سرخط خبرها

نگاه اسلام به زن چگونه نگاهی می باشد ؟ به چه دلایلی اسلام به برابری ارزش مرد و زن تاکید دارد ؟

یک سری روایت خوندم که امام علی میگه زن گلی است خدمت کار نیست(حلیه متقین) و ….
انگار یک پارادوکسی وجود داره با این روایات.
صحیح بودن و چرایی این روایات را برایم شرح دهید.
۱) قال النبی: انی اتعجب ممن یضرب امراه و هو بالضرب اولی منها ، لا تضربوا نسائکم بالخشب فان فیه القصاص ولکن اضربوهن بالجوع و العری حتی تریحوا فی الدنیا و الآخره.

ترجمه: پیامبر گفت: من در شگفتم از مردی که همسرش را می زند، در صورتی که خودش به کتک خوردن سزاوارتر است، زنان را با چوب تنبیه و تادیب نکنید، بلکه با گرسنگی و برهنگی تادیب کنید تا در آخرت راحت باشید.(۱)

۲) قال رسول الله: لا تنزلوا النساء العرف و لا تعلموهن الکتابه و علموهن المغزل و سوره النور.
ترجمه: رسول الله گفت: زنان را در بالاخانه ها ننشانید و نوشتن به آنها نیاموزید بلکه ریسندگی و سوره نور را به آنان بیاموزید.(۲)
۳) قال رسول الله: انساء عّی و عوره فاستروا العورات بالبیوت و استروا العیّ بالسکوت.
ترجمه: رسول الله گفت: زنان عورت هستند و بیهوده گفتار، چون عورت هستند آنها را در خانه ها پنهانشان کنید و گفتار بیهوده آنها را با سکوت خود چاره کنید.(۳)

۴) قال رسول الله: انّ من شرّ نسائکم … و اذا خلابها بعلها تمنت منه تمنع الصعبه عند رکوبها.

ترجمه: رسول الله گفت: از جمله زنان بد، زنی است که چون شوهرش با او خلوت کند، شوهرش را مانع شود و مانند شتر چموش بد رکابی کند.(۴)
۵) عن ابی عبدالله قال: اتت امراه الی رسول الله ، فقالت: ما حق الزوج علی المراه ؟ قال: ان تجیبه الی حاجته و ان کانت علی فتب.
ترجمه: امام صادق گفت: زنی نزد رسول الله آمد و سوال کرد: حق شوهر بر زن چیست؟ گفت: زن باید نیاز(جنسی) شوهرش را برآورد، هر چند آن زن بر مرکبی سوار باشد.(۵)
۶) قال علی بن ابی طالب: ایاک و مشاوره النساء فان رایهن الی افن و عزمهن الی وهن.
ترجمه: از مشورت با زنان بپرهیزید که نظر آنها ناقص است و تصمیمشان به سستی می گراید.(۶)
۷) قال امیر المومنین: الفتن ثلاثه: حب النساء و هو سیف الشیطان … فمن احب النساء لم ینتفع بعیشه.
ترجمه: علی بن ابی طالب گفت: موجبات فتنه سه چیز است: اول، دوست داشتن زنان که آن شمشیر شیطان است… هر کس زنان را دوست بدارد از زندگیش بهره نبرد.(۷)

۸) فقال النبی: خیر نسائکم التی ان غضبت او غضب، تقول لزوجها: یدی فی یدک لا اکتحل عینی بغمض حتی ترضی عنی.
ترجمه: بهترین زنان، زنی است که وقتی خشمگین شود یا شوهرش بر او خشم گیرد به شوهرش بگوید: دستم را در دست تو می گذارم و خواب را به چشمم راه نمی دهم تا وقتی از من راضی شوی.(۸)

۹) و قال النبی: ایما امراه اذت زوجها بسانهم یقبل الله منه صرفا و لا عدلا و لا حسنه من عملها حتی ترضیه وان صامت نهارها و قامت لیلها …
ترجمه: پیامبر گفت: هر زنی که شوهرش را با زبانش بیازارد، الله هیچ توبه و کفاره ای را از او نمی پذیرد و هیچ کار نیکش را قبول نمی کند تا وقتی که شوهرش را راضی کند…(۹)

۱۰) عن النبی انه قال: خلقت المراه من ضلع اعوج، ان اقمتها کسرتها و ان استمتعت بها استمتعت بها و فیها عوج.
ترجمه: پیامبر گفت: زن را از ضلعی کج آفریده شده. اگر بخواهی راستش کنی، آن را می شکنی و اگر بخواهی به همان حالت از آن بهره بری، بهره می بری و او هم کج باقی مانده است.(۱۰)
۱۱) قال رسول الله (ص): اذا جلست المراه مجلسا فقامت عنه فلا یجلس احد فی مجلسها حتی یبرد.
ترجمه: پیامبر اسلام فرمود: هر گاه زنی از جائی که نشسته، برخیزد، مردی در آنجا ننشیند مگر زمانی که سرد شود!!(۱۱)
۱۲) حضرت محمد: ای مردان مسلمان، زنها را بدون لباس بگذارید تا در خانه بمانند (اعرو والنساء یلز من الحجال) زیرا هنگامی که زن دارای لباس فراوان و زینت کامل باشد، میل به بیرون رفتن از خانه پیدا می کند.(۱۲)
۱۳) محمد پیامبر اسلام (ص): زنهایی که آرایش می کنند؛ عطر می زنند و به معابر همگانی پای می گذارند، حکم زنهای زناکار را دارند.(۱۳)
۱۴) محمد ابن عبدالله: نماز و روزه دو کس از سرشان بالاتر نمی رود، زنی که در برابر شوهرش نافرمانی کرده باشد و برده ای که از ارباب خود گریخته باشد مگر اینکه نزد ارباب بازگردد!!(۱۴)
۱۵) حضرت محمد پیامبر اسلام (ص): وای بر زنان از دو چیز: استفاده از طلا و جامه زیبا.(۱۵)
۱۶) پیامبر اسلام: بهترین مسجد زنها ، کنج خانه آنهاست.(۱۶)
۱۷) حضرت محمد پیامبر اسلام (ص): زن را برای فرا گرفتن نیکی ها بزنید.(۱۷)
۱۸) علی بن ابی طالب (ع): ای مردم بدانید که زنها ناقص ایمان، ناقص بخت و ناقص خرد هستند.(۱۸)
۱۹) علی بن ابی طالب(ع): هر مردی که اختیارش را به دست زن بسپارد، معلون است.(۱۹).
۲۰) علی بن ابی طالب(ع): ای گروه مردم از زنهای خود اطاعت نکنید، آنها را امین کار خود قرار ندهید، معیشت خود را به آنها مسپارید، ما آنها را بدون تقوا یافتیم، در هنگام حاجت به افراط و تفریط می گرایند، در شهوت صبر ندارند، هنگامی که به پیری می رسند خودبین می شوند، به کم قناعت ندارند، بدی را در نظر دارند، خوبی را فراموش می کنند, در تهمت زنی بی باکند، دائم در طغیان و سرکشی هستند، آنها عامل شیطان هستند.(۲۰)

حال باید از اسلامگرایان پرسید که آیا این همان کرامتی است که اسلام به زنان داده ؟؟ آیا این همان احترامی است که ائمه به زنان و دختران قائل بوده اند ؟؟

پاسخ : پاسخ : در پاسخ به این شبهه ، چند نکته قابل طرح است.
نکته اول:
قبل از اینکه به پاسخ برخی مطالبی که مطرح کرده اید بپردازیم ذکر نکته ای روشی ، ضروری است. حقیقت آن است که شبهه اندازان ، که بدون علم و با انگیزه های عمدتا نفسانی و بعضا شیطانی به تحریف قرآن و معارف اسلامی روی آورده اند، گاهی آنقدر وقیحانه عمل می کنند که متوجه لوازم تاسف بار توجیهات خود نیستند. توصیه ما به شما که قصد عمقی کردن عقاید خویش و پاسخ گویی به این شبهات را دارید، نیز این است که علم را با اتصال به منابع پاک آن بدست آورید و قبل از هر چیز آن را با سوال مطرح کنید. السوال مفتاح العلم ؛ پرسش گری مفتاح و کلید علم و علم هم شاهراه نجات است. لکن جهت گیری های احساسی و عاطفی و تحت تاثیر انبوهی از شبهات بی پایه و اساس دگر اندیشان قرار گرفتن ، همچون ساختمان خرابه ای است که هر لحظه امکان تخریب آن بر سر رهگذر این وادی خطرناک وجود دارد. خداوند متعال در مورد کسانی که خود را در دامان شبهه افکنی های مزورانه و منافقانه دگر اندیشان می اندازند اخطار می دهد که َ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فی‏ رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ این ها کسانی هستند که ایمان به خداوند و دستورات الهی و روز قیامت ندارند و قلبهایشان در شبهات سرگردان است.
نکته دوم: آنکه، ذهن در مورد پذیرش ، پاسخ های منطقی، انبوه شبهات مقاومت می کند. بنا بر این علاوه بر اینکه شبهات احتمالی را به سوال و پرسش تبدیل می کنید، آن ها را تفکیک کنید و جداگانه ارسال کنید تا جواب کامل و شایسته تری دریافت کنید و تا جواب همه ابهامات ناظر بر یک پرسش را دریافت نکرده اید سراغ شبهه یا پرسش دیگری نروید. در ادامه به ارائه کلیاتی در مورد شبهات مطرح شده پرداخته و منتظر تفکیک شبهات شما در قالب سوال و پاسخ علمی هستیم.
نکته سوم: گزاره هایی را که در قالب روایت مطرح نمودید و برخی سایت های ضد دینی مستمسک قرار می دهند، همه جواب دارد. برخی کذب است، برخی تحریف شده است، برخی بخشی از حقیقت است و برخی معارف اصیل و قابل دفاع بلکه مترقی اسلامی است که ذهن کوته بین کفار و معاندین اسلام توانایی دیدن زیبایی هایش را ندارد.
نگره اسلام به زن و مرد به عنوان دو تجلی خلقت اشرف مخلوقات است. اگر آدمی حقیقت جویانه به محضر قرآن و روایات معصومین علیهم السلام ، برود ، بی شک از جام حقیقت قرآنی سیراب و عطش حقیقت او سیراب می شود ولی اگر عنادورزانه به محضرش رود همین قرآنی که شفا و رحمه للمومنین است ، برای کافرین و معاندین لایزید الظالمین الا خسارا خواهد بود.
نکته چهارم:
به خلاف غرب که تا همین صد سال پیش زن را در ردیف حیوانات قرار می داد، و نه تنها هیچ گونه استقلال سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برای او نمی شناخت بلکه او را در حکم مال محسوب می کرد، اسلام در هزارو چهارصد سال پیش ، زن را به عنوان تجلی صفات جمالیه الهی معرفی کرد، به منشا الهی خلقتش تصریح نمود.(خلقکم من نفس واحده؛ نفخت فیه من روحی)، و استقلال اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را برای او به ارمغان آورد. در زمانی که در فرانسه که مهد دموکراسی و ترقی و مدنیت پنداشته می شود ، سمینار علمی بین دانشمندان اروپایی با موضوع اینکه « آیا زن انسان است یا حیوان؟» ، بر پا می شد، پیشوایان الهی زن را ریحانه و گل خوشبوی بستان خلقت معرفی می کردند ( قال علی علیه السلام: المرئه ریحانه) و بیشترین خوبی ها و خیر را در وجودش می دانستند (قال صادق علیه السلام :اکثر الخیر فی النساء).
در نگاه مادی به زن ، روح انسانی که حقیقتی الهی و نفخه ای از وجود مقدس الهی است (نفخت فیه من روحی)، نادیده انگاشته می شود. وجه تفاوت انسان و حیوان ، همین وجود روح الهی است. بنابراین در نگرش مادی، زن ماهیتا یک حیوان ، لکن اندکی مترقی تر است و از این رو می تواند ابزار سودآورتری نسبت به حیوان ، برای مکاتب مادی تلقی شود. در نگاه مادی به زن استعداد جانشینی خداوند نادیده انگاشته می شود، و زن را در حد یک وسیله دفع شهوت یا یک ابزار برای سرمایه داری لیبرال تنزل داده می شود. از این رو بسیاری از دانشمندان ماتریالیست غربی حتی در دوران مدرنیسم از عبارات بسیار موهنی در مورد شخصیت زن استفاده نموده اند. در ادامه برخی از نظرات اندیشمندان غربی در مورد شخصیت زن را اشاره می کنیم :
شوپنهاور فیلسوف مشهور حقوق بشر، می گوید: زن حیوانی است با گیسوان بلند و افکار کوتاه.
نیچه : زنان هنوز قادر به دوستی نیستند زنان گربه، پرنده و یا در بهترین حالت گاو باقی مانده اند.
ژوزف دومیستر : زنان فقط می توانند از هم جنسان خود برتر باشند ولی همین که بخواهند با مرد رقابت کنند میمونی بیش نیستند.
ایزاک دوبنسراو : شما (زنان) نصف ما هستید و در کنار ما، یک کل مناسب را می سازد. اگر ازما جدا شوید جز بخش های ناقص نیستید در واقع هیچ نیستید، شما صفر هستید و ما شماره هایی هستیم که به شما ارزش می دهیم.
نگاه واقعی مکتب مادی به زن این است. اگر می بینید شعارهای زن سالارانه یا دم از تساوی حقوق زن و مرد نیز می زنند، نه به خاطر این است که برای زن ارزشی قائل باشند بلکه این شعارها بهانه ای برای کشاندن زنان به عرصه کار و بیگاری در جامعه و سوء استفاده از زن به عنوان یک ابزار برای رسیدن به مطامع دنیوی است.
برغم اینکه شعارهای حقوق بشری غرب از قرن چهاردهم و از زمان رنسانس شروع شد ولی تا اواخر قرن نوزدهم هنوز زن به عنوان بشر و انسان مورد شناسایی قرار نگرفته بود و هنوز در اکثر قریب به اتفاق کشورهای غربی تحت قیمومیت اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی مردان قرار می گرفت . در اواخر قرن نوزدهم که غرب مدرن با اعتصابات کارگری روبروشد ، خلاء نیروی کار ارزان و کم توقع برای نظام سرمایه داری غرب به وضوح نمایان شد. اینجا بود که شعار برابری زن و مرد و احقاق حقوق زنان ، بهانه خوبی می توانست باشد تا زنان را از قالب خانواده ، و از نقش همسری و مادری جدا کرده و به کارخانه ها روانه سازد و از آن ها ابزار ارزان و قابل سوء استفاده ای ایجاد نماید. پس باید دانست که شعارهای پرطمطراق فمینیستی در مورد برابری زن و مرد طبل توخالی و روش فریبکارانه ای برای ظلم هرچه بیشتر به زنان است.
این در حالی است که از نظر اسلام ، زن و مرد ، هر دو انسان و از یک گوهر وجودی خلق شده اند(خلقکم من نفس واحده)، و روح الهی که جوهره اصلی و انسانیت انسان را تشکیل می دهد در زن و مرد دمیده شده (نفخت فیه من روحی)، و این گوهر وجودی مذکر و مونث ندارد. زن و مرد دو صنف از انسان هستند که به خاطر ماهیت و جوهره الهی هر دو ارزشمندند . اتفاقا روایات معتبری مبنی بر اهمیت و ارزش ممتاز زن وجود دارد . روایاتی مثل (اکثرالخیر فی النسا، بیشترین خوبی ها در زنان است)، (المرئه ریحانه ، زن مانند گلی خوش بوست)، (البنات محببات، مونسات، مشفقات، مبارکات و هن باقیات الصالحات؛ زنان دوستداشتنی تر، دلسوز تر، رحمت ، برکت هستند و منشاء خیرهایی هستند که در عرصه حیات استمرار دارد) و …. دهها روایت دیگر ، در ابواب مختلفی در کتب روایی وجود دارد که به جایگاه ممتاز زن اشاره می نماید .
نکته پنجم:
در روایات بسیار زیادی، ائمه معصومین علیهم السلام به محبت ویژه خداوند به جنس زن به لحاظ اینکه مظهر صفات جمالیه الهی است، اشاره کرده اند. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «رأفت و رحمت خدا بر زنان بیش از مردان است و مردى نیست که زنى از محارم خویش را شاد سازد مگر اینکه خداوند در قیامت وى را شادمان خواهد کرد.»
حتی در برخی روایات به جایگاه ویژه فرزند دختر نسبت به فرزند پسر تاکید کرده و به مقدم داشتن زنان بر مردان سفارش نموده اند. کتاب شریف مراه العقول ، فصلی از روایات را تحت «باب فضل البنات ؛ باب روایت مربوط به برتری دختران » جمع آوری کرده است که حاوی ده ها روایت در این زمینه است. علاوه بر این کتاب شریف وسائل الشیعه که حاوی ۳۰ جلد از بهترین روایات (از حیث سند)، در مورد احکام فقهی است، چندین باب در مورد فضل و تقدم دختر بر پسر وجود دارد که هر باب حاوی چندین روایت است. به عنوان مثال ، «باب استحباب طلب البنات و إکرامهن؛ باب مستحب بودن طلب فرزند دختر از خداوند و بزگرداشت دختران» ، «باب کراهه کراهه البنات؛ باب کراهت ، بد دانستن دختران» ، «باب تحریم تمنی موت البنات؛ حرام بودن آرزوی مرگ برای دختر»، «باب زیاده الرقه على البنات و الشفقه علیهن أکثر من الصبیان ؛ باب استحباب ملاطفت و عطوفت بیشتر با دختران نسبت به پسران».
به برخی از روایات در این زمینه اشاره می کنیم:
-رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «بهترین فرزندان شما دختران هستند.»
-رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «دختران بهترین فرزندان هستند. هر کس که یک دختر دارد خداوند دخترش را مانعى از آتش برایش قرار مى‏دهد و هر کس که دو دختر دارد خداوند او را به واسطه آن دو دختر به بهشت مى‏برد و هر کس سه دختر دارد و یا به اندازه آن خواهر دارد خداوند جهاد و صدقه دادن را از او بر مى‏دارد.»
-پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «خداوند رحمت نماید بر پدر چند دختر، دختران، با برکت و دوست داشتنى هستند و پسران، بشارت دهنده و شاد کننده هستند و دختران باقیات الصالحات هستند. (چیزهایى که پایدار و باقى مى‏ماند و شایسته است)»
-رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «هر کس یک دختر دارد خداوند او را کمک مى‏کند و یارى مى‏نماید و برکت مى‏دهد و او را مى‏آمرزد.»
-رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «هر کس یک دختر دارد براى او بهتر از هزار حجّ و هزار جهاد و هزار شتر و یا گاو که هدیه مکّه کند و هزار مهمانى دادن است.»
-رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «خانه‏اى نیست که در آن دختران باشند مگر اینکه هر روز بر آن خانه دوازده برکت و رحمت از آسمان نازل مى‏شود و زیارت فرشتگان از این خانه قطع نمى‏گردد و فرشته‏ها براى پدرشان هر روز و شب عبادت یکسال را مى‏نویسند.»
-پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «هر کس دخترى دارد با او دشمنى نکند و به او اهانت ننماید و فرزندانش را بر او مقدّم ندارد، خداوند او را به بهشت وارد مى‏سازد.»
-پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «هر کس که وارد بازار شود و تحفه‏اى (هدیه‏اى) بخرد و آن را براى افراد تحت کفالتش ببرد او به سان کسى است که صدقه‏اى براى مردمى نیازمند ببرد و باید که پیش از پسران به دختران آغاز کند چون هر کس دخترش را شاد سازد گویا که فردى از فرزندان اسماعیل را آزاد ساخته است و هر کس چشم پسرى را روشن و شاد سازد گویا که از ترس خدا گریسته و هر کس از ترس خدا بگرید خداوند او را به بهشت نعیم وارد سازد.»
-به پیامبر صلى الله علیه و آله بشارت ولادت دخترى داده شد. حضرت به چهره‏هاى یارانش نگریست دید که ناراحت شده‏اند فرمود: «چه مى‏شود شما را! گلى است خوشبو که او را مى‏بویم و روزى‏اش بر خداوند عز و جل است.»
-جارود بن منذر گوید: «امام صادق علیه السلام به من فرمود: به من خبر رسیده که دخترى برایت متولّد شده که از او بدت مى‏آید. این دختر چه زحمتى براى تو دارد؟ گلى خوشبو است که او را مى‏بویى و روزى او را دیگرى کفایت مى‏کند (منظور خداوند است) و رسول خدا صلى الله علیه و آله پدر چند دختر بود.»
امام صادق علیه السلام فرمود: «دختران، حسنات (نیکى‏ها) هستند و پسران، نعمت هستند البتّه بر حسنات ثواب داده مى‏شود و از نعمت‏ها سؤال مى‏شود.»
-راوى گوید: «در مدینه ازدواج کردم. امام صادق علیه السلام از من پرسیدند: ازدواجت چگونه بود؟ در پاسخ عرض کردم: همه خوبى‏هایى که از یک زن مى‏توان دید در همسرم دیدم ولى او به من خیانت کرد. امام فرمود: چه خیانتى؟ گفتم: دختر زاییده است. امام فرمود: گویا دختر را خوش ندارى؟
خداوند عز و جل مى‏فرماید: «شما نمى‏دانید پدران (و مادران) و فرزندان‏تان، کدام یک براى شما سودمندترند.»
مردى از شیعیان دختر دار شد به خدمت امام صادق علیه السلام رسید. امام او را ناراحت و خشمگین دید. به او فرمود: «اگر خداوند به تو وحى کند که من برایت انتخاب کنم یا تو براى خودت برگزین چه مى‏گویى؟ آن شخص گفت: به خدا عرض مى‏کنم که تو برایم انتخاب کن. حضرت فرمود:
خداوند براى تو انتخاب کرده است. آنگاه حضرت فرمود: به جاى پسرى که عالم همراه موسى علیه السلام او
را کشت خداوند به آن پدر و مادر دخترى داد که هفتاد پیامبر از او پدید آمد و این همان فرموده خداوند عز و جل است که: «از این رو خواستیم که پروردگارشان به جاى او، فرزندى پاک‏تر و دلسوزتر به آن دو بدهد.»
ده ها روایت دیگر در این زمینه وجود دارد که جای هر گونه شبهه در نگاه ارزشی به فرزندان دختر و محبت ویژه خداوند به همه انسان ها و به طور ویژه زنان ، را از بین می برد.
با توجه به این مقدمات ، منتظر سوالات تفکیک شده شما در مورد تک تک روایات هستیم.
. منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعه)، ج‏۲۶، ص: ۶۵۹

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها