سرخط خبرها

اقتصاد اسلامی چیست ؟ بانکداری اسلامی امکان پذیر است ؟

پرسش:

دکتر حسن عباسی می فرمایند بانک از ابتدا میزی بوده که صهیونیست ها روی آن نزول به هم می دادند و بانک به معنای میز ربا بوده.به علاوه دلایلی دیگر در مورد سود بانکی.
شورای نگهبان فعالیت بانک ها را تایید شده می داند.مرحوم آیت الله مرعشی از بانک آب هم نمی خوردند.بنده از خودم دیدم حاج آقای سرلک که از شاگردان حضرت آقا هستند حساب بانکی نداشتند و همه ی امور مالی شان را به روش قدیمی انجام می دهند.فتوای خود حضرت آقا هم صحت بر فعالیت بانک ها است.
از جمع این تناقضات چه نتیجه ای می توان گرفت؟ اگر یک درصد احتمال بدهیم ربا در بانک ها در حال انجام است آیا نمی ارزد که جنگ با خدا را برای خودمان تمام کنیم؟ خدایی که خزائن الهی و غیبی اش بیش از دارایی میلیاردها بانک است.
پاسخ:
۱ـ کار شورای نگهبان این نیست که اسلامیت قوانین را تأیید کند؛ شورای نگهبان فقط عدم مخالفت قوانین مصوّب مجلس با اسلام را تأیید می کند. دقّت شود! عدم مخالفت یک قانون با اسلام، به معنی اسلامی بودن آن قانون نیست.
۲ـ آیه الله مرعشی از کدام بانک آب نمی خورد؟ بانک زمان طاغوت یا بانک زمان حکومت اسلامی؟!
۳ـ کار جناب سرلک هم به خودشان مربوط است. ایشان نه حجّت خدا هستند نه مرجع تقلیدند. همه ی مراجع بزرگوار، حساب بانکی دارند و امور مربوط به خمس را از طریق بانک انجام می دهند.
۴ـ فرموده اید: « از جمع این تناقضات چه نتیجه ای می توان گرفت؟ »
کدام تناقض؟ قول دکتر عباسی و جناب سرلک در برابر فتوا و عمل این همه مراجع تقلید اساساً قابل اعتناست که از آن تناقض استخراج کنید؟!! حالا اگر فتوای برخی فقها با برخی دیگر در تعارض بود حرفی بود.
۵ـ قوانین مصوّب در مجلس درباره ی بانکها، مشکل فقهی ندارند.
بانکها چند نوع عملیات مالی دارند.
الف: قرض الحسنه: در این نوع عملیات مالی، واضح است که هیچ نوع داد و ستد ربوی رخ نمی دهد. شما پولی را به بانک قرض می دهید و پس مدّتی پولتان را بدون آنکه کم یا زیاد شده باشد، دریافت می کنید. البته ممکن است از بانک جایزه ای هم ببرید، که قطعاً مصداق ربا نیست.
ب: وام بانکی: شما از بانک وامی می گیرید، که طبق قانون، این وام برای اموری خاصّ تعلّق می گیرد. مثلاً وام مسکن می گیرید. در اینجا بانکها طبق عقود اسلامی با شما معامله می کنند. مثلاً ۲۰ میلیون تومان وام می خواهید. بانک، در خانه ای که شما می خواهید بخرید یا بسازید، به مقدار ۲۰ میلیون تومان با شما شریک می شود. آنگاه سهم خودش را به صورت نسیه به شما می فروشد مثلاً به قیمت ۳۰ میلیون تومان؛ و این ۳۰ میلیون تومان را به صورت قسطی از شما می گیرد. چنین معامله ای شرعاً جایز است و ربا نیست.
در مواردی هم که امکان معامله نیست مثل وام ازدواج، بانک فقط حقّ دارد از وام گیرنده کارمزد بگیرد. و کارمزد، ربا نیست. کارمزد چیست؟ کارمزد یعنی مقدار وجه اضافه ای که بانک می گیرد به عنوان حقوق کارمندان و تهیه و حفظ و تعمیر ساختمان بانک و پول آب و برق و گاز و کاغذ و کامپیوتر و … . بالاخره بانک، مخارجی دارد؛ و این مخارج را منطقاً باید از وام گیرندگان بگیرد. اسم این مخارج را کارمزد می گذارند. البته روشن است که سود مثلاً ۱۰ درصد را کارمزد نمی گویند. کارمزد خیلی باشد مثلاً می شود ۴ درصد. لذا اگر بانکها در مقام عمل بخواهند قوانین مصوّب مجلس را اجرا کنند، برای این گونه وامها حقّ ندارند درصد بالایی بگیرند.
حال اگر درصد بالایی گرفتن چه؟ در این صورت، ما نیت می کنیم که این پول را نمی دهیم و تنها در حدّ کارمزد می دهیم. لکن بانک زورش زیاد است و این پول مازاد را از ما می گیرد؛ و اگر بخواهیم ندهیم مجازات می شویم. پس به ناچار پول اضافه را هم می دهیم تا زندان نرویم. بنا بر این، بانک می شود رباخوار ولی ما می شویم مضطرّ نه ربا خوار.
ج: سپرده ی بانکی: وقتی ما پولی در بانک می گذاریم، بانک با ما معامله ای می کند بر اساس عقود اسلامی؛ مثلاً با ما عقد مضاربه می بندد، به این معنا که پول از ما باشد و کار از بانک باشد و سود حاصله بین بانک و صاحب پول تقسیم شود. روشن است که این نوع معاملات نیز شرعاً جایز هستند. البته این به شرطی است که بانکها حقیقتاً شرائط این عقود را مراعات کنند. حال اگر مراعات نکردند چه؟ اگر مراعات نکردند، صاحب پول حرامی نخورده بلکه بانک مرتکب حرامی شده است.
خلاصه آنکه اگر کسی آگاهی به عقودی که در بانکها بسته می شوند داشته باشد، از نظر فقهی، مشکلی برایش پیش نمی آید؛ و احتیاطهای نامعقول هم شرعاً ارزشی ندارند. احتیاط شرعی به معنی وسواس نیست. خیلی ها در واقع وسواسی اند نه محتاط. وظیفه ی ما این نیست که در این گونه امور اعتباری، احتیاطهای وسواس گونه به خرج دهیم. لذا برخی ها که این گونه احتیاطهای نامعقول را دارند، در واقع وسواسی اند. بلی اگر بانک، بانک طاغوت باشد و معاملات آن بر اساس عقود اسلامی نباشد، باید احتیاط شود.
۶ـ آیا بانک پدیده ای اسلامی است؟
به نظر شخص حقیر، بانک پدیده ای اسلامی نیست؛ لکن در شرائط فعلی، از باب اکل میته (از باب اضطرار) از آن استفاده می کنیم. البته دقّت شود! همچنان بر اعتقاد خود پای بندم که عقود جاری در بانک، عقود اسلامی اند؛ امّا صحّت فقهی غیر از اسلامی بودن است. برای مثال: اگر کسی زنی را فقط برای لذّت بردن بگیرد با عقد دائمی، ولی قصدش این باشد که بعد از لذّت بردن از او، وی را طلاق دهد. آیا چنین کاری اسلامی هست یا نه؟ قطعاً چنین کاری اسلامی نیست، امّا از نظر فقهی، مشکلی ندارد. پس یعنی چه که اسلامی نیست؟ یعنی با اینکه از نظر فقهی کار درستی است ولی از نظر اخلاق اسلامی، کار زشتی است. اسلام را با فقه خلط نکنیم. فقه، اسلام نیست بلکه جزئی از اسلام است. اسلام یعنی مجموع فقه و اخلاق و معارف و … . لذا حلال بودن، لزوماً به معنی اسلامی بودن نیست.
بانکها اگر طبق عقود اسلامی کار کنند، از نظر فقهی اشکالی ندارند و پولی هم که می گیرند یا می دهند، محکوم به حلال بودن است. امّا این بدان معنا نیست که اصل وجود بانک هم اسلامی باشد. خود بانک با شکل امروزی اش، قطعاً پدیده ای ضدّ اسلامی است؛ امّا نه به سبب ربوی بودن معاملات آن، بلکه به دلیل اینکه با اهداف کلان اقتصاد اسلامی و همچنین با جامعه شناسی اسلامی در تضادّ است.
ممکن است برخی افراد سطحی، صرفاً از منظر ربوی بودن به بانکها اشکال کنند، و با رفع مشکل ربا، توهّم کنند که بانکها واقعاً اسلامی شده اند. اینها در واقع صرفاً یک نگرش فقهی با بانکها دارند. امّا اینکه برخی ها ـ از جمله خود حقیر ـ بانکداری موجود را اسلامی نمی دانیم، از جهت فقهی نیست؛ بلکه ما به این سبک بانکداری، اشکالاتی از ناحیه ی جامعه شناختی و اقتصادی و … وارد می کنیم. این سبک بانکداری، موجب شده که دیگر همسایه همسایه را نشناسد و فامیل به فامیل اعتناء نکند. چرا؟ چون بانک، جای همسایه و فامیل را گرفته است. این سبک بانکداری، باعث شده که ما خود را محتاج به همسایه و فامیل ندانیم، و وقتی احتیاج نباشد، ارتباطات قطع یا ضعیف می شوند. و نتیجه اش می شود نبود انسجام اجتماعی. شارع مقدّس با این همه توصیه به صله ی رحم و مراعات حقوق همسایه و تعریف همسایه به چهل خانه از هر تعریف، و توصیه به با خبر بودن از وضع همسایگان، و امثال این احکام اجتماعی، می خواهد انسجام اجتماعی ایجاد کند؛ می خواهد تمام افراد جامعه، در شبکه ای به هم تنیده، با هم در ارتباط باشند. امّا بانکها کاری کرده اند که همه ی مردم فقط به بانکها وصل شوند، در نتیجه، ارتباطات اجتماعی از هم گسسته شوند. برانداختن چنین جامعه ای هم کاری بسیار آسان است؛ کافی است بانکها را از کار بیندازید تا کلّ جامعه فلج شود. لذا می بینید که در غرب، سقوط بانکها، مساوی است با سقوط کشور. و دقیقاً روی همین محاسبات جامعه شناختی است که غربی ها برای ساقط نمودن نظام جمهوری اسلامی ایران، بانکهای ما را تحریم نموده اند.
در تعالیم اسلامی، کاری که امروزه بانکها می کنند، وظیفه ی شرعی فامیلها و همسایه هاست. اگر فامیل از فامیل قرض خواست، در صورتی که دارد، باید بدهد. این باید، باید اخلاقی و جامعه شناختی است نه باید فقهی. لذا در روایات آمده که اگر کسی به مسلمان محتاجی ـ کجا رسد فامیل مسلمان ـ کمک نکند، مسلمان نیست. همینطور اگر همسایه محتاج شد، کمک به او واجب است؛ البته واجب اخلاقی و جامعه شناختی نه صرفاً فقهی. لذا در روایات آمده که اگر کسی سیر بخوابد در حالی که همسایه اش گرسنه است، مسلمان نیست. فقط بحث شکم نیست؛ شکم را از باب ذکر نمونه گفته اند. همسایه باید در هر گونه نیاز همسایه اش کمک کننده باشد. حالا همسایه یعنی کی؟ طبق تعریف اسلام، همسایه یعنی چهل خانه از هر طرف؛ یعنی کره ای با شعاع چهل خانه را همسایه می گویند؛ که اگر خانه ها یک طبقه لحاظ کنیم، به طور متوسّط، ۳۰۰ تا ۴۰۰ خانه را شامل می شود؛ که اگر خانه ها را چند طبقه لحاظ کنیم، بیش از اینها خواهد شد.
اسلام می خواهد که هر شخصی، با تمام فامیلها مرتبط باشد و افزون بر آن، حدّ اقلّ با ۳۰۰ همسایه نیز ارتباط داشته باشد؛ آن هم ارتباطی فعّال؛ یعنی ارتباطی که موجب شود هنگام نیاز، دستش را بگیرند. حال اگر چنین کسی به فرض اگر بخواهد ۳۰ میلیون تومان وام بگیرد، نیازی ندارد به بانک مراجعه کند؛ هر کدام از فامیلها و همسایه ها مبلغی قرض به او بدهند، نیازش برطرف می شود. نتیجه ی این وام نیز آن می شود که این شخص، با تمام آن قرض دهندگان، رابطه ی موّدت پیدا می کند. اسلام این را می خواهد. می خواهد که اقتصاد موجب الفت و موّدت و رشد اخلاقی و فرهنگی شود نه اینکه صرفاً شکمها سیر شود. اینکه می گوید زکات را به فقیر بدهید و بهتر است خودتان با دست خودتان بدهید، برای آن است که می خواهد بین مردم، رابطه ی قلبی برقرار شود. اگر می گوید یتیم نوازی کنید، باز برای همین است؛ و الّا شارع مقدّس می توانست بگوید که زکات را به بیت المال واریز کنید، تا حکومت آن را بین فقرا و یتیمان و … تقسیم کند. بلی بیت المال هم این وظایف را دارد؛ امّا به عنوان مکمّل کار مردم. اصل آن است که خود مردم مستقیماً به فقرا و یتیمان و نیازمندان رسیدگی کنند. اسلام چنین جامعه ای را می خواهد؛ و بانک ضدّ چنین جامعه ای هستند. در اعصار گذشته، مردم ما حقیقتاً چنین بودند و مردم یک محلّه ی بزرگ، همدیگر را می شناختند د به همدیگر کمک می کردند و هیچگاه هم احساس نیاز به تأسیس بانک نداشتند؛ بلکه خود افراد فامیل و همسایه ها یک سیستم بانک غیر رسی داشتند؛ حتّی هنوز هم برخی زنان، این سیستم را دارند به این نحو که گروهی را تشکیل می دهند و صندوق قرض الحسنه ای درست می کنند و ماهانه هر کدام پولی در آن قرار می دهند و هر ماه با قرعه کشی یا بسته به نیاز، یکی از افراد عضو، از آن صندوق وام می گیرد. اسلام چنین حرکتهایی را می خواهد. چون اعضای این گونه صندوقها، با همدیگر آشناتر می شوند و با هم ارتباط برقرار می کنند. در قرون سابق، مردم ما ارتباطات بسیار گسترده ای داشتند، که با تأسیس بانکها این ارتباطات تضعیف شدند و هر چه بانکها بیشتر رشد کردند، گسست اجتماعی زیادتر شد تا جایی که امروز حتّی همسایه هم از همسایه خبر ندارد؛ و رفت و آمد فامیلی هم بسیار اندک شده است.
پس راه چاره آن است که بانکهایی خاصّ تأسیس شوند که ارتباطات اجتماعی را قطع نکنند. در سیستم فعلی، مردمی که پول اضافه دارند، پولشان را در بانک می گذارند و بانک آن را به افراد نیازمند، وام می دهد بی آنکه آن وام گیرنده بداند که پول چه کسی را به او وام داده اند. امّا وقتی من می روم از همسایه ام قرض(وام) می گیرم، همواره خود را مدیون او خواهم دانست و برایش احترام قائل خواهم بود؛ و اگر روزی هم او محتاج کمک من بود، من کمکش خواهم کرد. اسلام این گونه ارتباط را می خواهد. می خواهد بین مردم الفت برقرار شود. امّا وقتی من وام را از بانک بگیرم، دیگر نیازی نمی بینم که به همسایه و فامیلم احترام بگذارم.
پس باید بانکهایی تأسیس شوند که سپرده ها را به نام خود افراد بگیرند و موقع وام دادن هم به وام گیرنده گفته شود که پول چه کسی به او وام داده می شود. به عبارت دیگر، کسی که پول اضافه دارد پولش را به فرد دیگری وام می دهد لکن این کار در بنگاهی به نام بانک اسلامی ثبت و ضبط می شود و این بانک متعهد می شود که سر موقع، اقساط وام را گرفته و در حساب صاحب سپرده، قرار دهد. این گونه بانک، تقریباً چیزی خواهد بود مثل بنگاه املاک که مالک زمین و خانه را با خریدار و نیز مستجر را با مؤجر آشنا می کند و قرارداد معامله را ثبت رسمی می کند. لذا با وجود چنین بانکی، افراد نیازمند به وام، دیگر لازم نیست به یک به یک افراد فامیل و همسایه رو بیندازند، بلکه می روند به بانک اسلامی و اسم و فامیلها و همچنین آدرس خود را به بانک می دهند، و حتّی می تواند لیستی از دوستان و آشنایان و فامیلها و همسایگان خود را هم به بانک بدهد. آنگاه بانک اسلامی، بررسی می کند تا ببیند از بین همسایگان و فامیل و آشنایان و دوستان او کسی در آن بانک سپرده دارد یا نه؟ اگر معلوم شد که سپرده دارند، آن را به وام گیرنده می دهند و می گویند که پول فلانی را به تو وام دادیم، و به خود صاحب مال هم خبر می دهند که پول شما را به فلانی وام دادیم. حتّی می شود که هر دو در بانک حاضر شوند و این داد و ستد را انجام دهند. و به فرض اگر آن شخص وام گیرنده، آشنایی ندارد که در بانک سپرده داشته باشد، سپرده ی شخص دیگری را به او می دهند و این خودش باب یک آشنایی جدید را باز می کند.
نوع قرارداد بین وام گیرنده و وام دهنده هم باید مطابق با یکی از عقود اسلامی باشد، مثل قرض الحسنه، مزارعه، مضاربه، مشارکت و … . در این میان، بانک اسلامی، نقش میانجی گری، حفظ حقوق طرفین، نظارت بر حسن اجرای قرارداد، پی گیری مراحل قانونی در موارد اختلاف طرفین و … را بر عهده دارد. و البته در این میان، سهمی از سود قرارداد را نیز می برد؛ تا حدودی مثل بنگاه معاملات ملکی که در مقابل آشنا نمودن مالک و مستجر یا مالک و خریدار و تنظیم سند و … ، کارمزدی دریافت می کند.
این تئوری خام بنده (احد ایمانی) است در خصوص بانکداری اسلامی، که با کار کارشناسی روی آن، می توان آن را تبدیل به یک طرح جامع بانکداری اسلامی کرد.

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
Rating: 3.0/5. From 2 votes.
Please wait...
Voting is currently disabled, data maintenance in progress.
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
محمد
1 ماه پیش

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یعنی ربا در بانک های ایران وجود نداره!!

پس چرا جناب جواد آملی از ربا در بانک ها گریه می کنند؟
پس چرا جناب مکارم شیرازی قرار دادهای بانکی را صوری می دانند و این را کلاه شرعی می دانند، خودشان مثال ماهی گرفتن یهود در روز شنبه را زدند.

همین عقودی که در بانک ها هست را یک نفر خارج بانک ها انجام بده ربا محسوب می شود یا نه؟

1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x