیل) یعقوب بن اسحاق کندی، بنوموسی، ابن هیثم، عبدالرحمان خازنی و دیگران کارهایی انجام دادند که در دنیای آن روز سابقه نداشت. بنوموسی(احمد، حسن و محمد) کتاب الحیل که نخستین رساله درباره مکانیک است را نوشتند که در آن صد دستگاه شرح داده شده و پانصد سال قبل از اروپا برای اولین بار میل لنگ را در حوزه دانشهای فنی به کار بردند. ابن هیثم که در اروپا به الهاذن مشهور بود با کتاب المناظر شهرت جهانی یافت و در آن از مباحث نور و انعکاس آن سخن گفت. او اولین کسی است که پدیده «اتاق تاریک» را در خلال کسوف شرح داده و قرنها قبل از نیوتن به اصل «حداقل زمان » معتقد بود و درشت نمائی عدسی های مسطح محدب را اندازه گرفت. بی شک جابربن حیان از شاگردان امام صادق(ع) بزرگترین حجت در شیمی که در قرن اول هجری مورد توجه مسلمانان قرار گرفت به شمار می رود و به قول دکتر گوستاولوبون نوشته های او مانند یک دایرهالمعارف علمی مشتمل بر مجموع مسائل شیمیایی است. نقش جابر در شیمی نظیرنقش ارسطو در فلسفه است و نظریات و کشفیات او در دوازده قرن پیش در شیمی و صنایع شیمیایی امروزه معتبر می باشد از جمله روش های تصفیه فلزات، رنگ کردن لباس و چرم، ضد آب کردن لباس از طریق نوعی روغن جلا و جلوگیری از زنگ زدن آهن. به طور کلی هنگامی که فرآورده های شیمیایی توسط شیمیدانان مسلمان در صنایع شیمیایی ممالک اسلامی و سپس برای صادرات به اروپا تولید شد و یا در صنایع ریسندگی و بافندگی در دنیا مورد استفاده قرار گرفت، قدم اول برای ایجاد شیمی جدید برداشته شد. محمدبن زکریای رازی که شیمی را از تفاسیر معنوی و متافیزیکی خارج کرد و به جنبه ای از آن که به آزمایشهای مختلف بر روی اجسام می پرداخت توجه نمود را بنیانگذار علم شیمی جدید می دانند. وی نخستین کسی بود که فرآورده های شیمیایی را به سه دسته معدنی، نباتی و حیوانی تقسیم کرد و اعلام نمود که فعالیت هر موجود زنده مبتنی بر واکنش های پیچیده شیمیایی است. کشف دو ماده زیت الزاج(اسید سولفوریک) و الکل از یافته های علمی اوست و دست آوردهای علمی او در علم شیمی تحولات عظیمی ایجاد کرد. به علاوه رازی نخستین فردی است که فعل و انفعالات شیمی را در علم پزشکی به کار برد و از این راه اساس شیمی پزشکی را پایه گذاری کرد و پس از او روش شیمی درمانی به وسیله ابن سینا دنبال شد. در علم پزشکی اگرچه بیشتر دانشهای پزشکی به ویژه از راه ترجمه آثار بقراط و جالینوس به دست مسلمانان رسید اما بسیاری از مسائلی که پزشکان مسلمان درخصوص بیماران خود با آن روبرو بودند به سرزمینهای اسلامی و شرایط خاص آن مربوط بود که در آثار یونانی ذکری از آن نشده بود. شاید به این دلیل وقتی که دیوسقوریدس یونانی در کتاب الحشائش ۴۵۰ نوع دارو را بیان کرد در تمدن اسلامی توسط ابن بیطار به ۲۵۰۰ دارو رسید. به علاوه دستورات بهداشتی قرآن و پیامبر اسلام و ائمه معصوم (ع) نقش به سزایی در طب اسلامی داشت که هچ سابقه ای در تمدن های گذشته نداشته است. از طرف دیگر در تمدن اسلامی در زمینه علم پزشکی چهار دانشنامه تألیف شد که بسیار ارزشمند بوده و حاوی نکات بدیع پزشکی می باشد که قبلا به آنها پرداخته نشده بود. کتابهایی که به قول زیگرید هونکه سیر تاریخ را تغییر داد از جمله کتابهای المنصوری فی الطب و الحاوی محمدبن زکریای رازی، کامل الصناعه الطبیه علی بن عباس مجوسی اهوازی و نیز ابن سینا، نامی به صلابت تمدن ایرانی اسلامی، با نگارش قانون طب شاهکار پزشکی را در جهان ایجاد نمود. ابوالقاسم زهراوی اندلسی نیز نزد غربی ها، بزرگترین پزشک و جراح عصر خود بلکه مشهورترین جراح مسلمانان بود و کتاب او به نام «التصریف لمن عجز عن التالیف» دایره المعارفی است که در آن شرح عملهای جراحی و تشریح و ترسیم حدود دویست وسیله جراحی، ارائه شده است. ضمناً او بیماریهای هموفیلی، شیوه سوزاندن زخم و شکستن سنگهای مثانه را نیز نشان داد. ایجاد بیمارستانهای مجهز، تخصص در طب اطفال، جراحی و کالبدشکافی و اختراع ابزار آن، بیماری های چشم، تشخیص تفاوت آبله و سرخک، وجود بیماری های مسری، داروسازی و ترکیب داروها، گردش خون ریوی و به طور کلی ایجاد پزشکی بالینی از مهمترین ابتکارات مسلمانان در علم پزشکی بود. همانطوری که مشاهده می شود، در تمدن اسلامی واقعیت هایی کشف گردید که باعث تحول دنیای آن روز شد. به تعبیر دیگر تولید علم توسط دانشمندان مسلمان هم بنیادی بود و هم کاربردی. یعنی از یک طرف به کشف روابط میان پدیده ها و وضع نظریه و قانون علمی پرداخته شد و از طرف دیگر برای کارها ابداعات و اختراعاتی صورت گرفت. تولید علم در تمدن اسلامی نه تنها با نیازهای جامعه اسلامی کاملاً متناسب بود بلکه دیگران نیز از آن بهره مند شدند.(منبع: نهضت تولید علم در تمدن اسلامی، احمدرضا بهنیافر)
منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱- علی اکبر ولایتی، فرهنگ و تمدن اسلامی
۲- محمدرضا حکیمی، دانش مسلمین
۳- فاطمه جان احمدی،تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی
۴- ذبیح الله صفا، تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی
۵- سیدحسین نصر، علم و تمدن در اسلام.

پی نوشت ها:
۱ـ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۰، ص۱۸۷، تحقیق:محمد الباقر البهبودی، یحیی العابدی الزنجانی، السیدکاظم الموسوی المیاموی، ناشر:مؤسسه الوفاء – بیروت – لبنان، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ه. ق.
۲ـ الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی (مُشَکَّل)، ج۱، ص۷۸، تحقیق:علی اکبر الغفاری، چاپ:الخامسه، تابستان ۱۳۶۳ ش، ناشر:دار الکتب الاسلامیه – تهران – ایران.
۳ـ سیدرضی، محمّد رضی بن حسن، نهج البلاغه، ص۹۶، خطبه ۶۴.
۴ـ ابن‌خلکان، ابوالعباس شمس‌الدین احمد بن محمد بن ابی‌بکر الوفاه:۶۸۱ه، وفیات الاعیان وانباء ابناء الزمان، ج۱، ص۳۲۷، تحقیق:احسان عباس، ناشر:دار الثقافه – لبنان.

Print Friendly, PDF & Email
0 0 votes
Article Rating
No votes yet.
Please wait...
3 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
امیرعلی
4 ماه ها پیش

ببخشید در مورد پارادوکس های زنون و راسل سوال داشتم که از نظر فلسفی چگونه به آن پاسخ می دهید و بی نهایت در فلسفه چگونه تعریف می شود

امیرعلی
4 ماه ها پیش

خدا خیرتان دهد خیلی عالی بود فقط از این دست احادیث که حقایق علمی دارند در کدام کتاب ها وجود دارند

3
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x