نوشته های وب گاه

آیا حضرت ادریس(ع) درباره نبوت یافتنش بی خبر بود ؟ آیا او معرفت ضعیفی نسبت به خداوند داشت ؟

پرسش:
در کتاب «علل الشرائع» حدیثی آمده است درباره نبی ادریس(ع). یک بخشی از این حدیث به این عبارت می آید: و هو بین أظهر قومه ثم إنه فکر فی عظمه الله جل جلاله فقال إن لهذه السماوات و لهذه الأرضین و لهذا الخلق العظیم و الشمس و القمر و النجوم و السحاب و المطر و هذه الأشیاء التی تکون لربا یدبرها و یصلحها بقدرته فکیف لی بهذا الرب فأعبده حق عبادته … ظاهر این حدیث این است که نبی ادریس قبل از تفکر، معرفت ضعیفی نسبت به خداوند داشت چه رسد به اینکه درباره نبوت خودش خبری داشته بود. آیا این مضمون با عقیده ما سازگاری دارد؟ آیا این طور نبود که نبی قبل از به دنیا آمدن راجع به نبوت آینده اش با خبر بود؟

پاسخ:
۱ـ این حدیث جز در علل الشرایع در منبع دیگری ذکر نشده است؛ و علل الشرایع از حیث سندی چندان قوی نیست.
۲ـ ظاهر این حدیث گواه است که آن حضرت قبل از این تفکّر نیز انسان بزرگی بوده و کارش تدریس علوم الهی بوده است؛ لکن شما بزرگوار قسمتهای قبل از این عبارت را نادیده گرفته اید. عبارات سابق چنین است: « وَ إِنَّمَا سُمِّی إِدْرِیسَ لِکَثْرَهِ مَا کَانَ یدْرُسُ مِنْ حُکْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَنِ الْإِسْلَامِ وَ هُوَ بَینَ أَظْهُرِ قَوْمِهِ ثُمَّ إِنَّهُ فَکَّرَ فِی عَظَمَهِ اللَّهِ وَ جَلَالِه ». او در این ایّام احتمالاً مبعوث به نبوّت نبوده ولی چنان شخصیّت الهی برجسته ای داشته و چنان در ترویج دین خدا کوشا بوده که ملقّب گشته است به ادریس. اسم اصلی او اخنوخ بوده و یونانیان او را با نام هرمس حکیم یا هرمس الهرامسه می شناسند. آن حضرت بیش از آنکه به شیوه ی خطابه تبلیغ کند، کلاس درس دایر می نموده و در قالب حکمت آموزی و حکمت گستری معارف الهی را تعلیم می داده است.
۳ـ اینکه آن حضرت در برهه ای از عمر به تفکّر پرداخته نه برای شناخت خدا، بلکه برای درک عظمت او بوده است؛ و این برای هر کسی راه دارد حتّی برای انبیاء هم. چون هر چه از عظمت خدا بیشتر بدانیم باز هم کم است. آن حضرت با اینکه مقاماتی عالی در علم و عمل داشته، امّا در برهه ای از عمر به یک تحوّل عظیم می رسد و در سایه ی تفکّری قلبی ـ نه عقلی ـ به این نتیجه می رسد که خدای با این عظمت را باید که شایسته ی او ستایش نمود. لذا امام (ع) فرمودند: « فأعبده حق عبادته »؛ یعنی خدا را چنان عبادت نمود که حقّ عبادتش بود. از آن پس به تبلیغ دین می پردازد و مردمان زیادی را گرد خود جمع می کند؛ و احساس می کند که جامعه ی ایمانی نوپا محتاج شریعت جدیدی است. لذا از میان خودشان گلچین می کنند هفت نفر را و آنها روزها خالصانه عبادت می کنند و طلب شریعت می کنند تا اینکه از میان آنها، حضرت ادریس(ع) به عنوان نبی برانگیخته می شود.
از این عملکرد ادریس(ع) چنین به نظر می رسد که وی قبل از دریافت وحی، یا در انتظار نبوّت بوده یا نبوّت تبلیغی داشته است؛ و در نبوّت تبلیغی، نزول وحی، شرط نیست؛ بلکه صرف عصمت و یقین به مأمور الهی بودن کافی است؛ که این یقین می تواند از گفتار نبیّ سابق حاصل شود.
ضمناً گفتنی است که شیعه چنین اعتقادی ندارد که تک تک انبیاء، قبل از نبوّتشان علم به نبوّتشان داشته اند. بلی بوده اند انبیایی که از ابتدا عالم به نبوّتشان بوده اند؛ امّا دلیلی نیست که همگی چنین بوده اند. البته حجج الهی از ابتدا برعصمت خود یقین داشته اند؛ چرا که عصمت صفت خود شخص است؛ بر خلاف نبوّت، که مقام نیست بلکه مأموریّت می باشد. امّا از یقین به عصمت، یقین به نبوّت یا امامت حاصل نمی شود؛ چرا که عصمت شرط لازم نبوّت است نه شرط کافی آن. البته از یقین به عصمت، یقین به حجّت خدا بودن لازم می آید؛ امّا حجّت الهی بودن اعمّ از نبوّت و امامت اصطلاحی است. و یقیناً آن حضرت قبل از بعثتش خود را حجّه الله می دانسته است. چون طبق حدیث مورد بحث، حضرتش قبل از بعثت، هدایت مردم را عهده دار می شود؛ آنهم هدایت خاصّ نه صرفاً امر به معروف و نهی از منکر. همچنین او بعد از جذب پیروان زیاد، تشخیص می دهد که جامعه ی جدید ایمانی، محتاج شریعت تازه است؛ و در این تشخیص خود چنان یقین دارد که برای طلب شریعت جدید، اقدام عملی و علنی می کند. اگر او خود را معصوم نمی دانست دست به چنین عملی نمی زد. چون اگر این عمل نتیجه نمی داد، پیروانش در حقّانیّت راه دچار تردید می شدند.
نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...
انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

ده − ده =