سرخط خبرها

جسمانی بودن حدوث نفس چگونه با رجعت قابل جمع می باشد؟ بازگشت نفس به بدن بعد از مرگ چگونه است ؟

پرسش:
نظریه حدوث جسمانی نفس ملاصدرا، چگونه با اعتقاد رجعت سازگار است؟ نفس مجرد و بالفعل شده که دیگر نمی تواند آنی با ماده بماند، چگونه می تواند پس از مرگ به ماده بازگردد و با آن اتحاد وجودی یابد؟
پاسخ:
اگر موت شخص با اجل مسمّی و با موت طبیعی باشد ، یعنی با اتمام حرکت جوهری بدن ، عمر شخص به اتمام رسیده باشد ، در آن صورت تعلّق دورباه نفس به بدن مساوی است با بالقوّه شدن موجود بالفعل ؛ که عقلاً محال می باشد. امّا اگر موت شخص با اجل معلّق و با موت اختیاری باشد و قبل از اتمام حرکت جوهری رخ دهد ، امکان این امر وجود دارد که نفس دوباره به بدن تعلّق گرفته مسیر کمالی خود را ادامه دهد. چون نفس آدمی تعلّقی با کلّ بدن دارد و تعلّقاتی نیز با تک تک ذرّات بدن دارد ؛ و هنگام مرگ ، آنچه قطع می شود تعلّق اوّل است نه تعلّق دوم. لذا اگر ذرّات بدن مادّی دوباره گرد هم آیند و مانعی از تعلّق هم نباشد ، بازگشت تعلّق نفس به بدن بازسازی شده ، مقدور است و به خاطر وجود تعلّق نوع دوم بین نفس و ذرّات آن بدن ، تناسخی نیز لازم نمی آید. چون مشکل اصلی تناسخ ، وقوع ترجیح بلامرجّح است ؛ که در این فرض آن مشکل وجود ندارد ؛ چون باقی بودن تعلّق نوع دوم ، مرجّح است تا نفس دیگری نتواند با آن بدن ارتباط وجودی برقرار نماید. در روایات نیز اشاره شده که مؤمنین خاصّ دو مرگ دارند ، یکبار با مرگ عادی می میرند و بار دیگر با شهادت. البته برخی نیز رجعت را از سنخ تمثّل دانسته اند ؛ یعنی معتقدند: همانگونه که فرشتگان با صور مثالی برای انسانها ظاهر می شوند ، مؤمنین خاصّ نیز این توانایی را دارند. کما اینکه منقول است که حضرت سجّاد (ع) در واقعه ی جانگداز کربلا ، در همان حال که بین اسرا بودند ، مشغول کفن و دفن جسد پدر بزرگوارشان نیز بودند. نیز نقل شده که مولای موحّدان و امیرمؤمنان در یک زمان مشخّص در چهل خانه میهمان بودند. روشن است که چنین مواردی از باب تمثّل می باشد.
پس اگر مرگ به علل خارجی باشد ـ نه به سبب تمام شدن حرکت جوهری ـ مثلا شخص دچار مرگ مغزی یا سکته قلبی شود ؛ در این حالت از آنجایی که هنوز تمام استعدادهای وجود انسان به فعلیت نرسیده است امکان بازگشت روح به بدن وجود دارد. اگر مانع ایجاد شده در بدن رفع شود و بدن قابلیت لازم را برای بازگشت روح داشته باشد، روح به بدن تعلّق می گیرد تا استعدادهای باقی مانده را به فعلیت برساند؛ لذا کسی که با سکته قلبی مرده است با شوک الکتریکی و امثال آن قابل احیاء است ؛ چنین مرگی را «موت اخترامی یا اجل معلّق» گویند. بنابراین امواتی که به دست حضرت عیسی(ع) زنده شدند یا پرندگانی که بدست حضرت ابراهیم(ع) زنده شدند ، با اجل معلق مرده بوده اند. زنده شدن حضرت عزیر و اصحاب کهف نیز از همین قسم است. کسانی هم که در عصر ظهور ولی عصر(عج) رجعت می کنند با اجل معلّق(مریضی ، سم یا شهادت و… ) از دنیا رفته اند.
نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها