سرخط خبرها

چرابعضی از پیامبران وامامان معصوم توسط زن و فرزندانشان مورد ظلم واقع میشدند ؟ مگر معصومان نمی دانستند که آنها ظالم هستند ؟

پرسش:
چرابعضی ازپیامبران وامامان معصوم توسط زن یااولادشان موردظلم واقع میشدند،مثلاامام حسن مجتبی(ع)بااینکه ازهراشتباهی بدوربودندچرابایدبازنی ازدواج کندکه اورابه شهادت برساند یاپیامبراکرم(ص)ویاپسرحضرت نوح (ع)چگونه ایشان نتوانستندپسرشان راهدایت کنندوبااین وجودچگونه مردم راهدایت میکردند،وبااینکه برای انتخاب همسر معیارهای راتعیین کردندچراخوداین عزیزان رعایت نکردند؟

پاسخ:
۱ـ درباره ازدواج‌های ائمه اطهار (علیهم السلام) که برخی از آنها ناموفق بودند گفتنی است که:
اولا، همان طور که می‌دانیم ائمه اطهار (ع) اگر چه علم غیب داشتند ، امّا مکلف بودند که مثل افراد عادی جامعه زندگی کنند، و از علم غیب خود جز در امور مربوط به امامتشان و بخصوص به عنوان معجزه استفاده ننمایند. پس آنها نیز به هنگام تحقیق در امر ازدواج ، مثل ما افراد عادی ، کاری به باطن افراد نداشتند و طبق ضوابط عرفی تحقیق می نمودند. پس اگر تحقیقات ظاهری آنها نشان می داد که فردی اهل ایمان و صالح است ، دیگر باطن او و حالت آینده ی او را برملا نمی ساختند و طبق همان تحقیق ظاهری عمل می کردند ؛ همان طور که ما انسانهای عادی هم ممکن است در روند تحقیق کسی را صالح تشخیص دهیم ، ولی بعد از مدّتی متوجّه شویم که آن شخص ، چنان که تحقیقات ما نشان می داد نیست. همچنین ممکن است شخص در هنگام تحقیق ، خوب بوده باشد ، ولی بعداً دچار انحرافات عقیدتی یا اخلاقی گردد ؛ چرا که انسان مختار است و هر لحظه امکان تغییر جهت در زندگی او وجود دارد. بنابراین، تعالیم مربوط به تحقیق در ازدواج، اشتباه و بدون سند معتبر نیستند، هر چند وسواس بیش از حد در این باره هم صحیح نمی‌باشد.
ثانیا، خداوند انسانها را بی‌اختیار و بی‌اراده نیافریده است. همه ی ما تا آخر عمر از این موهبت برخورداریم. بسیاری از افراد پس از عمری مجاهدت و پرهیزگاری، در ادامه ی زندگی، مسیری دیگر می‌پیمایند و با اهل بیت (ع) دشمنی می‌ورزند. همسران اهل بیت نیز از این قاعده مستثنی نیستند. آنان نیز ممکن است با واقع شدن در شرایطی، از دوستی با همسر و امام خود بازگردند و با آنان دشمنی کنند.
ثالثا، توجه به این نکته هم حائز اهمّیت است که، با توجه به فرهنگ آن روزگار، ازدواج‏ها تنها بر اساس رعایت تناسب و هم کفو بودن انجام نمى‏پذیرفت؛ بلکه گاهى براى اداى احترام به یک شخصیت‏ و یا براى ابراز علاقه یک قبیله به قبیله دیگر و یا جلوگیرى از انتقام قبیله‏اى صورت مى‏گرفت. به طورى که اگر طرف مقابل نمى‏پذیرفت، به عنوان ردّ احترام و گاهى در حد اعلان تنفّر و جنگ بود. بنابراین اگر چه برخى ازدواج‏ها، براى امامان معصوم بسیار سنگین بود ، ولى بزرگوارى شخصیت ایشان موجب مى‏شد که آن را بپذیرند. به تعبیر دیگر ، این گونه ازدواجها بیش از آنکه ازدواج به هدف زندگی مشترک باشند ، ازدواجهایی مصلحتی بودند. البته نه مصلحتهای کوچک و حقیر شخصی ، بلکه مصلحتهای بزرگ دینی یا ملّی که عدم رعایت آنها مساوی بود با نابودی دین یا نابودی یک قوم یا ملّت. پس در این گونه جریانات مربوط به بزرگان ، نباید آنها را با خودمان مقایسه نماییم ، بلکه باید شرائط خاصّ آنها را هم ملاحظه نماییم.
البته در این گونه ازدواجها برای امّت اسلام نیز درسهای بزرگ و اتمام حجّتهایی وجود دارد. چون خداوند متعال با استدلال به همین همسران ناباب اولیای الهی ، بر انسانها احتجاج نموده و خواهد گفت که هر که خوب شده به اختیار خود خوب شده و هر که بد شده ، باز به اختیار خود بد شده است ؛ و شرائط محیطی خوب یا بد ، تأثیر تعیین کننده ای در خوبی و بدی انسانها ندارد. لذا خداوند متعال فرمود: « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَینِ مِنْ عِبادِنا صالِحَینِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیئاً وَ قِیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ ــــــ خدا براى کسانى که کفر ورزیده‏اند، زن نوح و زن لوط را مثل آورده که هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ی ما بودند ؛ پس به آن دو خیانت کردند و کارى از دست [ شوهران ]آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان، به آتش داخل شوید» ( تحریم:۱۰) و نیز فرمود: « وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی‏ عِنْدَکَ بَیتاً فِی الْجَنَّهِ وَ نَجِّنی‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ ــــــ و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: « پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش!»» (التحریم:۱۱). زنان حضرت لوط و حضرت نوح (ع) با اینکه در بهترین محیط بودند ، ولی اهل جهنّم شدند و در مقابل ، همسر فرعون ، که بدترین محیط از نظر هدایتی بود ، از زنان برگزیده ی بهشت گردید. پس اینها مواردی هستند که نشان می دهند ، جبر محیط ، حقیقت ندارد و نمی تواند دستاویز برخی افراد ، برای فسق و فجور خودشان باشد.

