سرخط خبرها

تصور و تصدیق را به زبانی بسیار ساده و با ذکر مثال توضیح دهید ؟

پرسش:
لطفا تصور و تصدیق را به زبانی بسیار ساده و با ذکر مثال توضیح دهید.
پاسخ:
ـ تصوّر
« تصور به معنى در ذهن آوردن صورت چیزى است. در نظر روان‏شناسان به معنى حصول صورت شى‏ء در عقل است. در نظر منطقیان به معنى ادراک ماهیت شى‏ء است، بدون اینکه حکم سلبى یا ایجابى در مورد آن بشود.» (فرهنگ فلسفى،۲۲۸)
تصوّر آن امری است که در ذهن حاصل می شود ، چه آن امر ما به ازاء خارجی داشته باشد یا نداشته باشد. برای مثال وقتی ما درخت خاصّی را در ذهن مجسّم می سازیم ، آن درخت خاصّ خارجی را تصوّر نموده ایم. این گونه تصوّرات را تصوّرات جزئی گویند ؛ چون ناظر به یک مصداق جزئی (شخصی) خارجی می باشند. نیز وقتی مفهوم کلّی درخت را در ذهنمان حاضر می کنیم باز درخت را تصوّر نموده ایم ؛ امّا نه یک درخت خاصّ را بلکه ماهیّت جنسی درخت را ، که رنگ و اندازه و مکان و زمان ندارد ؛ لذا بر تمام درختان ـ با هر اندازه و رنگ و زمان و مکانی ـ صدق می کند. این قسم تصوّر را تصوّر کلّی یا عقلی گویند.
این دو قسم تصوّر یا مفهوم را معقولات اولی نیز گفته اند. چون اینها بی واسطه ی مفهوم دیگری به ذهن ما راه می یابند ؛ برخلاف معقولات ثانیه که راه یابی آنها به ذهن ، منوط به حاصل بودن همین مفاهیم اولی در ذهن است.
دو قسم پیش گفته تصوّراتی هستند که مصداق خارجی دارند ؛ امّا همه ی تصوّرات چنین نیستند. برای مثال وقتی ما سیمرغ مطرح در شاهنامه را تصوّر می کنیم تصوّری جزئی کرده ایم ، امّا این تصوّر، ما به ازاء خارجی ندارد.این قسم تصوّر را تصوّر جزئی خیالی گویند. نیز وقتی مطلق سیمرغ را تصوّر می کنیم ـ نه سیمرغ خاصّی را ـ تصوّری کلّی داریم ؛ امّا تصوّری که مصداق خارجی ندارد. این قسم تصوّر را نیز تصوّر کلّی عقلی گویند لکن تصوّر کلّی فرضی. این دو قسم در حقیقت تفاوتی با دو قسم قبلی ندارند الّا در اینکه مصادیق این گونه تصوّرات ، فرضی می باشند.لذا این قسم نیز داخل در معقولات اولی هستند.
قسم دیگری از تصوّرات نیز وجود دارند که ما به ازاء خارجی ندارد ، که آنها را مفاهیم منطقی گویند ؛ مثل مفهوم کلّیّت ، مفهوم مفهوم ، مفهوم تصوّر ، مفهوم تصدیق ، مفهوم قضیّه و … ، این گونه امور فقط در ذهن یافت می شوند ؛ یا به تعبیری اینها واقعیّات ذهنی اند. این گونه تصوّرات یا مفاهیم ، از امور خارجی انتزاع نشده اند بلکه از خود همان مفاهیم اولی (معقولات اولی) انتزاع شده اند ؛ لذا آنها را معقولات ثانیه گویند ؛ چرا که آنها در رتبه ی بعد از معقولات اولی قرار دارند ؛ و چون کار برد این امور در علم منطق است ، لذا آنها را معقولات ثانیه منطقی نامیده اند.
قسم دیگری از تصوّرات هم هستند که ما به ازاء خارجی دارند امّا مستقیماً از خارج انتزاع نشده اند ؛ بلکه عقل با نظر به واقع خارجی و همچنین با نظر به معقولات اولی و با نوعی عملکرد خاصّ ، این مفاهیم را ساخته است. چون خود آن امور خارجی نمی توانند به ذهن راه یابند ؛ چرا که راه یابی آنها به ذهن ، موجب تناقض می شود. مفهوم وجود ، وحدت ، علّیّت ، امکان ، نظم و … ، از این سنخ تصوّرات می باشند . تصوّر ما از خدا و اسماء و صفات او نیز در حقیقت از این سنخ می باشد ؛ چون محال است خدا مستقیماً در ذهن درآید ؛ چرا که لازمه این امر آن است که ذهن ما از خدا بزرگتر باشد. این گونه تصوّرات از آن جهت که بعد از معقولات اولی تصوّر می شوند جزء معقولات ثانیه می باشند ؛ امّا از آنجا که کاربرد آنها در فلسفه است و از احکام وجود می باشند ، معقولات ثانیه فلسفی یا معقولات ثانیه وجودی نامیده می شوند.
در اینکه این گونه مفاهیم واقعیّت دار چگونه به ذهن راه می یابند بین اندیشمندان فلسفه نظرات متعدّدی وجود دارد ؛ که پرداختن به آنها خارج از کلاس رسمی فلسفه مقدور نیست. چرا که این نظرات مبتنی بر مقدّمات فنّی فلسفی می باشند.
حاصل کلام آنکه:
۱ـ تصوّر یا مفهوم در اصطلاح اهل منطق و فلسفه بسیار پردامنه تر از آن چیزی است مردم عادی از آن باخبرند. در عرف مردم ، تصوّر را بیشتر به صور ذهنی داری شکل اطلاق می کنند ؛ و گاه آن را در معنی خصوص صور تخیّلی استعمال می کنند.
۲ـ در تصوّر ، حکم و صدق و کذب (درستی و نادرستی) راه ندارد.
۳ـ تصوّر قسمی از علم و آگاهی ذهنی است ؛ لکن علمی که ساده و بدون حکم است. قسم دیگر علم ذهنی (علم حصولی) تصدیق است ؛ که شرح آن خواهد آمد.
ـ تصدیق
« تصدیق همان تصوّر همراه با حکم است. تصدیق عبارت است از اسناد ایجابى یا سلبى چیزى به چیز دیگر، که به این تصوّر همراه با حکم، تصدیق گویند. (شرح شمسیه) … مثلا تصدیق به اینکه عالم حادث است، مرکب است از تصوّر عالم و تصوّر حدوث و ادراک نسبت بین دو تصوّر» (فرهنگ فلسفى،ص۲۲۶ )
« تصدیق نیز داراى معانى متعدد است.
۱ـ اذعان به صدق (درستی) قضیه.
۲ـ اذعان به ثبوت یا سلب محمولى بر موضوع.
۳ـ اذعان به صدق گفتار گوینده.
در کشاف است که تصدیق در لغت نسبت صدق است به قلب و زبان و یا ربط قلب است بر آنچه می داند.
در هر حال تصور عبارت از ادراک امور و تجزیه ی آنها از یکدیگر است ؛ یعنى ادراک امور ، به طور جداگانه و مجزاى از یکدیگر بدون اذعان و انتساب ؛ و تصدیق عبارت از اذعان به نسبت میان امور است و در هر تصدیقى بنا بر مشهور سه تصور لازم است:
۱ـ تصور موضوع
۲ـ تصور محمول
۳ـ تصوّر نسبت میان موضوع و محمول.
بعضى از محققان ، مطلق اذعان را نسبت حُکمیه نمى‏دانند بلکه « وقوع و لا وقوع» می دانند و بنا بر این تصدیق را مرکّب از چهار جزء می دانند و در اینکه این اجزاء شرط تصدیق می باشند یا شطر(جزء) نیز اختلاف است. بعضى تصدیق را امرى بسیط می دانند که آن همان حکم به وقوع و لا وقوع است ؛ و اجزاء را شرط حصول اذعان به وقوع و لا وقوع می دانند ؛ و بعضى دیگر می گویند: اجزاء شطرند(جزء اند) و تصدیق مرکب از آن اجزاء است » (فرهنگ معارف اسلامى،ج‏۱ ،ص ۵۳۵ )
به طور ساده تصدیق عبارت است از تصوّر موضوع ، تصوّر محمول و حکم به اینکه آن محمول برای آن موضوع ثابت است یا ثابت نیست. برای مثال آسمان را تصوّر می کنیم و رنگ آبی را هم تصوّر می کنیم و آنگاه ذهن ما حکم می کند که آسمانی آبی است ؛ یعنی ذهن ما متوجّه می شود که رنگ آبی برای آسمان ثابت است. نیز وقتی آسمان و رنگ قرمز را تصوّر کرده نسبت آنها را می سنجیم ، ذهن ما حکم می کند که آسمان قرمز رنگ نیست. در این جملات خبری ، آسمان را موضوع و آبی رنگ و قرمز رنگ را محمول گویند. از نسبت ایجابی (اثباتی) و نسبت سلبی (عدم اثباتی) بین موضوع و محمول نیز با الفاظی چون ربط ، نسبت و حکم تعبیر می کنند. به مجموع موضوع و محمول و نسبت نیز قضیّه می گویند. برخی از حکما گفته اند: تصدیق خود همین قضیه است ؛ امّا برخی دیگر گفته اند: تصدیق حکم و نسبت موجود در قضیّه است نه خود قضیّه.
البته توجّه شود: قضیّه از سنخ الفاظ نیست بلکه از سنخ امور ذهنی است که با الفاظ بیان می شود تا تفهیم و تفاهم میسّر گردد.لذا گفته اند: منطقی را بحث در الفاظ نیست ــ بحث لفظی منطقی را عارضی است.
توجّه ۱:زمانی که نسبت بین موضوع و محمول ، نسبت سلبی است مثل نسبت آسمان و قرمز رنگ بودن ، باید آن را تکذیب گفت نه تصدیق ؛ لکن در اصطلاح فلاسفه هر دو را تصدیق می گویند ؛ و تصدیق را به دو قسم تصدیق ایجابی و تصدیق سلبی تقسیم می کنند.
توجّه۲: اگر صدق و کذب را به خود قضیّه نسبت دهیم ، آن را صدق و کذی خبری گویند. امّا اگر صدق و کذب را به گوینده ی آن اسناد دهیم صدق و کذب مخبری گفته می شوند.

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها