نوشته های وب گاه

آیا کسانی که مورد شماتت دشمن قرار می گیرند و انتظار مدد از خدا را دارند و با عدم جواب روبرو می شوند، آیا خدا آنها را دوست ندارد؟

پرسش:
آیا کسانی که مورد شماتت دشمن قرار می گیرند و انتظار مدد از خدا را دارند و با عدم جواب روبرو می شوند، آیا خدا آنها را دوست ندارد؟
پاسخ:
۱ـ منظور از دشمن کیست؟
الف. یک فرد مسلمان ممکن است دشمنش یک مسلمان دیگر باشد. آیا خدا به خاطر اینکه دو مسلمان با هم دشمنی می کنند باید یکی را به نفع دیگری مبتلا به مشکلی کند؟!! اگر این گونه باشد که خیلی از عروسها و مادر شوهرها باید گرفتار عذاب الهی شوند. این چه انتظاری است از سوی یک مسلمان؟! اگر من مسلمان با مسلمانی دیگر عداوتی دارم، و او در حقّ من ظلمی می کند، به حکم مسلمانی حقّ ندارم او را نفرین نمایم و بد او را از خدا بخواهم. اگر من نیز بد او را بخواهم پس چه فرقی با او دارم؟! در چنین حالتی کار درست و الهی آن است که تلاش نمایم تا او به مسیر حقّ برگردد. لذا باید برایش دعا کنم نه نفرین. حتّی اگر کار به جایی رسیده که طبق قواعد شرعی از او شکایت نموده ام و او را به داگاه کشانده ام باز هم باید برایش دعا کنم تا به حقّ برگردد؛ در غیر این صورت در مسلمانی خود من مشکلی وجود دارد؛ که بد یک مسلمان دیگر را خواسته ام؛ اگر چه آن مسلمان دیگر، مسلمان فاسقی باشد.

ب. حالت دیگر آن است که دشمن من مسلمان، یک غیر مسلمان باشد، مثلاً یک کافر یا مسیحی یا یهودی یا ناصبی. در این حالت باید دید آیا دشمنی او با من، به خاطر دین و مذهب حقّ من است؛ یا نه یک دشمنی عادی بر سر امور متعارف است. اگر دومی است، که خداوند متعال معمولاً دخالت نمی کند. چون در اینجا دعوای حقّ و باطل نیست تا خدا از حقّ حمایت کند؛ بلکه نزاعی دنیایی است بین دو انسان که باید از راه قانونی حلّ و فصل نمایند. شریعت الهی نیز در چنین مواردی تکلیف مسلمان را معیّن ساخته است.
امّا اگر دشمنی او در حقیقت با حقّ است، و مرا مورد شماتت قرار می دهد به خاطر طرفدار حقّ بودنم. باز دو حالت وجود دارد. یا ناراحتی من از این شماتت به خاطر خودم می باشد، یا به خاطر حقّ و قربه الی الله ناراحت شده ام. در حالت نخست، مشکل از من است که نفسانیّت دارم. لذا خداوند متعال اگر بخواهد در چنین حالتی از من حمایت کند، کمک می کند که بر نفسانیّت خودم غلبه کنم؛ و یقیناً خداوند متعال چنین کمکی را به بندگانش می کند به شرط آنکه خودشان هم بخواهند دست از نفسانیّت بردارند. امّا اگر ناراحتی من قربه الی الله است، مشکلی وجود ندارد که خدا بخواهد برطرف کند؟! آیا غیر از این است که از راه شماتت دشمن و صبر من و در راه خدا ناراحت شدن من، موجب ترقّی وجودی من می شود؟!
البته در چنین حالتی اگر شماتت دشمن از حدّ بگذرد و حجّت بر او تمام شود، آنگاه عذاب الهی گریبانش را خواهد گرفت. امّا نه به خاطر کمک به من؛ بلکه سنّت خدا این است که اگر حجّت را با غایت اتمام رسانید، و باز بندگان عصیان نمودند، آنها را گرفتار عذاب می کند.

