سرخط خبرها

لیله القدر و نحوه ی نزول قرآن از بنیه و سر محمدی بر قلب نبوی را توضیح دهید ؟

پرسش:

لطفا این عبارت را توضیح دهید:

« لیله القدر هی البنیه المحمدیه حال احتجابه فی مقام القلب بعد الشهود الذاتی لأن الانزال لا یمکن الا فی هذه البنیه فی هذه الحاله.»

 پاسخ:

این سخن عمیق ، از عارف بزرگ ملا عبد الرزّاق کاشى است. حقیقت آن است که پایین آوردن سطح چنین عبارت عمیقی بسیار دشوار و چه بسا ناممکن باشد. به هر حال تلاش خود را می کنیم تا حقیقه الحقایق چه بخواهد و حضرت ختم المراتب چه عنایت فرماید ؛ و صاحب عصر چه نظر فرماید.

آدمی را افزون بر بدن ، هفت بطن و مقام است که عبارت باشند از: نفس، قلب ، عقل ، روح ، سرّ ، خفی و اخفی ؛ که شرح این معانی فرصتی وسیع و کلاسی رسمی و استادی ذبده می طلبد. امّا بنده را نه آن مجال است و نه آن شأنیّت.

براى حضرت ختمى مقام در حال شهود ذاتى و فنا در عین وجود، در مقام «سرّ» بلکه «خفى» ، بدون تنزل یا احتجاب به مقام «قلب» تلقى حقیقت قرآن ممکن نبود.    یعنی حضرتش آنگاه که از ماهیّت خویش فانی گشته در وجود واحد محض فانی می شود ، به مقام سرّ و بلکه خفی نائل گشته و حقیقت تامّ را ، که عین وجود واحد بسیط می باشد، به عین وجود خویش می یابد. لکن تا از آن مقام تنزّل نکرده ، حقیقت قرآن را با خود تنزّل نمی دهد. پس آنگاه که از آن مقام نزول اجلال فرمود به مقام روح ، حقیقت قرآن در لوح محفوظ آشکار می شود؛ چه روح کلّی یا روح القدس همان لوح محفوظ است. آنگاه از مقام روح کلّی به مقام عقل کلّی متنزّل می شود که عین حقیقت جبرئیلی است. لذا حضرت جبرئیل(ع) ، عقل کلّی ختمی مرتبت است. البته بدان که عقل جزئی به اعتباری غیر از عقل کلّی است. لذا مواظب باش که شیّادان مغلطه باز از این نمد برای خود کلاه ندوزند ؛ و وحی نبوی را نتیجه ی تعقّل خود نبیّ مکرّم ندانند. اعاذنا الله من شرور انفسنا و من شرّ شیاطین الانس و الجنّ.

پس حضرت عقل کلّی آن حقیقت را تنزّل می دهد به مقام قلب نبوی ، و اینجاست لیله القدر. چه در این مقام ، حقیقیت هر چیزی ، به حکم آنکه قرآن کریم تبیاناً لکلّ شیء  می باشد، موجود است، لکن به نحو نهانی و به وصف بطون ؛ همان گونه که امور در شب ، موجودند ولی ظهور ندارند. آنگاه حقایق امور از مقام قلب انسان کامل، تنزّل یافته به مقام نفس او رسیده در آن مرتبه ممثّل می شوند به صور کلامیّه ، اعمّ از کلمات کتبیّه و صوتیّه؛ و از این مقام بر زبان حضرتش جاری می شوند. لذا ذهن حضرت ختم الانبیاء نیست که الفاظ را می سازد؛ بلکه خود آن حقایق ، در تنزّل به مقام نفس ، بی دخالت امور بیرونی،  ممثّل می شوند به صورت الفاظ و اصوات.

پس آن سرّ ولایت محمّدی ، که افضل از سرّ هزار نبی است ، به مقام روح و سپس به مقام عقل ( ملائک) تنزّل نموده و در مقام قلب به وجود واحد جمعی ظاهر می گردد ؛ و آنگاه از مقام قلب، به تدریج به مقام نفس و ذهن تنزّل می کند.

 

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها