نوشته های وب گاه

رابطه ی علم و ایمان و اعتقاد و اراده و اختیار چیست ؟ لطفا دقیق توضیح دهید ؟

پرسش:
منظور از درک و فهم نظری چیست؟ آیا همان درک و فهم عقلی هست؟ اما (درک حقیقی) چیست؟ درک نظری وقتی با ایمان همراه بشه، به عمل می انجامد. این میشه درک حقیقی. درسته؟ ایمان چیست؟ اصلا× میزان سنجش (ایمان) چیست؟ رابطه بین (اراده) و (اعتقاد) و (ایمان) چیست؟ توضیح کلامی و فلسفی کاملی می خواستم.

پاسخ:
۱ـ تعبیر درک و فهم نظری تعبیر چندان جالبی نیست؛ بهتر است گفته شود: گزاره های نظری یا علم نظری یا مدرکات نظری یا مفاهیم نظری. علم یا گزاره ی نظری در مقابل گزاره یا علم بدیهی است. گزاره ها بر دو گونه اند؛ برخی از آنها نیاز به فکر کردن و اثبات نمودن ندارند؛ چون بدیهی و روشن هستند؛ امّا تعداد زیادی از گزاره ها، بدیهی نیستند؛ بلکه باید اکتساب شوند؛ و در مواردی که محتاج استدلال هستند، باید اثبات شوند. این قبیل گزاره ها را گزاره های نظری می نامند. اثبات نیز گاه با استدلال عقلی است، گاه با استدلال تجربی است، گاه با استدلال به سبک ارائه ی اسناد و شواهد است و … . لذا علم نظری یا گزاره ی نظری، لزوماً علم عقلی یا گزاره ی عقلی نیست.

۲ـ علم، چه بدیهی و چه نظری، وقتی تبدیل به اعتقاد یا ایمان شد، آنگاه به مرحله ی عمل می رسد.
۳ـ در یگ گزاره، موضوع و محمولی وجود دارد؛ مثلاً وقتی می گوییم: « خدا ناظر اعمال است.» خدا، موضوع، و «ناظر اعمال» خبر است. «است» هم رابطه یا نسبت را می رساند. اگر کسی در ذهنش ـ ذهن اعمّ از عقل است ـ ثبوت محمول برای موضوع را پذیرفت، او علم دارد. اگر افزون بر پذیرش ذهنی آن، آن را باور قلبی هم کرد، او ایمان دارد. مثلاً خیلی ها علم دارند که مرده بی خطر است، امّا چند نفر حاضرند شب را پیش یک مرده بخوابند؟ روشن است، کمتر افرادی چنین جرأتی دارند. امّا مرده شورها حتّی بین صدها مرده هم شب را راحت می گیرند می خوابند؛ چون ایمان دارند که مرده بی خطر است. یا خیلی ها یقین دارند که انسان می تواند روی یک دیوار بلند به عرض سی سانتی متر به راحتی راه برود؛ چون روی زمین هم انسان روی مقدار عرض راه می رود؛ امّا اکثر انسانها می ترسند روی چنین دیواری راه بروند؛ امّا بندبازها روی چنین دیواری حتّی چشم بسته می توانند بدوند. این یعنی ایمان.
۴ـ میزان سنجش ایمان در امور دینی، فتنه ها و مصائب و معرکه ها هستند. آنکه ایمان حقیقی دارد، در فتنه ها و مصائب و معرکه ها خود را نمی بازد. مثلاً جریان کربلا یک ترازوی ایمان بود. جنگ تحمیلی رژیم بعث بر ضدّ کشورمان یک ترازوی ایمان بود. فتنه ی سال ۸۸ یک میزان ایمان به ولایت فقیه بود، که عدّه ای از مدّعیان دفاع از ولایت فقیه هم در آن مردود شدند.
۵ـ اعتقاد دو گونه است؛ اعتقاد ذهنی و اعتقاد قلبی، اگر اعتقاد حقیقتاً قلبی باشد، همان ایمان است. از ایمان، اختیار بر می آید، که همان انتخاب بر اساس ایمان است. این اختیار را تصدیق به فایده یا اختیار فعلی هم می گویند. آنگاه از اختیار، میل و انگیزه ناشی می شود، که آن را شوق مؤکّد هم می گویند. از شوق و میل نیز اراده نمودار می شود. از پی اراده مغز به کار می افتد و فرمان عمل را صادر می کند و اعضاء دست به کار می شوند. چنین کاری را می گویند کار اختیاری؛ چون در رأس آن اختیار قرار گرفته است.
نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 4.0/5. From 1 vote.
Please wait...
انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

19 − چهار =