سرخط خبرها

آیا در دین اسلام ، مالک شدن یک زن از راه ارث بردن یا خریدن ، امکان پذیر است یا خیر ؟ اگر امکان دارد ، چه توجیهی برای آن وجود دارد ؟

پرسش : فرمودید(به طور کلی اسلام برای حلال شدن زن و مرد نامحرم به یکدیگر یکی از سه راه را مقرر فرموده است: ۱ – عقد ازدواج، اعم از دایم و موقت، ۲ – مالک شدن زنی از راه خریدن یا ارث بردن و مانند ان، ۳ – تحلیل مالک کنیز به طوری که، کنیزش را همسر خود قرار دهد.)من هم پرسیدم -در واقع اعتراض کردم _ مگه میشه انسانی رو خرید؟و از اون بدتر بهش محرم شد؟مگه زن ها جزو اموال زنگوله دارتونن که خرید و فروش بشن؟اگه اینطوریه که کار داعش هم همچین خلاف اسلامم نبوده-داعشم همین کارو میکرد دیگه-
یعنی چی مالک شدن زنی از راه ارث بردن؟

در انتهای متنتون هم گفتید(لکن باید این افرادی که از ازادی عمل خود سو استفاده نموده علیه دین خدا قیام نموده در نبرد علیه دین خدا و مومنین به ان شرکت جسته است , دایره فعالیت هایشان و ازادی انها محدود گردد.)منم پرسیدم که مگه زنا اصلا میتونستن علیه دین خدا مبارزه کنن(به جز یه سری موارد معدود)؟که حالا ازادیشون محدود بشه؟در واقع زن ها به جرم همسراشون به اسارت گرفته میشدن- و اصلا اگه باید این کارو کرد چرا پیامبر ازادی هند جگر خوار را محدود نکرد؟
پاسخ :برای رسیدن به پاسخ مناسب، لطفا به مطالب زیر توجه کنید:
الف. رابطه زناشوئی و حلال شدن این گونه ارتباط ها از مسائلی است که صرفا بر اساس علم و حکمت الهی و متناسب با مصالح و مفاسد حقیقی از ناحیه خداوند بیان می شود، لذا اگر خداوند متعال همانگونه که ازدواج را راهی برای حلال شدن این رابطه بین دو فرد قرار داده است اگر راه دیگری را نیز به انسان معرفی نماید نباید از پذیرش آن صرفا به جهت عدم سازگاری با عواطف و احساسات شخصی ابا نمائیم.
بر اساس معارف اسلامی تنها راه حلال شدن رابطه جنسی بین دو نفر عقد ازدواج نمی باشد و علاوه بر آن به صورت مشروط و با ضوابط خاصی این رابطه بین کنیز و صاحب مرد خود نیز حلال می باشد که البته این حکم محدودیت های خاص خود را نیز دارد که در ادامه به برخی از این ضوابط اشاره می شود. اما اصل وجود چنین حکمی ریشه تاریخی دارد که قبل از اسلام وجود داشته است و اسلام به صورت مشروط و محدود با اهداف تربیتی خاصی آن را پذیرفته است به نظر می رسد برای پاسخ به اصل اشکال شما لازم باشد در خصوص فلسفه اصل برده داری در اسلام نکاتی بیان شود:
حقیقت این است که کنیز چیزی جدای از سایر بردگان نیست؛ کنیز زنی است که به اسارت گرفته می شود. در فلسفه اسارت او و راهکارهای برخورد با وی تفاوتی با مرد اسیر(غلام) ندارد. در واقع کنیزان مانند غلامان از دو راه به جامعه اسلامی وارد می شدند:
۱- زنانی که در میدان های جنگ شرکت می کردند و اسیر می شدند. در قدیم در جنگ ها قبیله در جنگ در گیر بود؛ یعنی زنان و مردان و کودکان همگی اعضای میدان نبرد بودند. برای پیروزی بر طرف مقابل تلاش می کردند. سهم زنان کم تر از مردان نبود. وقتی یک طرف شکست می خورد، تمام مردان و زنان و کودکان و اموالی که در میدان بود، به اسارت طرف مقابل در می آمد.
۲- زنانی که قبلا در جامعه غیر اسلامی اسیر و کنیز شده بودند. برده فروش ها آن ها را به جامعه اسلامی می آوردند و می فروختند.
در خصوص گروه دوم در انتها بحث خواهیم کرد. اما در مورد گروه اول بر اساس تحلیلی که در مورد همه اسرای جنگی از این دست مطرح است،نه می توان گفت آزاد کردن آن ها و برگرداندن شان به محیط کفر و شرک به صلاح بود و نه کشتن آن ها؛ اسارت هم که تبعات منفی و مشکلات خاص خود را داشت. در نتیجه لازم بود این زنان هم در متن جامعه به نوعی حضور داشته باشند و در جامعه هضم شوند تا زمینه آشنایی شان با اسلام و در نتیجه اسلام آوردن آن ها فراهم گردد.
اما مساله بهره مندی جنسی از آن ها را باید به مقتضای شرایط خاص در همان دوران و نتایج تحریم این مساله جستجو کرد:
اولا : بهره مندی از این زنان تنها منحصر در استفاده جنسی نبود، زیرا کنیزان در بسیاری از موارد فعالیت های بیش تری از غلامان انجام می دادند. امور داخلی منزل و مسائل مرتبط با آن بر عهده آنان بود؛
دوم: نیاز جنسی امری طرفینی است که در جامعه آن روز بسیار معقول تر و شفاف تر با آن برخورد می شد. به بهانه های واهی بر آن سرپوش نهاده نمی شد. اگر قرار بود این زنان در جامعه اسلامی حضور داشته و به مناطق خود باز نگردند، ولی برقراری رابطه جنسی با آن ها جایز نباشد، به دلیل فقر موجود در جامعه، زمینه و انگیزه ای برای ورود این افراد در متن جامعه نبود و مسئولیت آن ها بر عهده حکومت می افتاد.
به علاوه بستر صحیح و ضابطه مند برطرف کردن نیازهای غریزی برای آن ها فراهم نمی شد، در نتیجه این امر می توانست زمینه ساز بروز جدی مشکلات و مفاسد بی شمار برای آن ها و جامعه باشد.
سوم: مسائل مرتبط با هر جامعه ای را باید در همان فرهنگ و رسوم و در همان وضعیت خاص زمانی و مکانی مورد توجه قرار داد؛ رفتار خشن و خشک در جامعه آن زمان با زنان به گونه ای بود که زن همانند کالایی از خانه ای به خانه دیگر منتقل می شد. با فوت همسر به عنوان ارث در بین وراث تقسیم می شد یا به بدترین اشکال از مردی به مرد دیگر می رسید.
در نتیجه اینکه زنی بعد از شکست قبیله اش با مسلمانان به جامعه اسلامی وارد شده و در تملک مردی مسلمان (که بر اساس آموزه های اسلامی با او رفتاری محترمانه و کریمانه داشته باشد) در بیاید، نه تنها غیر قابل تحمل و نامطلوب نبود، بلکه آن قدر مطلوب بوده که حتی مورد توجه زنان مشرک قرار می گرفت. برخی از آن ها از جامعه شرک آلود مکه فرار کرده، خود را به مدینه می رساندند و خواستار قرار گرفتن در پناه جامعه اسلامی می شدند.
در نتیجه، همه این ضوابط و قوانین به شکلی تنظیم شد که در نهایت زنان بسیاری از جامعه شرک و کفر کنده شده، به جامعه اسلامی متصل گردند. در اکثر موارد پس از ورود این زنان در جامعه اسلامی و آشنایی با فرهنگ اسلام و جایگاه معینی که در نتیجه تعلق جنسی شان به مردان مسلمان پیدا می نمودند، اسلام آورده، از ظلمت کفر بیرون آمدند. در زمان کوتاهی نیز آزاد شده، به عنوان یک زن مسلمان آزاد به منزلت والایی دست یافتند.
در خصوص کنیزان موجود در جامعه هم اسلام به شکلی زمان بندی شده زمینه خروج تدریجی این افراد از زمره انسان های پست در فرهنگ جامعه را به وجود آورده، آن گاه موجبات گرایش این افراد به اسلام و ایمان و یافتن منزلت فردی و اجتماعی را مهیا نماید تا با قوانین متعدد اسلام در مسیر آزادی، هرگاه آزاد شدند، زمینه روحی و فکری مناسب و منزلت اجتماعی کافی برای یک زن آزاد بودن را داشته باشند.
در کنار همه این ها توجه به این نکته هم ضروری است که در اسلام در خصوص نحوه روابط زناشویی با کنیزان و زنان اسیری که محکوم به کنیزی می شدند، مقررات دقیقی وضع شد که ماهیت این امر به بی بند و باری جنسی و بی مبالاتی و بی عفتی منتهی نگردد.
اسلام برخلاف همه جوامع دیگر محدودیت های بسیاری در مسیر این بهره برداری جنسی قرار داد. اجازه بی بند و باری جنسی را در این محدوده نیز نداد. برخلاف همه اقوام دیگر حتی در مورد ارتباط جنسی با کنیزان و اسیران قواعد و قوانین سفت و سختی را وضع نمود. بر همین اساس اجازه ارتباط جنسی چند مرد با یک کنیز در آن واحد به طور مطلق در اسلام مردود است. حتی مالک کنیز تنها در صورتی می توانست با وی درآمیزد که او از عده مولای قبلی یا شوهر سابقش خارج شود و اطمینان به عدم بارداری وی حاصل شود.
اصولا بر اساس آموزه های قرآن روابط جنسی انسان تنها در دو قالب مورد تأیید شرع اسلام بوده است؛ در غیر این موارد، خروج از حیطه شریعت به حساب می آید. این دو قالب هم در سوره مؤمنون به روشنی بیان شده است. خداوند در آیات ابتدایی این سوره در بیان علائم مؤمنان می فرماید:
«وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ؛ (۱)
مؤمنان کسانی هستند که دامن های خود را حفظ می کنند، مگر در برابر همسران شان یا کنیزانی که در تملک دارند که در این صورت مورد ملامت نیستند. هرکس بیش از این بطلبد، در زمره تجاوزکاران است». بر این اساس، روابط جنسی تنها در مورد همسران و یا کنیزان قابل تأیید شریعت است؛ البته با رعایت دیگر ضوابط و شرایطی که در این خصوص وجود دارد. در نتیجه همان گونه که رابطه جنسی زن و مرد با عقد ازدواج حلال می شود، ملکیت هم یکی از راه های مشروع است و تفاوت ماهوی در مشروعیت روابط با عقد ندارد.
به علاوه در مورد رابطه جنسی مالک با کنیزش، چه کنیز عادی و چه اسیر، ضوابط معینی وجود دارد که برای برقراری رابطه و دوام آن رعایت همه آن ها ضروری است:
۱٫ مالک، کنیزش را به ازدواج شخص دیگر در نیاورده باشد.
۲٫ مالک، کنیز را به دیگرى نداده باشد.
۳٫ اگر کنیز با شخصِ دیگرى ازدواج کرده باشد یا او را به دیگرى بخشیده باشند، پس از سپرى شدن مدّت زمان عده‏ طلاق با شوهرش یا تمام شدنِ زمان بخشش، مجدداً کنیز بر مالکش حلال مى‏شود.
۴٫ کنیز در حالِ گذراندن ایّام عدّه (عدّه‏ طلاق از شوهر قبلى‏اش) یا ایام استبرا (در آن جا که محلّل واقع شده)، نباشد.
۵٫ قبلًا پدر مالک کنیز با کنیز، نزدیکى نکرده باشد.
