نوشته های وب گاه

چرا به جای یا الله گفتن ، یاعلی (ع) ، یا زهرا (س) یا حتی یا علی اصغر میگویید ؟

پرسش:
سلام علیکم مدتی است در میان اهل سنت سوالاتی پرسیده میشود که عبارت است از>۱٫چرا دست بسته نماز میخوانید شما شیعیان؟؟؟۲٫چرا به جای یا الله گفتن یاعلی .یا زهرا یا حتی یا علی اصغر میگویید ان بچه چه جوری میتواند کمک شما کند؟؟؟لطفا پاسخ سوالاها را بدهید ممنون

پاسخ:
۱ـ از قول اهل سنّت پرسیده اید: « چرا دست بسته نماز میخوانید شما شیعیان؟؟؟»
این سوال جای عجب دارد. چون شیعه دست بسته نماز نمی خواند، بلکه سنّی ها دست بسته نماز می خوانند؛ یعنی هنگام قرائت حمد و سوره، دستشان را بر روی شکم، روی هم می گذارند. لذا ما شیعیان از آنها می پرسیم که چرا « دست بسته نماز می خوانید؟» البته دقّت شود که همه ی سنّی ها دست بسته نماز نمی خوانند، بلکه از چهاز مذهب فقهی آنها، تنها سه مذهبشان دست بسته نماز می خوانند؛ و آن را عملی مستحبّی می دانند؛ امّا مالک بن انس، امام سنّی های مالکی، دست بسته نماز خواندن را بی اشکال دانسته ولی گفته که با دست باز نماز خواندن مستحبّ است.
از نظر ائمه ی شیعه، تکتّف یا دست بسته نماز خواندن , در زمان رسول خدا(ص) وجود نداشته و از زمان عمر بن خطّاب مرسوم شده و از بدعت هاى اوست. حتّی در زمان ابوبکر هم مسلمانها دست بسته نماز نمى خواندند.
البته گفتیم که خود سنّی ها هم دست بسته نماز خواندن را واجب نمی دانند؛ بلکه اغلب آنها این کار را مستحبّ می دانند و گروهی حتّی مستحبّ هم نمی دانند، اگر چه آن را حرام هم نمی دانند. لذا از نظر اهل سنّت، اگر کسی دست بسته نماز نخواند، باز هم نمازش درست است. امّا شیعه به دستور اهل بیت(ع) دست بسته نماز خواندن را حرام می دانند.
برخی از علمای اهل سنّت نیز تصریح نموده اند که در نماز رسول خدا(ص) تکتّف(دست بسته نماز خواندن) وجود نداشته است.
ابن‏رشد قرطبى ـ از علمای سنّی ـ گفته است:
«روایات صحیحه‏اى از پیامبر اکرم(صلى‏الله‏علیه) وارد شده که در آن خصوصیات نماز پیامبر(صلى‏الله‏علیه) ذکر شده، ولى در آنها از تکتف و قرار دادن دست راست روى دست چپ سخنى به میان نیامده است… و لذا جماعتى معتقدند لازم است روایاتى را بپذیریم که در آنها این زیادتى، یعنى تکتف وجود ندارد، زیرا نقلش بیشتر است» ( بدایه المجتهد، ج ۱، ص ۱۳۷)

از جمله روایاتى سنّی ها که با احادیث تکتّف سازگارى ندارد، روایت ابوحمید ساعدى است، که جماعتى از محدثان سنّی آن را نقل نموده‏اند.
« ابوحمید گوید: هنگامى که رسول خدا(صلى‏الله‏علیه) به نماز مى‏ایستاد، دست‏هایش را محاذى دو شانه خود قرار مى‏داد و تکبیر مى‏گفت، تا آن که هر عضوى از اعضاى او در جاى خود به طور اعتدال قرار مى‏گرفت؛ آنگاه قرائت خوانده و تکبیر مى‏گفت، و دست‏هایش را هنگام تکبیر محاذى شانه‏هایش قرار مى‏داد. سپس به رکوع مى‏رفت…» (سنن بیهقى، ج ۲، ص ۱۰۵، ح ۲۵۱۷ ؛ سنن ترمذى، ج ۲، ص ۱۰۵، ح ۳۰۴، باب صفه الصلاه.)
از این حدیث چنین استفاده مى‏شود:
۱٫ بزرگان صحابه بیان کیفیت نماز پیامبر(صلى‏الله‏علیه و آله) را از او تقریر کرده‏اند.
۲٫ او هنگام توصیف و بیان کیفیت واجبات و مستحبات نماز، اشاره‏اى به تکتف هنگام قیام در نماز نکرده است. و بسیار بعید است که ذکر نکردن او را حمل بر نسیان و فراموشى کنیم، خصوصاً با در نظر گرفتن این‏که اصل در قرارگرفتن دست‏ها، رهاشدن است نه بسته‏بودن.

۲ـ ما به جای یا الله، یا علی ، یا زهرا، یا علی اصغر نمی گوییم، بلکه آنگاه که خدا را صدا بزنیم، می گوییم یا الله، آنگاه که علی(ع) را صدا بزنیم می گوییم: یا علی. آنگاه که فاطمه زهرا(س) را صدا بزنیم می گوییم: یا زهرا.
مگر سنّی های عرب زبان، وقتی همدیگر را صدا می کنند، می گویند: یا الله؟!! وقتی یک سنّی عرب می خواهد دوستش عبدالحمید را صدا بزند، چه می گوید؟ می گوید: «یا عبد الحمید» یا می گوید:«یا الله». شکّ نیست اگر کسی موقع صدا کردن عبد الحمید صدا بزند یا الله، کافر است. کما اینکه اگر کسی موقع صدا زدن علی(ع) بگوید یا الله، کافر است. چون علی(ع) که خدا نیست تا موقع صدا کردنش بگوییم یا الله.
حال سوال این است که آیا صدا نمودن افراد با عبارت « یا فلانی» کفر است؟
روشن است که چنین صدا زدنی کفر نیست. قرآن کریم پر از مواردی است که کفر نبودن این گونه صدا کردن را ثابت می کند. خود اصحاب نیز وقتی رسول خدا(ص) را صدا می زدند، مگر نمی گفتند: « یا رسول الله!» رویات اهل سنّت پر از مواردی است که اصحاب در خطاب به رسول خدا(ص) همین تعبیر را به کار برده اند.
امّا آیات
ـ « قالُوا یا أَیهَا الْعَزیزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَیخاً کَبیراً فَخُذْ أَحَدَنا مَکانَهُ إِنَّا نَراکَ مِنَ الْمُحْسِنین‏ ــــــ گفتند: «اى عزیز! او پدر پیرى دارد؛ یکى از ما را به جاى او بگیر؛ ما تو را از نیکوکاران مى‏بینیم!» (یوسف:۷۸)
طبق این آیه، برادران یوسف(ع) هنگام تقاضا از یوسف(ع) او را با تعبیر « یا ایها العزیز» صدا کردند؛ امّا نه خود یوسف(ع) آنها را از این گونه صدا کردم منع نمود، نه خدا این روش را مذمّت کرد. اگر صدا کردن یک انسان با این تعبیر آن هم در حال دخواست کردن، اشکال شرعی داشت، یوسف(ع) حتماً آنها را از این کار نهی می نمود.
ـ « یا بَنِی اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یوسُفَ وَ أَخیهِ ـــــ (یعقوب(ع) گفت:) ای پسران من! بروید، و از یوسف و برادرش جستجو کنید! » (یوسف:۸۷)
طبق این آیه یعقوب(ع) اوّلاً از فرزندانش کمک می خواهد برای یافتن یوسف(ع)، ثانیاً هنگام کمک خواستن می گوید: « یا بُنی». اگر این گونه صدا نمودن هنگام کمک خواستن یک بشر اشکال داشت، یعقوب(ع) آن را انجام نمی داد.
ـ « فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیهِ قالُوا یا أَیهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَهٍ مُزْجاهٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَینا إِنَّ اللَّهَ یجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ ــــــ هنگامى که آنها(برادران یوسف) بر او (یوسف) وارد شدند، گفتند:اى عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتى فرا گرفته، و متاع کمى با خود آورده‏ایم؛ پیمانه را براى ما کامل کن؛ و بر ما تصدّق و بخشش نما، که خداوند بخشندگان را پاداش مى‏دهد!» (یوسف:۸۸)
در آیه، برادران یوسف(ع) در برابر یوسف(ع) اظهار فقر نموده از او کمک می طلبند، و هنگام کمک طلبیدن، او را با تعبیر « یا ایها العزیز» یاد می کنند، امّا یوسف(ع) ابداً آنها را از این گونه کمک خواستن و با کار بردن این تعبیر، نهی نمی کند؛ در حالی که اگر اشکال شرعی داشت، حتماً آنها را نهی می نمود. چون نهی از منکر واجب شرعی است؛ و یک پیغمبر، واجب الهی را ترک نمی کند.
ـ « قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کُنَّا خاطِئینَ ــــــ (فرزندان یعقوب) گفتند: ای پدر! برای ما طلب آمرزش کن که ما خطاکار بودیم!» (یوسف:۹۷)
طبق این آیه، فرزندان یعقوب(ع) با تعبیر « یا ابانا» از پدرشان طلب کردند که نزد خدا برای آنها آمرزش بخواهد؛ یعنی پدرشان را شفیع قرار دادند؛ امّا یعقوب(ع) نه تنها آنها را از این رفتار نهی نکرد بلکه « قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم‏ ــــــ گفت: بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، که او آمرزنده و مهربان است.» (یوسف:۹۸). اگر کار آنها خلاف شرع بود، آیا یعقوب(ع) این گونه پاسخشان را می داد؟!ـ وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‏
ـ وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ یا قَوْم‏
ـ وَ وَصَّى بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یعْقُوبُ یا بَنِی
ـ کُلَّما دَخَلَ عَلَیها زَکَرِیا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ یا مَرْیمُ أَنَّى لَکِ هذا
ـ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَهُ یا مَرْیمُ
ـ قُلْ یا أَهْلَ الْکِتاب‏
ـ یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فی‏ إِبْراهیم‏
ـ یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَهَ
ـ وَ قالَ الْمَسیحُ یا بَنی‏ إِسْرائیل‏
ـ وَ قالَ مُوسى‏ یا فِرْعَوْنُ إِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمینَ
ـ وَ نادى‏ نُوحٌ ابْنَهُ وَ کانَ فی‏ مَعْزِلٍ یا بُنَی ارْکَبْ مَعَنا وَ لا تَکُنْ مَعَ الْکافِرینَ
ـ وَ قیلَ یا أَرْضُ ابْلَعی‏ ماءَکِ وَ یا سَماءُ أَقْلِعی‏ وَ غیضَ الْماء
ـ قالُوا یا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ
ـ قالُوا یا أَبانا ما لَکَ لا تَأْمَنَّا عَلى‏ یوسُفَ وَ إِنَّا لَهُ لَناصِحُون‏
ـ یا صاحِبَی السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّار
ـ قالُوا یا أَبانا مُنِعَ مِنَّا الْکَیلُ فَأَرْسِلْ مَعَنا أَخانا نَکْتَلْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون‏
ـ وَ قالَ یا بَنِی لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ
ـ إِذْ قالَ الْحَوارِیونَ یا عیسَى ابْنَ مَرْیمَ هَلْ یسْتَطیعُ رَبُّکَ أَنْ ینَزِّلَ عَلَینا مائِدَهً مِنَ السَّماء
ـ إِذْ قالَ یوسُفُ لِأَبیهِ یا أَبَتِ إِنِّی رَأَیتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَیتُهُمْ لی‏ ساجِدین‏
ـ قالَ یا بُنَی لا تَقْصُصْ رُؤْیاکَ عَلى‏ إِخْوَتِکَ فَیکیدُوا لَکَ کَیداً إِنَّ الشَّیطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبینٌ

۳ـ گفته اند: « آن بچّه چه جوری می تواند کمک کند؟»
همان جوری که عیسی(ع) در روز نخست تولّدش زبان باز نمود و به مادرش کمک نمود، و بی گناهی او را اثبات کرد. او پسر مریم بود، و این پسر رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا و حسین بن علی.
آیا علی اصغر، که در جهاد فی سبیل الله توفیق شهادت نصیبش شد، کمتر از مورچه است؟ مورچه به حضرت سلیمان(ع) درس داد. آیا کمتر از هدد است؟ هدد به سلیمان(ع) کمک نمود. سوره نمل، آیات ۲۰ الی ۲۹ را با دقّت بخوانید تا ببینید که آن هدد، چه اندازه فهم و شعور خداشناسی داشته است. آیا فرزند رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا و حسین بن علی کمتر از هدد است؟!
خدای تعالی فرمود:
« وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یقْتَلُ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ ـــــــ و به آنها که در راه خدا کشته مى‏شوند، مرده نگویید! بلکه آنان زنده‏اند،ولى شما نمى‏فهمید! » (البقره:۱۵۴)
و فرمود:
« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ (۱۶۹) فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ (۱۷۰) یسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَهٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یضیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنین‏ ــــــ هرگز مپندار کسانى که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند. (۱۶۹) آنها بخاطر نعمتهاى فراوانى که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند؛ و بخاطر کسانى که هنوز به آنها ملحق نشده‏اند (مجاهدان و شهیدان آینده‏)، خوشوقتند؛ که نه ترسى بر آنهاست، و نه غمى خواهند داشت. (۱۷۰) و از نعمت خدا و فضل او مسرورند؛ و(مى‏بینند که) خداوند، پاداش مؤمنان را ضایع نمى‏کند.» (آل عمران)
آیا علی اصغر شهید راه خدا شد یا نشد؟ یقیناً شهید راه خدا شد، آن هم در جهادی که فرمانده آن ولی خدا و سید جوانان بهشت بود.
پس طبق این آیات، علی اصغر نمرده و بلکه زنده تر شده است؛ اگر چه طبق آیه ی فوق سنّی جاهل معنی این حیات را نمی فهمد. خدا می گوید شهید زنده است، امّا اینها مدام می گویند، این مرده ها چگونه کمک می کنند؟! خدا می گویند نوگیید شهید مرده است، بلکه می گوید حتّی مپندارید که شهید مرده است، امّا برخی بی ادبها مدام تکرار می کنند که اینها مرده اند. آیا کسی که محبوس در بدن مادّی است مرده است یا آنکه از بند بدن مادّی رها شده و نزد خدای حیّ و قادر است؟!
همچنین طبق این آیات، علی اصغر، مقام «عند ربّهم» را دارد. چون فرمود: « عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ ».
حال چگونه می گویند که چنین کسی کاری از دستش بر نمی آید؟
علی(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و دیگر ائمه ی شیعه نیز همگی شهید شده اند. لذا طبق این آیات، هم زنده اند، هم نزد خدا هستند، هم غرق در نعمتند، هم نزد خدا آبرو و عزّت دارند. لذا شفاعتش نافذ است. در آیه نیز آمد که شهیدان به پیروانشان توجّه دارند.
نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...
انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

هشت + 3 =