۲ـ آیا در طول تاریخ گروهی را مظلوم تر از علی(ع) و آل طاهرینش می شناسید؟! شماتتی که دختر رسول الله(ص) تحمّل نمود در نظر آرید. مظلومیّت علی(ع) را تصوّر کنید! شیر خدا و حیدر کرار باشی و آن همه بی حرمتی و اهانت بکنند، و تو برای صلاح دین خدا دم برنیاوری؛ می دانی چه آتشی به جان آدمی می زند؟! اگر فردی ضعیف و ترسو مورد شماتت قرار گیرد، زیاد آزار نمی بیند، امّا قوی ترین مرد روی زمین باشی، شجاعترین فرد عالم باشی و شماتت کنند و تو عذر موجّه برای سکوت و تحمّل داشته باشی، قضیّه فرق می کند. مظلومیّت امام حسین(ع) را تصوّر نمایید. مظلومیّت اسرای اهل بیت(ع) را در نظر آورید که شهر به شهر و کوچه به کوچه می گردانند و از هر طرف سنگ می زنند و ناسزا می گویند و شماتت می کنند. امّا بلایی نازل نمی شود. اهل بیت(ع) نیز طلب عذاب از خدا نمی کنند؛ بلکه همچنان می کوشند که این قوم منحرف را هدایت نمایند. چون بالاتر از این چه عذابی است که انسان دشمن دوستان خدا شود؟! آن بزرگواران چنان از نفسانیّت رسته اند که برای خود، ناراحت نمی شوند؛ بلکه شگفتا که به حال دشمن شناتت کننده تأسّف می خورند. بلی اهل بیت(ع) در چنین شرائطی ناراحت هستند؛ امّا ناراحتند برای دین خدا نه برای خودشان. لذا هر جا سخن گفته اند، دو مطلب را بیان داشته اند. اوّل اینکه شما دشمنان، گرفتار غضب خدا شده اید؛ پس خود را از این غضب الهی نجات دهید. دوم اینکه دین خدا در خطر است؛ و ما برای حفظ دین خدا از هیچ رنج و شماتتی گریزان نیستیم.
حال آیا می توان گفت که خداوند متعال به خاطر نازل نکردن عذاب ظاهری بر دشمنان اهل بیت(ع)، اهل بیت(ع) را دوست ندارد؟! آیا منطقی است که بگوییم: چون خدا در کربلا دشمنان را تار و مار نکرد، پس امام حسین(ع) را دوست نداشته؟! روشن است که چنین برداشتی درست نیست.
خدا برای حمایت از اشخاص هیچگاه عذاب یا بلا نازل نمی کند؛ حتّی اگر آن شخص، افضل خلائق باشد. خداوند متعال فقط برای امور زیر بلا نازل می کند.
الف. وقتی که حجّت بر قومی تمام شده باشد و پیمانه ی حجّت پر شده باشد. لذا در اقوام سابق، قومی هلاک نشد مگر بعد از دیدن معجزات واضح و غیر قابل انکار.
ب. وقتی که خدا بخواهد ظالمی را تنبیه کند؛ یعنی از سر لطف بخواهد او را بیدار نماید و متوجّه خدا کند. در این صورت، او را در بلا گرفتار می کند تا شاید توبه نماید. چنین بلایی نیز شامل هر ظالمی نمی شود؛ بلکه شامل حال ستمگری می شود که قابلیّت هدایت شدن را دارد. اگر با این گونه بلاها هدایت شد که شد و اگر نشد، قابلیّت هدایت را از دست می دهد.
ج. وقتی که خدا بخواهد مومنی را پاک نماید. یعنی گاه خدای تعالی مومن را گرفتار بلا می کند تا کفّاره ی گناهانش شود؛ و در حالی از دنیا برود که گناهی ندارد.
د. وقتی که خدا بخواهد مومنی را امتحان نماید. یعنی او را در وضعی خاصّ قرار می دهد تا در آن وضع خاصّ همچنان بر دینداری خود پایبند بماند و به این وسیله ایمان خود را در عمق جانش نفوذ دهد. حتّی ممکن است خداوند متعال مومن را گرفتار ظلم ظالم نماید تا مومن در این بستر خطرناک، نفس خود را کنترل نماید و به خاطر دشمنی از جادّه ای تقوا و عدالت خارج نگردد. لذا فرمود: « یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ ــــــ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! همواره براى خدا قیام کنید، و از روى عدالت،گواهى دهید! دشمنى با جمعیتى، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگارى نزدیکتر است! و از(معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام مى‏دهید، با خبر است!» (المائده:۸)
هـ . وقتی که خدا بخواهد عظمت و بزرگی اولیای الهی را برای بندگانش ظاهر سازد. در این حالت، بلایی بر آن ولیّ خدا نازل می کند تا هم درجه ی او را بالا ببرد هم مردم ببینند که آن ولیّ خدا چه عظمت روحی بالایی دارد. برای مثال، اگر جریان عاشورا نبود، آیا کسی متوجّه عظمت روحی حضرت ابولفضل(ع) یا حضرت زینب(س) یا شهدای کربلا می شد؟! روشن است که کسی عظمت این بزرگواران را در این حدّ نمی توانست درک کند؛ در نتیجه چنین الگوی جهانی نیز شکل نمی گرفت.

سخن آخر:
نزول بلا بر کسی یا قومی، به خودی خود، نه دلیل محبوب بودن نزد خداست، نه دلیل مغضوب بودن نزد خدا. لذا باید به شخصیّت آن کسی که گرفتار بلا شده نظر نمود. اگر ولیّ خداست، آن بلا برای او نعمت می باشد. اگر مومن عادی است، آن بلا برای او یا امتحان است یا کفّاره ی گناهش تا پاک شود. اگر فردی غیر مومن است، یا برای هشدار و بیدار باش است یا برای مجازات.
البته توجّه شود که برخی گرفتاری ها نیز از طرف خودمان است نه از سوی خدا. برای مثال، مگ اسرائیل را خدا بر فلسطین مسلّط نموده است؟ یقیناً نه. بلکه خود اهل فلسطین و اعراب بودند که با کنار نهادن اسلام و مقدّم داشتن عربیّت بر اسلامیّت و اعتماد به غرب، خود را گرفتار آن بلا نمودند. اکنون نیز اگر به اسلام برگردند و امید خود را از اعراب ببرند و به خدا امید بندند، نجات می یابند؛ امّا ملاحظه می کنید که اینها برخی هاشان هنوز بر طبل اختلاف می کوبند؛ برخی دیگر امید نجات از اعراب دارند؛ و خیلی از مردم عادی آنها نیز هنوز اوّلیّات اسلام مثل حجاب را مراعات نمی کنند. پس چه انتظاری از خدا دارند. خدای تعالی فرمول پیروزی را دو دستی تقدیم کرده امّا اکثر اینها باورش ندارند. امّا همان اندک که این فرمول را قبول کرده اند می بینید که اسرائیل را به ستوه آورده اند.
خدای تعالی فرمود: « ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُون‏ ــــ فساد، در خشکى و دریا ظاهر گشت به سبب دستاورد مردم؛ خدا مى‏خواهد نتیجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید بازگردند» (الروم:۴۱)
پس بدانیم که خیلی از مشکلات در حقیقت حاصل دست خودمان است؛ و عملکرد خودمان است که به خودمان بر می گردد. پس تا خودمان برای برطرف نمودنش اقدام نکنیم، خدا کمکمان نخواهد کرد. البته خدا اوّلین کمک را کرده و ما را گرفتار نتایج عملکردمان نموده تا به فکر اصلاح باشیم. حال اگر خودمان اقدام نمودیم در ادامه خدا بازهم کمک خواهد نمود و الّا به حال خودمان رها خواهد کرد.
فرمود: « لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ ـــــ براى انسان، مأمورانى است که پى در پى، از پیش رو، و از پشت سرش او را از امر خدا حفظ مى‏کنند؛ (امّا) خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمى‏دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند؛ و هنگامى که خدا اراده ی سوئى به قومى(بخاطر اعمالشان) بکند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد؛ و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت» (الرعد:۱۱).
نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...
انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

چهارده − 2 =