۶٫ کنیز، بین چند صاحب مشترک نباشد.
۷٫ قبلًا فرزند مالک و صاحب کنیز با او نزدیکى نکرده باشد.
۸٫ کنیز با مولایش قرارداد نبسته باشد که پول خود را بدهد تا آزاد شود (در اصطلاح مُکاتَب نباشد).
۹٫ کنیز، کاملًا تحت تصرّف مالک باشد. (۲)
در نهایت توجه به این امر ضروری است که برده داری در اسلام شکل نگرفت، بلکه اسلام آن را به عنوان حقیقت تلخ موجود در جامعه پذیرفت و در تمام دستورات اسلامی پیرامون این مساله، هدف اصلی، کشیده شدن ضوابط و قوانین به آزادی بردگان و برچیده شدن اساس بردگی بوده که این امر به خوبی محقق شد؛ در واقع راهکارهای گوناگونی در این مسیر اندیشیده شد تا در اندک زمانی کنیزان آزاد گردند و به عنوان زنانی مستقل دارای منزلت و موقعیت کامل اجتماعی گردند.
به طور کلی اسلام، تمهیداتی گوناگون برای آزادی بردگان اندیشیده است، از جمله:
ـ آزادی اسیر را یکی از کفارات قرار داد.(۳) یعنی گناهانی ساده که ارتکاب آن ها زیاد رخ می داد، مانند: باطل کردن روزه، با آزادی بردگان پاک می شد.
ـ با ازدواج زنی که برده است با یک انسان آزاد و بچه دار شدن زن، فروش زن ممنوع شد تا از سهمیه ارث فرزندش آزاد شود. (۴)
ـ سهمی از زکات برای خرید برده و آزاد کردن آنان قرار داده شد. بدین ترتیب بودجه دایمی برای این کار از بیت المال در نظر گرفته شده و تا آزادی کامل همه بردگان ادامه یافت. (۵)
ـ آزادی بردگان یکی از عبادات شمرده شده و بزرگان در این زمینه پیش قدم بوده اند تا آن جا که گفته شده حضرت علی بن ابی طالب با دسترنج خود هزار بنده را آزاد کرد. (۶)
ـ اگر یک برده متعلق به چند نفر بود؛ هر کس سهم خود از برده مشترک را آزاد کند، سهم شریک دیگر به طور قهری آزاد می شد. (۷)
ـ هرگاه کسی مالک یکی از پدر، مادر، اجداد، فرزندان، عمو، عمّه، دایی، خاله، برادر، خواهر، برادرزاده و یا خواهرزاده خود از راه ارث و…، شود، آن ها فوراً آزاد می شوند. (۸)
و…
به علاوه سیره عملی پیامبر و امامان علیهم السلام خود بهترین الگوی عملی در امر رهایی بردگان به خصوص کنیزان از بردگی و رسیدن محترمانه ایشان به آزادی بود. یعنی پیامبر و ائمه علیهم السلام، برده و کنیزانی را می خریدند. به واسطه رفتار انسانی خود و کرامتی که در حق آنان روا می داشتند، به صورت عملی نحوه نگرش و برخورد جامعه با بردگان را تصحیح کرده و تغییر می دادند. دستورات اسلام در خصوص بردگان را خود به بهترین شکل محقق می نمودند و زمینه تشویق دیگران به این امر می شدند.
کنیز در جامعه آن روز از ارزش و حرمتی برخوردار نبود، اما پیامبر که دارای کنیزانی به نام های جویریه و صفیه بود، هر دو را آزاد کرده و سپس با آن دو ازدواج نمود. (۹) این رفتار تاثیر شگرفی در نوع رفتار و برخورد مردم با کنیزان داشت ،چون مردم می دیدند زنی که تا دیروز همچون حیوانات خرید و فروش می شد، به ناگاه همسر پیامبر و ام المومنین گشته، از بالاترین مقام و منزلت اجتماعی برخوردار شد.
اصولا رفتار و سیره اهل بیت در باره بردگان, از درخشان ترین فضایل اسلام در برخورد با زیردستان می باشد. همین رفتار شایسته, سبب شده بود غلامان و کنیزانِ ائمه , از آزادی خود خوشحال نشوند و تقاضا کنند برای همیشه غلام آن بزرگواران باقی بمانند. اکثر بردگان در خانه اهل بیت با معارف دینی و احکام الهی آشنا می شدند و از محضر آنان استفاده های علمی و عملی بسیاری می نمودند.
در نتیجه این افراد پس از آزادی, انسان هایی نمونه , مؤمن و حقیقت جو بودند و در مسیر ترویج حقیقت و اسلام ناب می کوشیدند.
مرحوم شیخ عباس قمی آورده است:
« امام زین العابدین در هر ماه کنیزان خود را می خواند و می فرمودند: من پیر شده ام و قدرتِ بر آوردن حاجات زنان را ندارم. هر یک از شما می خواهد, او را شوهر دهم. اگر بخواهد, بفروشم. اگر بخواهد, آزادش کنم. چون یکی از آنان عرض می کرد: نمی خواهم, حضرت سه مرتبه می گفت : خدا! گواه باش. اگر یکی سکوت می کرد, به زنان دیگر می فرمود: از وی بپرسید چه می خواهد؟ پس به هر چه مراد او بود, رفتارمی کرد ». (۱۰)
به علاوه بهترین راه برای ریشه کن ساختن برده داری , آزاد ساختن آنان بود. اسلام آزاد ساختن بردگان را بسیار ستود. آن را کفاره بعضی گناهان قرار داد. رسول خدا و اهل بیت, به این سنت حسنه بسیار مقید بودند. مجلسی در بحار از سید بن طاووس و او از امام صادق(ع) روایت می کند که امام زین العابدین (ع) در آخرین شب ماه رمضان, غلامان و کنیزان خود را گِرد می آورد و می فرمود: من از بدی های شما در گذشتم, آیا شما از رفتار بدی که با شما کردم , در می گذرید؟
می گفتند: آقای ما! تو به ما بدی نکرده ای و ما از تو گذشتیم!
حضرت می فرمود:بگویید: خدایا! علی بن حسین از ما گذشت, از او درگذر و چنان که ما را آزاد کرد, از آتش دوزخ آزادش کن!
می گفتند: آمین !
آن گاه حضرت می فرمود: بروید! از شما گذشتم و به امید بخشش و آزادی, شما را در راه خدا آزاد کردم !
چون عید می شد, بدان ها پاداش گران می بخشید. حضرت در پایان هر رمضان, دست کم بیست تن برده و کنیز را که خریده بود, در راه خدا آزاد می کرد, چنان که غلامی را بیش از یک سال نزد خود نگاه نمی داشت و گاه در نیمه سال او را آزاد می ساخت. (۱۱) 
ب. برده داری در عصر ظهور اسلام مجموعه ای از شرایط اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی آن دوران بود و تا چندین قرن ادامه داشت و بررسی همه زمینه ها آن بس طولانی است و تغییر اساسی در یک سیستم اقتصادی ، اجتماعی کار فوری و آنی نمیشود باشه یعنی ممکن بود مگر با وضع قوانین که از جهت تامین حقوق بردگان با وضع قوانین در کیفیت و شرائط آزادی ۲- تنظیم آئین نامه ای بین مالک و عبد درجهت حمایت بردگان ۳- ترغیب مردم به آزاد سازی بردگان و وضع قوانین در جهت آزادی برده که در مواردی الزامی میکرد مثل اینکه یکی از کفارات بنده آزاد کردن است بعد چند سالی اسلام بردگان را به شرایطی رساند که به مقامات و درجات مهم علمی سیاسی در جامعه اسلامی دست یافتند و با این احکام اتفاقا موجب گرایش بردگان به اسلام شد و عده ای زیادی به اسلام پیوستن و در برگشت به موطن اصلی شان مبلغ ومروج اسلام شدند زیرا کار مهم پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله این بود کسی که آزاد میشد حق نداشتند دوباره ایشان را به بردگی ببرند و این نقش بسزایی در عوامل دگرگونی در نظام برده ای صورت گرفت .
و خیلی ها که درجنگ با مسلمانان اسیر میشدند وقتی اینها در شرایط جامعه اسلامی با قوانین خاص پذیرفته میشدند حق زندگی داشتند حتی شرایط زوجیت که پیدا میکردند کنیزانی که محرم مالکشان میشوند اینها با فرهنگ و مزایای اسلام آشنا میشدند و در قالب قوانین و شرایط یا ازاد میشدند و مسلمان میشدند کدام مکتب و دین از اسیر در جنگ انقدر استقابل کرد آیا الان کشورهای مدعی انسان دوستی حاضر هستند از اسیر جنگی حتی شهر و عادی بودنش را بپذیرند علاوه بر اینکه وارد خانه های زندگی شان بشوند برای حکومت ممکن نبود که آنها را در اردوگاهای اسراء نگه داری کنند لذا آنها را بین جنگ آوران تقسیم میکردند تا پراکنده شوند و امکان تغذیه آنها در یک مکان واحد در آن شرایط مکن نبود و نکته سوم اگر غیر از این عمل میشد اینها مجددا فرار می کردند و به کفار می پیوستند و باعث تضعیف روحیه مسلمانان میشد .
و حال اینکه کفار با اسرای مسلمان رفتار ظالمانه داشتند این را هیچ عقلی قبول نمی کند جبهه کفر را تقویت کنیم و جبهه اسلام راتضعیف و این مشکل روانی خلاصه اینکه مبارزه قاطع و ریشه در آن شرایط امکان پذیر نبود بلکه ضررهایی هم داشت در عین حال اسلام با برنامه ریزی در روش تدریجی جامعه به سوی نفی برده ای پیش رفت از جمله قوانین تدریجی نفر برده داری ۱- ازادی برده از عبادات بزرگ و مهم قرار داد که موجب خشنودی خدای متعال است ۲- آزادی برده را کفاره گناهان قرار داد کنیزی که باردار میشد فروش وخرید او را ممنوع کردند ۳- سیستمی در فقه هم موجودات طراحی شد که منجر به آزادی ام ولد ( کنیز باردار ) میشد ۴- به برده ها حق قرارداد با مالکشان داد که با شرایط بتوانند آزاد شوند ۵- در یکی از جنگها پیامبر شرط کرد که هر کس ده مسلمان را با سواد کند آزاد می شود با این برنامه همه آنها نجات می یافتند بنابراین همچنانکه درتفسیر نمونه اشاره شده کنیزان از نظر اسلام دارای بسیاری از شرایط همسر و انضباط های قانونی هستند هر چند در عصر و زمان ما موضوع آم منتفی شده است اما اینکه چرا قرآن به این موضوع اشاره کرده ؟ همانطور که گفته شد ونکته بسیار مهم هم در اصول جامعه شناسی و روان شناسی یک جامعه باید لحاظ شود مسئله اثر پذیری یک فرهنگ است بردگی را دفعتا نمیتوانست لغو کند به دلیل کثرت بردگان و از طرقی طوایف عرب و سایر اقوام به این قضیه علاقه داشتند ولغو یکجانبه از نظر شرایط ممکن نبود و ضرر هم داشت و از طرفی لحاظ زمان در اعمال حکم شرط موفقیت آن است ثانیا قرآن کتاب وحی است و قانونگذار آن خدای عالم و قادر و حکیم است هرگز ممکن نیست تکلیفی غیر ممکن یا بی اثر و بدون لحاظ شرایط آینده تا حال وحتی گذشته چیزی را بیان کند و ثالثا این موضوع از مسائل مهم حقوقی ، اجتماعی سیاسی یک عصر بود واگر به نیاز آن شرایط توجه نمی کرد نقص محسوب میشه اما به عکس فرمایش شما توجه و پاسخ گوئی وگره گشائی به نیازهای ولو محدود یک زمان برای قران کمال است نه کاستی رابعا: اگر برنامه ریزی از ناحیه وحی نبود حالا شرایط مناسب که شما می بینید قطعا نبود اگر برده ای مذموم شده پایه های شکستن این بت را قرآن و رسول خدا شروع کردند و امروز شاهد هستید و اگر در مبانی آزاد کردن بنده میکند بر فرض این اتفاق باز هم راه رهایی را نشان داده است و چنین در آیه می فرماید : اگر نبود جایگزین کرده است (لم – مجد ) و. با رفتن موضوع حکم هم منتفی میشود خلاصه آنکه به مجموعه آیات به دقت بنگرید از نظر قرآن شرافت و مقام و ارزش انسان به حر و عبد بودن نیست بلکه به ایمان و عمل صالح است و چه مرد باشد چه زن چه عبد باشد چه مولا بنابراین اسلام قدری عزت به شریعت و گوهره وجودی انسان ارزش داد بجاست بدانیم که مادر برخی از ائمه علیهما السلام ما کنیز بوده اند و همچنین مادر بزرگوار امام زمان عجل الله تعالی الشریف که کنیز رومی بوده است سخن در این زمینه فراوان جهت راهنمایی به معرفی چند کتاب بسنده می نمائیم .
۱- فراورده های دینی ، آیه الله ناصر مکارم شیرازی .
۲- اسلام و مسله آزادی ، بردگی ، :موسوی زنجانی .
۳- نگاهی به بردگی ، محمد علی گرامی .
۴- برده داری در روم باستان ، بیدار فکر .
۵- از بردگی روم قدیم تا مارکسیم ، مجتبی کرمانی .
۶- حقوق بشر ، اسدالله مبشری .
به نقل از اداره پاسخگویی آستان قدس رضوی (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: ۴۹۲/۴۰۰۰۰۸)
جهت مطالعه منابع تاریخی در مورد پیشینه و کیفیت برده داری قبل و بعد از اسلام می توانید به منابع زیر مراجعه فرمائید:
۱- اسلام و مساله آزادی، بردگی، موسوی زنجانی؛
۲-از بردگی روم قدیم تا مارکسیسم، حجتی کرمانی؛
۳-برده داری در روم باستان، بیدار فکر؛
۴–حقوق بشر، اسدالله مبشری؛
۵–نگاهی به بردگی، محمد علی گرامی؛
پی نوشت ها :
۱٫ مؤمنون (۲۳) آیه ۵-۷٫
۲٫ نجفى، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام‏ ، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت- لبنان‏، بی تا، ج ۳۰، ص ۲۸۴- ۲۹۲ .
۳٫ آیه الله مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران‏۱۳۷۴، ج ۲۱، ص ۴۱۲ _ ۴۲۳
۴٫ مکاسب، شیخ انصاری، چاپ دارالحکمه، قم، بی تا، ص ۱۷۵٫
۵٫ تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۴۱۸ .
۶٫ بحارالانوار، مجلسی، چ اسلامیه، تهران، بی تا، ج ۴۱، ص ۴۳٫
۷٫ جواهرالکلام، ج ۳۴، ص ۱۵۴ ـ ۱۵۸٫
۸٫ تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۴۲٫
۹٫ امالی شیخ مفید با ترجمه استاد ولی، انتشارات آستان قدس‏، مشهد، ۱۳۶۴ ش، ص ۳۰۵٫
۱۰٫ شیخ عباس قمی ،منتهی الآمال, زندگانی امام چهارم، مکارم اخلاق حضرت، موسسه انتشارات هجرت قم، ۱۳۷۸ه ش، ش ۵٫
۱۱٫ بحار الأنوار، ج ۴۶، ص ۱۰۳ـ ۱۰۵٫

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها