نوشته های وب گاه

آیا چیزهای دیگری هم خداوند میتوانسته بوجود بیاورد ولی به هر دلیلی نشده است ؟

آیا چیزهای دیگری هم خدا میتوانسته به وجود بیاره ولی به ایده ی خدا نرسیده و به خلاقیتش نرسیده که اون چیز یا موجود رو به وجود بیاره؟؟اگه میشه به صورت فلسفی پاسخ و توضیح بدین .
پاسخ : شناخت بشر از عالم هستی به قدری ناچیز است که قابل توصیف نیست . شناخت بشریت از عالم معلوم بسان ذره ای از عالم موهوم یا ناشناخته است. در عین اینکه اسرارو مخلوقات ناشناخته در این عالم معلوم نیز به حد بسیار زیاد و غیر قابل توصیفی ، بیش از شناخت بشریت از موجودات معلوم و شناخته شده است . علی رغم این حکما و فلاسفه مطالبی در اینخصوص به شرح ذیل فرموده اند :
برهان اثبات وجود نظام احسن چنین است.
از نگاه حکما ، خداوند متعال علّت تامّه ی عالم هستی است و با وجود علّت تامّه ، وجود معلول حتمی و اجتناب ناپذیر است . همچنین همانطور که معلول در اصل وجود خود بند به علّت تامّه ى خود بوده است ، در چگونگی وجودش نیز تابع وجود علّت تامّه ى خویش می باشد. لذا نظام خلقت غیر از اینکه هست ، نمی توانست باشد. چون فرض عالم خلقت ، متفاوت با آنچه که هست ، مساوى است با فرض تغییر در ذات خدا ؛ که امرى است محال ؛ چون تغییر ، علامت حدوث بوده با واجب الوجود بودن نمى سازد.
حکما بر همین مبنا گفته اند : عالم خلقت و چگونگی آن ، لازمه ى ذات خدا و اقتضای ذات اوست و چون رابطه ی علّی و معلولی ، رابطه ای محکم ، ضروری و خلل ناپذیر است لذا نظام موجود ، محکمترین و استوارترین نظام مفروض بوده و مستحکمتر از آن ذاتاً ممکن نیست ؛ پس نظام هستی نظامی محکم و حکیمانه و خالق آن نیز حکیم است.
همچنین از آن جهت که ذات باری تعالی کمال مطلق است ، عالم خلقت نیز کاملترین معلول ممکن می باشد ؛ لذا نظام موجود نظام اکمل است و کاملتر از آن فرض ندارد. همچنین خداوند متعال حسن و جمال مطلق است لذا معلول او (عالم خلقت ) نیز زیباترین نظام ممکن بوده و نظام احسن است و زیباتر از آن فرض ندارد.
در اینجا برخی گفته اند: به هر حال اگر خدا نمی تواند بهتر از این عالم را خلق نماید ، پس قدرت او محدود است.
در پاسخ می گوییم: ما از قدرت مطلق بودن خدا که در ضمن کمال مطلق بودن اوست اثبات نمودیم که عالم خلقت نظام احسن است ، پس بهتر از این عالم اساساً قابل تصوّر نیست . به تعبیر حکما و عرفا عالم خلقت اگر به صورت واحد شخصی لحاظ شود موجودی است نامحدود که به ذهن نمی آید ؛ چون هر چه به ذهن آید محدود به ذهن می شود. اشکال کنندگان در پاسخ این گفتار گفته اند: اگر عالم نامحدود باشد پس خداست. حکما جواب داده اند: عالم نامحدود است ولی هر نامحدودی خدا نیست. خدا نامحدود است به نحوی که حتّی همین نامحدود بودن نیز حدّ او نیست لذا او مطلق است حتّی از مطلق بودن هم ؛ امّا کلّ عالم خلقت که یک وجود بیش نیست ، نامحدود ظلّی است ؛ یعنی عالم نامحدود می باشد ولی همین نامحدود بود حدّ و قید است.

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...
انتشار توسط 8 تم

6 نظر

  1. سلام خسته نباشید
    لطفا در مورد خلاقیت خدا و رنگ ها توضیح کامل بدین و بگین که آیا خدا میتواند به غیر از این رنگ ها رنگ های تیره و روشن دیگری به تعداد بینهایت به وجود بیاورد؟؟
    با تشکر

    • الان مگر ما بی نهایت رنگ نداریم ؟ ؟؟

      • منظورم رنگ های دیگری به غیر از این رنگ ها است

        • من متوجه نمی شوم سوالتون رو ! تعداد رنگ های تیره و روشن بی نهایت است . یعنی چه که رنگ هی دیگری نیز می تواند خلق بکند یا نه ؟ بی نهایت یعنی همین دیگر!
          مثل اینکه ما می گوییم خدا بی نهایت عدد خلق کرده . شما می گویید به جز اینای که خلق کرده باز هم میتواند ؟ این دیگر چه سوالیست که شما می پرسید! مفهوم بی نهایت را گمان می کنم نمی دانید !

  2. سلام خسته نباشید
    میگن که در خدا و صفاتش هیچ عیب و نقصی نیست و تمام و کامله اگر اینطوره پس چرا بعضی از کارها محال هست؟ اگه میشه با دلیل و به صورت واضح توضیح بدین ممنون

    • پاسخ : محال بر سه نوع است. گاهی بطور عادی محال است. گاهی وقوع آن محال است . این دو نوع متعلق قدرت هستند. اما نوع سوم از محالات را محال ذاتی یا تناقض نامیده اند. مانند اینکه گفته شود این عدد زوج ، فرد هم هست . این نوع محال نمیتواند متعلق قدرت باشد . هر قدر فاعل از نظر مرتبه وجودى، کاملتر باشد، داراى قدرت بیشترى خواهد بود و طبعاً موجودى که داراى کمال بى‏نهایت باشد، قدرتش نامحدود خواهد بود. امّا باید توجه داشت که کارى که متعلّق قدرت قرار مى‏گیرد، باید امکان تحقق داشته باشد و داخل حوزه تعلق قدرت باشد. پس چیزى که ذاتاً محال یا مستلزم محال باشد، مورد تعلق قدرت واقع نمى‏شود و خارج از حوزه تعلق قدرت است . قدرت خداوند در حوزه اموری که مورد تعلق قدرت هستند، بی نهایت است؛ بنابراین قدرت داشتن خدا بر هر کارى، بدین معنا نیست که فى المثل بتواند خداى دیگرى را بیافریند، یا دو ضربدر دو را پنج بکند. زیرا خدا آفریدنى و مخلوق نیست و محال است دو ضربدر دو پنج شود. این مطلب مانند آن است که بتواند عدد (۲) را با فرض (۲) بودن، از عدد (۳) بزرگتر کند؛ یا فرزندى را با فرض فرزند بودن، قبل از پدرش خلق کند. این امور محال ذاتى است و از حوزه تعلق قدرت تخصصاً خارج است.
      در ابن باب نگا: آموزش عقاید، آیه الله مصباح یزدى، مجلد اوّل، ص ۹۹ – ۱۰۰٫

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

دو + شانزده =