نوشته های وب گاه

هدف از خلقت شیطان وچگونگی تسلط بر انسان وصفات شیطان وکارهایش چیست ؟

پرسش:
هدف از خلقت شیطان وچگونگی تسلط بر انسان وصفات شیطان وکارهایش چیست توضیح دهید با ذکر منبع

پاسخ:
۱ـ شیطان مشهور، فردی طغیانگر از جنّ است، که میلیونها مثل او در میان جنّها وجود دارند. ابلیس از آن جهت که اوّلین شیطان جنّی است، شهرت یافته است. او رئیس و پیش کسوت تمام شیاطین است. در بین انسانها نیز شیاطین فراوانی وجود دارند، نظیر جرج بوش، اوباما، سران اسرائیل، سران فرانسه، سران انگلیس و … . شیطان، شاخ و دم که ندارد؛ هر موجودی که بر خلاف دین حقّ قیام کند، شیطان است، می خواهد از جنّ باشد یا از انس. لذا خدای تعالی فرمود: « وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِی عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یوحی‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یفْتَرُونَ ـــــ اینچنین در برابر هر پیامبرى، دشمنى از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها بطور سرّى و مخفیانه، سخنان فریبنده و بى‏اساس به یکدیگر مى‏گویند؛ و اگر پروردگارت مى‏خواست، چنین نمى‏کردند؛ پس آنها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار!» (الأنعام:۱۱۲)
پس توهّم نشود که شیطان چیز عجیب و غریبی است. شیطان یعنی هر موجود ضدّ دین، که رئیسشان فردی از جنّ است به نام حارث، که شش هزار سال اهل عبادت بوده و در جریان خلقت آدم(ع) گردن کشی نمود و بعد از نافرمانی خدا، ابلیس (نا امید از رحمت خدا) و شیطان (زیانبار) نامیده شد. اینکه امام خمینی(ره) نظام آمریکا را شیطان بزرگ می نامید، یک تشبیه و تمثیل نبود، بلکه طبق منطق قرآن، اینها یقیناً از مصادیق شیطان هستند. چون در برابر تعالیم انبیاء، ایستاده اند.

۲ـ هدف از خلقت جنّ و انس، رسیدن به مقام عبودیت است. لذا فرمود: « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیعْبُدُونِ ــــ و من جنّ و انس را نیافریدم مگر براى اینکه بندگی مرا کنند.» (الذاریات:۵۶) و گفتیم که ابلیس هم صرفاً فردی از جنّ است. لذا هدف از خلقت او هیچ فرقی با هدف از خلقت دیگر جنّها و انسانها ندارد. شما و بنده برای هر هدفی آفریده شده ایم، جرج بوش و اوباما هم برای همان هدف خلق شده اند. ابلیس هم برای همان هدف خلق شده است. همه ی ما خلق شده ایم تا به مقام عبودیت برسیم که بالاترین مقام در عالم امکان است. امّا در این میان، گروهی از انس و جنّ، با اختیار خویش نمی خواهند به آن هدف برسند؛ که خود اینها نیز دو گروهند. گروهی از اینها، مثل گاو و گوسفند سرشان را انداخته اند پایین و فقط مشغول چریدن هستند، ولی گروهی دیگر مثل گرگ، مشغول دریدن هستند. این گروه دوم را شیاطین انس و جنّ می گویند. چون شیطان در لغت یعنی زیانبار و آسیب رسان.

۳ـ آیا شیطان، برای گمراه نمودن بشر خلق شده است؟
در هیچ جای قرآن کریم نیست که خداوند متعال شیطان را مأمور گمراه نمودن انسانها کرده باشد. خداوند متعال در آیات متعدّدی تصریح می کند که شیطان قادر به گمراه کردن هیچ کس نیست ؛ کار شیطان فقط ترساندن و تشویق نمودن است ؛ و انسان، موجود مختاری است که می تواند تحت تأثیر کار شیطان قرار بگیرد یا نگیرد؛ همان گونه که کسی می تواند تحت تأثیر تبلیغات دروغین رسانه های غربی قرار بگیرد یا نگیرد.
آیات ناظر به میزان سلطه شیطان:
۱) « إِنَّ عِبادی لَیسَ لَکَ عَلَیهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغاوین. ‏ ــــ همانا تو را بر بندگان من تسلّطی نیست ؛ مگر گمراهانى که از تو پیروى مى‏کنند.»( الحجر:۴۲)
۲) « إِنَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یتَوَکَّلُونَ (۹۹) إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذینَ یتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُون‏ ـــ همانا چنین است که او (شیطان) ، بر کسانى که ایمان دارند و به پروردگارشان توکّل مى‏کنند، تسلّطى ندارد.»(۹۹) تسلّط او (شیطان) فقط و فقط بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیده‏اند، و بر آنها که نسبت به او (خدا) شرک مى‏ورزند.»( النحل)
از این آیات شریفه به وضوح استفاده می شود که اگر کسی با اختیار خود ، مهار خود را به دست شیطان ندهد ، شیطان هیچ تسلّطی بر او ندارد؛ فرقی هم نمی کند که کدام شیطان باشد، چه شیطان انسی و چه شیطان جنّی. اعتراف خود ابلیس نیز در روز قیامت شنیدنی است ؛ خداوند متعال می فرماید:« وَ قالَ الشَّیطانُ لَمَّا قُضِی الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَ ما کانَ لِی عَلَیکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی‏ فَلا تَلُومُونی‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِی ـــــــ و شیطان، هنگامى که کار تمام مى‏شود(بعد از حساب رسی آخرت) ، مى‏گوید:خداوند به شما وعده ی حق داد؛ و من به شما وعده دادم، و تخلّف کردم. من بر شما تسلّطى نداشتم ، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید. بنا بر این ، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید! نه من فریاد رس شما هستم، و نه شما فریاد رس من. … »( إبراهیم:۲۲)
خدا نه تنها شیطان را مأمور گمراه نمودن مردم قرار نداده بلکه به او اجازه گمراه نمودن هم نداده است. اگر شیطان مردم را وسوسه می کند به اجازه و موافقت خدا نیست بلکه از سر عصیان است همانطور که دیگر کفّار و فاسدان، مردم را از روی عصیان ، به تباهی دعوت می کنند. لذا آنگاه که شیطان با اختیار خود تصمیم به وسوسه ی مردم گرفت خداوند متعال او را تهدید نمود که اگر چنین کنی در جهنّم معذّب خواهی شد و نیز هر که از تو اطاعت کند با تو در جهنّم خواهد بود.خداوند متعال همانطور که انسان را مختار آفریده است ابلیس را هم ، که یکی از افراد جنّ است ، مختار آفریده ؛ و او به اختیار خود کافر شده است و به اختیار خود ، دست به وسوسه دیگران می زند ؛ همانطور که انسانهای کافر و مشرک و فاسد نیز با اختیار خود گمراه شده اند و با اختیار خود دیگران را وسوسه می کنند. اگر بنا بود که خدا جلوی کار شیطان را بگیرد پس باید جلوی کار کفّار و مشرکان و فاسقان و ظالمان و فاسدان را هم می گرفت ؛ که در آن صورت دیگر اختیار معنایی نداشت.

۴ـ اگر شیطان نبود، آیا گناهی بود؟
برخی چنین پنداشته اند که ابلیس، علّت تامّه ی معصیت است و اگر ابلیس نبود کسی گمراه نمی شد ؛ در حالی که چنین نیست ، شیطان ـ چه شیطان انسی و چه شیطان جنّی ـ تنها وسوسه کننده است؛ اگر شیطان نبود باز عدّه ای گمراه می شدند و دیگران را وسوسه می نمودند ؛ همانطور که خود ابلیس را کسی گمراه نکرد بلکه خودش از سر حسادت نسبت به آدم(ع) راه طغیان پیش گرفت. و خداوند متعال او را از صف ملائک بیرون نمود ؛ و او در مقابل سالها عبادتش از خدا طلب عمر طولانی نمود و خداوند متعال که منبع کرم است خواسته او را اجابت نمود ؛ چرا که خدا اجر هیچ کس را ضایع نمی کند اگرچه کافر باشد. امّا شیطان از این عمر طولانی سوء استفاده کرده و از سر دشمنی با خدا و آدم ، اظهار داشت که بنی آدم را فریب خواهد داد و خدا او را تهدید به جهنّم نمود همانگونه که همه موجودات مختار فساد پیشه را تهدید به جهنّم کرده است.
« قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّکَ رَجیمٌ (۳۴)وَ إِنَّ عَلَیکَ اللَّعْنَهَ إِلى‏ یوْمِ الدِّینِ (۳۵)قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنی‏ إِلى‏ یوْمِ یبْعَثُونَ (۳۶)قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ (۳۷)إِلى‏ یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ (۳۸)قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیتَنی‏ لَأُزَینَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعینَ (۳۹)إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ (۴۰)قالَ هذا صِراطٌ عَلَی مُسْتَقیمٌ (۴۱)إِنَّ عِبادی لَیسَ لَکَ عَلَیهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغاوینَ (۴۲)وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعین‏ ـــــــ فرمود: از صف آنها (فرشتگان‏) بیرون رو، که رانده‏شده‏اى. (۳۴) و لعنت تا روز قیامت بر تو خواهد بود! (۳۵) گفت: پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده!» (۳۶) فرمود:تو از مهلت یافتگانى، (۳۷) تا روز وقت معینى(نه تا روز رستاخیز) (۳۸) گفت: پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من نیز درباره ی زمین، برای آنها زینت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت، (۳۹) مگر بندگان مخلصت را. (۴۰) فرمود: این راه مستقیمى است که بر عهده ی من است (۴۱) همانا تو بر بندگان من تسلّط نخواهى یافت؛ مگر گمراهانى که از تو پیروى مى‏کنند؛ (۴۲) و دوزخ، میعادگاه همه ی آنهاست.»(الحجر)‏
بنا بر این ، وجود شیطان نمی تواند توجیه کننده گناهان مردم شود ؛ همانطور که وجود قاچاقچیان موادّ مخدّر و وجود سایتهای اینترنتی مبتذل و وجود اسلحه موجب نمی شود که ما اعتیاد و ابتذال و جنایت برخی افراد را توجیه کرده آنها را بی تقصیر بدانیم. اگر وجود ابلیس کافی برای گمراه شدن انسانها بود در آن صورت همه ی انسانها باید گمراه می شدند. اینکه برخی انسانها گمراهند و برخی دیگر گمراه نیستند دلیل روشنی است بر اینکه وجود شیطان علّت تامّه برای گمراهی نیست. شیطان فقط بر کسانی تسلّط دارد که خودشان سلطه ی شیطان را پذیرفته اند. آمریکا و اسرائیل و انگلیس بر کشورهایی سلطه دارند که خودشان خواسته اند زیر سلطه ی اینها باشند. و اگر بخواهند می توانند از زیر سلطه ی این شیاطین، خارج شوند. در مورد افراد و ابلیس هم همین گونه است.

۵ـ کار اساسی شیاطین انس و جنّ چیست؟
کار اساسی تمام شیاطین ـ چه شیطان انسی و چه شیاطین جنّی ـ وارونه نشان دادن امور است؛ یعنی حقّ را باطل، و باطل را حقّ نشان می دهند. جز این کاری از دست اینها بر نمی آید. از آن سو، کار انبیاء و اولیاء و علمای ربّانی نیز این است که حقّ و باطل را بشناسانند. حال خود افرادند که می توانند بین این دو گروه، تابع یکی شوند. « قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیتَنی‏ لَأُزَینَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعینَ ــــ چون مرا گمراه ساختى، من نیز درباره ی زمین، برای آنها زینت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت.»
یعنی تو زمین را محلّ امتحان و گذرگاه قرار داده ای ولی من کاری می کنم که آنها زمین را محلّ برخورداری و زندگی بپندارند.
این دقیقاً همان کاری است که فرهنگ غرب با مردم جهان می کند؛ یعنی با شیوه های گوناگون، کاری که کرده که مردم از مرگ و آخرت غافل شده و فقط به فکر خوشبختی در دنیا باشند، در حالی که با وجود مرگ، خوشبختی در دنیا، توهّمی بیش نیست. خوشبختی و بدبختی، بعد از مرگ معلوم خواهد شد. دنیا فقط جلسه ی امتحان است و تمام امور آن هم سوالات امتحانی اند. و جواب را فقط از سه منبع باید داد، عقل، قرآن و احادیث معصوم. جز اینها، منبعی نیست. امّا شیاطین، مردم را به سراغ مکاتب بشری فرستاده اند. یک عمر در دانشگاهها برخی رشته هایی را می خوانیم و عمر عزیز را صرف یادگیری چرندیاتی می کنیم که نه به در دنیای کسی می خورند نه به درد آخرت کسی. مثلاً من بدانم کوه اورست چند متر است، چه دردی از من دوا می شود؟ بدانم کانت و هگل و هیوم و راسل و دکارت و … چه گفته اند که چه بشود؟ خود اینها به کدام کمال رسیده اند که من با خواندن نظراتشان به آن برسم؟ عمرم را صرف یادگیری نظرات روانشناسی کفّار غربی بکنم که چه بشود؟ عمرم را صرف یادگیری مکاتب جامعه شناسی غرب بکنم که چه بشود؟ نتیجه ی این روانشناسی و این جامعه شناسی شده است مردم و جامعه و سیاست و اقتصاد غربی که، نه پدر و مادر می شناسند، نه به همسایه رحم می کنند، نه … . از آن سر دنیا لشکر می کشند و در این سر دنیا، هزاران نفر را به خاک و خون می کشند. جامعه ی ساخته شده با آن جامعه شناسی و روانشناسی، شده است یک گلّه گرگ درنده که مردم جهان را می درند. امّا شگفتا! کاری کرده اند که ما همان جامعه شناسی و روانشناسی مبتنی بر مبانی شیطانی را علم پنداشته ایم و می خوانیم و عمل می کنیم. نتیجه اش این شده که امروز دیگر ما هم فامیل و همسایه نمی شناسیم. شیاطین دارند ما را هم مثل خود می کنند. اسلام می گوید چهل خانه از هر طرف، همسایه محسوب می شوند، و ارتباط با همسایه، و اطّلاع از اوضاع آنها، و کمک به آنها در مواقع نیاز، واجب است؛ و همین صد سال و دویست سال قبل، مردم ما واقعاً همین گونه بودند؛ امّا اکنون چه شد؟ این است کار شیطان. کار شیطان فقط این نیست که مردم را به دروغ و غیبت و چشم چرانی و … وادار کند. اینها کارهای کوچک اوست. کار بزرگش، ترویج فرهنگ شیطانی و اقتصاد شیطانی و سیاست شیطانی در جامعه است. شیطان کاری می کند که خود ما بشویم دستیار او، و دانشگاه بزنیم و رسانه درست کنیم و برنامه های او را در جامعه جاری سازیم. او ما را وا می دارد که فیلم درست کنیم و فرهنگ اختلاط زن و مرد را نهادینه کنیم. ما را وا می دارد که به نام یوسف پیغمبر، زلیخا را تبلیغ کنیم. خدا حتّی نام این زنیکه را هم در سوره ی یوسف(ع) نمی برد تا ترویج فحشا نشود، آنگاه ما … . در روایات توصیه می شود که زنها، سوره ی یوسف را نخوانند و در عوض، سوره ی نساء و سوره ی نور را زیاد بخوانند، آنگاه ما دقیقاً همان چیزی را که خدا نمی خواهد علنی شود، با صد جور آب و رنگ، در معرض دید عموم قرار می دهیم، تا یک عدّه زنان هرزه، شهوترانی خودشان را عشق مجازی بنامند و توهّم کنند که از این راه می توانند به خدا برسند. اوست که ما را وا می دارد تا به نام مسابقات قرآن، قاریان سنّی مصری را در کشورمان تبلیغ کنیم و فرزندان شیعه را پیرو اینها قرار دهیم؛ و توهّم کنیم که کار خوبی هم کرده ایم. این است شیطان، دشمن آشکار بنی آدم. از چنین دشمن زیرکی باید هراس داشت.
نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...
انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

9 − 2 =