نوشته های وب گاه

آیا عطرهای کنونی مصداق «طیب و عطر» مطرح در روایات هستند؟ نظر علامه طباطبایی راجع به عطر چیست ؟

پرسش:
لطفاً حاج آقا ایمانی پاسخ بنده را مرحمت بفرمایند.
مطلبی در یک سایت دیدم در مورد یکی از رفتارهای علامه طباطبائی(ره). صرف نظر از ادبیات زشت و توهین آمیز نویسنده مطلب آیا اصل اشکال به علامه(ره) وارد است یا خیر؟!

متن وبلاگ مورد نظر:

از حضرت رسول(ص): «الطیب یشد القلب؛ بوی خوش، دل را استوار می‌کند» (وسائل‌الشیعه ج۲ ص۱۴۳)
او که از دل می‌گفت و از عارفان واصل…
از حضرت صادق(ع): «من تطیب أول النهار لم یزل عقله معه إلى اللیل؛ کسی که اول روز، بوی خوش استعمال کند پیوسته عقل‌ش همراه اوست تا شب» (وسائل‌الشیعه ج۲ ص۱۴۵)
او که مدعی عقل بود و فیلسوف معروف…
از حضرت کاظم(ع): «لا یأبى الکرامه إلا حمار…معنى ذلک…الطیب و…؛ کرامت را جز الاغ، رد نمی‌کند… مصداق کرامت، عطر است و…» (وسائل‌الشیعه ج۲ ص۱۴۷)
او که اخلاق را می‌ستود و انسان می‌نمود…
از حضرت رضا(ع): «لا ینبغی للرجل أن یدع الطیب فی کل یوم؛ برای مرد، شایسته نیست که بوی خوش را هر روز وانهد» (وسائل‌الشیعه ج۲ ص۱۴۲)
پس چرا عطر را نه روزها که سال‌ها وانهاد؟ برای مرگ یک استاد؟ یا به سوگ یک بُت که افتاد؟
از طهرانی، شاگرد طباطبایی: «من یک روز به ایشان عطر تعارف کردم ایشان عطر را به‌دست گرفته و تأملی کردند و گفتند: دو سال است که استاد ما مرحوم قاضی رحلت کرده‌اند و من تابه‌حال عطر نزده‌ام و تا همین زمان اخیر نیز هروقت بنده به ایشان عطری داده‌ام در آن را می‌بستند و در جیب‌شان می‌گذاردند و من ندیدم ایشان استعمال عطر کنند با اینکه از زمان رحلت استادشان سی‌وشش سال است که می‌گذرد» (مهرتابان ص۲۴)

پاسخ:

علّامه طباطبایی قطعاً فقیه (مجتهد) بود؛ و مجتهد، از کسی تقلید نمی کند بلکه طبق فتوای خود عمل می کند.
استفاده از روایات خام فقهی، کار جهّال است. جاهل در امور فقهی، وظیفه اش تقلید از مجتهد است نه اخذ به ظاهر روایات. این فرد بی ادب، که قطعاً فقیه نیست، روایاتی خام را نقل نموده آنگاه یک فقیه مسلّم را تخطئه کرده است. در ادامه با اجتهاد در روایات مربوط به عطر نشان خواهیم داد که این فرد بی ادب چقدر بی سواد در وادی فقه بوده است.
ـ آیا عطرهای کنونی مصداق «طیب و عطر» مطرح در روایات هستند؟
شکّی نیست که اغلب عطرهای کنونی، آمیخته به الکل و موادّ شیمیایی مشابه آن هستند؛ در حالی که در زمان رسول خدا(ص) ماهیت عطرها، متفاوت بوده است.
چه بسا از نظر علّامه طباطبایی ـ که یک مجتهد در فقه است ـ عطرهای شیمیایی کنونی، مصداق عطری که در روایات آمده نبوده باشد. خواصّی هم که برای عطر در روایات ذکر شده، قطعاً در عطرهای کنونی وجود ندارد. چون عطرهای کنونی، نه تنها موجب نشاط و تقویت مغز و اعصاب نمی شوند بلکه برعکس، موجب آلرژی و آسیب به حسّ بویایی و موجب ضعف اعصاب و سر درد و … می شوند؛ چون حاوی الکل و دیگر موادّ شیمیایی مضرّ هستند. این موادّ شیمیایی همراه با بوی خوش عطر وارد سیستم عصبی وسیستم تنفسی و سپس سیستم خونی فرد شده و در برخی ها به صورت فوری و در برخی دیگر در طولانی مدّت مشکلاتی را ایجاد می کنند.
بر همین اساس، بنده خودم اگر عطری از سوی آشنایانم تعارف شود، معمولاً ردّ می کنم؛ چون یقین دارم که موجب سر دردم می شود. بنده به الکل و همچنین برخی ترکیبات نفتی حساسیت دارم و اغلب عطرهای کنونی حاوی این گونه ترکیبات هستند. بلکه بعید نیست که در ترکیب برخی عطرها، از الکلی استفاده شود که مایع بالاصاله باشد که در این صورت، آن عطر، نجس هم خواهم بود.
خلاصه آنکه، استحاب عطر حقیقی سر جای خودش، امّا چه بسا از نظر یک فقیه مثل علّامه طباطبایی ـ که متخصّص در طبّ سنّتی هم بود ـ این استحباب اوّلاً شامل عطرهای مضرّ امروزی نشود، ثانیاً به فرض هم که این استحاب شامل عطرهای کنونی بشود، برای همه مستحبّ نیست؛ چون برخی ها مثل بنده ی حقیر، با استعمال اغلب این عطرهای موجود، دچار بیماری می شوند. لذا استعمال عطرهای کنونی، برای برخی ها نه تنها مستحبّ نیست بلکه کراهت هم دارد. چون در فقه شیعه اصل دیگری وجود دارد که می گوید اگر استعمال چیزی برای بدن ضرر دارد، نباید آن را استعمال کرد. برخی اطبای سنّتی نیز شدیداً از استعمال عطرهای کنونی نهی نموده و آن را برای بدن، مضرّ دانسته اند. امّا عطری که در زمان اهل بیت(ع) وجود داشته، عطر طبیعی بوده نه موادّ شیمیایی مضرّ. کما اینکه مسواکی که از نظر فقهی مستحبّ است مسواکهای کنونی نیستند بلکه آن مسواک، نوعی چوب است که امروزه عطّاری ها آن را به نام چوب اراک می فروشند. لذا اطبّای سنّتی استعمال مسواکهای کنونی را هم تا حدودی مضرّ می دانند. چون هم پلاستیک موادّ مضرّی از خود آزاد می کند هم خمیر دندانها حاوی موادّ مضرّی هستند.
فرق یک فقیه و یک عوام ـ مثل نویسنده ی همین توهینها ـ در همین است که فقیه، می فهمد مصداق حقیقی روایت چیست ولی عوام نمی فهمند. فقیه می فهمد که مراد از طیب، عطر حقیقی است که در زمان اهل بیت(ع) وجود داشته نه عطرهای امروزی که قطعاً موجب آسیب به مغز و اعصاب و حسّ بویایی می شوند. این چیزی است که خود بنده به تجربه برایم ثابت شده است. بنده هر گاه عطر شیمیایی استعمال کنم، تا مدّتی گیج و منگ می شوم در حالی که وقتی از گلاب طبیعی یا زعفران استفاده می کنم، کاملاً احساس نشاط می کنم.
برخی ها از فقه فقط بلغور کردن روایاتش را بلد هستند. مثلاً اگر در روایتی ببینند که گفته عسل برای هر بیماری درمان است، می روند ظرف عسلی می خرند برای فردی که مبتلا به بیماری قند (دیابت) است؛ غافل از آنکه عسلی که در روایات آمده، عسل طبیعی است نه عسلهای امروزی که پر از قند ساکروز می باشد. عسل طبیعی، مشکلی برای فرد مبتلا به دیابت تولید نمی کند امّا عسلهای موجود برای افراد دیابتی، سمّ است. در دیگر امور هم این دقّتها وجود دارد که افراد عوامی مثل همین فرد بی ادب، از این دقّتها بی نصیب هستند و همین ها هستند که با فهم معیوب خودشان، باعث می شوند اسلام دینی سست و خرافی جلوه کند.
ـ آیا خود اهل بیت(ع) مصداق «طیب یا عطر» را مشخّص نموده اند؟
بلی مشخّص نموده اند. در روایات، به تفصیل بیان شده که منظور اهل بیت(ع) از عطر و طیب چه بوده است. آنچه آن بزرگواران از آن به عنوان عطر و طیب یاد نموده اند، عبارتند از:
۱ـ مِشک : دقّت شود، مراد مشک حقیقی که از ناف آهوی ختن به دست می آید، نه آنچه امروزه به عنوان مشک می فروشند و نوعی مادّه ی شیمیایی مضرّ است.
۲ـ عنبر؛ که از شکم نوعی ماهی به دست می آید.
۳ـ گلاب؛ گلاب خالص نه اسانس گل که با الکل یا موادّ شیمیایی دیگری آمیخته شده است.
۴ـ انواع عودها که می سوزانند و از نظر طبّ سنّتی، فواید متعدّدی در آنهاست. لذا عودهای امروزی که از موادّ شیمیایی تهیه می شوند مشمول این حکم نمی شوند.
۵ـ زعفران
و … .
نتیجه آنکه آنچه اهل بیت(ع) به عنوان عطر و طیب از آن بهره می بردند امروزه در عطر فروشی ها وجود ندارد و آنچه در عطر فروشی ها وجود دارد، در روایات از آنها با عنوان عطر و طیب یاد نشده است. لذا با نگاه دقیق، نمی توان استحباب عطرهای امروزی را ثابت نمود. چون هیچکدام از خواصّی که برای عطر و طیب در روایات آمده، در این عطرهای امروزی وجود ندارد جز بوی خوش. این عطرهای کنونی نه تنها عقل را زیاد نمی کنند بلکه موجب ضعف اعصاب و اختلال در کارکرد مغز می شوند.
ـ آیا علّامه طباطبایی، به خاطر رحلت استادشان استعمال عطر نمی کرده؟
چندان معلوم نیست. چه بسا به سبب دیگری بوده ولی برای اینکه نظر فقهی خود را بر دیگران تحمیل نکند، این مطلب را ذکر می کرده است. با نگاه دقیق به جملات علّامه تهرانی نمی توان استفاده نمود که علّامه طباطبایی به این سبب ترک عطر کرده بوده. به عبارت علّامه خوب دقّت شود! « گفتند: دو سال است که استاد ما مرحوم قاضی رحلت کرده‌اند و من تابه‌حال عطر نزده‌ام » نفرمودند از زمان رحلت ایشان عطر نزده اند، بلکه فرمودند « من تا به حال عطر نزده ام» یعنی از اوّل عمرم نزده ام. حال یا عطر برایشان ضرر داشته یا عطرهای موجود را مصداق عطر روایات در روایات نمی دانسته است. البته چه بسا ایشان از گلاب استفاده می کرده، لکن در عرف ما گلاب را عطر نمی گویند بر خلاف روایات که آن را عطر دانسته اند. البته برای علّامه، تهیه ی مشک و عنبر و زعفران هم ممکن نبوده. چون علّامه شخصی فقیر بوده و هزینه برای این گونه امور نداشته.
ـ آیا ترک زینت برای بزرگداشت بزرگان، جایز است؟
بلی جایز است. لذا خود امیرمؤمنان(ع) بعد از رحلت رسول خدا(ص) هیچگاه موهای خود را رنگ نکردند در حالی که رنگ کردن موی سفید، مستحبّ است.
نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 4.5/5. From 2 votes.
Please wait...
انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

هجده + پانزده =