سرخط خبرها

منظور از اینکه دین داری در آخرالزمان بسیار سخت است ، چیست ؟

حدیثی داریم که دینداری در آخرالزمان از نگه داشتن ذغال در کف دست نیز سخت تر است. اولا اصل عربی روایت را می خواستم. و ثانیا اینکه منظور روایت چیست؟! اگر واقعا دینداری اینقدر سخت می شود پس نباید از خیلی از مردم آخرالزمان انتظار دیندار بودن را داشت. مثلا الان از ۷ میلیارد جمعیت کره زمین چند نفر می توانند ذغال داغ را در کف دست خود بگیرند؟! شاید از هر ۱۰ میلیون یا حتی ۱۰۰ میلیون نفر یک نفر آنهم یا مرتاض هندی است که با ریاضت های خاص به این توانائی رسیده یا فردی است که استثنائی است. وگرنه ۹۹٫۹۹% مردم نمی توانند این کار را بکنند. پس دینداری نیز اینقدر سخت است؟! ثالثا باز انسان افراد زیادی را می شناسد که ظاهرا در زندگی دیندار هستند ضوابط شرعی را در زندگی لحاظ می کنند و مسائل دیگر. پس ظاهرا دینداری اینقدر هم سخت نیست. رابعا یعنی مردم در گذشته دیندارتر بوده اند؟!

پاسخ:

۱ـ حدیث چنین است:
« عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ یوْمٍ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَهٌ مِنْ أَصْحَابِهِ‏ اللَّهُمَّ لَقِّنِی إِخْوَانِی مَرَّتَینِ فَقَالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ أَ مَا نَحْنُ إِخْوَانَکَ یا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَا إِنَّکُمْ أَصْحَابِی وَ إِخْوَانِی قَوْمٌ فِی آخِرِ الزَّمَانِ آمَنُوا وَ لَمْ یرَوْنِی لَقَدْ عَرَّفَنِیهِمُ اللَّهُ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یخْرِجَهُمْ مِنْ أَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَ أَرْحَامِ أُمَّهَاتِهِمْ لَأَحَدُهُمْ أَشَدُّ بَقِیهً عَلَى دِینِهِ مِنْ خَرْطِ الْقَتَادِ فِی اللَّیلَهِ الظَّلْمَاءِ أَوْ کَالْقَابِضِ عَلَى جَمْرِ الْغَضَا أُولَئِکَ مَصَابِیحُ الدُّجَى ینْجِیهِمُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ فِتْنَهٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَه ــــــــــ ابو بصیر و او از امام محمد باقر علیه السّلام‏ روایت نموده که پیغمبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله روزى در مجمعى از اصحاب دو بار فرمود: «خداوندا! برادران مرا بمن بنمایان!» اصحاب عرض کردند: «یا رسول اللَّه! مگر ما برادران شما نیستیم؟» فرمود: نه! شما اصحاب من می باشید، برادران من مردمى در آخر الزمان هستند که به من ایمان مى‏آورند، با اینکه مرا ندیده‏اند. خداوند آنها را با نام و نام پدرانشان، پیش از آنکه از صلب پدران و رحم مادرانشان بیرون بیایند، به من شناسانده است. ثابت ماندن یکى از آنها بر دین خود، از صاف کردن درختِ قتاد (درخت خاردار) با دست، در شب ظلمانى، دشوارتر است؛ و یا مانند کسى است که پاره‏اى از آتش چوب درختِ غضا را در دست نگه دارد. آنها چراغهاى شب تار می باشند. پروردگار آنان را از هر فتنه ی تیره و تارى نجات می دهد.» (بحار الأنوار، ج‏۵۲، ص۱۲۳)
توضیح:
غضبا نام درختی است که چون آن بسیار سخت است؛ و آتش آن مدّتی طولانی روشن می ماند.

۲ـ این حدیث کاری با مردم عادی و دینداری معمولی ندارد؛ بلکه در مورد اصحاب خاصّ امام زمان(عج) و کسانی در ردیف آنها، و در مورد کمال دینداری سخن می گوید. طبق این روایت، خواصّ مؤمنان در آخر الزمان، در شرائطی بسیار دشوار، در کمال دینداری خواهند بود. در زمانی که به تعبیر برخی روایات، یافتن یک درهم پول حلال، از دشوارترین کارهاست. در چنین زمانی که اقتصاد و سیاست و فرهنگ جهان، همه بر مبنای دنیایی گرایی است، عدّه ای مؤمنان خالص وجود دارند، که رسول خدا(ص) آنها را برتر از اصحاب خود معرّفی می کند؛ و بیان می دارد که نام آنها برای من معلوم است.
در روایتی، امیر مؤمنان(ع) از زبان رسول خدا(ص) آنها را ـ که ۳۱۳ نفرند ـ بر شمرده، و نام محلّی را که در آن ساکن خواهند بود، گفته است. در ضمن این روایت، نام برخی از آنها نیز ذکر شده است.
پس حدیث کاری با افراد عادی و دینداری عادی و متداول در طول تاریخ ندارد؛ بلکه از کمال دینداری و دینداران کامل سخن می گوید. کسانی که در حقّشان فرموده است: « وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (۱۰) أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ (۱۱) فی‏ جَنَّاتِ النَّعیمِ (۱۲) ثُلَّهٌ مِنَ الْأَوَّلینَ (۱۳) وَ قَلیلٌ مِنَ الْآخِرینَ»
امّا حدیثی که نام و محلّ اینها را گفته چنین است:
« عن الأصبغ بن نباته، قال خطب أمیر المؤمنین علی «ع» خطبه فذکر المهدی و خروج من یخرج معه و أسمائهم فقال له أبو خالد الحلبی [۱] صفه لنا یا أمیر المؤمنین؟ فقال علی «ع» ألا انه أشبه الناس خلقا و خلقا و حسنا برسول اللّه (ص) ألا أدنکم على رجاله و عددهم؟ قلنا: بلى یا أمیر المؤمنین «ع» قال سمعت رسول اللّه (ص) قال أولهم من البصره و آخرهم من الیمامه و جعل علی «ع» یعدّد رجال المهدی «ع» و الناس یکتبون فقال: رجلان من البصره و رجل من الأهواز، و رجل من عسکر مکرم، و رجل من مدینه تستر، و رجل من دورق، و رجل من الباستان و اسمه علی، و ثلاثه من اسمه: أحمد و عبد اللّه و جعفر، و رجلان من عمان محمد و الحسن، و رجلان من سیراف شداد و شدید؛ و ثلاثه من شیراز حفص و یعقوب و علی، و أربعه من أصفهان موسى و علی و عبد اللّه و غلفان، و رجل من أبدح و اسمه یحیى؛ و رجل من المرج (العرج) و اسمه داود، و رجل من الکرخ و اسمه عبد اللّه، و رجل من بروجرد اسمه قدیم، و رحل من نهاوند و اسمه عبد الرزاق، و رجلان من الدینور عبد اللّه و عبد الصمد، و ثلاثه من همدان جعفر و إسحاق و موسى؛ و عشره من قم أسمائهم على أسماء أهل بیت رسول اللّه (ص) و رجل من خراسان اسمه درید، و خمسه من الذین أسمائهم على أهل الکهف، و رجل من آمل، و رجل من جرجان، و رجل من هراه، و رجل من بلخ، و رجل من قراح، و رجل من عانه، و رجل من دامغان، و رجل من سرخس، و ثلاثه من السیار، و رجل من ساوه، و رجل من سمرقند، و أربعه و عشرون من الطالقان و هم الذین ذکرهم رسول اللّه (ص) و فی خراسان کنوز لا ذهب و لا فضه و لکن رجال یجمعهم اللّه و رسوله، و رجلان من قزوین، و رجل من فارس، و رجل من أبهر، و رجل من برجان من جموح، و رجل من شاخ، و رجل من صریح، و رجل من أردبیل، و رجل من مراد، و رجل من تدمر، و رجل من أرمینیه، و ثلاثه من المراغه، و رجل من خوى، و رجل من سلماس، و رجل من أردبیل، و رجل من بدلیس، و رجل من نسور، و رجل من برکری، و رجل من سرخیس، و رجل من منار جرد، و رجل من قلقیلا، و ثلاثه من واسط، و عشره من الزوراء، و أربعه من الکوفه، و رجل من القادسیه، و رجل من سوراء، و رجل من السراه، و رجل من النیل، و رجل من صیداء، و رجل من جرجان، و رجل من القصور، و رجل من الأنبار، و رجل من عکبرا، و رجل من الحنانه، و رجل من تبوک، و رجل من الجامده، و ثلاثه من عبادان، و سته من حدیثه الموصل، و رجل من الموصل، و رجل من مغلثایا، و رجل من نصیبین، و رجل من کازرون، و رجل من فارقین؛ و رجل من آمد، و رجل من رأس العین، و رجل من الرقه، و رجل من حران، و رجل من بالس، و رجل من قبج، ثلاثه من طرطوس، و رجل من القصر، و رجل من أدنه، و رجل خمرى، و رجل من عرار، و رجل من قورص، و رجل من انطاکیه، و ثلاثه من حلب، و رجلان من حمص، و أربعه من دمشق، و رجل‏ من سوریه، و رجلان من قسوان، و رجل من قیموت، و رجل من صور، و رجل من کراز، و رجل من أذرح، و رجل من عامر، و رجل من دکار، و رجلان من بیت المقدس، و رجل من الرمله، و رجل من بالس، و رجلان من عکا، و رجل من صور، و رجل من عرفات، و رجل من عسقلان، و رجل من غزه، و أربعه من الفسطاط، و رجل من قرمیس، و رجل من دمیاط، و رجل من المحله، و رجل من الاسکندریه، و رجل من برقه، و رجل من طنجه، و رجل من افرنجه، و رجل من القیروان، و خمسه من السوس الأقصى، و رجلان من قبرص، و ثلاثه من حمیم، و رجل من قوص، و رجل من عدن، و رجل من علالى، و عشره من مدینه الرسول (ص)، و أربعه من مکه، و رجل من الطائف، و رجل من الدیر، و رجل من الشیروان، و رجل من زبید، و عشره من مرو، و رجل من الاحساء، و رجل من القطیف، و رجل من هجر، و رجل من الیمامه، قال علیه الصلاه و السلام:
أحصاهم لی رسول اللّه (ص) ثلاثمائه و ثلاثه عشر رجلا بعدد أصحاب بدر یجمعهم اللّه من مشرقها الى مغربها فی أقل مما یتم الرجل عیناه عند بیت اللّه الحرام »

۳ـ به فرض هم که حدیث در مورد همگان باشد، صاف نمودن درخت خاردار در شب تار، اگر چه سخت و رنج آور است، ولی چنان نیست که از عهده ی اکثر افراد، بر نیاید. نهایتش این است که مقداری دست و بالشان را زخمی می کنند.
امّا نگه داشتن زغال چوب در دست، باز اگر چه کار دشواری است، ولی شدنی است. شخصاً بارها این کار را در نوجوانی کرده ام. زغال چوب را اگر فوت نکنید یا باد به آن نخورد، می توان در دست گرفت؛ چون لایه ای از خاکستر، روی آن را می گیرد که نقش عایق حرارتی را بازی می کنند. البته برای آنکه دست نسوزد، باید مدام آن را از دستی به دست دیگر منتقل نمود. این کار بخصوص برای افرادی که با دست زیاد کار کرده اند و پوست کف دستشان ضخیم شده، کار شاقّی نیست. مثلاً برای اعراب زمان رسول خدا(ص)، چنین کاری، زیاد هم شاقّ نبوده است. چون در آن زمان، اغلب مردم، با دست کار می کرده اند. مثال هم برای آنها زده شده است.

۴ـ فرموده اید: « یعنی مردم در گذشته دیندارتر بوده اند؟! »
حدیث نمی گوید که مردم گذشته دیندارتر بوده اند؛ بلکه می گوید: در آخر الزمان، رسیدن به کمال دینداری، سختتر از زمان صدر اسلام است. واقعیّت نیز همین است. برخی افرادند که حتّی وقتی از نانوایی نان می گیرند، زکاتش را می دهند؛ چون احتمال قوی می دهند که کشاورز، زکاتش را نداده است. یا وقتی در قبال کاری مزد می گیرند، خمسش را می دهند؛ چون چون احتمال قوی می دهند که کافرما، خمسش را نداده است. اینها چنین می کنند در حالی که شرعاً مؤظّف به این گونه احتیاطها نیستند؛ امّا چون قصد اخلاص تامّ دارند، احتیاط می کنند تا حتّی اکل به شبهه هم نداشته باشند. اگر زندگی نامه ی کربلایی کاظم ساروقی را مطالعه فرمایید، می بینید که این مرد بی سواد روستایی، با همین شیوه به درجات عالی ایمان رسیده، و مشرّف به زیارت امام زمان(عج) شده است.

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها