سرخط خبرها

زهد به چه معناست و فلسفه ی زهد در شیعه چیست ؟

پرسش : فلسفه زهد در شیعه چیست ؟ ایا کسانی مثل رابعه ادویه یا پیامبرانی مانند حضرت یحیی یا حضرت داوود یا حضرت عیسی که مدام به خود سختی می دادند از نظر دین ما چه وضعیتی دارند ؟ در داستان های حضرت علی هم ایشان به غیر از دوران خلافت زهد می ورزیدند . ممنون می شوم پاسخ دهید
پاسخ :پرسشگر گرامی به نکات زیر توجه نمایید :
الف ) زهد 
زهد در لغت به معانی «بی­ رغبت شدن، روی بازگدانیدن از چیزی، پارسایی و ترک دنیا می­باشد» 
و در اصطلاح به معنی «بی­رغبتی و دل نبستن به ظاهر دنیا به خاطر بدست آوردن آخرت و خشنودی و رضوان خداوند می­باشد».
«در فرهنگ اسلام زهد به این معنا نیست که انسان از مال و منال دنیوی برخوردار نباشد، بلکه رکن اساسی و حقیقت زهد آن است که آدمی اسیر دنیا و مظاهر آن نگشته و در عین بهره مندی از آن، امیر و حاکم بر آن باشد؛ زهد دل کندن از دنیا و پرهیز از آمال و آرزوهایی است که تعلق به آنها انسان را زمین گیر می­سازد».
«زهد غبار روبی دل است. صحنه دل، چون آیینه، مایل به سوی حق است و هر علاقه­ای به غیر خدا غباری است بر آیینه دل و چنان غبارآلوده و گرد گرفته، راهی به حریم خدا ندارد و غبار روبی ضریح دل و گردگیری رواق جان، شرط لازم تابش نور حق در آیینه دل است». 

ب) تفسیر نادرست از زهد
یکی از کمالات اخلاقی انسان زهد و ساده زیستی است و در متون دینی ما در باب مخالفت با تجملات دنیوی و دنیاگرایی تأکیدات فراوانی وارد شده است. اما دیدگاههای مختلف در این زمینه در طول تاریخ موجب بروز تفاسیر گوناگون در عرصه فرایندهای اجتماعی گشته است. 
متأسفانه برداشت های ناروا از منابع دینی و یا نادیده گرفتن سنت و سیره حضرات معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) و اعتقادات شخصی نحله های گوناگونی را پرورانده که جمعی در مسیر افراط و گروهی در وادی تفریط حقیقت زیبای زهد و پارسایی را مشوش ساخته اند. به گونه ای که گاهی با شنیدن واژه زهد, انزوا – تنهایی- دوری از مردم و تمدن و پیشرفت و ترقی و دعا و عبادت در گوشه ای آرام و فارغ از مشغله های زندگی, در ذهن انسان تداعی می گردد. 
در حالیکه این معنی واژگونه ساختن حقیقتی ارزشی و آلوده ساختن مفهومی ملکوتی است. امام صادق (ع ) در روایتی می فرماید:« زهد نه آنست که مال دنیا را تباه کنی و نه آنکه حلال آنرا بر خود حرام گردانی . بلکه زهد آن است که اعتمادت به آنچه نزد حق است بیش از آن باشد که در نزد خودت یافت می شود.» (البحار, ۷۷،۱۷۲،۸) 
و امیرالمومنین علی (ع ) می فرماید: زهد در یک آیه از قرآن بیان شده است آنجا که می فرماید:« تا آنکه بخاطر از دست دادن چیزی متأسف و متأثر نشوید و بر آنچه بدستتان رسیده فرحناک نباشید.» (البحار, ۷۸/۳۷/۳) و لذا پارسایی دل بستن به امر باقی و نومید گشتن نسبت به امر فانی است . 
دنیا و امور مادی از دیدگاه بزرگان:
حضرت امام خمینی (ره ) از مجلسی (ره ) مطلبی را نقل می کند که چکیده آن این است : دنیای مذموم اموری است که انسان را از اطاعت خدا و دوستی او و تحصیل آخرت باز می دارد. و هر چه باعث رضای خدای سبحان و قرب او شود دنیای ممدوح و از آخرت محسوب می شود. 
گرچه به حسب ظاهر از دنیا باشد. بنابراین کارهایی مثل تجارت , زراعت , و صنعت که مقصود از آنها معیشت عیال و زندگی است , اگر برای اطاعت امر خدا و صرف کردن آنها در مصارف خیریه و اعانت به محتاجان و غیر آن باشد, همه از آخرت اند گرچه مردم آن را از دنیا دانند. 
ریاضات مبتدعه و اعمال ریائیه , گرچه با تزهد و انواع مشقت هم همراه باشد از دنیای مذمومه به حساب می آید. سپس خودشان می فرمایند: آنچه مذموم است دنیای خود انسان است , (امام خمینی «ره », اربعین حدیث , ص ۱۱۸ و ۱۱۹). 
این نکته دقیق در خور دقت است که زهد یک صفت نفسانى است و این دل و باطن انسان است که باید نسبت به دنیا بى اعتنا و بى رغبت گردد نه این که زهد معنایش این باشد که انسان به کلى دنیا را رها سازد و نه مالى داشته باشد و نه ثروتى بیندوزد و… بلکه تلاش براى کسب مال حلال به هدف آسایش فرزند و عیال و پویایى جامعه انسانى و بالندگى جامعه اسلامى از عبادات بزرگ مى باشد و هیچ منافاتى با زهد ندارد. 
یکى از راه هاى کسب زهد عمل به این حدیث است. عن ابى عبیده قال: قلت لابى جعفر(ع): «حدثنى ما انتفع به فقال: یا ابا عبیده اکثر ذکر الموت فانّه لم یکثر ذکره انسان الا زهد فى الدنیا؛ ابو عبیده مى گوید به امام باقر(ع) گفتم: سخنى را برایم بفرما تا به وسیله آن بهره برم سپس حضرت فرمود: اى ابوعبیده بسیار یاد مرگ کن زیرا یادآورى مرگ به انسان نمى افزاید مگر زهد در دنیا را» (المحجه البیضاء، ج ۸، ص ۲۴۱)

ج ) ریاضت و زهد
۱ . ریاضت
ریاضت عبارت است از وارد کردن نفس، به سختى ها و مشقّات بدنى و روحى و مخالفت با هوا و هوس تا «سالک» بتواند به مقام معنوى خویش نایل شود و راه حق را بیابد. آموزه هاى اسلامى بر این امر مهر تأیید گذاشته و انسان ها را به مجاهدت با هوا و هوس و تعدیل قوا تشویق کرده است.
قرآن کریم به منظور بیرون آوردن انسان ها از حجاب هاى ظلمانى تعلقات، جهاد با نفس و مخالفت با هواهاى نفسانى را به آنان توصیه و بر آن تأکید مى کند و براى آنکه در میدان جهاد با نفس (جهاد اکبر) موفق باشند، به صبر و استقامت و استعانت از حضرت حق دعوت مى فرماید: مقالات، ج ۱، ص ۷۰ «وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا»عنکبوت (۲۹)، آیه ۶۹ «و آنان که در راه ما مجاهده و کوشش کردند، به راه خویش هدایت مى کنیم». «وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما یُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ همان، آیه ۹ ؛ «و هر که بکوشد، تنها براى خود مى کوشد؛ زیرا خدا از جهانیان سخت بى نیاز است». روایات نیز آکنده از تأکید بر مجاهده با نفس و مبارزه با آن است و از هر کارى مهم تر تلقى شده است. نگا: میزان الحکمه، ج ۲، صص ۱۳۹ – ۱۴۱ 
مردن تن در ریاضت زندگى است 
رنج این روح را پایندگى است 

۲ . اهداف ریاضت 
بنابر آنچه که ابوعلى سینا نوشته است ، سه چیز است: 
۱ . غیر خداوند را از سر راه دور کند. 
۲ . انسان از آن جهت که ترکیبى از عقل و شهوت است و پهنه وجودش صحنه کشمکش قواى سفلى و علوى است؛ براى سفر بدون مزاحم به سوى بالا، باید کارى کند که جنبه سِفْلىّ نفس (نفس اماره) مطیع و تسلیم جنبه عِلْوِىّ و عقلى (نفس مطمئنه) گردد؛ وگرنه به طور دائم در حال کشمکش و رفتن و بازگشتن و ترقى و سقوط خواهد بود. 
۳ . لطیف کردن و رقیق کردن روح است تا آماده قبول انوار و تجلیاتى شود. نگا: اشارات، ج ۳، نمط نهم؛ مقالات، ج ۲، صص ۱۶۸ و ۱۶۹ ؛ پس ریاضت براى خالص و پالایش کردن وجود آدمى است .

ج ) انواع ریاضت 
از یک چشم انداز مى توان ریاضت را به دو نوع تقسیم کرد: 
۱٫ریاضت به صورت مطلق( قطع نظر از آموزه هاى دینى)
۲٫ریاضت شرعی (در قالب آموزه هاى دینى و براساس معیارهاى شرعى. )
۱٫ ریاضت به صورت مطلق
ریاضت به معناى مطلق، عبارت است از اینکه انسان از هر راه ممکن، جسم خود را به مشقّت بیندازد تا مهارت ها و توانمندى هایى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اینکه آیا چنین عملى از نظر احکام شرعى و مبانى دینى صحیح است یا نه. 
از این رو مرتاضانى که بدون در نظر گرفتن شریعت الهى، ریاضت مى کشند، براى رسیدن به هدف خود، هر عملى را انجام مى دهند! حال فرقى نمى کند این کار از نظر شرعى حرام باشد، یا با کرامت انسانى سازگار نباشد؛ زیرا آنان بر این باورند که فلان عمل، موجب تقویت روح یا اراده شان مى شود.
۲ . ریاضت شرعی
در ریاضت هاى شرعی (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شریعت خارج نمى شود و هر قدرت و نیرویى براى او مطلوب نیست. او براساس احکام الهى روزه مى گیرد؛ زیرا اعمال احکام دینى، براى این است که انسان را در حوزه عبودیت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتیجه واثر ریاضت هاى شرعى و غیرشرعى کاملاً با هم متفاوت است.

د ) فرق هاى ریاضت مطلق و شرعی
۱ . ریاضت به معناى مطلق، عبارت است از اینکه انسان از هر راه ممکن، جسم خود را به مشقّت بیندازد تا مهارت ها و توانمندى هایى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اینکه آیا چنین عملى از نظر احکام شرعى و مبانى دینى صحیح است یا نه. 
از این رو مرتاضانى که بدون در نظر گرفتن شریعت الهى، ریاضت مى کشند، براى رسیدن به هدف خود، هر عملى را انجام مى دهند! حال فرقى نمى کند این کار از نظر شرعى حرام باشد، یا با کرامت انسانى سازگار نباشد؛ زیرا آنان بر این باورند که فلان عمل، موجب تقویت روح یا اراده شان مى شود. حال آنکه در ریاضت هاى دینى (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شریعت خارج نمى شود و هر قدرت و نیرویى براى او مطلوب نیست. او براساس احکام الهى روزه مى گیرد؛ زیرا اعمال احکام دینى، براى این است که انسان را در حوزه عبودیت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتیجه واثر ریاضت هاى شرعى و غیرشرعى کاملاً با هم متفاوت است.
۲ . فرق دیگر ریاضت دینى با ریاضت غیردینى، این است که دین، به انسان اجازه ضرر زدن به خود یا به دیگرى را نمى دهد و اعمال او همواره بایدفایده عقلایى داشته باشد. براى مثال روزه عمل واجبى است که افراد مکلّف، باید آن را بگیرند.
اما همین روزه اگر در جایى موجب آسیب شدید جسمانى،یا بیمارى و یا تشدید آن گردد، حکم آن لغو مى شود و چنین فردى نباید روزه بگیرد.
در حالى که شخص در ریاضت مطلق ، ممکن است عملى را به این جهت انجام دهد که موجب تقویت اراده شود و کارى ندارد به اینکه این عمل ممکن است براى او ضرر داشته باشد یا نه. 
به عبارت دیگر بر اساس قاعده کلى «لاضرر و لا ضرار فى الاسلام» ،ضرر رساندن و ضرر دیدن در اسلام و احکام آن، قرار داده نشده است. همچنین بر اساس قاعده «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» بقره (۲)، آیه ۲۸۶ ؛ خداوند براى هیچ کس بیشتر ازتوانایى اش تکلیف نمى کند. مرتاض این قواعد و اصول را نه تنها مد نظر ندارد؛ بلکه ممکن است برخلاف آن عمل کند؛ به این جهت که مى خواهد با ریاضت، ابعاد روحى و روانى خود را تقویت کند. از همین رو بسیارى از احکام اولیه، ممکن است در مورد عده اى، تغییر کند یا آن تکلیف اولیه از دوش آنان برداشته شود. 
براى مثال اگر کسى بیمار است و روزه گرفتن براى او ضرر دارد، یا درمان او را به تأخیر مى اندازد و نیز افرادى که مسافر هستند، نباید روزه بگیرند.
۳ . فرق دیگر مربوط به انگیزه و هدفى است که مرتاض دنبال مى کند.
اگر از مرتاض سؤال شود انگیزه و هدف تو از این عمل چیست، ممکن است بگوید: براى تقویت روح، یا به جهت تقویت اراده، یا به دلیل اینکه بتوانم توانایى به دست آورم. اما نخستین شرط روزه این است که روزه دار، باید نیت و قصد «قربت» کند: «انما الاعمال بالنیات» ( مستدرک الوسایل، ج ۱، ص ۹۰) . البته روزه دار نیز ممکن است انگیزه اش دستیابى به بهشت و نعمت هاى بهشتى باشد؛ اما باید قصد «قربه الى الله» کند. او مى خواهد در قالب بندگى، رضایت خدا را به دست آورد و به دنبال آن، از نعمت هاى مادى و معنوى نیز بهره بگیرد. پس در ریاضت هاى الهى، قصد و انگیزه الهى است؛ ولى معلوم نیست مرتاض چنین هدفى را دنبال کند.
۴ . یکى دیگر از فرق هایى که بین ریاضت هاى غیر دینى و ریاضت هاى دینى وجود دارد، به کارگیرى محصولات و نتایج ریاضت است. یک انسان مؤمن – که در قالب عمل به احکام الهى به کمالاتى دست مى یابد هرگز حاضر نیست از این کمالى که به دست آورده، سوء استفاده کند و در راه حرام، آن را به کار گیرد. اما مرتاض ممکن است در اثر ریاضت، توانمندى هایى به دست آورد و در راه غیرصحیح و غیرمشروع از آن استفاده کند.

*** بنابراین با توجه به این که برای رسیدن به زهد نیاز به یک سری ریاضت می باشد ، اما یکی از شرایط ریاضت و تنبیه کردن نفس در اسلام این است که انسان اجازه ضرر زدن به خود یا به دیگرى را ندارد و اعمال او همواره باید فایده عقلایى داشته باشد ، و تنبیه و ریاضت غیر شرعی جایز نیست .
همانطور که گفته شد امام خمینی «ره » در این زمینه می فرماید : ریاضات مبتدعه و اعمال ریائیه ، گرچه با تزهد و انواع مشقت هم همراه باشد از دنیای مذمومه به حساب می آید. سپس خودشان می فرمایند: آنچه مذموم است دنیای خود انسان است . (امام خمینی «ره »، اربعین حدیث ، ص ۱۱۸ و ۱۱۹). 
پیامبران الهی و ائمه معصومین علیهم السلام نیز در چهار چوب دین و مذهب خود ریاضت کشیده و از این محدوده خارج نمی شدند ، به دلیل آنکه این بزرگواران معصوم بوده و از دستورات خداوند متعال پیروی می کردند.

پرسشگر گرامی به نکات زیر توجه نمایید :
الف ) زهد 
زهد در لغت به معانی «بی­ رغبت شدن، روی بازگدانیدن از چیزی، پارسایی و ترک دنیا می­باشد» 
و در اصطلاح به معنی «بی­رغبتی و دل نبستن به ظاهر دنیا به خاطر بدست آوردن آخرت و خشنودی و رضوان خداوند می­باشد».
«در فرهنگ اسلام زهد به این معنا نیست که انسان از مال و منال دنیوی برخوردار نباشد، بلکه رکن اساسی و حقیقت زهد آن است که آدمی اسیر دنیا و مظاهر آن نگشته و در عین بهره مندی از آن، امیر و حاکم بر آن باشد؛ زهد دل کندن از دنیا و پرهیز از آمال و آرزوهایی است که تعلق به آنها انسان را زمین گیر می­سازد».
«زهد غبار روبی دل است. صحنه دل، چون آیینه، مایل به سوی حق است و هر علاقه­ای به غیر خدا غباری است بر آیینه دل و چنان غبارآلوده و گرد گرفته، راهی به حریم خدا ندارد و غبار روبی ضریح دل و گردگیری رواق جان، شرط لازم تابش نور حق در آیینه دل است». 

ب) تفسیر نادرست از زهد
یکی از کمالات اخلاقی انسان زهد و ساده زیستی است و در متون دینی ما در باب مخالفت با تجملات دنیوی و دنیاگرایی تأکیدات فراوانی وارد شده است. اما دیدگاههای مختلف در این زمینه در طول تاریخ موجب بروز تفاسیر گوناگون در عرصه فرایندهای اجتماعی گشته است. 
متأسفانه برداشت های ناروا از منابع دینی و یا نادیده گرفتن سنت و سیره حضرات معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) و اعتقادات شخصی نحله های گوناگونی را پرورانده که جمعی در مسیر افراط و گروهی در وادی تفریط حقیقت زیبای زهد و پارسایی را مشوش ساخته اند. به گونه ای که گاهی با شنیدن واژه زهد, انزوا – تنهایی- دوری از مردم و تمدن و پیشرفت و ترقی و دعا و عبادت در گوشه ای آرام و فارغ از مشغله های زندگی, در ذهن انسان تداعی می گردد. 
در حالیکه این معنی واژگونه ساختن حقیقتی ارزشی و آلوده ساختن مفهومی ملکوتی است. امام صادق (ع ) در روایتی می فرماید:« زهد نه آنست که مال دنیا را تباه کنی و نه آنکه حلال آنرا بر خود حرام گردانی . بلکه زهد آن است که اعتمادت به آنچه نزد حق است بیش از آن باشد که در نزد خودت یافت می شود.» (البحار, ۷۷،۱۷۲،۸) 
و امیرالمومنین علی (ع ) می فرماید: زهد در یک آیه از قرآن بیان شده است آنجا که می فرماید:« تا آنکه بخاطر از دست دادن چیزی متأسف و متأثر نشوید و بر آنچه بدستتان رسیده فرحناک نباشید.» (البحار, ۷۸/۳۷/۳) و لذا پارسایی دل بستن به امر باقی و نومید گشتن نسبت به امر فانی است . 
دنیا و امور مادی از دیدگاه بزرگان:
حضرت امام خمینی (ره ) از مجلسی (ره ) مطلبی را نقل می کند که چکیده آن این است : دنیای مذموم اموری است که انسان را از اطاعت خدا و دوستی او و تحصیل آخرت باز می دارد. و هر چه باعث رضای خدای سبحان و قرب او شود دنیای ممدوح و از آخرت محسوب می شود. 
گرچه به حسب ظاهر از دنیا باشد. بنابراین کارهایی مثل تجارت , زراعت , و صنعت که مقصود از آنها معیشت عیال و زندگی است , اگر برای اطاعت امر خدا و صرف کردن آنها در مصارف خیریه و اعانت به محتاجان و غیر آن باشد, همه از آخرت اند گرچه مردم آن را از دنیا دانند. 
ریاضات مبتدعه و اعمال ریائیه , گرچه با تزهد و انواع مشقت هم همراه باشد از دنیای مذمومه به حساب می آید. سپس خودشان می فرمایند: آنچه مذموم است دنیای خود انسان است , (امام خمینی «ره », اربعین حدیث , ص ۱۱۸ و ۱۱۹). 
این نکته دقیق در خور دقت است که زهد یک صفت نفسانى است و این دل و باطن انسان است که باید نسبت به دنیا بى اعتنا و بى رغبت گردد نه این که زهد معنایش این باشد که انسان به کلى دنیا را رها سازد و نه مالى داشته باشد و نه ثروتى بیندوزد و… بلکه تلاش براى کسب مال حلال به هدف آسایش فرزند و عیال و پویایى جامعه انسانى و بالندگى جامعه اسلامى از عبادات بزرگ مى باشد و هیچ منافاتى با زهد ندارد. 
یکى از راه هاى کسب زهد عمل به این حدیث است. عن ابى عبیده قال: قلت لابى جعفر(ع): «حدثنى ما انتفع به فقال: یا ابا عبیده اکثر ذکر الموت فانّه لم یکثر ذکره انسان الا زهد فى الدنیا؛ ابو عبیده مى گوید به امام باقر(ع) گفتم: سخنى را برایم بفرما تا به وسیله آن بهره برم سپس حضرت فرمود: اى ابوعبیده بسیار یاد مرگ کن زیرا یادآورى مرگ به انسان نمى افزاید مگر زهد در دنیا را» (المحجه البیضاء، ج ۸، ص ۲۴۱)

ج ) ریاضت و زهد
۱ . ریاضت
ریاضت عبارت است از وارد کردن نفس، به سختى ها و مشقّات بدنى و روحى و مخالفت با هوا و هوس تا «سالک» بتواند به مقام معنوى خویش نایل شود و راه حق را بیابد. آموزه هاى اسلامى بر این امر مهر تأیید گذاشته و انسان ها را به مجاهدت با هوا و هوس و تعدیل قوا تشویق کرده است.
قرآن کریم به منظور بیرون آوردن انسان ها از حجاب هاى ظلمانى تعلقات، جهاد با نفس و مخالفت با هواهاى نفسانى را به آنان توصیه و بر آن تأکید مى کند و براى آنکه در میدان جهاد با نفس (جهاد اکبر) موفق باشند، به صبر و استقامت و استعانت از حضرت حق دعوت مى فرماید: مقالات، ج ۱، ص ۷۰ «وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا»عنکبوت (۲۹)، آیه ۶۹ «و آنان که در راه ما مجاهده و کوشش کردند، به راه خویش هدایت مى کنیم». «وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما یُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ همان، آیه ۹ ؛ «و هر که بکوشد، تنها براى خود مى کوشد؛ زیرا خدا از جهانیان سخت بى نیاز است». روایات نیز آکنده از تأکید بر مجاهده با نفس و مبارزه با آن است و از هر کارى مهم تر تلقى شده است. نگا: میزان الحکمه، ج ۲، صص ۱۳۹ – ۱۴۱ 
مردن تن در ریاضت زندگى است 
رنج این روح را پایندگى است 

۲ . اهداف ریاضت 
بنابر آنچه که ابوعلى سینا نوشته است ، سه چیز است: 
۱ . غیر خداوند را از سر راه دور کند. 
۲ . انسان از آن جهت که ترکیبى از عقل و شهوت است و پهنه وجودش صحنه کشمکش قواى سفلى و علوى است؛ براى سفر بدون مزاحم به سوى بالا، باید کارى کند که جنبه سِفْلىّ نفس (نفس اماره) مطیع و تسلیم جنبه عِلْوِىّ و عقلى (نفس مطمئنه) گردد؛ وگرنه به طور دائم در حال کشمکش و رفتن و بازگشتن و ترقى و سقوط خواهد بود. 
۳ . لطیف کردن و رقیق کردن روح است تا آماده قبول انوار و تجلیاتى شود. نگا: اشارات، ج ۳، نمط نهم؛ مقالات، ج ۲، صص ۱۶۸ و ۱۶۹ ؛ پس ریاضت براى خالص و پالایش کردن وجود آدمى است .

ج ) انواع ریاضت 
از یک چشم انداز مى توان ریاضت را به دو نوع تقسیم کرد: 
۱٫ریاضت به صورت مطلق( قطع نظر از آموزه هاى دینى)
۲٫ریاضت شرعی (در قالب آموزه هاى دینى و براساس معیارهاى شرعى. )
۱٫ ریاضت به صورت مطلق
ریاضت به معناى مطلق، عبارت است از اینکه انسان از هر راه ممکن، جسم خود را به مشقّت بیندازد تا مهارت ها و توانمندى هایى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اینکه آیا چنین عملى از نظر احکام شرعى و مبانى دینى صحیح است یا نه. 
از این رو مرتاضانى که بدون در نظر گرفتن شریعت الهى، ریاضت مى کشند، براى رسیدن به هدف خود، هر عملى را انجام مى دهند! حال فرقى نمى کند این کار از نظر شرعى حرام باشد، یا با کرامت انسانى سازگار نباشد؛ زیرا آنان بر این باورند که فلان عمل، موجب تقویت روح یا اراده شان مى شود.
۲ . ریاضت شرعی
در ریاضت هاى شرعی (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شریعت خارج نمى شود و هر قدرت و نیرویى براى او مطلوب نیست. او براساس احکام الهى روزه مى گیرد؛ زیرا اعمال احکام دینى، براى این است که انسان را در حوزه عبودیت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتیجه واثر ریاضت هاى شرعى و غیرشرعى کاملاً با هم متفاوت است.

د ) فرق هاى ریاضت مطلق و شرعی
۱ . ریاضت به معناى مطلق، عبارت است از اینکه انسان از هر راه ممکن، جسم خود را به مشقّت بیندازد تا مهارت ها و توانمندى هایى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اینکه آیا چنین عملى از نظر احکام شرعى و مبانى دینى صحیح است یا نه. 
از این رو مرتاضانى که بدون در نظر گرفتن شریعت الهى، ریاضت مى کشند، براى رسیدن به هدف خود، هر عملى را انجام مى دهند! حال فرقى نمى کند این کار از نظر شرعى حرام باشد، یا با کرامت انسانى سازگار نباشد؛ زیرا آنان بر این باورند که فلان عمل، موجب تقویت روح یا اراده شان مى شود. حال آنکه در ریاضت هاى دینى (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شریعت خارج نمى شود و هر قدرت و نیرویى براى او مطلوب نیست. او براساس احکام الهى روزه مى گیرد؛ زیرا اعمال احکام دینى، براى این است که انسان را در حوزه عبودیت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتیجه واثر ریاضت هاى شرعى و غیرشرعى کاملاً با هم متفاوت است.
۲ . فرق دیگر ریاضت دینى با ریاضت غیردینى، این است که دین، به انسان اجازه ضرر زدن به خود یا به دیگرى را نمى دهد و اعمال او همواره بایدفایده عقلایى داشته باشد. براى مثال روزه عمل واجبى است که افراد مکلّف، باید آن را بگیرند.
اما همین روزه اگر در جایى موجب آسیب شدید جسمانى،یا بیمارى و یا تشدید آن گردد، حکم آن لغو مى شود و چنین فردى نباید روزه بگیرد.
در حالى که شخص در ریاضت مطلق ، ممکن است عملى را به این جهت انجام دهد که موجب تقویت اراده شود و کارى ندارد به اینکه این عمل ممکن است براى او ضرر داشته باشد یا نه. 
به عبارت دیگر بر اساس قاعده کلى «لاضرر و لا ضرار فى الاسلام» ،ضرر رساندن و ضرر دیدن در اسلام و احکام آن، قرار داده نشده است. همچنین بر اساس قاعده «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» بقره (۲)، آیه ۲۸۶ ؛ خداوند براى هیچ کس بیشتر ازتوانایى اش تکلیف نمى کند. مرتاض این قواعد و اصول را نه تنها مد نظر ندارد؛ بلکه ممکن است برخلاف آن عمل کند؛ به این جهت که مى خواهد با ریاضت، ابعاد روحى و روانى خود را تقویت کند. از همین رو بسیارى از احکام اولیه، ممکن است در مورد عده اى، تغییر کند یا آن تکلیف اولیه از دوش آنان برداشته شود. 
براى مثال اگر کسى بیمار است و روزه گرفتن براى او ضرر دارد، یا درمان او را به تأخیر مى اندازد و نیز افرادى که مسافر هستند، نباید روزه بگیرند.
۳ . فرق دیگر مربوط به انگیزه و هدفى است که مرتاض دنبال مى کند.
اگر از مرتاض سؤال شود انگیزه و هدف تو از این عمل چیست، ممکن است بگوید: براى تقویت روح، یا به جهت تقویت اراده، یا به دلیل اینکه بتوانم توانایى به دست آورم. اما نخستین شرط روزه این است که روزه دار، باید نیت و قصد «قربت» کند: «انما الاعمال بالنیات» ( مستدرک الوسایل، ج ۱، ص ۹۰) . البته روزه دار نیز ممکن است انگیزه اش دستیابى به بهشت و نعمت هاى بهشتى باشد؛ اما باید قصد «قربه الى الله» کند. او مى خواهد در قالب بندگى، رضایت خدا را به دست آورد و به دنبال آن، از نعمت هاى مادى و معنوى نیز بهره بگیرد. پس در ریاضت هاى الهى، قصد و انگیزه الهى است؛ ولى معلوم نیست مرتاض چنین هدفى را دنبال کند.
۴ . یکى دیگر از فرق هایى که بین ریاضت هاى غیر دینى و ریاضت هاى دینى وجود دارد، به کارگیرى محصولات و نتایج ریاضت است. یک انسان مؤمن – که در قالب عمل به احکام الهى به کمالاتى دست مى یابد هرگز حاضر نیست از این کمالى که به دست آورده، سوء استفاده کند و در راه حرام، آن را به کار گیرد. اما مرتاض ممکن است در اثر ریاضت، توانمندى هایى به دست آورد و در راه غیرصحیح و غیرمشروع از آن استفاده کند.

*** بنابراین با توجه به این که برای رسیدن به زهد نیاز به یک سری ریاضت می باشد ، اما یکی از شرایط ریاضت و تنبیه کردن نفس در اسلام این است که انسان اجازه ضرر زدن به خود یا به دیگرى را ندارد و اعمال او همواره باید فایده عقلایى داشته باشد ، و تنبیه و ریاضت غیر شرعی جایز نیست .
همانطور که گفته شد امام خمینی «ره » در این زمینه می فرماید : ریاضات مبتدعه و اعمال ریائیه ، گرچه با تزهد و انواع مشقت هم همراه باشد از دنیای مذمومه به حساب می آید. سپس خودشان می فرمایند: آنچه مذموم است دنیای خود انسان است . (امام خمینی «ره »، اربعین حدیث ، ص ۱۱۸ و ۱۱۹). 
پیامبران الهی و ائمه معصومین علیهم السلام نیز در چهار چوب دین و مذهب خود ریاضت کشیده و از این محدوده خارج نمی شدند ، به دلیل آنکه این بزرگواران معصوم بوده و از دستورات خداوند متعال پیروی می کردند.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

4
دیدگاه ها

علیرضا عبادی

سلام __ من در حال حاضر مشغول خواندن شرح زندگینامه عارف بالله علامه سید علی قاضی هستم و با توجه به مطالبی که خوانده و تفکر کرده او و ایضا نظری که شاگردان ایشان به ایشان دارند همانند علامه طباطبایی یا ایت الله بهجت اگر نگویم بی نظیر ولی قطعا از کم نظیر ترین افرادی هستند که در طول زندگی خود با ان مواجه شده ام. بارها دیده ام که متاسفانه عده زیادی از دانشمندان علوم اسلامی ایشان را پیرو صوفیه و به خاطر علاقه ای که به ابن عربی و مولانا داشت موافق فلسفه ی وحدت وجود میدانند در حالیکه علامه طباطبایی بارها گفتند که ایشان پیرو صوفیه و شاخه های ان نبودند و طریقت ایشان همان طریقت عرفان اسلامی است و خود ایشان هم گفته اند که اگر من به جایی رسیده ام از عنایت دو چیز است اول قران بعد هم ارادت به سید الشهدا __ ایا به راستی علامه قاضی و شاگردان ایشان در رکاب صوفیه و تصوف بوده اند؟؟

امیرعلی

ببخشید من قبلا یک سوال پرسیدم ولی جواب ندادید چگونه ممکن است حضرت علی با ان همه زهد این همه جنگاوری و عبادت و شب زنده داری داشته باشند