۲ـ آیا تربیت نمودن جبری است یا اختیاری؟ آیا انبیاء با جبر افراد را هدایت می کنند یا خود افراد مختارند که هدایت را بپذیرند یا نپذیرند؟
روشن است که هدایت پذیری و تربیت پذیری امری اختیاری است. لذا اگر کسی نخواهد هدایت را بپذیرد، از دست پیغمبر هم کاری ساخته نیست. حضرت نوح(ع) چهار پسر داشت. از آن چهار پسر، سه هدایت شدند ولی یکی هدایت را نپذیرفت و با پدر خویش دشمنی نمود. آیا مشکل از نوح(ع) بود از پسرش؟ اگر حضرت نوح(ع) هدایت کردن بلد نبود، سه فرزند دیگرش هم گمراه می شدند؛ امّا نشدند. چون خودشان می خواستند که تابع حقّ باشند. امّا فرزند دیگر آن حضرت، خودش نمی خواست که تابع حقّ باشد. لذا دنبال هوای نفس خود رفت. این ویژگی انسان است که اگر بخواهد راه درست را برگزیند، تمام دنیا هم جمع شوند نمی توانند مانعش شوند؛ و اگر بخواهد راه باطل را برگزیند، از تمام انبیاء و ائمه و مربّیان جهان نیز کاری ساخته نیست. کار انبیاء و ائمه و دیگر هادیان، دادن آدرس درست و تعلیم روش صحیح زندگی است نه تزریق نمودن آن در وجود شخص. انسانها آزادند که تربیت هادیان الهی را بپذیرند یا نپذیرند؛ حال می خواهد افراد بیگانه باشند یا آشنا.
لذا جریان پسر نوح خود بهترین دلیل است که کسی به صرف داشتن مربّی خوب و بودن در محیط خوب، انسان خوب نمی شود. کما اینکه جریان همسر فرعون ـ که از زنان برگزیده است ـ بهترین دلیل است که کسی به صرف قرار داشتن در محیط بد، انسان بد نمی شود. محیط خوب و بد صرفاً زمینه را برای انتخاب ما فراهم می کنند؛ و چیزی را بر ما تحمیل نمی کنند.

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها