سرخط خبرها

از کجا می توان فهمید که خداوند (عز و جل) معاذ الله ، عقل ما را فریب نداده است؟

پرسش:
معیار فهم همه مسایل توحیدی و غیره عقل است اگر گفته شود که عقل را آن سازنده طوری تنظیم کرده که انسان فقط به یک نتایج خاصی برسد جواب چیست؟ در این صورت دیگر اثبات یک خدا امکان نخواهد داشت. لطفا جواب بدهید سریع
بعنوان مثال وقتی در کامپیوتر ۲×۲زده میشود جواب ۴است اگر کامپیوتر تنظیم شود که جواب را ۸ بدهد هرچند مرتبه که ۲×۲ تکرار شود جواب ۸ می دهد اگر سازنده عقل هم طوری انسان را بسازد که به نتایج خاصی برسد دیگر نمی تواند به حقیقت واقعی دست یابد پس می تواند چند خدا وجود داشته باشد و لی با این عقل تنظیم شده به بیشتر از یک نمی توانیم برسیم
پاسخ:
۱ـ خلاصه ی فرضیه ای که بیان نموده اید این است: « خدا عقل ما را فریب داده تا آن گونه که او می خواهد بفهمد.»
حالا می پرسیم:
خود این فرضیه را، عقل داده یا خیال و توهّم است؟
اگر خیال و توهّم است که ارزشی ندارد؛ امّا اگر عقل چنین فرضیه ای را داده، طبق خود این فرضیه، خدا عقل گوینده را چنان ساخته که چنین فرضیه ای را بدهد. پس واقعیت، نقیض این فرضیه است. خوب نقیض این فرضیه چیست؟ این است که خدا ما را فریب نداده است.
پس اگر بپذیریم که این فرضیه، را عقل داده، لازمه اش آن است که نقیض این فرضیه درست باشد؛ یعنی از فرض درستی این فرضیه، نادرستی آن لازم می آید. به عبارت دیگر، این فرضیه، خودش خودش را خفه می کند.

۲ـ فرض کنیم که ـ معاذ الله ـ خدا فریبکار است ولی ما را چنان ساخته که او را فریبکار ندانیم ، در این صورت می پرسیم چه لزومی داشت که خدا چنین کند؟ او می توانست ما را چنان بسازد که ما فریبکاری را صفت کمال بدانیم نه صفت رذیله.

۳ـ باز فرض کنیم که ـ معاذ الله ـ خدا فریبکار است ولی ما را چنان ساخته که او را فریبکار ندانیم ، در این صورت این فرض که خدا فریبکار است ، خود فریب دیگری از جانب او خواهد بود که به ذهن ما راه یافته است. پس نقیض این قضیه درست است ؛ یعنی خدا فریبکار نیست.

۴ـ فرض کنیم که خالقی حیله گر عقل ما را چنان سامان داده که ما این گونه بفهمیم ؛ پس در آن صورت آنچه عقل ما می یابد خطاست. امّا از کجا معلوم که خود همین جمله که می گوییم « آنچه عقل ما می یابد خطاست» ، توهّم و خطا نباشد؟ بنا بر این از چنین فرضی سفسطه لازم می آید. یعنی راه هر گونه ادراک حقیقی بسته می شود و هیچ حکمی ارزش نخواهد داشت.

سخن آخر:
نهایت این گونه افکار چیست؟
در یک کلام و بی تعارف، سر در آوردن از تیمارستان، غایت افکار سوفیستی است.

نگارنده مطلب : احد ایمانی

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها