سرخط خبرها

آیا پدر ومادرها که اعتقاد به دعانویسان دارند، حتى از دعا نوشتنشان هم نتیجه گرفته اند، شرک به خدا می کنند؟ اگراینگونه است، پس چرا نتیجه مطلوب می دهد؟

پرسش:
آیا بزرگان خانواده ها وگاها پدر ومادرها که اعتقاد به دعانویسان دارند، حتى از دعا نوشتنشان هم نتیجه گرفته اند، وهنوز هم این اعتقاد را پرورش می دهند شرک به خدا می کنند؟ اگراینگونه است، پس چرا نتیجه مطلوب می دهد؟ لطفا این شبهه را ازذهنم باراهنماییتان پاک کنید.

پاسخ:
۱ـ در روایات اهل بیت(ع) ادعیه و تعویذات متعدّدی برای امور گوناگون بیان شده است؛ که اگر درست به کار گرفته شوند، حقیقتاً مؤثّرند. لذا اگر دعا نویسی که افراد به آنها مراجعه می کنند، فقط از این قسم دعاها بنویسند، مراجعه به آنها مانعی ندارد. چون کار حرامی انجام نمی دهد.
امّا برخی افراد مشهور به دعا نویس وجود دارند که در حقیقت دعا نویس نیستند، بلکه اهل سحر و جادو و طلسم و این گونه امور شیطانی اند؛ ولی خود را دعا نویس معرّفی می کنند تا کارهای شیطانی خود را زیر این عنوان، پنهان نمایند. این گونه افراد دست به هر کار کثیفی می زنند؛ مثلاً با نوشتن سحرهایی رابطه ی زن و شوهر یا افراد دیگر را به هم می زنند. موجب ناراحتی روانی افراد می شوند؛ موجب بیماری کسی می شوند؛ در کسب و کار کسی اخلال ایجاد می کنند؛ قوای جنسی شخص را مختلّ می سازند و … . البته برخی از این افراد در کنار این گونه اعمال شیطانی، عکسش را هم انجام می دهند؛ مثلاً طلسم می شکنند؛ سحر باطل می کنند و … . اینها در واقع از دو آخر علف می خورند. از یک طرف سحر می کنند و پول می گیرند، از طرف دیگر، همان سحر را باطل می کنند و پول می گیرند. مراجعه به این گونه افراد از نظر شرعی حرام بوده در حکم مراجعه به شیطان می باشد. چون اینها در حقیقت، جانشینان ابلیس در بین انسانها هستند. خدای تعالی در آیه ۱۰۲ سوره ی بقره می فرماید:
« وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلى‏ مُلْکِ سُلَیمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَینِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَهٌ فَلا تَکْفُرْ فَیتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یتَعَلَّمُونَ ما یضُرُّهُمْ وَ لا ینْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یعْلَمُون‏ ـــــــــــــ و(یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم مى‏خواندند پیروى کردند. سلیمان هرگز کافر نشد(دست به سحر نیالود)؛ ولى شیاطین کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند. و(نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته ی بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پیروى کردند؛ و آن دو به هیچ کس چیزى یاد نمى‏دادند، مگر اینکه از پیش به او مى‏گفتند: «ما وسیله ی آزمایشیم، کافر نشو! (از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)» ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مى‏آموختند که بتوانند به وسیله ی آن، میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند؛ ولى هیچ گاه نمى‏توانند بدون اذن خداوند، به انسانى زیان برسانند. آنها قسمتهایى را فرامى‏گرفتند که به آنان زیان مى‏رسانید و نفعى نمى‏داد. و مسلماً مى‏دانستند هر کسى خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏اى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مى‏دانستند!! »
امّا گروه سوم کسانی هستند که نه دعا نویسی بلدند نه اهل سحر و طلسم و این گونه امور شیطانی اند؛ بلکه شیادانی هستند که چیزهایی از این دو طایفه گیر آورده اند و با آنها سر مردم کلاه می گذارند و جیبهای خود را پر می کنند. گاه این گونه افراد، به صورت باندی هم کار می کنند. یعنی در ظاهر، یک نفر است، امّا پشت پرده افرادی هستند که برنامه ریزی می کنند برای خالی کردن جیبها؛ مثلاً چندی پیش یکی از این شیادها را دستگیر نموده بودند که اشیاء گم شده را پیدا می کرد. تحقیقات نشان داد که باند این فرد، خودشان اشیاء گران قیمتی مثل اتومبیل را می دزدند و در جایی قرار می دهند، و آنگاه با یک برنامه ریزی صاحب اتومبیل را به سراغ آن فرد شیاد می فرستند؛ و آن فرد هم محلّ شیء گمشده را گفته و پولی قابل توجّه می گیرد. به این صورت اینها نه درد سر مخفی نمودن اشیاء سرقتی در یک محلّ خاصّ را تحمّل می کنند، نه درد سر فروش آن یا اروق نمودن آن را، نه از طرف پلیس مورد تعقیب قرار می گیرند. پس مراقب این گونه افراد هم باید بود. اگر کسی می خواهد پیش دعا نویسی هم برود باید پیش کسی برود که کاملاً مورد اعتماد و اطمینان باشد. کسی باشد که هم علم به آیات و روایات داشته باشد؛ و تنها از کانال درست وارد این کار شود، هم حقیقتاً اهل تقوا و دیانت باشد؛ تا دست به شیادی و سحر و جادو نگشاید. باید کسی باشد که اهل دیانت و تقوا و علم علوم دینیه او را به دینداری و تقوا بشناسند.

۲ـ در این که سحر و جادو و طلسم واقعیت دارد شکّ نیست. آیه ای هم که بیان نمودیم، تأیید این مطلب می کند. امّا تأثیر داشتن سحر، منافاتی با شیطانی بودن آن ندارد. ابزارهای زیادی وجود دارند که خدای تعالی ارده ی مؤثّر بودن آنها را کرده است؛ ولی امر نموده که کسی از این ابزارها استفاده نکند. خدای تعالی چنین می کند تا مردم را امتحان نماید. اگر چاقو نمی برید و آتش نمی سوزاند و تفنگ نمی کشت و بمب، تخریب نمی کرد و …، روشن است که نمی شد از اینها در راه خلاف استفاده نمود؛ در نتیجه نمی توانستند ابزار امتحان هم باشند. سحر باطل نیز ابزاری است مخرّب تا خداوند متعال کسانی را با آن امتحان نماید؛ تا معلوم شود که بندگان خدا هنگام گرفتاری در خانه ی خدا و اهل بیت(ع) را خواهند زد یا در خانه ی شیطان و جانشینان بشری او را؟!
نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها