سرخط خبرها

اهانت به قرآن چه اثراتی روی زندگی فرد می گذارد ؟ چطور روی گردانی از ذکر خدا موجب تنگی زندگی می شود ؟

پرسش:
اگر کسی در دوران جوانی یک قرآن را پاره کند زندگی آینده اش هیچ گاه خوب نمیشود و آرامش ندارد؟
کسی را میشناسم که اصلا زندگی خوبی ندارد و در جوانی این کار را کرده آیا این دلیلش است؟
پاسخ:
۱ـ خدای تعالی فرموده است:
« وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَهِ أَعْمى‏ (۱۲۴) قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنی‏ أَعْمى‏ وَ قَدْ کُنْتُ بَصیراً (۱۲۵) قالَ کَذلِکَ أَتَتْکَ آیاتُنا فَنَسیتَها وَ کَذلِکَ الْیوْمَ تُنْسى‏ (۱۲۶) وَ کَذلِکَ نَجْزی مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ یؤْمِنْ بِآیاتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ الْآخِرَهِ أَشَدُّ وَ أَبْقى‏ ــــــ و هر کس از ذکر من روى گردان شود، زندگی تنگى خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور مى‏کنیم. مى‏گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردى؟! من که بینا بودم!» (۱۲۵) مى‏فرماید: آن گونه که آیات من براى تو آمد، و تو آنها را فراموش کردى؛ امروز نیز تو فراموش خواهى شد؛ (۱۲۶) و این گونه جزا مى‏دهیم کسى را که زیاده روی کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد؛ و عذاب آخرت، شدیدتر و پایدارتر است» (طه)
و فرمود:
« وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمینَ مُنْتَقِمُونَ ــــ چه کسى ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او یادآورى شده و او از آن روی برتافته است؟! مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت.» (السجده:۲۲)
طبق این آیات، هر کسی از ذکر خدا روی گردان شود، زندگی تنگی خواهد داشت؛ و خدای تعالی از او انتقام خواهد کشید؛ و البته دست خدا، صدا ندارد. و برترین مصداق «ذکر خدا» قرآن کریم است، که بارها در خود آیات از آن با عنوان ذکر یاد شده است. در ادامه ی همین آیات نیز خداوند متعال مصداق روی گردانی از خودش را بی اعتنایی به آیات قرآن شمرده است.
پس اگر بی اعتنایی به آیات قرآن، موجب تنگی زندگی می شود، بی احترامی به قرآن و هتک حرمت آن به نحو اولی موجب تنگی زندگی می شود.
امّا مراد از تنگی زندگی چیست؟
مراد آیه، صرفاً اموری چون فقر و بیماری و مصائب و … نیست؛ بلکه چنین کسی در هر شرائطی باشد، احساس تنگی در وجود خواهد داشت؛ یعنی از درون احساس فشردگی و تنگی خواهد نمود، حتّی اگر تمام امکانات را در اختیار داشته باشد. اینکه می بینید برخی از این گونه افراد به موادّ مخدّر و شرب خمر و مجالس عیش و نوش و … هم روی می آورند برای این است که می خواهند خود را از آن احساس ناخوشایند درونی خلاص کنند؛ امّا زهی خیال باطل. چون نه تنها با این امور از دست آن حسّ ناخوشایند خلاص نمی شوند، بلکه بیشتر در آن فرو می روند. لذا این گونه افراد، حتّی در اوج ثروت و قدرت هم زندگی سگی دارند.

۲ـ توبه راه نجات
اگر کسی از ذکر خدا روی گردان است یا به آیات خدا بی حرمتی کرده، بداند که در دنیا روی خوشی را نخواهد دید حتّی اگر در اوج ثروت و قدرت باشد. چون تنها عامل آرامش قبلی، یاد خداست « أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏ ــــ آگاه باشید، تنها با ذکر خدا دلها آرامش مى‏یابد!» (الرعد:۲۸) و در مقابل، قلبی که با خدا نباشد، با شیطان است؛ و شیطان عامل هر تنگی است. فرمود: « وَ مَنْ یعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیضْ لَهُ شَیطاناً فَهُوَ لَهُ قَرینٌ ـــ و هر کس از یاد خدای رحمان روى‏گردان شود شیطانی را به سراغ او می فرستیم پس آن شیطان، همواره همراه اوست.» (الزخرف:۳۶)
پس اگر کسی به آیات خدا بی حرمتی نمود یا حتّی بی اعتنایی کرد، شیطانی بر او گماشته می شود تا زندگی را بر او زهرمار کند، چه فقیر باشد و چه غنی، چه ضعیف باشد و چه قدرتمند، چه زشت باشد و چه زیبا و … .
حال اگر کسی از این زندگی سگی به ستوه آمد و خواست باز گردد، آیا راه بازگشتی برایش وجود دارد؟
بلی یقیناً وجود دارد. چنین کسی باید راه توبه را پیش گیرد؛ و رو به خدا کند تا شیطانی که بر قلب او حاکم گشته از او دور گردد، و نور الهی در قلبش بتابد؛ که اگر نور خدا بر قلبی تابید، آن قلب فراخ می گردد به نحوی که حتّی در دل مصائب و فقر هم احساس تنگی و بدبختی به او دست نمی دهد؛ کما اینکه در متن ثروت و قدرت هم احساس شادی کاذب در او پدید نمی آید؛ بلکه فقر و ثروت، قدرت و ضعف، شکست و پیروزی و … برای او یکسان می شوند.
راه توبه برای چنین کسی هم آن است که با خلوص قلبی رو به خدا کند و از بی حرمتی که کرده اظهار پشیمانی کند، و ایمان خود را با ذکر شهادتین تازه گرداند و به تلاوت قرآن و نماز و سایر اعمال دینی روی آورد؛ آنگاه از عمق وجود، نشاط ایمانی را لمس خواهند نمود. خوشی و نشاطی مخصوص که شباهتی به دیگر احساسهای خوش دنیایی ندارد. خوشی خاصّی که حتّی تلخی مرگ را هم شیرین می کند کجا رسد تلخی فقر و بیماری و … را. همان حسّی که شهدا هنگام جان دادن دارند؛ همان حسّی که ۷۲ نفر را در مقابل لشکری استوار ایستانده بود. همان حسّی که باعث می شد زینب کبری(س) در مجلس ابن زیاد بگوید: « ما رأیتُ الّا جمیلا ــ من جز زیبا هیچ ندیدم» دقّت فرمایید! نفرموند «زیبایی» بلکه فرمودند: « زیبا»؛ یعنی من در آن همه مصائب کربلا، خدای جمیل را با قلب خویش مشاهده می کردم. این همان حسّ ایمان است؛ این همان شیرینی یاد خداست.
نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 4.2/5. From 6 votes.
Please wait...

1
دیدگاه ها

واقعا همینطورع .من دارم میبینم