سرخط خبرها

اگر کسی با مشکل اعتقادی از دنیا برود آیا باز خواست می شود ؟ بر روحش چه تاثیری دارد ؟ یعنی ممکن است داخل جهنم شود در حالی که معتقد به خداست ؟

پرسش : اگر کسی با مشکل اعتقادی از دنیا برود آیا باز خواست می شود ؟ بر روحش چه تاثیری دارد ؟ یعنی ممکن است داخل جهنم شود در حالی که معتقد به خداست ؟
پاسخ : شخصی به نام ضریس کناسى گوید: به امام باقر( علیه السّلام ) عرض کردم قربانت گردم خداشناسانى که به محمد (صلى اللَّه علیه و آله) ایمان دارند و مسلمان هستند و از دنیا مى‏روند ولى امامى را نمى‏شناسند و به ولایت شما معتقد نیستند پایان کار آنها چه خواهد شد؟ امام (علیه السّلام) فرموند: آنها در قبرهاى خود خواهند ماند و از آنجا بیرون نخواهند گردید، هر کدام از آنها که کارهاى نیک انجام داده باشند و عداوت و عنادى از آن‏ها نسبت به ما ظاهر نشده باشد از قبر او راهى به طرف بهشت خداوند باز مى‏گردد و روح و بشارت به قبر او مى‏رسد. این چنین آدمى در قبر خود ( جایگاه برزخی خود ) زندگى مى‏کند تا روز قیامت برپا شود، در آن هنگام در پیشگاه عدل خداوندى حاضر مى‏گردد و به حساب کار او مى‏رسند و خوبى‏ها و بدیهاى او را در نظر مى‏گیرند، در اینجا یا به طرف بهشت مى‏روند و یا به طرف دوزخ رهسپار مى‏شوند ، وضع اینها بستگى به امر خداوند دارد. امام (علیه السّلام) فرمود: با مستضعفان و افرادى که عقل درستى ندارند و نیک و بد را از هم تمیز نمى‏دهند و با اطفال و فرزندان مسلمانان که هنوز به سن بلوغ نرسیده‏اند همین گونه رفتار مى‏گردد، اما ناصبیان (دشمنان اهل بیت ) که اهل قبله هستند ، براى آنها هم خطّى از قبر (جایگاه برزخی او ) به طرف دوزخ کشیده مى‏ شود. از آن دوزخ شعله ‏هاى آتش و دود و گرمى به قبرش وارد مى‏گردد و او را معذّب مى‏کند و بعد از این هم راه آنها به جهنم( جهنّم اخروی ) ختم مى‏شود، و در آن جا نگهدارى مى‏گردند و به آنها مى‏گویند شما غیر از خدا به دیگران توجه کردید، کجا هست آن امامى که خود اختیار کردید و امام منصوب از طرف خدا را رها نمودید. »( الکافی ج : ۳ ص : ۲۴۷)در این حدیث شریف بیان شده که افراد مسلمان صالح غیر شیعه که بغض اهل بیت علیهم السلام را نداشته باشند ، در عالم برزخ وارد جهنّم نمی شوند ولی وارد بهشت برزخی هم نمی شوند ؛ بلکه در جایگاه برزخی خود می مانند ؛ و از بهشت برزخی راهی به سوی جایگاه برزخی او باز می شود تا او از راه دور از نعمتهای بهشتی بهرمند شود.
ـ « عَنْ زُرَارَهَ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها یَجْرِی لِهَؤُلَاءِ مِمَّنْ لَا یَعْرِفُ مِنْهُمْ هَذَا الْأَمْرَ فَقَالَ لَا إِنَّمَا هَذِهِ لِلْمُؤْمِنِینَ خَاصَّهً قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ أَ رَأَیْتَ مَنْ صَامَ وَ صَلَّى وَ اجْتَنَبَ الْمَحَارِمَ وَ حَسُنَ وَرَعُهُ مِمَّنْ لَا یَعْرِفُ وَ لَا یَنْصِبُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ أُولَئِکَ الْجَنَّه. ــــــــ زراره گوید: از امام صادق علیه السّلام سؤال شد و من هم در آن جا بودم که تفسیر « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ـــ هر که با حسنه ای به آخرت بیاید برای او ده تا مثل آن است» چیست؟ آیا کسانى که معتقد به امامت شما نیستند مشمول این آیه مى‏باشند؟ امام فرمودند خیر این فقط براى مؤمنان مى‏باشد. عرض کردم خداوند شما را سلامت بدارد، کسانى از مخالفین که شما را هم به امامت قبول ندارند، وجود دارند که روزه مى‏گیرند، نماز مى‏خوانند و اهل ورع و تقوا مى‏باشند ولى با شما عناد ندارند؛ امام فرمودند: این جماعت وارد بهشت مى‏گردند و مشمول رحمت خداوند مى‏شوند.»( بحار الأنوار ج‏ ۶۹ ؛ص ۱۶۳ )
ـ « عَنْ عَبْدِ الْغَفَّارِ الْجَازِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ ضُرُوبٌ یُخَالِفُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَهِ نَاصِباً فَهُوَ مُسْتَضْعَفٌ . ـــــ عبد الغفار جازى گوید: امام صادق علیه السّلام فرمودند: مستضعفان گروه‏هائى مى‏باشند که پاره‏اى با پاره‏اى دیگر مخالفت دارند، هر کس از اهل قبله به حدّ ناصبى نرسد او مستضعف است.» (بحار الأنوار ؛ ج‏۶۹ ؛ص ۱۵۹ ) ۹ـ « عَنْ أَبِی حَنِیفَهَ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ عَرَفَ الِاخْتِلَافَ فَلَیْسَ بِمُسْتَضْعَف‏. ــــ ابو حنیفه که یکى از شیعیان است گوید: امام صادق علیه السّلام فرمودند: هر کس اختلاف در عقائد و آراء را بشناسد مستضعف نیست‏.»(بحار الأنوار ؛ ج‏۶۹ ؛ص۱۶۲)۱۰ـ « عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ عَرَفَ اخْتِلَافَ النَّاسِ فَلَیْسَ بِمُسْتَضْعَفٍ . ــــــ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمودند: هر که به اختلاف مردم آشنا باشد و آن را دریابد از مستضعفان بشمار نمى‏رود.»(بحار الأنوار ؛ج‏۶۹ ؛ ص ۱۶۲) ۱۱ـ «عَنْ زُرَارَهَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَ أَنَا أُکَلِّمُهُ فِی الْمُسْتَضْعَفِینَ أَیْنَ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ أَیْنَ الْمُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ أَیْنَ الَّذِینَ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً أَیْنَ الْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ أَیْنَ أَهْلُ تِبْیَانِ اللَّهِ أَیْنَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَهً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلًا فَأُولئِکَ عَسَى اللَّهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ کانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً . ـــــــ زراره گوید: من با حضرت باقر علیه السّلام در باره مستضعفان گفتگو مى‏کردم، امام فرمودند: اصحاب اعراف کجا هستند، آنها که به رحمت خداوند امیدوارند کجا مى‏باشند، آنها که کارهاى نیک و بد را به هم آمیخته‏اند چه مى‏کنند. کسانى که باید دلهاى آنها را به دست آورد و از دین رم نداد در کجا مى‏باشند، آنها که خداوند موضوعات را براى آنها روشن کرده‏ در کجا هستند، مستضعفان از مردان و زنان و کودکان در کجا زندگى مى‏کنند آن‏ها که راهى ندارند تا هدایت شوند، امید است خداوند از آنها درگذرد و مورد عفو قرار دهد.» (بحار الأنوار ؛ ج‏۶۹ ؛ص۱۶۴)
نتیجه روایات:
۱ـ شیعیان غیر فاسق اهل بهشتند ؛ لکن مرتبه بهشت آنها تابع درجه ایمان و عمل آنهاست.
۲ـ شیعیان فاسق اگر فسقشان در حدّ زیاد باشد ابتدا وارد جهنّم شده و بعد از مدتی به حدّ فاصل بین بهشت و جهنّم منتقل می شوند و در نهایت وارد درجات پایین بهشت می شوند. ولی اگر فسق آنها متوسّط باشد وارد جهنّم نمی شوند بلکه بین بهشت و جهنّم منتظر شفاعت اولیاء الهی می مانند و در نهایت به درجات پایین بهشت بار می یابند. امّا اگر فسق آنها اندک باشد بنا به برخی روایات ــ که در اینجا ذکر نشد ــ در برزخ معذّب می شوند ولی در آخرت وارد بهشت می شوند. همچنین همه این سه گروه در برزخ معذّب خواهند بود.
۳ـ کفّار ، مشرکین ، و مسلمانان ناصبی که با اهل بیت علیهم السلام عداوت دارند ، اهل جهنّم اند.
۴ـ مسلمانان غیر شیعه که عداوتی با اهل بیت علیهم السلام ندارند ، اگر فاسق باشند اهل جهنّمند ؛ چون وقتی شیعه فاسق اهل جهنّم شد غیر شیعه فاسق به نحو اولی اهل جهنّم است ؛ لکن امید نجات برای این گروه نیز وجود دارد ؛ به خصوص اگر اهل بیت علیهم السلام را محترم بدانند.
۵ ـ مسلمانان غیر شیعه و غیر ناصبی اگر اهل ورع باشند ؛ و راه تقوا پیش بگیرند ؛ اهل بهشتند لکن به درجات بالای بهشت نمی رسند. البته به شرط آنکه حقیقتاً از درک حقّانیّت اهل بیت علیهم السلام قاصر باشند. امّا اگر قدرت درک حقّ و باطل را در مساله امامت داشته باشند ؛ ولی عمداً در این باره تحقیق نکنند ، به این راحتی نمی توان آنها را اهل بهشت دانست ؛ گرچه حکم به جهنّمی بودن آنها نیز آسان نیست .شاید بتوان اینها را هم در ردیف مسلمانان غیر شیعه ی فاسق و غیر معاند قرار داد ؛ چون تحقیق در مساله امامت بر آنها واجب بوده است. امّا اگر کسی که به گمان خود قدرت فهم را در این زمینه دارد ، تحقیق کند ولی حقّانیّت شیعه برای او ثابت نشود ، او معذور است ؛ و در حقیقت چنین کسی قدرت درک لازم را در این رابطه ندارد ؛ بلکه خودش خودش را اهل درک می پندارد. لذا چنین کسی در جرگه مستضعفین فکری است. چنین کسی اهل اجتهاد و فهم نیست بلکه اهل سواد و حفظ و ارائه مطالب است. مستضعف فکری بودن مستلزم بی سواد یا کم سواد بودن نیست ؛ بلکه حتّی ممکن است یک شخص مجتهد و دانشمند در برخی علوم نیز در بحث اعتقادات مستضعف فکری باشد ، و نتواند در میان انبوه آراء و ادلّه ، رأی و دلیل درست را تشخیص دهد. امّا اگر کسی حقیقتاً اهل فهم باشد و در این رابطه تحقیق کرده و حق را دریابد ولی تحت تاثیر هوای نفس ،آن را نپذیرد ، یقیناً چنین کسی اهل جهنّم خواهد بود ؛ بلکه چنین کسی از بدترین ساکنان جهنّم است. چون عدم اعتراف او به حقیقت باعث انحراف دیگران نیز می شود. این گروه در واقع ناصبیهای پنهانند که آشکارا با اهل بیت علیهم السلام دشمنی نمی کنند ولی در دل از آنها روی گردانند. اینها به صراحت بر ضدّ اهل بیت علیهم السلام سخن نمی گویند ولی معارف آنها و اعتقادات شیعه را که از اهل بیت علیهم السلام گرفته اند به باد انتقاد و فحش می گیرند ؛ و چه بسا فتوا به شرک شیعه می دهند. عدم اظهار دشمنی اینها با اهل بیت علیهم السلام نیز عمدتاً از آن جهت است که اکثر علمای اهل سنّت محبّت اهل بیت علیهم السلام را بنا به آیه « … قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى … »( الشورى:۲۳) واجب شرعی دانسته اند. لذا اینها از ترس واکنش اکثر علمای اهل سنّت دشمنی خود را به زبان نمی آورند ؛ ولی در عمل، سعی می کنند هر اثری را که مربوط به اهل بیت می باشد ، نابود کنند. ۶ـ اگر کسی خدا را بشناسد، و حقیقتاً تابع احکام عقل و تابع باقی مانده ی دین یکی از انبیاء باشد، و توان عملی تحقیق در مورد دین حقّ را هم نداشته باشد، یا اساساً مستضعف فکری باشد و استعداد تحقیق نداشته باشد، با او به اندازه توانش و بر اساس اعمالش رفتار می شود. لذا این گونه افراد جهنّم نمی روند؛ مگر به اندازه ی گناهشان؛ و در نهایت امید نجات دارند. امّا اگر امکان و استعداد تحقیق را دارد ولی تحقیق نمی کند، اگر عامل به احکام عقل و باقی مانده ی دین یکی از انبیاء باشد، جهنّم می رود امّا تا ابد در آن نمی ماند. امّا اگر تحقیق نمود و به حقّ رسید و ایمان نیاورد، او در جرگه ی کفّار خواهد بود.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 2 votes.
Please wait...

دیدگاه ها