سرخط خبرها

دلیل اینکه حضرت یوسف ۷ سال درزندان ماند چه بود ؟ آیا اگر به کسی بدبین باشیم تهمت محسوب می شود ؟

پرسش:

دلیل اینکه حضرت یوسف ۸سال درزندان موندن چی بود؟بخاطر اینکه از دوستش کمک خواست ؟ بدبینی خوبه یا بد ؟ آیا اگه به کسی بدبین باشیم تهمت محسوب میشه؟
چرا خداوند در حدیث قدسی میگه من بزرگم و… کلا از خصوصیات خودش میگه ؟
پاسخ:
۱ـ هر که بامش بیش، برفش بیشتر.
انسانها از لحاظ گستره و ظرفیت وجودی ، در یک سطح نیستند. لذا انتظار خداوند متعال از آنها نیز یکسان نیست. خداوند متعال آن انتظاری را که از چهارده معصوم دارد از انبیاء و اولیای دیگر ندارد. همچنین آن انتظاری را که از انبیای اولوا العزم دارد از غیر اولوا العزم ندارد. به همین ترتیب انتظار خدا از انبیاء غیر اولوا العزم خیلی بیشتر از علمای ربّانی و از علمای ربّانی بیش از علمای عادی ، و از علما بیش از غیر علماست. لذا بازتاب رفتارهای اقشار گوناگون بندگان از جانب خدا نیز متفاوت است. آن کیفیت از یک عمل که برای عوام کمال محسوب می شود چه بسا برای عالم نقص شمرده شود. و آنچه برای عالم عادی کمال فرض می شود چه بسا برای عالم ربّانی نقصان تلقّی گردد. و به همین ترتیب حسنات عالم ربّانی ، سیئات انبیاء و حسنات انبیاء ، سیئات اولوا العزم ، و حسنات اولوا العزم ، سیئات اهل بیت(ع) قلمداد می شود. همانگونه که در نزد عرف ، اگر فردی عادی کنار خیابان ساندویچ بخورد ، کار او چندان قبیح تلقّی نمی شود در حالی که اگر عالمی یا استاد دانشگاه معروفی چنین عملی را انجام دهد ، کارش به شدّت زشت شمرده می شود تا آنجا که اگر عالمی دینی به چنین رفتاری عادت داشته باشد، شرعاً اقتداء به او در نماز جماعت، اشکال دارد.
بر این اساس ، کاری که حضرت یوسف (ع) در زندان انجام داد و برای اثبات حقّانیت و بی گناهی خود نزد پادشاه مصر ، متوسّل به بنده ی خدا شد ، برای افراد عادی یقیناً بد نبود ؛ بلکه چه بسا به حکم عقل و شرع ، چنین عملی برای افراد معمولی واجب نیز باشد ؛ امّا حضرت یوسف (ع) دارای مقامی در نزد خدا بود که باید بی اذن خاصّ خدا دست به هیچ کاری نمی زد ؛ حتّی کار مباح یا خیر. لذا او تا اذن مستقیم نیافته بود حقّ چنین توسّل مشروعی را هم نداشت. افراد عادی به اذن عامّ خدا که در ضمن حکم عقل یا شرع می آید عمل می کنند ؛ امّا انبیای الهی در برخی امور فقط باید تابع وحی موردی باشند. یعنی باید منتظر فرمان خاصّ الهی باشند. برای مثال حضرت یونس(ع) وقتی یقین نمود که عذاب بر قومش نازل خواهد شد به حکم عقل ، از عذاب الهی فرار نمود ، در حالی که باید منتظر فرمان خاصّ الهی می ماند و اگر خدا فرمان نمی داد باید خود را تسلیم عذاب می کرد. لذا خداوند متعال حضرت یونس را به خاطر این عمل مجازات نمود در حالی که یقیناً خلاف شرع الهی یا خلاف حکم عقل عمل نکرده بود و تنها کاری را کرده بود که پایین تر از شأن وجودی او بود. علمای شیعه از چنین اموری تعبیر کرده اند به ترک اولی ؛ که نه ترک واجب و مستحبّ است ، نه ارتکاب حرام و مکروه ؛ بلکه ارتکاب عملی است که متناسب با شأن انبیاء نیست.

۲ـ بد بینی
بدبینی را در اصطلاح دین، سوء الظنّ گویند، که در مواردی خوب است و در اکثر موارد، از گناهان بزرگ شمرده شده است.
خدای متعال فرمود: « یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ ــــ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از بسیارى از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضى از گمانها گناه است؛ و هرگز(در کار دیگران) تجسّس نکنید؛ و هیچ یک از شما دیگرى را غیبت نکند، آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه ی شما از این امر کراهت دارید؛ تقواى الهى پیشه کنید که خداوند توبه‏پذیر و مهربان است.» (الحجرات:۱۲)
از این آیه استفاده می شود که برخی سوء الظنّ ها و بدبینی ها، مقدّمه ی تجسّس در امور دیگران و همچنین مقدّمه ی غیبت هستند.
البته خوش بینی هم همیشه خوب نیست، بلکه در مواردی باید بدبین بود؛ مثلاً نمی توان به دشمن، خوش بین بود. نمی توان به شیطان، خوش بین بود. نمی توان به نفس امّاره، خوش بین بود. نمی توان کودک را در خیابان رها کرد و خوش بین بود که زیر ماشین نرود. نمی توان نامحرمها را در یک محیط گرد آورد و خوش بین بود که فساد درست نمی شود. و … .
پس نه خوش بینی به صورت مطلق خوب است نه بد بینی به صورت مطلق بد است؛ بلکه در مواردی باید خوش بین بود و در مواردی باید بدبین بود؛ به عبارت دیگر، باید واقع بین بود. باید حقیقت بود.
۳ـ بدبینی با تهمت فرق دارد. تهمت آن است که کسی را متّهم به کار بدی کنیم که آن کار را نکرده است. البته روشن است که در مواردی، بد بینی می تواند از مقدّمات تهمت باشد.
۴ـ خداوند متعال در قرآن نیز به فراوانی از صفات خود حرف زده است. چون می خواهد اوّلاً خود را به مردم بشناساند تا در خداشناسی منحرف نشوند. ثانیاً صفات خود را معرّفی می کند تا مردم با استفاده از آن صفات، بتوانند رشد کنند؛ مثلاً از رحمت خود سخن می گوید تا مردم تشویق بشوند به دعا و از غضب خود سخن می گوید تا مردم از گناه کردن بترسند. و … .

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها