سرخط خبرها

آیا اهل سنت پس از رحلت پیامبر حکومت سکولار داشته اند یا خیر؟ چرا ؟

پرسش:
آیا اهل سنت پس از رحلت پیامبر حکومت سکولار داشته اند یا خیر؟چرا ؟

پاسخ:
حکومت سکولار به معنی امروز نداشتند بلکه در آغاز نوعی حکومت اومانیستی با رنگ و لعاب اسلامی را بنیان گذاشتند که در نهایت به نمودار شدن حکومت معاویه و یزید و امثال آنها منتهی شد و در زمان ما به شکل حکومت آل سعود و آل خلیفه و حسنی مبارک و علی عبد الله صالح و ملک عبد الله اردنی و قذافی و … در آمد. اینها همه میراث داران همان سبک حکومت هستند؛ و همگی نیز تا قبل از این حرکت بیداری مسلمین، تحت حمایت حوزه های علمیه ی اهل سنّت بوده اند؛ و در برخی کشورها هنوز هم مورد حمایت ساختار روحانیتی اهل سنّت هستند. مثلاً در عربستان، حکومت به شدّت مورد حمایت علمای وهّابی است؛ و در مصر، دانشگاه الازهر ـ معروفترین حوزه ی علمی اهل سنّت ـ کاملاً در اختیار حسنی مبارک بود؛ و حتّی رئیس این دانشگاه، گاه بر ضدّ مبارزان فلسطینی و لبنانی جبهه گیری می نمود.
اهل سنّت، در آغاز تعیین امام را نه بر عهده ی خدا که بر عهده ی بشر گذاشتند؛ یعنی یواشکی بشر را بر مسند خدایی نشاندند؛ که امروزه ما این طرز تفکّر را با عنوان اومانیسم (انسان مداری) می شناسیم. البته آنها این کار را زیر چتر اسلام و به نام دین کردند؛ و در واقع نوعی اومانیسم دینی (انسان محوری دینی) را بنیان گذاشتند؛ که در مقابل خدامحوری و مخالف با صریح قرآن بود که جعل امام را کار خدا می دانست.
امّا سران اهل سنّت، به این راه وفادار نماندند و ابوبکر با تعیین عمر به خلافت، عملاً راه استبداد را باز نمود. و عمر با تشکیل شورا چیزی شبیه سیستم حکومتی بسیاری از کشورهای استبدادی امروزی را پایه ریزی نمود؛ مثلاً در عربستان، پادشاه از بین شورای متشکّل از خاندان آل سعود انتخاب می شود. عمر شورایی تشکیل داده که در بین آن شورا تنها یک نفر حقیقتاً عالم به اسلام بود و باقی افراد به گونه ای انتخاب شده بودند که حتماً علی(ع) را انتخاب نکنند.
بعد از قتل عثمان، مردم به علی(ع) روی آوردند ولی آن حضرت خلافت را از مردم نپذیرفت. چون مردم حقّ تعیین خلیفه ندارند؛ بلکه ابتدا اثبات کرد که خداوند از عالمان به اسلام تعهّد گرفته و آنگاه خلافت را از آن جهت که شایسته ی آن است بر عهده گرفت نه از آن جهت که مردم آن را پیشنهاد می دادند. آن حضرت در زمان خود با افرادی که در زمان خلفای اهل سنّت بد عادت شده بودند جنگید؛ و در نهایت توسّط یکی از خوارج شهید شد. بعد از آن حضرت، امام حسن(ع) خلافت را از جانب خدا ـ نه مردم ـ بر عهده گرفت؛ ولی با عدم حمایت عمومی مواجه شد و برای بقای باقی مانده ی شیعیان حقیقی تن به صلحی مصلحتی داد. آنگاه معاویه ـ که دست پروده ی خلفای اله سنّت بود، عملاً با کودتا به حکومت رسید؛ و یزید بدترین شکل حکومت استبدادی را در پیش گرفت ؛ یعنی یک حکومت استبدادی لائیک را پایه گذاری نمود. و کارش به جایی رسید که کعبه را آتش زد؛ و در حمله به مدینه، سه روز سربازانش را آزادی داد تا هر کاری دلشان خواست بکنند؛ و کمتر زن و دختری ماند که مورد تجاوز آنها قرار نگیرند. بعد از او نیز خلافت همواره نوعی تشکیلات استبدادی بوده است؛ که حکومتهای امروزی کشورهای اهل سنّت هم میراث دار همان سبک حکومت هستند.
امّا چرا از همان ابتدا مسیر خلافت را عوض نمودند؟
چون می دانستند که اگر تن به حکومت امام تعیین شده از سوی خدا دهند، نمی توانند بر مردم سروری کنند. لذا از همان ابتدا سفت و سخت در مقابل نظام مبتنی بر امامت معصوم ایستادند؛ و در نهایت کار به جایی رسید که در زمان عثمان، برخی اصحاب دنیا طلب، صاحب اموالی هنگفت شدند؛ تا آنجا که وقتی فرزندانشان می خواستند ارث پدرانشان را تقسیم کنند، طلاها را با تبر تقسیم می کردند.
توصیف امیرمؤمنان(ع) در نهج البلاغه به خوبی نشان می دهد که در این دوره کار دستگاه خلافت اهل سنّت به کجا رسیده بوده است.
فرمودند:« … تا آن که سومى به خلافت رسید، دو پهلویش از پرخورى باد کرده، همواره بین آشپزخانه و دستشویى سرگردان بود، و خویشاوندان پدرى او از بنى امیه به پاخاستند و همراه او بیت المال را خوردند و بر باد دادند، چون شتر گرسنه‏اى که به جان گیاه بهارى بیفتد. عثمان آنقدر اسراف کرد که ریسمان بافته ی او باز شد و أعمال او مردم را برانگیخت، و شکم بارگى او نابودش ساخت.» (نهج البلاغه، خطبه سوم)
در زمان او، عمّار، از مروان بن حکم (داماد عثمان) کتک خورد و ابوذر به ربذه تبعید شد، ولید شربخوار والی کوفه شد. معاویه در شام دستگاه سلطنت دائر نمود کاخ سبز را بنا نهاد؛ و … و در یک کلام، بنیان حکومتهایی به شکل حکومت آل سعود و حسنی مبارک و قذّافی و … نهاده شد، و ادامه یافت تا زمان ما.

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها