سرخط خبرها

عصمت به چه معناست ؟ آیا میتوانیم بگیم کسی با ترک اولی خطا کرده است؟

پرسش:
عصمت به چه معناست؟آیامیتوانیم بگیم کسی باترک اولی خطا کرده است؟
پاسخ:
چنین نیست که هر ترک اولی، مصداق ترک امر الهی باشد. بلی برخی ترک اولی ها مصداق ترک امر الهی هستند. امر الهی نیز مراتب دارد؛ برخی ترک اولی ها، ترک مستحب هستند، برخی ها ارتکاب مکروه هستند، برخی ها ارتکاب مباح هستند؛ و برخی ها … . امّا برخی ترک اولی ها اصلاً ترک امر و نهی نیستند؛ بلکه ترک اولی واجب هستند؛ یعنی اگر آن ترک اولی را انجام ندهند گناه کرده اند. لذا در موارد واجب است که ترک اولی انجام دهند. ولی در هر حال، ترک اولی در انبیاء، منافاتی با عصمت ندارد.
۱ـ عصمت در لغت یعنی مصون بودن؛ ولی عصمت به معنای اصطلاحی آن که در حجج الهی مطرح می باشد، یعنی مصون بودن از هر گونه تخلّف عمدی و سهوی از حکم تشریعی خدا. لذا وقتی گفته می شود که حجّت الهی معصوم است؛ یعنی محال است حجّت الهی در دریافت، حفظ، ابلاغ و اجرای حکم خدا، عمداً یا سهواً دچار خطا شود. چون کمترین احتمال خطا در این امور موجب می شود که عقل ما در تمام گفتار و کردار او دچار شکّ شود؛ و با وجود چنین شکّی اطاعت آنها بر ما واجب نخواهد بود.
۲ـ باید توجّه داشت که ترک اولی بسته به افراد و مراتب یقین آنها متفاوت است. در برخی افراد ترک اولی را می توان به معنی ترک مستحبّ یا ارتکاب مکروه دانست ؛ امّا در برخی دیگر ، به معنی ترک امر مستحبّ یا ارتکاب امر مکروه نیست ؛ بلکه به معناى ترک مستحبّ برتر و انجام مستحبّ کم ارزشتر است. این دو مرتبه از ترک اولی بر انبیاء (ع) جایز نیست ، مگر اینکه به امر خدا و برای تعلیم حکم الهی باشد. برای مثال ممکن است نبی یا امام گاه به انجام امر مستحبی امر نموده ولی خود آن را ترک نماید تا به این وسیله توهّم وجوب آن امر را در اذهان مخاطبین خنثی نمایند ؛ یا ممکن است نبی یا امام از مقدّم نمودن یک امر مستحبّ بر امر مستحبّ دیگر نهی کند ولی خود آن را مقدّم بدارد تا مخاطبین از نهی او حرمت را استنباط نکنند. امّا نبی یا امام این کار را به امر خدا انجام می دهند نه از روی غفلت یا سهو و خطا.
مرتبه ی رقیقتر ترک اولی که ممکن است از برخی انبیاء سر بزند ، این است که از بین دو امر مباح ، آن را که به استحباب نزدیکتر است ترک نمایند. برای مثال انسان جهت اثبات بی گناهی و خلاص نمودن خود از زندان از دو راه می تواند اقدام نماید. اوّل از راه توسّل استقلالی به مخلوقات که برای افراد عادی شرک خفی و برای انبیاء شرک جلی است ؛ دوم از راه توسّل به خداوند متعال که آن نیز بر دو قسم است. توسّل مستقیم و بی واسطه به خداوند متعال و توسّل با واسطه. این هر دو قسم ، مباح بوده و برای بندگان جایز است ؛ امّا برای انبیاء(ع) سزاوار نیست که بدون امر صریح خداوندی مخلوق او را واسطه ی بین خود و خدا قرار دهند. همان کاری که حضرت یوسف(ع) انجام داد و هفت سال مجازات آن را تحمّل نمود. دقّت شود! به یوسف(ع) امر نشده بود که توسّل به واسطه نداشته باش، یا از توسّل غیر مستقیم نهی نشده بود، تا این ترک اولی، ترک امر یا نهی خدا تلقّی شود. بلکه خود او طبق شأن خودش باید از توسّل غیر مستقیم و مباح، اجتناب می کرد. همان گونه که خداوند متعال، علی(ع) را از خوردن نان گندم منع نکرده بود ولی خود آن حضرت، نان گندم نمی خورد چون می دانست که کسانی به نان گندم دسترسی ندارند. لذا اگر هم نان گندم می خورد، خلاف امر و نهی خدا رفتار نکرده بود؛ لکن اگر چنین می کرد، خلاف شأن خود او بود.
این گونه ترک اولی ها ممکن است از برخی انبیاء صادر شود که تنبیه الهی را در پی دارد ؛ امّا حتّی چنین ترک اولی هایی هم برای انبیای اولوالعزم جایز نیست. ترک اولی در مورد آن بزرگواران معنای بازهم رقیقتری دارد. ترک اولی برای این بزرگواران به معنی انجام عمل خیر بدون اذن خاصّ و موردی از جانب خداوند متعال است. یعنی انبیای اولوالعزم حتّی امور خیر را هم بدون کسب اجازه از خداوند متعال نباید انجام دهند. « نوح به پروردگارش عرض کرد:پروردگارا ! پسرم از خاندان من است؛ و وعده ی تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه ی حکم‏کنندگان برتری. ــ فرمود: اى نوح ! او از اهل تو نیست. او عمل غیر صالحى است‏.پس، آنچه را از آن آگاه نیستى، از من مخواه! من به تو اندرز مى‏دهم تا از جاهلان نباشى. ـــ عرض کرد:پروردگارا ! من به تو پناه مى‏برم که از تو چیزى بخواهم که از آن آگاهى ندارم. و اگر مرا مورد مغفرت قرار ندهی ، و بر من رحم نکنى، از زیانکاران خواهم بود.»(هود:۴۵ ـ ۴۷) روشن است که درخواست نجات فرزند از بلا یا گمراهی نه تنها امر ناشایستی نیست بلکه امری پسندیده بوده ناشی از عطوفت و رأفت است ؛ ولی حضرت نوح بدون اذن مخصوص خدا نباید آن را از خدا طلب می نمود. انبیای اولوالعزم حتّی بی اذن صریح خدا دعا هم نمی کنند و از او چیزی طلب نمی کنند ؛ و اگر چنین نمایند توبیخ می شوند. لذا در روایات است که چون حضرت ابراهیم را به آتش می انداختند جبرئیل گفت: آیا از من کاری ساخته است؟ ابراهیم فرمود: جایی که خداست از غیر او طلب نمی کنم. گفت: پس از خدا بخواه ! فرمود: او خود به وضع من داناست.
امّا در مورد اهل بیت(ع) حتّی این مقدار از ترک اولی نیز جایز نبوده ارتکاب چنین اموری از آنها محال است. ترک اولی در مورد اهل بیت(ع) معنای بسیار رقیقتری دارد که جای بحث آن در عرفان نظری بوده از گنجایش این نامه خارج است. خلاصه ی آن اینکه آن بزرگواران خدا را به احدیّتش مشاهده ی قلبی می نمایند ولی گاه که مشغول اعمال دنیایی مثل خوردن و امور زناشویی و حتّی تبلیغ دین می شوند از آن حالت خارج شده خدا را به وصف واحدیّت و در حجاب اسماء الله مشاهده نموده ، این حالت را کدورت دانسته استغفار می نمایند تا به وضع سابق خود بازگردند. این ترک اولی به امر خدا بوده و واجب یا مستحبّ شرعی است؛ یعنی اهل بیت(ع) این امور را به امر خدا انجام می دهند ولی به محض انجام آن، استغفار می کنند تا به مقام سابق خود باز گردند. اهل بیت(ع) در این جریان مانند آن عاشقی هستند که معشوق آنها را دنبال کاری می فرستد. در این حال، عاشق به حکم وظیفه، دنبال آن کار می رود ولی از اینکه از معشوقش دور شده ناراحت است؛ لذا به محض انجام مأموریّت فوراً خود را به وصل معشوق می رساند. توبه (بازگشت) اهل بیت(ع) از این سنخ است. لذا رسول خدا(ص) از مجلسی برنمی خاست و از کاری فارغ نمی شد مگر اینکه استغفار می نمود. البته خود خدا هم طالب این نیست که عاشقی چون اهل بیت(ع) را از خود دور کند، لکن برای هدایت بشر، لازم است که ایشان فرستاده بشوند. لذا خود خدا هم سفارش می کند که تا کار رساندن هدایت را تمام کردید فوراً برگردید. فرمود: « فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ (۷) وَ إِلى‏ رَبِّکَ فَارْغَبْ ــــ پس هنگامى که از کار مهمّى فارغ مى‏شوى به مهم دیگرى پرداز، (۷) و به سوى پروردگارت توجّه کن‏!» (الشرح)
حاصل کلام اینکه انبیاء کلاً از تیررس شیطان خارج بوده ساحت قدسشان به گناه که سهل است به ترجیح مستحبّ مرجوح بر مستحبّ راجح نیز آلوده نمی شود. این بزرگواران از تمام انحرافات شرعی و از جمیع حجب ظلمانی رها گشته اند. لکن برای آنها نیز حجبی نورانی وجود دارد که باید از آنها گذر نمایند. لذا ترک اولی برای این بزرگواران در حوزه ای فراتر از حوزه ی شرع است. و علّت این گونه ترک اولی ها مرتبه ی وجودی آنهاست. هر چه رتبه ی وجودی انبیاء بالاتر باشد ترک اولای آنها نیز معنای رقیقتری پیدا می کند؛ به نحوی که اگر ترک اولای حضرت نوح(ع) از حضرت یوسف(ع) سر می زد حتّی به روی او هم نمی آوردند.

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها