سرخط خبرها

فلسفه نصف بودن دیه زن چیست ؟

پرسش:

۱- فرموده بودید:از منظر اسلامی، زن هیچگاه نمی تواند سرپرست خانواده باشد. لذا اگر در عصر حاضر چنین شده، خلاف تعالیم اسلامی است؛ و با پدیده ای که خودش خلاف اسلام است، نمی توان بر احکام اسلام ایراد گرفت… اولا این مطلب را از کجا می گوئید؟! طبق کدام آیه یا روایت؟! ثانیا بله بنده نیز قبول دارم که برخی مشاغل نباید زنان عهده دار آنها شوند حال چه به دلیل اختلاطی که با نامحرم دارد چه به دلیل سنگیی و مشقت کار و چه به دلایل دیگر. اما اتفاقا برخی مشاغل مخصوص بانوان است و
باید آنها این مشاغل را اختیار کنند. مانند مامائی، پزشکی زنان و زایمان، دبیری دبیرستانهای دخترانه و … . خوب پس ممکن است برخی زنان با اختیار این مشاغل سرپرست خانوار شوند و اگر ملاک نصف بودن دیه همان بحث سرپرستی باشد پس اینجا دیه این زنان باید به اندازه مردان باشد. ثالثا اگر ما این ملاک سرپرستی را در نظر بگیریم پس مثلا دیه یک نوزاد یا یک کودک دختر و پسر باید یکی باشد چون اینجا اصلا بحث سرپرستی مطرح نیست پس اینجا چرا دیه نوزاد دختر نصف دیه نوزاد پسر است؟! اصولا در همین بحث دیه در روایات اشاره به علت نصف بودن شده است یا خیر؟! رابعا شما فرموده اید:اگر هم هیچ سرپرستی نداشت، خرجش از بیت المال داده می شود. خوب آیا الان این اتفاق می افتد؟! آیا زنان بی سرپرست از بیت المال تأمین می شوند؟! یقینا خیر که اگر اینطور بود دیگر ما دختران و زنان خیابانی و پدیده زشت خودفروش و … نداشتیم. دیگر ما شاهد زنانی نبودیم که در خیابان بنشینند و دوره گرده کنند. خوب از بیت المال که زن تأمین نشد مجبور است خودش خرج خودش را در بیاورد پس می شود سرپرست خانوار پس دیه اش باید مانند مردان باشد.
۲- در مورد بحث مبانی سکولاریستی حتی کتب دینی مدارس و حتی مبانی سکولاریستی برخی علما ای کتبی که معرفی کرده بودید من به آنها دسترسی ندارم. اگر بتوانید مختصرا در این مورد توضیح دهید درحد چند صفحه ممنون می شود تا حداقل یک دید کلی نسبت بدین مسأله داشته باشم.
۳- در مورد هدف ازدواج و … شما در مورد گذشتگان بسیار آرمانی و مقدس صحبت کردید اما در بند ۱۰ پاسخ تان فرموده اید:مردها گرایش زیادی به تعدّد شریک جنسی دارند؛ لذا فریفتنشان آسان است. بالاخره کدامیک؟! اگر مردها این تمایل درونی را دارند که دارند پس دیگر ازدواج ها چندان مقدس نیستند. ازدواج می شود به هدف ارضای نیاز جنسی. اما اگر مسأله ازدواج در بین پیشینیان یک امر مقدس بوده پس دیگر این جمله شما که در مورد تمایل زیاد مردان است غلط است. و نمی شود به راحتی آنها را فریفت اگر آنها بحث جنسی را در راستای اهداف بالاتر می خواهند. اما اگر فریفتنشان کار آسانی است پس معلوم می شود خیلی هم مقدس نیست امر ازدواج در بین آنها.

پاسخ:
۱ـ جواب اوّلاً اگر اندک اطّلاعاتی از فقه اسلامی داشته باشید متوجّه می شوید که زن همواره واجب النفقه ی کسی دیگر است.
جواب ثانیاً شما بحث اشتغال را با نفقه خلط فرموده اید. ما نگفتیم زن حقّ کار کردن ندارد، گفتیم خرج او بر عهده ی دیگری است. اگر یک زن، میلیاردر هم باشد، نفقه ی او بر عهده ی پدر یا شوهر یا پدر بزرگ یا … است. خرج فرزندان او نیز بر عهده ی دیگران است.
ملاک دیه صرفاً هم بحث سرپرستی نیست؛ بلکه این یکی از مصالح مسأله است.
ثالثاً گفتیم که تنها مصلحت دیه، بحث سرپرستی نیست. اصل علّت نصف بودن دیه، از آن روست که زن از مرد خلق شده، آنهم از چپ مرد نه از راستش. حوّا از آدم خلق شده، و هر زنی هم از مردی خلق می شود. مادر صرفاً مزرعه است؛ بذر همواره از مرد است؛ « نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ » (البقره:۲۲۳). وجود ذرّی فرزندان در بدن مرد است؛ و نفس افراد تابع وجود ذرّی آنهاست؛ نه تابع ساختار ژنتیکی آنها؛ ساختار ژنتیکی فقط شکل ظاهری افراد و برخی خلقیّات غیر اختیاری را باعث می شود نه بیش از آن را. امّا این یعنی چه؟ باید در کلاس حکمت و عرفان نظری توضیح داده شود.
« … قَالَ فَأَخْبِرْنِی عَنْ آدَمَ خُلِقَ مِنْ حَوَّاءَ أَوْ خُلِقَتْ حَوَّاءُ مِنْ آدَمَ قَالَ بَلْ حَوَّاءُ خُلِقَتْ مِنْ آدَمَ ع وَ لَوْ کَانَ آدَمُ خُلِقَ مِنْ حَوَّاءَ لَکَانَ الطَّلَاقُ بِیدِ النِّسَاءِ وَ لَمْ یکُنْ بِیدِ الرِّجَالِ قَالَ فَمِنْ کُلِّهِ خُلِقَتْ أَمْ مِنْ بَعْضِهِ قَالَ بَلْ مِنْ بَعْضِهِ وَ لَوْ خُلِقَتْ مِنْ کُلِّهِ لَجَازَ الْقِصَاصُ فِی النِّسَاءِ کَمَا یجُوزُ فِی الرِّجَالِ قَالَ فَمِنْ ظَاهِرِهِ أَوْ بَاطِنِهِ قَالَ بَلْ مِنْ بَاطِنِهِ وَ لَوْ خُلِقَتْ مِنْ ظَاهِرِهِ لَانْکَشَفْنَ النِّسَاءُ کَمَا ینْکَشِفُ الرِّجَالُ فَلِذَلِکَ صَارَتِ النِّسَاءُ مُسْتَتِرَاتٌ قَالَ فَمِنْ یمِینِهِ أَوْ مِنْ شِمَالِهِ قَالَ بَلْ مِنْ شِمَالِهِ وَ لَوْ خُلِقَتْ مِنْ یمِینِهِ لَکَانَ لِلْأُنْثَى حَظٌّ کَحَظِّ الذَّکَرِ مِنَ الْمِیرَاثِ فَلِذَلِکَ صَارَ لِلْأُنْثَى سَهْمٌ وَ لِلذَّکَرِ سَهْمَانِ وَ شَهَادَهُ امْرَأَتَینِ مِثْلَ شَهَادَهِ رَجُلٍ وَاحِدٍ … » (بحار الأنوار، ج‏۹، ص۳۰۶)
رابعاً فرموده اید: « خوب آیا الان این اتفاق می افتد؟! آیا زنان بی سرپرست از بیت المال تأمین می شوند؟! یقینا خیر که اگر اینطور بود دیگر ما دختران و زنان خیابانی و پدیده زشت خودفروش و … نداشتیم. دیگر ما شاهد زنانی نبودیم که در خیابان بنشینند و دوره گرده کنند. خوب از بیت المال که زن تأمین نشد مجبور است خودش خرج خودش را در بیاورد پس می شود سرپرست خانوار پس دیه اش باید مانند مردان باشد.»
در مواردی کمکهایی می شود؛امّا نه آن گونه که اسلام خواسته است. امّا مقصّر کیست؟ اگر از من بپرسید می گویم: امثال شما مقصّر هستید؛ حال می خواهد خوشتان بیاید یا بدتان. چون به جای اینکه در اصول دین تعمّق نمایید و به یقین در اصول برسید و آنگاه با تکیه بر اصول یقینی، فروع دین را تبدیل به سیستم جاری در جامعه کنید، تمرکز نموده اید روی فروع دین، و طرز شگفتی اصرار دارید که فروع اسلامی متّکی بر اصول یقینی را نامعقول جلوه دهید و همان سیستم پوسیده ی غربی را توجیه کنید. غرب که در سیستم اقتصادی خود، ارث و دیه ی زن را برابر با مرد قرار داده بود، امتحان خود را پس داده است؛ و بوی تعفّن آن جهان را پر نموده است؛ امّا شما هنوز در حال توجیه گزاره های آن سیستم اجتماعی و اقتصادی هستید؛ و این غلط است؛ با هر رویکردی که می خواهد باشد؛ چه با رویکرد ترویجی و چه با این رویکرد که بخواهیم پاسخ شبهات آنها را بدهیم. چه ارزشی دارد که ما انرژی خود را به جای صرف نمودن در مسیر ترویج سیستم الهی، صرف جا اندازی آن در جامعه بکنیم؟! چرا عدّه ای مسلمان اصرار دارند که نصف بودن دیه و ارث زن را نامعقول جلوه دهند؟ چون در عمق وجودشان هنوز خدا را به خدایی قبول ندارید.
امروز اقتصاد حاکم بر کشور ما یک سیستم اقتصاد غربی است که در برخی جاها با برخی احکام اسلام، وصله و پینه خورده است. عاقبت چنین سیستمی نیز همان است که امروز در غرب می بینیم. لذا باید هر چه زودتر سیستم اقتصاد اسلامی تبیین و به صورت قانون جاری کشور در آید. و این کار دولت و مجلس و … نیست؛ بلکه کار حوزه و دانشگاه است. هم باید آن را از حکومت مطالبه کنند هم باید برای تحقّق آن کار تحقیقی بکنند. آن هم کار تحقیقی فعّالانه نه کار تحقیقی منفعلانه. ما تا کی باید به فکر دفع شبهات باشیم؟! آنهم در برابر نظامهایی که پوچ بودنشان مثل روز روشن است.
امّا اینکه زنان خیابانی را زنانی بی سرپرست دانسته اید، آیا تحقیقی در این باره کرده اید یا فقط حدس و گمان خودتان است؟! اگر تحقیقی کرده اید یا تحقیقی متقن در این باره سراغ دارید خوشحال می شویم در اختیار ما هم قرار دهید.
زنی که شوهر ندارد، و درآمدی مثل حقوق بازنشستگی و کمک کمیته امداد و … را هم ندارد، به جای اینکه برود دنبال فسق و فجور می رود قوّه ی قضائیّه و از آنها می خواهد که طبق قانون شرع، هر کسی را که باید نفقه اش را بدهد، مشخّص نمایند و وادارش کنند تا نفقه بدهد.
این زنان خیابانی دنبال خرج خانه نیستند؛ بلکه دنبال پولند؛ و بسیاری از آنها شوهر هم دارند. در آمد یک روزه ی برخی از آنها با در آمد ماهانه ی امثال بنده هم برابری می کند. گدایان هم کذالک. چطور روی احکام دیه و ارث و امثال آن این همه متّه روی خشخاش می گذارید ولی در باره ی این گونه پدیده های اجتماعی، بی هیچ مطالعه و ریشه یابی درست، حکم صادر می کنید؟ « یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیداً ــــ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! تقواى الهى پیشه کنید و سخن محکم بگویید!» (الأحزاب:۷۰) و « وَ لا تَقْفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً ـــ و از آنچه به آن علم ندارى، تبعیّت مکن! همانا شنوایی و بینایی و دل، همه مسئولند.» (الإسراء:۳۶).

۲ـ دسترسی دارید، حال خرید و مراجعه ندارید. حقیقت جو نمی نشیند که حقیقت در خانه اش را بزند، راه می افتد و پول خرج می کند و زحمت می کشد و به حقیقت می رسد. رسول خدا فرمودند: « طلب علم کنید اگر چه در چین باشد.» چین پیشکش، همین کتابفروشی های شهرتان را هم بگردید بد نیست. با جستجوی اینترنتی هم به مطالبی می توانید برسید.
از اینکه لحن کلام در این نامه تند است، طلب عذر می کنم؛ وقتی وقتی می بینم برای گام برداشتن در مسیر درست و سازنده تنبلی می کنید و در مسیر نادرست و بی فایده این همه جدّیّت دارید، نمی توانم حرص نخورم.

۳ـ بنده آرمانی صحبت نکرده ام؛ بلکه شما از گذشته ی جوامع اسلامی و جهانی بی خبرید. حتّی کسانی مثل ویل دورانت و گوستاو لوبون هم وقتی از جامعه ی مسلمین صحبت می کنند، در این گونه موارد، دچار نوعی شیفتگی می شوند.
شما چه منافاتی می بینید بین ارضای مشروع شهوت و تقدّس؟ شهوت یک قوّه ی الهی است در وجود آدمی؛ همان گونه که عقل هم یک قوّه ی الهی است. استفاده ی نادرست از هر دو نیز قبیح است. امّا استفاده ی درست از هر دو، یعنی کار الهی کردن و نعمت خدا را در مسیری که خدا معیّن نموده به کار بستن.
آیا شیطان، نفس انسان را فریب می دهد یا نمی دهد؟ یقیناً فریب می دهد. حال اگر کسی نفس خود را چنان تربیت نمود که فریب شیطان را نخورد، کارش تقدّس می یابد یا نمی یابد؟ یقیناً تقدّس می یابد. اگر کسی قوّه ی غضب را در مسیر دفاع از حقّ به کار انداخت، آیا چنین غضبی مقدّس هست یا نیست؟ یقیناً مقدّس است. در اسلام، شجاعت یعنی به کار انداختن قوّه ی غضب در مسیر الهی. به همین نحو، استفاده از قوّه ی شهوت در مدار شریعت هم مقدّس است. در اسلام، این نحوه استفاده از شهوت را عفّت گویند.
بلی در مردها، گرایش به چند شریک جنسی وجود دارد؛ و این مسأله آنها را آسیب پذیر می کند؛ امّا اگر مردی به جای هرزه گردی و زنا، با تعدّد زوجات از طریق مشروع، نیاز خود را برآورده ساخت، می شود مرد عفیف. و عفّت مقدّس است. ازدواج اسلامی ـ نه جفت گیری ـ مقدّس است؛ چون صرفاً ارضای شهوت نیست؛ بلکه ارضای شهوت است همراه با قبول تعهداتی الهی در مقابل همسر و فرزندانی که از او زاده می شوند.

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها