سرخط خبرها

آیا می توان شیطان را موجودی خیالی فرض نمود که خداوند با تعریف نمادین آن خواسته بندگانش راحت تر با گناه و زشتی مبارزه کنیم؟

پرسش:

۱- آیا می توان شیطان (ابلیس) را موجودی خیالی فرض نمود که خداوند با تعریف نمادین آن خواسته بندگانش راحت تر با گناه و زشتی مبارزه کنیم؟
۲- هر درون خود جهانی دارد که از مشاهده و کنترل عموم افراد خارج است. مگر افراد خاص. چگونه ابلیس در آن واحد درون نفس چند میلیارد انسان نفوذ نموده و آنها را وسوسه می کند؟
۳- در روایات آمده است شیطان روی سبیل بلند می نشیند. آیت الله مکارم شیرازی در این گونه روایات منظور از شیطان را میکروب عنوان نمودند. حال روایاتی نظیر شیطان از بوی غذایی می خورد که ابتدای آن بسم الله نباشد یا از آمیزش انسان بهره ای می برد مگر در ابتدای این امر بسم الله بگوییم چیزی شبیه به اعتقادات عامیانه وسنتی دارد. ذکر بسم الله می تواند موجب نزدیکی رابطه میان انسان و خداوند باشد اما فرقی روی خود عمل ندارد که در یک جا شیطان از آن بهره برد و در جای دیگر خیر. فرضا تمام جهان مسلمان شیعه شوند و همه در ابتدای تناول هر غذا بسم الله بگویند پس می توان گفت بعد از مدتی شیطان از گرسنگی می میرد؟
۴- در پاسخ قبلی تان فرمودید شیطان به ازای به دنیا آمدن هر انسان دو بچه به دنیا می آورد. زاد و ولد مساله ایست تابع شرایط خاص خود و بستگی به اراده زن و شوهر دارد نه محیط بیرون و زاد و ولد دیگران. ضمنا آیا فرزندان شیطان بلا استثنا بد هستند بالاخره فرزندانی از شجره انسان های بد شاید استعداد انجام شرشان بیش از دیگران باشد اما انسان نیک از میان آنها نیز سر می زند نظیر معاویه دوم فرزند یزید.
۵- در پاسخ قبلیتان فرمودید از آنجایی که نفس اماره به ما امر به بدی می کند بدون شیطان نیز انسان گناه می کند پس نقش شیطان در گمراهی انسانها چیست؟ و بدون وجود او فسق و فجور در جامعه چه تغییری می تواند بکند؟
۶- آیا می توان همانند آنچه در برخی سریالها (اغما – او یک فرشته بود) درون زندگی انسانها ابلیس به شکل انسان ظهور نوده و آنها را گمراه کند؟ اگر این گونه است ما (لااقل خود من) بارها به صورتهای مختلف ابلیس را دعوت می کنیم اما خبری از چنین فردی در زندگی ما نیست؟
۷- آیا بدون تکیه به آیات و روایات (عقلی) می توان وجود جنی شر درون انسانها را ثابت نمود که انسان را وسوسه می کند؟ اگر آری لطفا به اختصار بیان نمایید. اگر فلسفه وجودی ابلیس آزمایش انسانها و شناخت انسان پاک از ناپاک است که نفس اماره برای این امر کافی است؟
از نحوه بیان خویش در ارائه سوال جدا پوزش می طلبم قصد اینجانب برطرف نمودن شبهات خویش و روشن شدن حقیقت درونم است با تشکر از زحمات شما.

پاسخ:
۱ـ فرموده اید: « آیا می توان شیطان (ابلیس) را موجودی خیالی فرض نمود که خداوند با تعریف نمادین آن خواسته بندگانش راحت تر با گناه و زشتی مبارزه کنیم؟»
این سوال شما برای برخی از منحرفین، عقیده است نه سوال. البته آنها کلّ قرآن را کتابی تمثیلی و سمبلیک معرّفی می کنند؛ که معنایی جز بی معنا بودن قرآن ندارد. امّا در باب ابلیس، طبق نظر علمای شیعه و سنّی، اگر کسی چنین اعتقادی داشته باشد، یقیناً از اسلام خارج است. چون،
اوّلاً خدا را متّهم به دروغگویی نموده است.
ثانیاً صریح آیات قرآن را انکار نموده است. آیات به صراحت بیان نموده اند که ابلیس، فردی است از نوع جنّ؛ و نوع جنّ موجوداتی هستند که فرد نخستشان از آتش آفریده شده است. همچنین قرآن کریم صراحت دارد که جنّها و از جمله ابلیس، موجوداتی هستند مکلّف که هم مومن دارند هم کافر؛ و ابلیس از کفّارشان می باشد.
ثالثاً معصومین(ع) را متّهم نموده است به دروغگویی. چون در روایات، به صراحت بیان شده که ابلیس موجودی است حقیقی و از نوع جنّها، که زاد و ولد و غذا و اندیشه و حیات و ممات و عذاب اخروی دارد.
گذشته از اینها، ابلیس بارها در زمان حضور معصومین(ع) برای مردم مجسّم گشته است.

۲ـ فرموده اید: « هر درون خود جهانی دارد که از مشاهده و کنترل عموم افراد خارج است. مگر افراد خاص. چگونه ابلیس در آن واحد درون نفس چند میلیارد انسان نفوذ نموده و آنها را وسوسه می کند؟»
خداوند متعال می فرماید: « یا بَنی‏ آدَمَ لا یفْتِنَنَّکُمُ الشَّیطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ ینْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیرِیهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذینَ لا یؤْمِنُونَ ــــ اى فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همکارانش شما را مى‏بینند از جایى که شما آنها را نمى‏بینید؛ (امّا بدانید) ما شیاطین را اولیاى کسانى قرار دادیم که ایمان نمى‏آورند! » (الأعراف:۲۷)
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونی‏ وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمینَ بَدَلاً ــــ به یاد آرید زمانى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید!» آنها همگى سجده کردند جز ابلیس، که از جنّ بود، و از فرمان پروردگارش بیرون شد. آیا او و فرزندانش را به جاى من اولیاى خود انتخاب مى‏کنید، در حالى که آنها دشمن شما هستند؟! چه جایگزینى بدى است براى ستمکاران» (الکهف:۵۰)
این آیات شریفه به وضوح بیان می کنند که ابلیس تنها نیست؛ بلکه فرزندانی هم دارد که او را در شیطنت نمودن کمک می کنند. لذا در بسیاری از آیات، سخن از شیاطین است. حال بگذریم از اینکه شیاطین انس هم کمک او می کنند. نیز طبق آیات یقین داریم که جنّها بسیار سریع الانتقال می باشند.
در روایات نیز به صراحت تمام ذکر شده که تعداد شیاطین جنّی، چندین برابر بنی آدم می باشند؛ تا آنجا که در اطراف هر انسانی چندین شیطان پرسه می زنند و هر گاه فرصتی بیابند ضربه وارد می کنند.

۳ـ فرموده اید: « در روایات آمده است شیطان روی سبیل بلند می نشیند. آیت الله مکارم شیرازی در این گونه روایات منظور از شیطان را میکروب عنوان نمودند. حال روایاتی نظیر شیطان از بوی غذایی می خورد که ابتدای آن بسم الله نباشد یا از آمیزش انسان بهره ای می برد مگر در ابتدای این امر بسم الله بگوییم چیزی شبیه به اعتقادات عامیانه وسنتی دارد. ذکر بسم الله می تواند موجب نزدیکی رابطه میان انسان و خداوند باشد اما فرقی روی خود عمل ندارد که در یک جا شیطان از آن بهره برد و در جای دیگر خیر. فرضا تمام جهان مسلمان شیعه شوند و همه در ابتدای تناول هر غذا بسم الله بگویند پس می توان گفت بعد از مدتی شیطان از گرسنگی می میرد؟ »

الف. خلط نموده اید بین شیطان و ابلیس. ابلیس، شیطان است؛ امّا هر شیطانی ابلیس نیست.
در مفردات راغب اصفهانی آمده است:« ابو عبیده گفته است شیطان اسمى است براى هر فرد پلید و بدخوى از جنّ و انس و حیوانات.»
دیگر لغویین عرب نیز تصریح نموده که به هر موجود مضرّ و موذی شیطان اطلاق می شود. ابلیس و ذرّیّه ی او را هم شیطان گفته اند به آن سبب که موذی و مضرّ می باشند. میکروب را هم می توان شیطان نامید؛ چرا که زیان می رساند. همچنین در نوعی مار بد قیافه است که در لغت عرب، معروف می باشد به شیطان.
در قرآن کریم، کلمه ی شیطان هم به افرادی از جنّ اطلاق شده، هم به افرادی از بشر؛ « وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِی عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِن‏.ــــ اینچنین در برابر هر پیامبرى، دشمنى از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم.» (الأنعام:۱۱۲).
شیطان به امر مضطرب نیز گفته می شود. عرب در مثل می گوید: ما لیله الفقیر الّا شیطان (شب فقیر و بینوا چیزى نیست مگر شبى با اضطراب) و هر خوى زشت و ناپسندى هم در انسان خوى شَیطَانِی نامیده شده پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: «الحسد شیطان و الغضب شیطان»( حسد شیطان است و غضب شیطان است.)
در لغتنامه التحقیق‏ گفته است:
أنّ الأصل الواحد فی هذه المادّه: هو المیل عن الحقّ و الاستقامه و تحقّق العوج و الالتواء. و هذا المعنى یتحقّق فی الجنّ و الانس و الحیوان و غیرها، و لکنّ کلمه الشیطان ینصرف إطلاقه الى الجنّ، ثمّ الى الانس بقرینه، ثمّ الى الحیوان. ( اصل واحد در مادّه ی شطن، انحراف از حقّ و راستی و تحقق یافتن کجی است. و این معنی در جنّ و انس و حیوان و غیر آنها تحقق پذیر است ؛ لکن اگر کلمه ی شیطان مطلق گفته شود مراد جنّ است؛ سپس با قرینه انسان مراد است و در رتبه سوم حیوان است.)
حاصل مطلب:
از قول لغویین چنین بر می آید که کلمه شیطان به هر موجود مضرّ و منحرف و پلید گفته می شود ، و اختصاصی به جنّهای مضرّ ندارد ؛ لکن جنّهای مضرّ از مصادیق بارز واژه شیطان هستند ؛ میکروبها بیماری زا نیز از آن جهت که موجوداتی زیان آورند می توانند مصداق واژه شیطان باشند. لذا کلمه شیطان را در روایات بهداشتی نمی توان به سادگی بر شیاطین جن ّ اطلاق نمود ؛ چون کشفیّات علمی قرینه هستند که مراد از شیطان در این روایات میکروبها هستند. اگر چه بعید نیست که شیاطین جنّ نیز در انتقال برخی میکروبها و در نحوه ی عملکرد آنها تأثیر بگذارند.
همچنین نمی توان گفت مراد از شیاطین در آیات و روایات ، فقط و فقط میکروبها هستند ؛ چون قرائن قطعی و یقینی از کتاب و سنّت وجود دارد که گروهی از شیاطین ، از جنّها هستند ؛ و جنّها موجوداتی نامرئی ، باشعور ، پر سرعت ، بسیار قدرتمند در حمل اشیاء سنگین و دارای تکلیف هستند. و هیچکدام این امور در میکروبها وجود ندارد.( ر.ک: النمل:۳۹ ـــ الأنبیاء :۸۲ ـــ البقره :۱۰۲ ـــ الأنعام :۱۲۱ ـــ سبأ : ۱۲و۱۳ ـــ سوره جنّ )
بررسی چند روایت بهداشتی:
در برخی روایات آمده که شیاطین زیر ناخنها و روی شارب (سبیل) و روی شکستگی و ترک ظرفها و … قرار می گیرند. امّا روایات دیگری هستند که این روایات را تفسیر می کنند؛ و می فهمانند که مراد از شیطان در این گونه روایات، شیاطین جنّی نیستند؛ بلکه مقصود، شیاطین دیگری هستند.
ـ قال رسول الله(ص):« یسأل احدکم عن خبر السّماء و هو یدع اظفاره کأظافیر الطیر ، یجتمع فیها الجنابه و الخبث و التّفث. ـــ برخی از شما از خبر آسمان می پرسند ، در حالی که ناخنهای خود را مانند ناخنهای پرندگان ، وا می گذارند که در آنها جنابت ، آلودگی و چرک جای می گیرد.»(مسند احمد حنبل ، ج ۹ ، ص۱۴۰ ، حدیث ۲۳۶۰۱)
ـــ در این روایت ، حکمت امر به گرفتن ناخنها بر حذر بودن از آلودگی و چرک گفته شده است ؛ لذا این روایت قرینه است که در روایات دیگر نیز مراد از شیطان ، می تواند چرک و آلودگی باشد. و اطلاق شیطان به چرک و آلودگی صحیح است ؛ چون چرک و آلودگی برای سلامتی مضرّند ؛ و طبق آنچه قبلاً گفته شد لفظ شیطان را می توان به هر موجود مضرّی اطلاق نمود.
ـ قال رسول الله(ص):« قصّوا أظافیرکم و ادفنوا قلاماتکم و نقّموا براجمکم و مظّفوا لثاتکم من الطعام و استاکوا و لا تدخلوا علی ّ فخراً بخراً. ـــــ ناخنهای خود را بچینید و چیده های خود را به خاک بسپارید ، لای انگشتان خود را تمیز کنید ، لثه های خود را از غذا پاک سازید ، مسواک بزنید و با دهان بدبو بر من وارد نشوید.»(کنزل العمّال ،ج۶ ، ص۶۵۵ ، حدیث ۱۷۲۳۹ )
ــــ این روایت نیز قرینه است که مراد از شیطان در برخی روایات بهداشتی شیطان جنّی نیست.
ـ « عَنْ إِسْحَاقَ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- اسْتَأْصِلْ شَعْرَکَ تَقِلُّ دَوَابُّهُ وَ دَرَنُهُ وَ وَسَخُهُ- وَ تَغْلُظُ رَقَبَتُکَ وَ یجْلُو بَصَرَک‏. ـــــ اسحاق بن عمار گوید:امام صادق (ع) به من فرموند: مویت را از ته بزن تا جانور و شوره و چرکش کم شود و گردنت ستبر گردد و چشمت روشن باشد.» ( بحار الأنوار ؛ ج‏۷۳ ؛ص ۸۵ )
در این روایت مراد از جانور (جنبنده) می تواند میکروبها ، قارچها یا موجوداتی مثل شپش و امثال آن باشند که در گذشته فراوان بوده است.
ـ « وَ قَالَ النَّبِی ص لَا یطَوِّلَنَّ أَحَدُکُمْ شَارِبَهُ- فَإِنَّ الشَّیطَانَ یتَّخِذُهُ مَخْبَأً یسْتَتِرُ بِه‏. ـــــــ مبادا که کسى از شما سبیل خود را بلند کند زیرا شیطان ‏آن را مخفیگاه خود مى گیرد و درآن پنهان مى شود.»( بحار الأنوار ؛ج‏۷۳ ؛ص ۱۱۲)
ـــ شیطان در این روایت به قرینه روایات قبلی می تواند میکروبها یا قارچها باشد.
ـ « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا یطَوِّلَنَّ أَحَدُکُمْ شَعْرَ إِبْطِهِ- فَإِنَّ الشَّیطَانَ یتَّخِذُهُ مَخْبَأً یسْتَتِرُ بِه‏. ـــ مبادا که کسى از شما موهای زیر بغل خود را بلند بدارد زیرا شیطان ‏آن را مخفیگاه خود مى گیرد و درآن پنهان مى شود.»( بحار الأنوار ج‏۷۳ ۹۱ )
ـ «خلّلوا لحاکم و قصّوا أظفارکم فإنّ الشّیطان یجری ما بین الّلحم و الظّفر.ـــــ ریشهاى خود را شانه کنید و ناخنهاى خود را کوتاه سازید زیرا شیطان میان گوشت و ناخن روان است.»( نهج الفصاحه ص‏۴۶۰)
ــــ شیطان در این روایت با میکربها (باکتریها ) سازگارتر است ؛ چرا که باکتریها به واسطه مژکهای خود در رطوبت روی پوست روان می شوند. رطوبت اندک پوست، برای باکتری های بسیار ریز، مثل یک رودخانه است.
ـ « عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبِی الْحَسَنِ ع أَنَّهُ سُئِلَ مِنْ إِغْلَاقِ الْأَبْوَابِ- وَ إِکْفَاءِ الْإِنَاءِ وَ إِطْفَاءِ السِّرَاجِ- قَالَ أَغْلِقْ بَابَکَ فَإِنَّ الشَّیطَانَ لَا یفْتَحُ بَاباً- وَ أَطْفِئْ سِرَاجَکَ مِنَ الْفُوَیسِقَهِ وَ هِی الْفَأْرَهُ لَا تَحْرِقْ بَیتَکَ وَ أَکْفِئْ إِنَاءَکَ فَإِنَّ الشَّیطَانَ لَا یرْفَعُ إِنَاءً مُکْفَأ ــــــــ از امام ششم یا هفتم (ع) درباره ی بستن در و وارونه نهادن ظرف و خاموش کردن چراغ سؤال شد؛ امام (ع) فرمودند: در خانه‏ات را بربند که شیطان در را باز نمی کند و چراغ خود را خاموش کن از شر فویسقه و آن موش است تا خانه‏ات را آتش نزند ، و ظرفت را وارونه بگذار که شیطان ظرف وارونه را بلند نکند. »(بحار الأنوار،ج‏۷۳،ص۱۷۷)
ــــ در این روایت شیطان اعمّ است ولی سازگاری آن با برخی حیوانات مضرّ بیشتر است. چون شیطان جنّی برای ورود به جایی احتیاج به باز کردن در ندارند. همچنین شیاطین انس می توانند ظروف وارونه را برگردانند و درهای بسته را باز کنند. امّا مراد میکروب هم نیست چون بسته یا باز بودن در ربطی به میکروب ندارد ؛ البته وارونه گذاشتن ظرف مانع از تجمع میکروبها در آن می شود. امّا به قرینه ی ذکر موش ، به نظر می رسد که مراد از شیطان حیوانات مضرّی مثل موش و سمور و امثال آن هستند که می توانند وارد خانه شده و ظرفها را آلوده کنند.
امّا کیفّیت به آتش کشیده شدن خانه توسط موش به این صورت است که موش فتیله های آغشته به روغن چراغها را با خود حمل می کند و باعث آتش سوزی می شود. سبب علاقه ی موش به فتیله ی چراغها این بوده که در زمان قدیم سوخت چراغها روغن حیوانی یا گیاهی بوده است.
ـ « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تُؤْوُوا التُّرَابَ خَلْفَ الْبَابِ فَإِنَّهُ مَأْوَى الشَّیطَانِ . ـــ رسول خدا (ص) فرموند: خاکروبه را پشت در ننهید که جایگاه شیطان است‏.»( بحار الأنوار ج‏۷۳ ص ۱۷۷)
ــــ مراد از شیطان در این روایت هم می تواند شیاطین جنّی باشد ،هم انسانهای پست زباله گرد ، هم حیوانات موذی مثل موش و روباه و گربه و … هم میکروبها. سه وجه اخیر روشن است ؛ امّا تجمع شیاطین جنّی بر گرد زباله ها از آن جهت است که ــ بنا به روایات معصومین (ع) ـــ غذای جنّها بوی غذاهای انسانهاست. در برخی روایات به صراحت آمده که استخوانها را کاملاً از گوشت پاک نکنید؛ چرا که برادران جنّی شما از آن ارتزاق می کنند؛ و اگر استخوانها را کاملاً پاک کنید ترس آن هست که چیزی از شما بدزدند.
ـ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَذَرُوا مِنْدِیلَ الْغَمَرِ فِی الْبَیتِ فَإِنَّهُ مَرْبِضٌ لِلشَّیطَانِ . ــــــ خاکروبه را شب در خانه وانگذارید و روز آن را بیرون برید که نشیمن شیطانست. »(بحار الأنوار ج‏۷۳ ص ۱۷۶ )
ـ « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَجِیفُوا أَبْوَابَکُمْ وَ خَمِّرُوا آنِیتَکُمْ وَ أَوْکِئُوا أَسْقِیتَکُمْ- فَإِنَّ الشَّیطَانَ لَا یکْشِفُ غِطَاءً وَ لَا یحُلُّ وِکَاءً- وَ أَطْفِئُوا سُرُجَکُمْ فَإِنَّ الْفُوَیسِقَهَ تُضْرِمُ الْبَیتَ عَلَى أَهْلِهِ- وَ احْبِسُوا مَوَاشِیکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ مِنْ حِینِ تَجِبُ الشَّمْسُ- إِلَى أَنْ تَذْهَبَ فَحْمَهُ الْعِشَاء ــــــــ رسول خدا (ص) که فرموند: درهاى خانه خود را پیش کنید (ببندید) ؛ سر ظرفهاى خود را سرپوش نهید و بند مشکهاى آب خود را محکم ببندید که شیطان روپوش را بر نمی دارد و بند را باز نمی کند، و چراغهاى خود را خاموش کنید که موشِ دزد ، خانه را بر سر اهلش به آتش می کشد، و حیوانات خود و اهل خود را از زمان غروب تا زمان رفتن تاریکی شب ، در بند کنید( حبس کنید) »(بحار الأنوار ج‏۷۳ ص ۱۷۴ )
ــــ در این روایت نیز به نظر می رسد که مراد از شیطان ، حیوانات موذی هستند ؛ مراد از «اهل خود» نیز احتمالاً بچه های کوچک هستند ؛ که گام نهادن آنها به بیرون از خانه ، در زمان شب خطرناک است.
ب. آیا بسم الله گفتن، تأثیری در عمل شیاطین دارد؟
اگر شیاطین جنّ بخواهند تصرّفی در غذا یا نطفه و امثال آن بکنند، روشن است که بردن نام خدا آنها را دفع می کند. چون بردن نام خدا، موجب نورانیّت قلب و حضور پررنگتر ملائک می شود؛ و این مانع از نفوذ شیاطین جنّی است.
امّا اگر شیاطین دیگری چون میکروبها یا حیوانات بخواهند آسیبی برسانند، باز چنین نیست که بردن نام خدا اثری نداشته باشد. اهل بیت(ع) برای برخی از امراض دعاهایی تجویز نموده اند که اگر همراه با شرائط باشند، حقیقتاً مؤثّر است؛ و بزرگانی چون آیه الله نخودکی و دیگر اولیاء، با همین اذکار، بیماران را شفا می دادند. امروزه حتّی برخی تحقیقات علمی نیز گواهی می دهند بر اینکه اذکار مقدّس در امور عالم اثر می گذارند. برای نمونه، تحقیقات آماری نشان داده افرادی که اهل دعا هستند بهتر از دیگران به درمانهای پزشکی جواب می دهند. تحقیقاتی در غرب نشان داد که درصد اثر بخشی داروها بر روی افرادی که دعا می کنند بیشتر است. اینها در تحقیق دیگری، دو گروه بیمار را مشخّص نموده و به افراد دیگری گفتند که برای گروه اوّل به صورت غیابی ـ و بی آنکه خود آن بیماران بدانند ـ دعا کنند، و شگفت آنکه دیدند درصد بهبودی در این گروه بالاتر از گروه دیگر شد.
همینطور دکتر ماسارو ایموتو ، اهل ژاپن کشف نموده که آب به کلمات مقدّس و حتّی نیّات خوب، عکس العمل مثبت نشان می دهد. وی در تحقیقاتی مفصّل و با گرفتن عکسهای متعدّدی از بلورهای یخ ، این حقیقت را به اثبات رسانده است که آب در برابر الفاظ و نیّات و مفاهیم واکنش متناسب نشان می دهد. درباره ی کشف وی می توانید مقالات فراوانی را در اینترنت ملاحظه فرمایید. برای این منظور، کافی است واژه ی « معجزه آب» و « شهادت آب » را جستجو فرمایید. جالب اینجاست که عکسهای او حتّی تناسبی با خود کلمه هم دارند. برای مثال، وقتی او عکس کعبه را روی شیشه ی حاوی آب چسباند، و از بلور آن عکس گرفت، بلورها شبیه این بودند که گویا کسانی دور یک شکل هندسی می چرخند. او حتّی آب زمزم و تأثیر بسم الله الرّحمن الرّحیم را هم بر روی آب مورد آزمایش قرار داده و به نتایج شگفتی رسیده است.
به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ به نقل از ایکنا ،«ماسارو ایموتو»، رئیس مرکز پژوهشی«هادو» توکیو با بیان این‌که در این تحقیق به نتایج ارزنده و عجیبی دست‌یافته‌اند، گفت: تلاوت آیه «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» تأثیر عجیبی بر روی بلورهای آب زمزم دارد به طوری که هنگام تلاوت این آیه مبارکه، حباب‌های زیبایی بر روی آب تشکیل‌می‌شوند. این پژوهشگر ژاپنی تصریح‌کرد: از بزرگ‌ترین تجاربی که در نتیجه آزمایش بر روی آب زمزم به‌دست‌آمده، این است که هنگامی که در کنار ظرفی از آب زمزم آیاتی از قرآن‌کریم تلاوت‌‌شود،‌ بلورهایی رمزگونه و زیبا بر روی آن شکل‌می‌گیرند. رئیس مرکز پژوهشی«هادو» با اشاره به این‌که آب زمزم ویژگی‌های خاصی دارد که تغییر در آن امکان‌پذیر نیست، افزود: این آب ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که در سایر آب‌ها یافت‌نمی‌شود. وی گفت: با توجه به آزمایش‌ها و مطالعات زیادی که بر روی آب زمزم انجام‌‌شد، این نتیجه به دست‌آمد که اگر یک قطره از آب زمزم با هزار قطره آب معمولی مخلوط‌شود، بلورهای تشکیل‌دهنده آن تغییر شکل‌داده و خاصیت آب زمزم را پیدامی‌کنند.

ج. با توجّه به این که جنّها از بوی غذاهای ما ارتزاق می کنند، آیا اگر همه ی مردم، مومن و عامل به دین باشند، جنّها از گرسنگی می میرند؟
به این دو جمله توجّه فرمایید:
ـ « جنّها از بوی غذاهای ما ارتزاق می کنند».
ـ « غذای جنّها، فقط بوی غذاهای ماست».
آنچه در احادیث آمده، مفادّ جمله ی اوّل است نه جمله ی دوم. اینکه جنّها از بوی غذاهای ما ارتزاق می کنند بدین معنا نیست که آنها غذای دیگری غیر از این ندارند. طبق آنچه در روایات آمده، جنّها حیواناتی نامرئی هم دارند؛ و چه بسا گیاهانی نامرئی نیز وجود داشته باشند. بخصوص اگر این نظریّه را بپذیریم که جنّها موجوداتی هستند با ابعاد متفاوت، مثلاً پنج بعدی یا چهار و نیم بعدی یا سه و نیم بعدی یا امثال آن، می توان گفت که آنها نیز عالمی خود را دارند؛ عالمی دیگر که به موازات عالم ماست. پس در عالم خودشان، که بعد پنهان عالم ماست، نعماتی نیز مخصوص خودشان دارند؛ لکن از نعمات عالم ما نیز بهره هایی دارند.

۴ـ فرموده اید: « در پاسخ قبلی تان فرمودید شیطان به ازای به دنیا آمدن هر انسان دو بچه به دنیا می آورد. زاد و ولد مساله ایست تابع شرایط خاص خود و بستگی به اراده زن و شوهر دارد نه محیط بیرون و زاد و ولد دیگران. ضمنا آیا فرزندان شیطان بلا استثنا بد هستند بالاخره فرزندانی از شجره انسان های بد شاید استعداد انجام شرشان بیش از دیگران باشد اما انسان نیک از میان آنها نیز سر می زند نظیر معاویه دوم فرزند یزید. »

کیفیّت زاد و ولد جنّها چندان معلوم نیست. از برخی نقلها بر می آید که ابلیس نوع خاصّی از جنّ است. برخی انواع جنّها، زن و شوهر دارند؛ و این از آیات قرآن نیز قابل استفاده است؛ و گفته شده که جنّها تخمگذار می باشند. امّا در باب ابلیس، اختلاف نظر وجود دارد. برخی گفته اند که او نوع خاصّی از جنس جنّ است؛ یعنی جنّ، جنس است مثل حیوان، که انواعی دارد؛ و ابلیس یکی از انواع آن می باشد؛ همان گونه که حیوان انواعی دارد که اسب و فیل و انسان، انواعی از آن هستند. باز گفته شده که او هم همسر دارد؛ امّا برخی دیگر، طبق برخی احادیث گفته اند که او هم نر است هم ماده، و همسر ندارد.
امّا در مورد ذرّیّه ی او، طبق احادیث، تمام آنها کافر و شیطانند، و از میان آنها تنها یک تن ایمان آورده است که جنّی است به نام « هام بن هیم بن لاقیس بن ابلیس»؛ یعنی او نتیجه ی ابلیس می باشد. البته خود ابلیس نیز اسمش ابلیس نیست؛ بلکه اسم او «حارث»؛ و ابلیس لقب اوست به معنی ناامید از رحمت. این « هام بن هیم بن لاقیس بن ابلیس» در جمع اصحاب، ملاقاتی با رسول خدا(ص) داشت که در ضمن آن، گفته است که به دست حضرت نوح(ع) ایمان آورده است. البته در بین سایر جنّها ( غیر فرزندان ابلیس) جنّهای مومن زیادند؛ گر چه در بین آنها نیز کفّار و تابعان ابلیس وجود دارند.

۵ـ فرموده اید: « در پاسخ قبلیتان فرمودید از آنجایی که نفس اماره به ما امر به بدی می کند بدون شیطان نیز انسان گناه می کند پس نقش شیطان در گمراهی انسانها چیست؟ و بدون وجود او فسق و فجور در جامعه چه تغییری می تواند بکند؟»
روشن است که بدون وجود ابلیس، گناه کمتر می شود؛ امّا چنین نیست که اگر او نباشد، هیچ گناهی هم نباشد. کما اینکه خود ابلیس را کسی گمراه نکرد، بلکه نفس امّاره ی خودش او را به هلاکت انداخت. خود ابلیس نیز اعتراف می کند که نقش او صرفاً دعوت نمودن بوده و او هیچ تسلّطی بر انسانها نداشته است. « وَ قالَ الشَّیطانُ لَمَّا قُضِی الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَ ما کانَ لِی عَلَیکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی‏ فَلا تَلُومُونی‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِی إِنِّی کَفَرْتُ بِما أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمینَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ ــــ و شیطان، هنگامى که کار تمام مى‏شود، مى‏گوید: «خداوند به شما وعده ی حق داد؛ و من به شما وعده(باطل) دادم، و تخلّف کردم. من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید. بنا بر این، مرا سرزنش نکنید؛ بلکه خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من؛ من نسبت به شرک شما درباره ی خود، که از قبل داشتید، بیزار و کافرم!» مسلّماً ستمکاران عذاب دردناکى دارند» (إبراهیم:۲۲).

۶ـ فرموده اید: « آیا می توان همانند آنچه در برخی سریالها (اغما – او یک فرشته بود) درون زندگی انسانها ابلیس به شکل انسان ظهور نموده و آنها را گمراه کند؟ اگر این گونه است ما (لااقل خود من) بارها به صورتهای مختلف ابلیس را دعوت می کنیم اما خبری از چنین فردی در زندگی ما نیست؟»
امکان اینکه شیاطین به صور انسانی ظاهر شوند وجود دارد؛ لکن در احادیث اهل بیت(ع) تصریح شده که آنها نمی توانند به صورت انبیاء، اوصیاء، اولیاء و شیعیان خاصّ ظاهر شوند. به تعبیر کلّی تر، آنها نمی توانند به صورت کسانی در آیند که ما شرعاً موظّفیم به آنها اعتماد بکنیم. بر این اساس، آنچه در فیلم اغما مطرح شده بود، گزافه ای بیش نبود. چون در آن فیلم، شیطان به صورت انسانی صالح نمودار شده بود. امّا آنچه در فیلم « او یک فرشته بود» مطرح شده بود، ممکن است رخ دهد؛ لکن نه به آن شکل مزخرفی که در فیلم بود. در طول تاریخ بارها ابلیس برای افرادی مجسّم شده است. برای مثال، او به شکل فردی از قریش در آمد و آنها را تحریک به کشتن پیغمبر نمود. یا در جنگ بدر به صورت یکی از قریش، آنها را تشویق به جنگ می کرد؛ امّا آنگاه که ملائک برای یاری مسلمین نازل گشتند، پا به فرار گذاشت. برای از اولیاء نیز حکایاتی از رؤیت شیاطین دارند.
با این اوصاف، شیاطین به فرض هم که مجسّم شوند، کاری از پیش نمی برند. چون آنها تنها به صورت افرادی می توانند ظاهر شوند که ما به حکم شرع، وظیفه داریم سخن آنها را بدون تحقیق نپذیریم. خداوند متعال فرموده است: « یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ ـــــ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بیاورد، درباره ی آن تحقیق کنید، مبادا به گروهى از روى نادانى آسیب برسانید و از کرده ی خود پشیمان شوید! » (الحجرات:۶).

۷ـ فرموده اید: « آیا بدون تکیه به آیات و روایات (عقلی) می توان وجود جنی شر درون انسانها را ثابت نمود که انسان را وسوسه می کند؟ اگر آری لطفا به اختصار بیان نمایید. اگر فلسفه وجودی ابلیس آزمایش انسانها و شناخت انسان پاک از ناپاک است که نفس اماره برای این امر کافی است؟ »

الف. اثبات وجود موجودی که منشاء وسواس است.
ـ در این که افکاری در خاطر ما نمودار می شوند شکّ نیست.
ـ این افکار دو گونه اند؛ برخی از آنها را خودمان ایجاد می کنیم؛ لذا هر گاه بخواهیم از آنها صرف نظر می کنیم؛ امّا برخی دیگر را به علم حضوری می فهمیم که خودمان ایجاد نمی کنیم؛ بلکه بالعیان می یابیم که این افکار بر ما القاء می شوند. لذا چه بسا تلاش می کنیم که خود را از بند آنها رها سازیم و گاه نمی توانیم یا به سختی می توانیم. پس به علم حضوری، شکّ نداریم که برخی از این افکار، ناشی از ذهن و ضمیر خودمان نیستند؛ بلکه بی خواست ما و بلکه گاه برخلاف خواست ما، در وجود ما راه می یابند.
ـ این افکار القائی، خود بر دو گونه اند. گاه افکار خیرند و گاه افکار شرّ؛ که اوّلی را الهامات و دومی را وسواس می نامیم.
ـ پس برای این گونه القائات، دو گونه منشاء نامرئی وجود دارند.
ـ منشاء القائات خیر، می توانند همان ملائک یا جنّهای مومنی باشند که ادیان گفته اند؛ و منشاء افکار مزاحم و شرّ نیز می تواند ابلیس و اذناب او باشند.
البته توجّه شود که این برهان عقلی، فقط وجود منشاء خارجی و نامرئی این افکار را ثابت کند، نه جنّ یا فرشته بودن آن را. لکن ما بعد از فهم این معنا از راه عقل، آن را بر آموزه های دینی تطبیق می کنیم.

ب. در هیچ جای قرآن کریم نیست که وجود امتحان و بهشت و جهنّم به خاطر وجود و وسوسه های شیطان است. لذا اگر شیطان هم تمرّد نمی کرد باز گناه وجود داشت ؛ چون منشاء اصلی گناه ، نفس امّاره ی خود انسان است نه شیطان ؛ و نقش ابلیس در این میان صرفاً وسوسه و تشویق نفس امّاره است. کما اینکه خود ابلیس نیز در اثر فریب نفس امّاره ی خودش گمراه شد و کس دیگری او را به گمراهی نکشید ؛ یا جنّهای دیگر که قبل از انسانها دچار فساد در زمین شدند ، با تحریک نفس خودشان دست به چنان فسادی زدند.
ممکن است پرسیده شود که: پس خدا شیطان را برای چه هدفی آفرید؟
پاسخ این است که ابلیس فردی از جنّ است؛ و خداوند متعال می فرماید: « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیعْبُدُون‏ ـــــــ من جنّ و انس را نیافریدم جز براى اینکه عبادتم کنند»(الذاریات:۵۶) ؛ یعنی جنّها و انسانها ، که هر دو موجوداتی مادّی و ملکّف می باشند ، برای آن آفریده شده اند که به مقام عبودیّت برسند ؛ به مقامی که در آن مقام وجودی ، خود را در اسماء الهی فانی بیابند.
پس هدف از خلقت ابلیس نیز مثل خلقت بنده و جناب عالی و دیگر انسانها و دیگر جنّها ، رسیدن به مقام عبودیّت بوده است. و ابلیس نیز صرفاً فردی از افراد جنّ می باشد و تافته ی جدا بافته ای نیست ؛ تا خلقت او هدفی غیر از هدف جنّهای دیگر داشته باشد. باید توجّه داشت که ابلیس موجود خاصّی نیست ؛ بلکه او صرفاً فردی از افراد جنّ می باشد ؛ و تمام جنّهای گمراه و کافر ، کارشان شیطنت و وسوسه نمودن است ؛ کما اینکه کفّار بشری مثل گردانندگان رسانه های جمعی مغرب زمین، نیز همین راه را در پیش می گیرند و سعی می کنند دیگران را هم مثل خود به تباهی بکشانند. لذا ابلیس نیز در میان جنّها صرفاً کسی است مثل ابوجهل و فرعون و نمرود و معاویه و بوش و اوباما و صدّام و هیتلر و سران اسرائیل و … . البته از آنجا که او اوّلین کسی است که شیطنت را آغاز نموده ، پیش کسوت وسوسه کنندگان می باشد. البته او پیش کسوت جنّ و انس است؛ امّا قبل از او در همین زمین، نسلهایی شبه انسانی بوده اند که آنها نیز فساد نموده و تباه شده اند. کما اینکه در کرات دیگر و در عوالم دیگر نیز موجوداتی چون ما هستند که امکان فساد دارند. جالب است که وقتی جنّها قبل از خلقت آدم(ع) سر به طغیان گذاشتند، گروهی از آنها راه صلاح را پیش گرفتند که ابلیس یکی از آنها بود. امّا او نیز در هنگام خلقت آدم(ع) بر خویش و عباداتش غرّه گشت و شد آنچه که شد.
پس چنین پنداشته نشود که خدا ابلیس را به خاطر انسانها یا برای امتحان آنها خلق نموده است. بلکه بر عکس، این ابلیس بود که با انسان مورد امتحان قرار گرفت و مردود شد؛ و از آن پس با انسان بنای دشمنی گذاشته است؛ همان گونه که برخی از همین انسانها نیز بنای دشمنی با برخی دیگر از انسانها را دارند. این هم که خدا بر دشمنی ابلیس تأکید ویژه دارد، به سبب خاصّ بودن او نیست؛ بلکه به خاطر جدّی بودن خطر اوست؛ و الّا خداوند متعال ما را از دیگر دشمنان نیز حذر داده و بارها ما را امر به مقابله با کفّار معاند کرده و ما را نهی کرده است از اینکه کفّار را به دوستی بگیریم.

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها