سرخط خبرها

امام که عالم به همه امور است چگونه در شب قدر دوباره مطلع از امور یک سال می شود؟

پرسش:
اگر علم اول و آخر در ذات الهی وجود دارد و حجت الهی نیز بعنوان کاملترین تجلی خداوند متعال واجد آن است، یعنی چه که در شب قدر مقدرات سال بسته می شود؟ مگر مقدرات در هر سال بسته می شوند و مگر از ازل مشخص نبوده اند و اگر مشخص بوده اند مگر همراه حجت حق نبوده اند؟
پاسخ:
همه ی حقایقی که در عالم مادّه ظاهر می شوند ـ از ازل تا ابد ـ در علم الهی و در لوح محفوظ و در عوالم مجرّدات موجودند ؛ و همه ی اینها مراتب وجودی انسان کامل می باشند ؛ لکن از آنجا که عالم مادّه عالم تدریج و عالم زمانی است ، این حقایق در ظرف زمانی به صورت تدریجی و زمانمند ظاهر می شوند. این حقیقت نظیر آن است که شخصی مسائل یک علم را تماماً در وجود خود دارد ، امّا تا زمانی که اراده ی اظهار آن مسائل را نکرده است ، آن علم ، نه به صورت مسائل تفکیک شده ، بلکه به صورت یک حقیقت واحده ، متّحد با وجود خود شخص می باشد. امّا آنگاه که شخص عالِم خواست علم واحدش را در ذهن خود مرور کند یا برای دیگران بیان نماید یا آن را به صورت کتابی به نگارش درآورد ، به حکم اینکه این امور ، زمانمند می باشند ، آن علم تامّ و واحد و متّحد با ذات نیز به تدریج و زمانمند ظاهر می گردد.
حال اگر چنین شخصی خواست آن حقایق را نه در یک سخرانی سی ساعته ، بلکه در طول یک ماه و هر روز یک ساعت بیان کند ، هر روز فقط مطالب مربوط به آن روز را از متن جان خویش به صحنه ی ذهن آورده در عرض چند دقیقه مرور می کند ؛ و آنگاه در عرض یک ساعت آن را در مقام بیان اظهار می نماید. علم تامّ امام نیز با پروسه ای مشابه همین مثال ـ البته در سطحی بالاتر ـ در هر شب قدر ، از روح قدسی او به صحنه ی روح جزئی اش تنزّل می کند و آنگاه در طول یک سال ، به اراده های جزئی او در عالم زمانی ظاهر می شود.
از علم واحد امام ، که عین ذات او بوده از ازل تا ابد را شامل است ، تعبیر می شود به علم اجمالی (علم بسیط) ؛ و از علمی که در شب قدر از روح القدس دریافت می کند ، تعبیر می کنند به کشف تفصیلی. لذا علم امام ، علم اجمالی است در عین کشف تفصیلی ؛ کما اینکه علم خداوند متعال نیز به همین گونه است ؛ لکن با بیانی که لایق شأن سبحانی اوست. البته دقّت شود که علم اجمالی در این بحث ، غیر از علم اجمالی مطرح در علم اصول می باشد. علم اجمالی مطرح در علم اصول ، علم مبهم است که آمیخته با نوعی جهل می باشد ؛ در مقابل علم تفصیلی که علم روشن و خالی از جهل می باشد ؛ امّا علم اجمالی مطرح در این بحث ، یعنی علم ذاتی که عین یا متّحد با ذات عالِم می باشد ؛ لذا مقام آن برتر از علم تفصیلی است. این علم اجمالی ، در مقابل کشف تفصیلی قرار دارد که عبارت است از تفصیل همان علم اجمالی و بسیط ، در مقام کثرت.
نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

3
دیدگاه ها

منصور

با درود!
من خیلی میشنوم که پیامبر (ص) و یا امامان(ص) به همه امور آگاه بودند و حالا سوال من اینست که اینها که به همه چیز آگاه بودند چرا در زمان حیات خود که گویا ثروت زیادی هم داشتند چرا یک مدرسه و یا بیمارستانی نساختند؟ حضرت علی (ص) چهارسال حاکم بوده امام حسن(ص) سالیلانه از معاویه مقدار زیادی پول میگرفته و به همین طریق امام حسین(ص) و قس علی هذا. ممنون میشوم پاسخ شما را داشته باشم.