سرخط خبرها

آیا فرشتگان اختیار دارند ؟ چرا فرشته ای به نام “فطرس” کاری کرد که خداوند بال او را شکاند ؟

پرسش:
مگر گفته نمیشود که فرشته ها قدرت اختیار ندارند پس چطور فرشته ی فطرس کاری کرد که خداوند بالهای او را شکاند تا میلاد امام حسین (ع ) پیامبر دعا کرد و بالهای او خوب شد. آیا او دارای قدرت اختیار بوده ؟

پاسخ:

۱ـ اینکه گفته می شود فرشتگان مختار نیستند، سخن افراد عوام و برخی به ظاهر عالمان است. از منظر قرآن کریم و حکمای الهی و عرفای بزرگوار، تمام موجودات، مختارند؛ از سنگ و خاک گرفته تا خدا. هر موجودی به اندازه ی گستره ی وجودی اش مختار است. چرا که اختیار، وصف ذاتی وجود است؛ لذا هر موجودی به اندازه ای که از وجود بهره دارد، از اختیار هم بهره دارد.
استدلال نخست:

ـ در اینکه خدا مختار است، شکّ نیست.

ـ از طرف دیگر، خدا وجود صرف و صرف وجود است؛ یعنی ماهیت ندارد. چون امکان، لازمه ی ماهیت است. لذا هر موجود دارای ماهیت، ممکن الوجود می باشد. پس خدا که ممکن الوجود نیست، ماهیت هم ندارد. پس فقط وجود است.

نتیجه آنکه اختیار نمی تواند از سنخ ماهیت باشد، بلکه از سنخ وجود است. چون از فرض ماهیت بودن اختیار لازم می آید که خدا مختار نباشد.

حال که ثابت شد اختیار از سنخ وجود است، عرض می شود که هر موجودی به همان اندازه که از وجود نصیب دارد، مختار هم هست.

اشکال:

این استدلال وقتی درست است که اختیار، عین وجود باشد.

پاسخ:

یقیناً اختیار عین وجود است.

چون شکّ نیست که صفات خدا عین ذات اوست؛ و الّا لازم می آمد که خدا مرکّب از وجود و صفات باشد.

پس اختیار خدا عین وجود اوست، همان گونه علم و قدرت و حیاتش علین وجودند.

پس در موجودات دیگر نیز، اختیار عین وجود آنهاست.

استدلال به روش دیگر.

از دو حال خارج نیست؛ یا اختیار از سنخ وجود است یا از سنخ ماهیت.

اگر از سنخ وجود باشد، مطلوب ثابت است.

امّا اگر از سنخ ماهیت باشد، نمی تواند در خدا موجود باشد؛ چون خدا ماهیت ندارد.

در حالی که اختیار از اوصاف کمالی خداست، و در او موجود است.

پس اختیار از سنخ وجود است نه ماهیت.

استدلال دیگر:

در این که اختیار وصف کمالی است شکّ نیست.

ـ هر وصف کمالی از سنخ وجود است.

ـ پس اختیار از سنخ وجود است.

اشکال:

چرا هر وصف کمالی از سنخ جود است؟

پاسخ:

چون ماهیت نسبتش به تمام متقابلات یکسان است، از جمله به کمال و نقص. و شیء نمی تواند نسبت به خودش و چیز دیگری نسبت یکسان داشته باشد.

استدلال دیگر:

ـ در اینکه اختیار، شدّت و ضعف دارد، شکّ نیست؛ یعنی اختیار یک حقیقت تشکیکی است.

ـ هر چیزی که تشکیکی باشد(شدّت و ضعف بردارد) یقیناً از سنخ وجود است و ماهیت نیست. چون در فلسفه اثبات شده که وجود حقیقتی تشکیکی است ولی ماهیت، تشکیکی نیست.

ـ پس اختیار از سنخ وجود است.

۲ـ مختار بودن مستلزم مکلّف بودن نیست. اگر لازمه ی اختیار، مکلّف بودن بود، خود خدا هم باید مکلّف می شد؛ در حالی که برای خدا، تکلیف معنا ندارد.

۳ـ برخی از علما بر این باورند که ملائک دو دسته اند: ملائک مجرّد که معصومند و ملائکه الارض که موجودات مادّی و خلق شده از نور مادّی اند. این گونه ملائک مادّی، تقریباً شبیه جنّها هستند ولی از جنّها لطیفترند؛ چون جنّها از آتش خلق شده اند ولی این گونه ملائک، از نور خلق شده اند که از آتش لطیفتر است. این گونه ملائک، مکلّف هستند همان گونه که جنّها مکلّف هستند. ابلیس هم بین این گونه ملائک مادّی بوده نه بین ملائک مجرّد. چون ابلیس فردی از جنّ است که قبلاً نامش حارث بوده؛ و جنّها موجوداتی مادّی ولی نامرئی اند؛ و معنی ندارد که موجود مادّی در بین موجودات مجرّد زندگی کند. پس او بین ملائک مادّی بوده نه در بین ملائک مجرّد. و همین نوع ملائک بودند که در جریان خلقت آدم(ع) اعتراض کردند و بعد از روشن شدن حقیقت، توبه نمودند. فطرس نیز می تواند جزء این دسته از ملائک باشد.

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها