نوشته های وب گاه

آستانه تحمل اسلام در برابر گروههای غیر همسو مانند بهاییت چه اندازه می باشد ؟

پرسش:
لطفا درباره گروههای انحرافی مانند بهاییت و … توضیح دهید و بفرمایید آستانه تحمل اسلام در برابر گروههای غیر همسو با آن چیست؟ یعنی چه مکتبهایی و چه راه و روشهایی( با چه معیارهایی) حق آزادی ابراز عقیده و تبلیغ در یک جامعه اسلامی را دارند؟ یعنی می خواهم بدانم اگر ما خود را شمول گرا می دانیم، مرز این شمولگرایی از مطلق گرایی صرف و کثرت گرایی صرف چیست؟
پاسخ:
۱ـ دین اسلام در مقام عمل و در تعاملات اجتماعی امر به مدارا با پیروان ادیان آسمانی همچون مسیحیّت و یهودیّت و آیین زرتشت نموده ؛ و آنها اجازه دارند که در مراکز مذهبی خود به اعمال عبادی خویش بپردازند. امّا مشرکان و کفّار همچون ماتریالیستها و بودائیان و هندوها و بهائیان و بابیان و علی اللّهی ها و … ، اگر چه مجازند در جامعه ی اسلامی زندگی نمایند و با مسلمین تعامل داشته باشند ؛ لکن اسلام به پیروانش توصیه می کند که تعامل با این گونه افراد محدود گردد ؛ البته بدون اینکه بر ضدّ آنها اقدامی شود ؛ یعنی اسلام در این باب ، مسلمین را محدود می کند نه مشرکین را. این در واقع نوعی مبارزه منفی و نوعی اعتصاب بر ضدّ شرک و کفر می باشد تا مشرکان و ملحدان هیچگاه فرصت سلطه ی اقتصادی و فرهنگی بر جوامع مسلمان را نداشته باشند. چرا که حساب عرصه جمعی غیر از حساب فردی است.
۲ـ درباره ی آزادی عقیده ی آیینهای شرک و کفر و بدعت نیز شعار اسلام « لا إِکْراهَ فِی الدِّین » می باشد ؛ که شعار آزادی عقیده است. امّا هیچ آیینی جز اسلام ، حقّ تبلیغ در بلاد اسلامی را ندارد. چون اسلام این عقائد را نادرست و مسموم می داند ؛ پس منطقاً نمی تواند اجازه دهد که اعتقادات نادرست و مسموم به خورد مردم غیر متخصّص در امور اعتقادی داده شوند. اگر اسلام چنین اجازه ای بدهد ، اوّلاً خطّ بطلان بر حقّانیّت خود کشیده است. چون حقّی که به باطل اجازه ی اشاعه می دهد ، خود باطل است نه حقّ. ثانیاً چنین اجازه ای برخلاف غرض ارسال دین می باشد که عبارت است از هدایت مردم به سوی سعادت حقیقی. پس اگر دین حقّ ، چنین مجوزی صادر نماید ، در حقیقت نقض غرض خویش نموده است. پس آزادی عقیده آری ولی آزادی بیان عمومی و بی ضابطه ی عقیده هرگز.
۳ـ البته صاحبان همه ی ادیان و آیینها و مکاتب ، که حقّ تبلیغ عمومی را ندارند ، آزادند که با علمای اسلام و در مراکز علمی به گفتگو بنشینند. لذا اسلام به آزادی عقیده به نحو مطلق و به آزادی بیان عقیده به نحو محدود قائل است ؛ و آزادی بیان افسار گسیخته و بی ملاک را نمی پذیرد ؛ چرا که این گونه آزادی خلاف عقل سلیم و منطق حقّ می باشد. اگر کسی عقیده داشت که باید خودکشی نمود ، آیا عقلای جامعه به او اجازه می دهند که این عقیده ی خود را در جامعه تبلیغ کند؟! اگر کسی اعتقاد پیدا نمود که فلان نژاد باید نابود گردند ، آیا جامعه به او این آزادی را می دهد که دست به کشتار فلان نژاد بزند؟! اگر کسی معتقد بود که باید مسائل جنسی را بین کودکان ترویج داد ، باید او را آزاد گذاشت تا عقیده ی خود را ترویج کند؟! پس چگونه آنها که به خلاف عقل و خلاف حقیقت اعتقاد دارند و مردم را به سوی جهنّم ابدی می برند ، در گمراه نمودن مردم غیر متخصّص آزاد باشند؟ اسلام آزادی گفتگوی ضابطه مند و علمی را در دایره ی محدود اهل علم می پذیرد ولی این اجازه را نمی دهد که کسانی با زبان چرب خودشان اکثر مردم فاقد علم را از راه به در کنند. آیا شما حاضرید به بهانه گرامی داشت آزادی بیان و آزادی تبلیغ ، فرزند ده ساله ی خود را در اختیار یک کافر و ملحد یا یک معتاد قرار دهید تا گمراهش کنند؟! بلی اهل علم آزادند با یکدیگر بحث کنند ولی هیچ عقل سلیمی اجازه نمی دهد که طرفداران حقّ ، غیر اهل علم را در معرض سمپاشی افراد کج اندیش قرار دهند تا با مغالطات زیرکانه ، آنها را گمراه سازند. تجویز چنین آزادی افسار گسیخته ای در حقیقت یعنی خیانت به افرادی که فاقد قدرت تشخیص لازم هستند. چنین کاری در فضای فرهنگی ، مثل این است که کسی در فضای جنگ سخت ، راه ورود برای ستون پنجم و جاسوسان دشمن را باز بگذارد.
شعار آزادی بیان افسار گسیخته شعار کسانی است که مذهبشان مذهب شکم و زیر شکم می باشد ؛ لذا می خواهند آزاد بیان افسار گسیخته و غیر ضابطه مند باشند تا آنها بتوانند با ابزارهای مغالطی اکثر مردم را گمراه سازند ؛ چرا که اکثر مردم در مقابل شکم و زیر شکم خود را می بازند. لذا در طول تاریخ ، همواره دشمنان حقّ ، از راه آزادی بیان و اشاعه فرهنگ مسموم به دنیا وارد نبرد با حقّ شده اند. بر این اساس ملاحظه می کنید که در اکثر ادیان تحریف شده یا بدعتی عناصر فراوانی از دنیا گرایی صرف وجود دارد.
۴ـ امّا آزادی عقیده به نحو مطلق در اسلام اجازه داده شده است. لذا فرمود: « لا إِکْراهَ فِی الدِّین ــ در دین (عقیده) اجباری نیست». معنی این آیه ی شریفه آن است که امور اعتقادی اساساً قابل اجبار نیستند ، نه اینکه اجبار ممکن است ولی اسلام حکم به اجبار نمی کند. چون اعتقاد، امر قلبی است و امر قلبی را نمی توان با اجبار پدید آورد. نمی توان با تهدید و کتک زدن کسی را وادار کرد که کسی را دوست داشته باشد ؛ یا از کسی متنفر شود. چون این امور ، مربوط به قلبند. بلی می توان کسی را با زور و تهدید واردار نمود که در زبان اظهار محبّت به کسی کند یا به وجود خدا اقرار نماید یا به ظاهر نماز بخواند ، ولی هیچگاه نمی توان او را به زور وادار نمود که در قلب نیز به آن شخص محبّت داشته باشد یا وجود خدا را بپذیرد یا به نیّت قربهالی الله نماز بخواند. بلکه بر عکس ، هر چه کسی را به این گونه امور بیشتر اجبار نمایند خود به خود نتیجه ی معکوس می دهد و انزجار شخص زیادتر می شود. لذا نمی توان یک شخص غیر مسلمان را با زور واداشت که مسلمان شود ؛ یا کسی را که قلب او از اعتقاد و یقین به اسلام برگشته نمی توان با زور وادار نمود که دوباره به اسلام معتقد گردد. تنها کاری که برای او می توان نمود این است که با استدلال ، یقین او را نسبت به حقّانیّت اسلام بازسازی نمود.
امّا توجّه شود که آزادی عقیده غیر از آزادی بیان عقیده و تبلیغ عقیده است. اسلام در محیط عمومی مسلمین محدودیّتهایی برای بیان و تبلیغ عقیده قائل شده است که بسته به مورد فرق می کند. مثلاً فِرق و ادیان منکر خدا یا بشر ساخته و فاقد ریشه ی الهی ، حقّ ندارد به نحو علنی مراسمات داشته باشند یا به تبلیغ خود بپردازند ؛ امّا داشتن مراسمات غیر علنی و بحثشان با اهل علم مانعی ندارد. امّا اهل ادیان الهی ـ که ریشه ی الهی دارند ـ مجازند در حیطه ی اماکن مقدّس خودشان مراسمات و تعلمات علنی داشته باشند ؛ ولی حقّ تبلیغ علنی در مجامع اسلامی را ندارند ؛ مگر اینکه ناقدی عالم و مسلمان نیز در کنارش باشد و نقدش کند. مرتدّ از اسلام نیز آزاد است که از اسلام برگردد و کسی هم با او کاری ندارد ، امّا اگر اتداد خود را فریاد کند یا بر ضدّ اسلام تبلیغ نماید ، مجازات خواهد شد.
۵ـ بابیت و بهائیت:
این دو فرقه افزون بر غلو در باب ائمه(ع) دین خود را نیز دین جدید می دانند که بعد از اسلام آمده است. بنیانگذار بابیّت سید علی محمد است که در سال ۱۲۳۵ در شیراز متولّد و در سال ۱۲۶۶ در تبریز به دار آویخته شد. بابیّه او را حضرت اعلی و نقطه اولی می خوانند. او طلبه ای کم سواد و به شدّت علاقه مند به علومی مثل طلسمات و رمل و تسخیر روح و جنّ و امثال آن بود. او از شاگردان شیخ احمد احسایی( بنیانگذار شیخیه) بود.او برای ائمه مقام خدایی قائل بود. وی ابتدا ادّعا ذکریّت بعد ادّعای بابیّت( واسطه امام زمان بودن) و سپس ادّعای مهدویّت و نبوّت کرد و در نهایت مدّعی شد که خدای مجسّم است. بعد از مرگ او سید علی محمد باب ، میرزا حسینعلی بهاء و برادر ناتنی او یحیی صبح ازل ادّعای جانشینی او را کردند. و در نهایت با حمایت روسها میرزا حسینعلی بهاء بر برادرش چیره شد و خود را «من یظهره اللهی» و « الهیکل الاعلی» نامید و مدّعی خدایی شده فرقه بهائیّت را تاسیس نمود.حضور رسمی بابیّت و بهائیّت در ایران ممنوع است ، ولی در برخی مناطق ایران حضور دارند. مرکز اصلی تجمع بهائیان ، یکی در «حظیره القدس» در عشق آباد و دیگری در «مشرق الاذکار» در شهر شیکاگو آمریکاست.
بهائیت:
بهائى‏گرى ، همانطور که گفته شد ، فرقه‏اى منشعب از بابى‏گرى است. بنیانگذار آن میرزا حسینعلى نورى معروف به بهاءاللَّه است. او در سال ۱۲۳۳ در تهران به دنیا آمد و در شمار نخستین گروندگان باب و مبلّغان او قرار گرفت. پس از اعدام باب میرزا یحیى (معروف به صبح ازل) ادعاى جانشینى باب را کرد و چون در آن زمان بیش از نوزده سال نداشت برادرش میرزا حسینعلى (بهاءاللَّه) زمام کارها را در دست گرفت. در سال ۱۲۶۸ بابیان به ناصرالدین شاه تیراندازى کردند و چون شواهدى بر نقش حسینعلى در این کار وجود داشت، در پى دستگیرى و اعدام او برآمدند. او به سفارت روس پناه برد، سفیر و دولت روس از او حمایت کردند و به این وسیله از مرگ نجات یافت. او سپس به بغداد رفت و در نامه‏اى به سفیر روس از وى و دولت روس قدردانى کرد. در بغداد کنسول دولت انگلیس و نماینده دولت فرانسه با او ملاقات کرد و حمایت دولت‏هاى خود را به او ابلاغ کرده و تابعیت انگلستان و فرانسه را به او پیشنهاد نمودند. میرزا یحیى (صبح ازل) نیز مخفیانه به بغداد رفت. در این هنگام بغداد، کربلا و نجف مرکز اصلى فعالیت بابیان شد و در پى اختلاف بر سر ادعاى «موعود بیان» یا «من یظهِرُهُ اللَّه» آدمکشى‏هاى شدیدى بین بابیان رواج یافت. نزاع بین حسینعلى و میرزایحیى بر سر این ادعا موجب افتراق بابیان به دو فرقه بهائیه (پیروان حسینعلى) و ازلیه (پیروان میرزایحیى) شد. گفته شده است که در پى این منازعات میرزایحیى برادرش بهاءاللَّه را مسموم کرد و بر اثر آن بهاءاللَّه تا پایان عمر به رعشه دست مبتلا بود.
میرزاحسینعلى پس از اعلام «من یظهِرُهُ اللهى» خویش ادعاى الوهیت و ربوبیت نمود. او خود را «خداى خدایان، آفریدگار جهان، خداى تنهاى زندانى، معبود حقیقى»، «رب مایرى‏ و مالا یرى» نامید. پیروانش نیز پس از مرگ وى قبر او را قبله خویش گرفتند.
او افزون بر ادعاى ربوبیت، شریعت جدید آورد و کتاب «اقدس» را نگاشت. بهائیان آن را «ناسخ جمیع صحائف» مى‏دانند. او کتاب‏هاى دیگرى نیز نوشته است که پر از اغلاط املایى و انشائى است. مهمترین کتاب او «ایقان» است که به خاطر وجود اغلاط بسیار در زمان حیاتش مورد تصحیح و تجدید نظر قرار گرفت.
عقاید بهاییت :
چندى از عقاید و احکام بهائیت عبارت است از:
۱ . با ظهور سید على محمد باب اسلام پایان گرفته و اینک دین جدید ظهور کرده و مردم باید همگى بهایى شوند(۲) .
۲ . پنهان کردن دین (تقیه) ضرورى است.
۳ . روزه نوزده روز است، قبل از عید شروع و به عید نوروز ختم مى‏شود .
۴ . نماز جماعت باطل است مگر در نماز میت .
۵ . قبله مرقد بهاءاللَّه در شهر عکا است .
۶ . حج براى مردان واجب است و بر زنان واجب نیست. «حج» در خانه‏اى که بهاء در آن اقامت داشته، یا در خانه‏اى که سیدعلى محمد باب در شیراز در آن سکنى داشته است به جا آورده مى‏شود .
۷ . اعیاد عبارت است از :
– عید ولادت باب، اول محرم .
– عید ولایت بهاء، دوم محرم .
– عید اعلان دعوت باب، پنجم جمادى .
– عید نوروز(۳)،
۸ . نماز پنج تکبیر دارد و در دو وقت خوانده مى‏شود: یکى هنگام تولد و دیگرى هنگام مرگ .
عبادتگاه‏ها طبق وصیت بهاء باید از نه مناره و یک گنبد تشکیل بشود. این عبادتگاه‏ها در فرانکفورتِ آلمان، سیدنى در استرالیا، کامپالا در اوگاندا، لیمیت در شیکاگو، پاناماسیتى در پاناما و دهلى‏نو در هندوستان است(۴) .
همچنین در فروع تعالیم بهائیت به احکامى برمى‏خوریم که بعضى از آنها عبارت است از :
– ازدواج با محارم غیر از زن پدر، حلال مى‏باشد . (یعنى با حکم بر حرمت ازدواج با زن پدر، ازدواج با خواهر و دختر و عمه و خاله و دیگران حلال مى‏گردد! )
– معاملات ربوى آزاد و حلال است .
– تمام اشیاء حتى خون، سگ، خوک، بول و… پاک است .
– حجاب زنان ملغى مى‏باشد .
– دخالت در سیاست ممنوع مى‏باشد .
در بررسى عقاید، احکام و تاریخ بهائیت به روشنى معلوم مى‏گردد که استعمار براساس برنامه و طرح از پیش تعیین شده‏اى، به مرور و در مراحل مختلف، به منسوخ اعلام نمودن دین اسلام و نفى و انکار نبوت، امامت، معاد و تعالیم و قوانین و احکام مقدس و نورانى قرآن پرداخته است. آنان ابتدا ادعاى نیابت خاص حضرت حجت(عج )، پس از آن ادعاى مهدویت، سپس ادعاى نبوت و در آخر ادعاى الوهیت و نسخ اسلام مى‏نمایند! در پى آن به هدم و نابودى آثار اسلام فرمان مى‏دهند و به ساختن کعبه جدید! در شیراز اهتمام مى‏ورزند و با آداب و ادعیه و ذکر و زیارتنامه‏هاى استعمار ساخته به طواف بر گرد آن مى‏پردازند! و مطابق با خواست و اهداف استعمار، به رفع حجاب و پوشش زنان فرمان مى‏دهند و چون همواره از تعالیم و آموزه‏هاى سیاسى اسلام و تشیع رنج برده‏اند، از اصل ورود و دخالت در سیاست را ممنوع اعلام مى‏نمایند!
بدین ترتیب همه زمینه‏ها آماده و مهیا مى‏شود تا مبانى و ارکان اعتقادى و ارزش‏هاى اخلاقى و پایبندى‏هاى معنوى متزلزل شوند و وحدت و یکپارچگى مسلمانان به تفرقه و تشتت تبدیل گردد و از قدرت بى‏نظیر مذهب تشیع و مراکز علم و فقاهت و مراجع و فقها و علماى بیدار و آگاه که مدافعان راستین اسلام و سنگرهاى مستحکم دفاع از هویت دینى و استقلال و شرف و اعتلا و اقتدار مسلمانان مى‏باشند، کاسته شود و راه‏هاى تاخت و تاز و سلطه استعمار خارجى صاف و همواره گردد .
کتاب‏هاى بهائى‏ها عبارتند : ۱ . الاتقان ؛ ۲ . اشراقات والبشارات والطرزات ؛ ۳ . مجموعه الواح مبارکه، که وصایاى بهاء به پسران خود مى‏باشد ؛ ۴ . کتاب شیخ ؛ ۵ . الدرر البهیه ؛ ۶ . الحجج البهیه ؛ ۷ . الفرائد ؛ ۸ . فصل الخطاب ۹ . اقدس ..
منابعی جهت مطالعه بیشتر:

۱- بهائیان / سید محمد باقر نجفی / نشر مشعر
۲- شبهات مهدوى دوران ما (نقدى بر بهائیت) / مهدى پور
۳- بهائیت چگونه پدید آمد/ نورالدین چهاردهى / انتشارات فتحى
۴- ارمغان استعمار / محمد محمدى اشتهاردى / انتشارات نسل جوان
۵- آشنایى با فرق و مذاهب اسلامى / رضا برنجکار
۶- بهائیت دین نیست / ابوتراب هدائى
۷- تاریخ باب و بهاء / ترجمه حسن فرید گلپایگانى
۸- بهائیت در ایران / دکتر سید سعید زاهد زاهدانی / انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...
انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

2 × 2 =