سرخط خبرها

وضعیت اخروی اقسام مردم اعم از شیعه و سنی و کافر چگونه است ؟

پرسش:
آیا ممکن است بعضی از انسانها پس از ورود به جهنم و تحمل رنج و عذاب، سرانجام بخشیده شده و وارد بهشت شوند؟( لطفا با ذکر آیه ای که این مطلب در آن ذکر شده ما را یاری نمایید.)

پرسش:
سوالی که بسیار مطرح است این است که آیا فقط شیعیان امیرالمؤنین و فقط آنها که به اهل بیت(ع) و ولایت ایشان معتقدند به بهشت خواهند رفت و امثال ادیسون که برق را اختراع کرد، راهی به بهشت ندارند … آیا ارامنه و مسیحیان و یهود که دین آنها سراسر خرافه و تحریفی است به بهشت می روند؟ یا مسیحیان که مشرکند و معتقد به سه خدایی؟ اگر عذاب دارند، چه کیفیتی دارد؟ آیا مانند عذاب کفار و مشرکین صدر اسلامند؟ آیا تخفیفی از نظر عذاب دارند؟ آیا انسانهایی که معتقد به اخلاقند و زندگی طوری می کنند که به کسی ظلم نکنند و اعمال شایسته انجام می دهند ولی به خدا ایمان ندارند به بهشت می روند؟
پاسخ:
ــ مطلب نخست

۱ـ « عَنْ ضُرَیسٍ الْکُنَاسِی … قَالَ قُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ فَمَا حَالُ الْمُوَحِّدِینَ الْمُقِرِّینَ بِنُبُوَّهِ مُحَمَّدٍ ص مِنَ الْمُسْلِمِینَ الْمُذْنِبِینَ الَّذِینَ یمُوتُونَ وَ لَیسَ لَهُمْ إِمَامٌ وَ لَا یعْرِفُونَ وَلَایتَکُمْ فَقَالَ أَمَّا هَؤُلَاءِ فَإِنَّهُمْ فِی حُفْرَتِهِمْ لَا یخْرُجُونَ مِنْهَا فَمَنْ کَانَ مِنْهُمْ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ وَ لَمْ یظْهِرْ مِنْهُ عَدَاوَهً فَإِنَّهُ یخَدُّ لَهُ خَدٌّ إِلَى الْجَنَّهِ الَّتِی خَلَقَهَا اللَّهُ فِی الْمَغْرِبِ فَیدْخُلُ عَلَیهِ مِنْهَا الرُّوحُ فِی حُفْرَتِهِ إِلَى یوْمِ الْقِیامَهِ فَیلْقَى اللَّهَ فَیحَاسِبُهُ بِحَسَنَاتِهِ وَ سَیئَاتِهِ فَإِمَّا إِلَى الْجَنَّهِ وَ إِمَّا إِلَى النَّارِ فَهَؤُلَاءِ مَوْقُوفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ قَالَ وَ کَذَلِکَ یفْعَلُ اللَّهُ بِالْمُسْتَضْعَفِینَ وَ الْبُلْهِ وَ الْأَطْفَالِ وَ أَوْلَادِ الْمُسْلِمِینَ الَّذِینَ لَمْ یبْلُغُوا الْحُلُمَ فَأَمَّا النُّصَّابُ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَهِ فَإِنَّهُمْ یخَدُّ لَهُمْ خَدٌّ إِلَى النَّارِ الَّتِی خَلَقَهَا اللَّهُ فِی الْمَشْرِقِ فَیدْخُلُ عَلَیهِمْ مِنْهَا اللَّهَبُ وَ الشَّرَرُ وَ الدُّخَانُ وَ فَوْرَهُ الْحَمِیمِ إِلَى یوْمِ الْقِیامَهِ ثُمَّ مَصِیرُهُمْ إِلَى الْحَمِیمِ ثُمَّ فِی النَّارِ یسْجَرُونَ ثُمَّ قِیلَ لَهُمْ أَینَمَا کُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَینَ إِمَامُکُمُ الَّذِی اتَّخَذْتُمُوهُ دُونَ الْإِمَامِ الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً. ــــــــــ ضریس کناسى گوید: به امام باقر( علیه السّلام ) عرض کردم قربانت گردم خداشناسانى که به محمد (صلى اللَّه علیه و آله) ایمان دارند و مسلمان هستند و از دنیا مى‏روند ولى امامى را نمى‏شناسند و به ولایت شما معتقد نیستند پایان کار آنها چه خواهد شد؟ امام (علیه السّلام) فرموند: آنها در قبرهاى خود خواهند ماند و از آنجا بیرون نخواهند گردید، هر کدام از آنها که کارهاى نیک انجام داده باشند و عداوت و عنادى از آن‏ها نسبت به ما ظاهر نشده باشد از قبر او راهى به طرف بهشتى که خداوند در مغرب آفریده است باز مى‏گردد و روح و بشارت به قبر او مى‏رسد. این چنین آدمى در قبر خود ( جایگاه برزخی خود ) زندگى مى‏کند تا روز قیامت برپا شود، در آن هنگام در پیشگاه عدل خداوندى حاضر مى‏گردد و به حساب کار او مى‏رسند و خوبى‏ها و بدیهاى او را در نظر مى‏گیرند، در اینجا یا به طرف بهشت مى‏روند و یا به طرف دوزخ رهسپار مى‏شوند ، وضع اینها بستگى به امر خداوند دارد. امام (علیه السّلام) فرمود: با مستضعفان و افرادى که عقل درستى ندارند و نیک و بد را از هم تمیز نمى‏دهند و با اطفال و فرزندان مسلمانان که هنوز به سن بلوغ نرسیده‏اند همین گونه رفتار مى‏گردد، اما ناصبیان (دشمنان اهل بیت ) که اهل قبله هستند ، براى آنها هم خطّى از قبر (جایگاه برزخی او ) به طرف دوزخ کشیده مى‏ شود. این دوزخ را خداوند در مشرق خلق کرده است و از آن دوزخ شعله‏هاى آتش و دود و گرمى به قبرش وارد مى‏گردد و او را معذّب مى‏کند و بعد از این هم راه آنها به جهنم( جهنّم اخروی ) ختم مى‏شود، و در آن جا نگهدارى مى‏گردند و به آنها مى‏گویند شما غیر از خدا به دیگران توجه کردید، کجا هست آن امامى که خود اختیار کردید و امام منصوب از طرف خدا را رها نمودید. »( الکافی ج : ۳ ص : ۲۴۷)
در این حدیث شریف بیان شده که افراد مسلمان صالح غیر شیعه که بغض اهل بیت (ع) را نداشته باشند ، در عالم برزخ وارد جهنّم نمی شوند ولی وارد بهشت برزخی هم نمی شوند ؛ بلکه در جایگاه برزخی خود می مانند ؛ و از بهشت برزخی راهی به سوی جایگاه برزخی او باز می شود تا او از راه دور از نعمتهای بهشتی بهرمند شود.
۲ـ « قَالَ عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ سُئِلَ الْعَالِمُ (ع) عَنْ مُؤْمِنِی الْجِنِّ یدْخُلُونَ الْجَنَّهَ فَقَالَ لَا وَ لَکِنْ لِلَّهِ حَظَائِرُ بَینَ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ یکُونُ فِیهَا مُؤْمِنُو الْجِنِّ وَ فُسَّاقُ الشِّیعَه. ــ از امام معصوم (ع) پرسیده شد که آیا مومنان جنّ به بهشت می روند ؛ فرمودند: نه ولی برای خدا جایگاههایی است بین بهشت و جهنّم که مومنان جنّ و فسّاق شیعیان در آن خواهند بود.»(بحار الأنوار ؛ج‏۶۰ ؛ص ۲۹۱ )
در این روایت به وضوح بیان شده که شیعیان فاسق در آخرت به بهشت نمی روند ولی به جهنّم نیز نمی روند. البته باید توجّه داشت که مراد از شیعه فاسق ، شیعه اسمی نیست ؛ بلکه مراد کسانی هستند که حقیقتاً محبّت اهل بیت را دارند و ولایت را حقّ مسلّم آنها می دانند ولی اهل عمل نیستند. امّا کسانی که فقط اسماً شیعه هستند ولی در دل محبّت اهل بیت را ندارند شیعه محسوب نمی شوند.
۳ـ « مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیلِ الزُّرَقِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِی ع قَالَ إِنَّ لِلْجَنَّهِ ثَمَانِیهَ أَبْوَابٍ بَابٌ یدْخُلُ مِنْهُ النَّبِیونَ وَ الصِّدِّیقُونَ وَ بَابٌ یدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَهُ أَبْوَابٍ یدْخُلُ مِنْهُ شِیعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا وَ بَابٌ یدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِینَ مِمَّنْ یشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یکُنْ فِی قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّهٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیتِ. ـــــ محمد بن فضیل گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: على علیه السّلام فرمودند: بهشت هشت در دارد، درى که از آن پیامبران و صدیقان وارد مى‏گردند، درى که شهداء و صالحان از آن مى‏آیند، و پنج در است که شیعیان و دوستان ما از آنها وارد خواهند شد و از در هشتم سایر مسلمانان وارد مى‏شوند و آنها کسانى مى‏باشند که بر وحدانیت خدا گواهى دهند و ذرّه‏اى بغض ما را در دل نداشته باشند.»(بحار الأنوار ؛ج‏۶۹ ؛ص۱۵۹)
ـــــــ به قرینه روایت قبلی به نظر می رسد که مراد از شیعیان و محبّان اهل بیت (ع) در این روایت ، شیعیان و محبّان غیر فاسقند.
۴ـ « عَنْ زُرَارَهَ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها یجْرِی لِهَؤُلَاءِ مِمَّنْ لَا یعْرِفُ مِنْهُمْ هَذَا الْأَمْرَ فَقَالَ لَا إِنَّمَا هَذِهِ لِلْمُؤْمِنِینَ خَاصَّهً قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ أَ رَأَیتَ مَنْ صَامَ وَ صَلَّى وَ اجْتَنَبَ الْمَحَارِمَ وَ حَسُنَ وَرَعُهُ مِمَّنْ لَا یعْرِفُ وَ لَا ینْصِبُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ یدْخِلُ أُولَئِکَ الْجَنَّه. ــــــــ زراره گوید: از امام صادق علیه السّلام سؤال شد و من هم در آن جا بودم که تفسیر « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ـــ هر که با حسنه ای به آخرت بیاید برای او ده تا مثل آن است» چیست؟ آیا کسانى که معتقد به امامت شما نیستند مشمول این آیه مى‏باشند؟ امام فرمودند خیر این فقط براى مؤمنان مى‏باشد. عرض کردم خداوند شما را سلامت بدارد، کسانى از مخالفین که شما را هم به امامت قبول ندارند، وجود دارند که روزه مى‏گیرند، نماز مى‏خوانند و اهل ورع و تقوا مى‏باشند ولى با شما عناد ندارند؛ امام فرمودند: این جماعت وارد بهشت مى‏گردند و مشمول رحمت خداوند مى‏شوند.»( بحار الأنوار ج‏ ۶۹ ؛ص ۱۶۳ )
۵ ـ « الْأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ ع أَصْحَابُ الْحُدُودِ فُسَّاقٌ لَا مُؤْمِنُونَ وَ لَا کَافِرُونَ وَ لَا یخْلُدُونَ فِی النَّارِ وَ یخْرُجُونَ مِنْهَا یوْماً مَّا وَ الشَّفَاعَهُ لَهُمْ جَائِزَهٌ وَ لِلْمُسْتَضْعَفِینَ إِذَا ارْتَضَى اللَّهُ دِینَهُمْ. ـــ اعمش از امام صادق علیه السّلام روایت مى‏کند که فرمودند: آنهایى که حدّ بر آنها جارى شده، نه مؤمن هستند و نه کافر، آنها ، در آتش جاودان نخواهند ماند و روزى از آنجا آزاد خواهند شد و شفاعت به آنها خواهد رسید، ولى مستضعفان ، خداوند باید از آنها راضى گردد. »(بحار الأنوار ؛ج‏۶۹ ؛ص ۱۵۹)
در این روایات ، اصحاب حدود نه کافر و نه مومن بلکه فاسق قلمداد شده اند. و اصحاب حدود کسانی هستند که مستحقّ حدّ شرعی هستند ؛ یعنی گناهانی را مرتکب شده اند که به موجب آنها مستحقّ حدّ شرعی شده اند ؛ مثل زنا ، شرب خمر ، قتل و … ؛ اینها اگر شیعه هم باشند ابتدا باید وارد جهنّم شوند ؛ لکن تا ابد در جهنّم نمی مانند بلکه بعد از مدّتی از جهنّم نجات یافته و وارد بهشت می شوند ؛ امّا به قرینه روایات قبلی معلوم است که اینها بلا فاصله وارد بهشت نمی شوند بلکه بعد از خروج از جهنّم ابتدا بین بهشت و جهنّم قرار می گیرند و مدّتی بعد وارد درجات پایین بهشت می شوند.
۶ـ « عَنْ أَبِی خَدِیجَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یسْتَطِیعُونَ حِیلَهً وَ لا یهْتَدُونَ سَبِیلًا فَقَالَ لَا یسْتَطِیعُونَ حِیلَهً إِلَى النَّصْبِ فَینْصِبُونَ وَ لَا یهْتَدُونَ سَبِیلَ أَهْلِ الْحَقِّ فَیدْخُلُونَ فِیهِ وَ هَؤُلَاءِ یدْخُلُونَ الْجَنَّهَ بِأَعْمَالٍ حَسَنَهٍ وَ بِاجْتِنَابِ الْمَحَارِمِ الَّتِی نَهَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهَا وَ لَا ینَالُونَ مَنَازِلَ الْأَبْرَار . ـــــ ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یسْتَطِیعُونَ حِیلَهً وَ لا یهْتَدُونَ سَبِیلًا، فرمودند: یعنى راهى ندارند تا ناصبى شوند و دشمنى کنند و به طرف حق هم هدایت نمى‏شوند تا به حق عمل کنند و یا حق را قبول کنند، اینها اگر کارهاى نیک انجام دهند و از محرمات دست بر دارند وارد بهشت مى‏گردند ولى مقام نیکان را پیدا نخواهند کرد.»(بحار الأنوار ؛ج‏۶۹ ؛ص ۱۶۰)
۷ـ « عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ فِی الْمُسْتَضْعَفِینَ الَّذِینَ لَا یجِدُونَ حِیلَهً وَ لا یهْتَدُونَ سَبِیلًا لا یسْتَطِیعُونَ حِیلَهً فَیدْخُلُوا فِی الْکُفْرِ وَ لا یهْتَدُونَ فَیدْخُلُوا فِی الْإِیمَانِ فَلَیسَ هُمْ مِنَ الْکُفْرِ وَ الْإِیمَانِ فِی شَی‏ء. ـــــ ابو الصباح گوید: امام باقر علیه السّلام در باره مستضعفان فرمودند: آنها راهى پیدا نمى‏کنند تا وارد کفر شوند و بطرف ایمان هم هدایت نمى‏گردند تا مؤمن شوند، آنها نه کافر هستند و نه مؤمن.»( بحار الأنوار ؛ ج‏۶۹ ؛ص۱۶۲)
۸ ـ « عَنْ عَبْدِ الْغَفَّارِ الْجَازِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ ضُرُوبٌ یخَالِفُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ مَنْ لَمْ یکُنْ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَهِ نَاصِباً فَهُوَ مُسْتَضْعَفٌ . ـــــ عبد الغفار جازى گوید: امام صادق علیه السّلام فرمودند: مستضعفان گروه‏هائى مى‏باشند که پاره‏اى با پاره‏اى دیگر مخالفت دارند، هر کس از اهل قبله به حدّ ناصبى نرسد او مستضعف است.» (بحار الأنوار ؛ ج‏۶۹ ؛ص ۱۵۹ )
۹ـ « عَنْ أَبِی حَنِیفَهَ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ عَرَفَ الِاخْتِلَافَ فَلَیسَ بِمُسْتَضْعَف‏. ــــ ابو حنیفه که یکى از شیعیان است گوید: امام صادق علیه السّلام فرمودند: هر کس اختلاف در عقائد و آراء را بشناسد مستضعف نیست‏.»(بحار الأنوار ؛ ج‏۶۹ ؛ص۱۶۲)
۱۰ـ « عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ عَرَفَ اخْتِلَافَ النَّاسِ فَلَیسَ بِمُسْتَضْعَفٍ . ــــــ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمودند: هر که به اختلاف مردم آشنا باشد و آن را دریابد از مستضعفان بشمار نمى‏رود.»(بحار الأنوار ؛ج‏۶۹ ؛ ص ۱۶۲)
۱۱ـ «عَنْ زُرَارَهَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ أَنَا أُکَلِّمُهُ فِی الْمُسْتَضْعَفِینَ أَینَ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ أَینَ الْمُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ أَینَ الَّذِینَ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَیئاً أَینَ الْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ أَینَ أَهْلُ تِبْیانِ اللَّهِ أَینَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یسْتَطِیعُونَ حِیلَهً وَ لا یهْتَدُونَ سَبِیلًا فَأُولئِکَ عَسَى اللَّهُ أَنْ یعْفُوَ عَنْهُمْ وَ کانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً . ـــــــ زراره گوید: من با حضرت باقر علیه السّلام در باره مستضعفان گفتگو مى‏کردم، امام فرمودند: اصحاب اعراف کجا هستند، آنها که به رحمت خداوند امیدوارند کجا مى‏باشند، آنها که کارهاى نیک و بد را به هم آمیخته‏اند چه مى‏کنند. کسانى که باید دلهاى آنها را به دست آورد و از دین رم نداد در کجا مى‏باشند، آنها که خداوند موضوعات را براى آنها روشن کرده‏ در کجا هستند، مستضعفان از مردان و زنان و کودکان در کجا زندگى مى‏کنند آن‏ها که راهى ندارند تا هدایت شوند، امید است خداوند از آنها درگذرد و مورد عفو قرار دهد.» (بحار الأنوار ؛ ج‏۶۹ ؛ص۱۶۴)
نتیجه بحث:
۱ـ شیعیان غیر فاسق اهل بهشتند ؛ لکن مرتبه بهشت آنها تابع درجه ایمان و عمل آنهاست.
۲ـ شیعیان فاسق اگر فسقشان در حدّ زیاد باشد ابتدا وارد جهنّم شده و بعد از مدتی به حدّ فاصل بین بهشت و جهنّم منتقل می شوند و در نهایت وارد درجات پایین بهشت می شوند. ولی اگر فسق آنها متوسّط باشد وارد جهنّم نمی شوند بلکه بین بهشت و جهنّم منتظر شفاعت اولیاء الهی می مانند و در نهایت به درجات پایین بهشت بار می یابند. امّا اگر فسق آنها اندک باشد بنا به برخی روایات ــ که در اینجا ذکر نشد ــ در برزخ معذّب می شوند ولی در آخرت وارد بهشت می شوند. همچنین همه این سه گروه در برزخ معذّب خواهند بود.
۳ـ کفّار ، مشرکین ، و مسلمانان ناصبی که با اهل بیت (ع) عداوت دارند ، اهل جهنّم اند.
۴ـ مسلمانان غیر شیعه که عداوتی با اهل بیت (ع) ندارند ، اگر فاسق باشند اهل جهنّمند ؛ چون وقتی شیعه فاسق اهل جهنّم شد غیر شیعه فاسق به نحو اولی اهل جهنّم است ؛ لکن امید نجات برای این گروه نیز وجود دارد ؛ به خصوص اگر اهل بیت (ع) را محترم بدانند.
۵ ـ مسلمانان غیر شیعه و غیر ناصبی اگر اهل ورع باشند ؛ و راه تقوا پیش بگیرند ؛ اهل بهشتند لکن به درجات بالای بهشت نمی رسند. البته به شرط آنکه حقیقتاً از درک حقّانیّت اهل بیت (ع) قاصر باشند. امّا اگر قدرت درک حقّ و باطل را در مساله امامت داشته باشند ؛ ولی عمداً در این باره تحقیق نکنند ، به این راحتی نمی توان آنها را اهل بهشت دانست ؛ گرچه حکم به جهنّمی بودن آنها نیز آسان نیست .شاید بتوان اینها را هم در ردیف مسلمانان غیر شیعه ی فاسق و غیر معاند قرار داد ؛ چون تحقیق در مساله امامت بر آنها واجب بوده است. امّا اگر کسی که به گمان خود قدرت فهم را در این زمینه دارد ، تحقیق کند ولی حقّانیّت شیعه برای او ثابت نشود ، او معذور است ؛ و در حقیقت چنین کسی قدرت درک لازم را در این رابطه ندارد ؛ بلکه خودش خودش را اهل درک می پندارد. لذا چنین کسی در جرگه مستضعفین فکری است. چنین کسی اهل اجتهاد و فهم نیست بلکه اهل سواد و حفظ و ارائه مطالب است. مستضعف فکری بودن مستلزم بی سواد یا کم سواد بودن نیست ؛ بلکه حتّی ممکن است یک شخص مجتهد و دانشمند در برخی علوم نیز در بحث اعتقادات مستضعف فکری باشد ، و نتواند در میان انبوه آراء و ادلّه ، رأی و دلیل درست را تشخیص دهد. امّا اگر کسی حقیقتاً اهل فهم باشد و در این رابطه تحقیق کرده و حق را دریابد ولی تحت تاثیر هوای نفس ،آن را نپذیرد ، یقیناً چنین کسی اهل جهنّم خواهد بود ؛ بلکه چنین کسی از بدترین ساکنان جهنّم است. چون عدم اعتراف او به حقیقت باعث انحراف دیگران نیز می شود. این گروه در واقع ناصبیهای پنهانند که آشکارا با اهل بیت (ع) دشمنی نمی کنند ولی در دل از آنها روی گردانند. اینها به صراحت بر ضدّ اهل بیت (ع) سخن نمی گویند ولی معارف آنها و اعتقادات شیعه را که از اهل بیت (ع) گرفته اند به باد انتقاد و فحش می گیرند ؛ و چه بسا فتوا به شرک شیعه می دهند. عدم اظهار دشمنی اینها با اهل بیت (ع) نیز عمدتاً از آن جهت است که اکثر علمای اهل سنّت محبّت اهل بیت (ع) را بنا به آیه « … قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى … »( الشورى:۲۳) واجب شرعی دانسته اند. لذا اینها از ترس واکنش اکثر علمای اهل سنّت دشمنی خود را به زبان نمی آورند ؛ ولی در عمل، سعی می کنند هر اثری را که مربوط به اهل بیت می باشد ، نابود کنند.
۶ـ اگر کسی خدا را بشناسد، و حقیقتاً تابع احکام عقل و تابع باقی مانده ی دین یکی از انبیاء باشد، و توان عملی تحقیق در مورد دین حقّ را هم نداشته باشد، یا اساساً مستضعف فکری باشد و استعداد تحقیق نداشته باشد، با او به اندازه توانش و بر اساس اعمالش رفتار می شود. لذا این گونه افراد جهنّم نمی روند؛ مگر به اندازه ی گناهشان؛ و در نهایت امید نجات دارند. امّا اگر امکان و استعداد تحقیق را دارد ولی تحقیق نمی کند، اگر عامل به احکام عقل و باقی مانده ی دین یکی از انبیاء باشد، جهنّم می رود امّا تا ابد در آن نمی ماند. امّا اگر تحقیق نمود و به حقّ رسید و ایمان نیاورد، او در جرگه ی کفّار خواهد بود.

ــ مطلب دوم

۱ـ در حکمت متعالیه (مکتب فلسفی ملاصدرا ) با براهین عقلی اثبات شده که زمان از ویژگیهای موجود مادّی دنیای است ؛ لذا در عالم برزخ و عالم آخرت ، زمان به معنی حقیقی کلمه وجود ندارد. لذا این سوال که « زندگی در آخرت تا چه زمانی است ؟» جای طرح ندارد. عالم آخرت ابدی است امّا نه به معنی بی نهایت سال بودن ؛ بلکه ابدی است به این معنا که اساساً زمانی در آن مرتبه موجود نیست. همانگونه که در عالم ملائک نیز زمان راه ندارد یا برای خدا نیز زمان نیست. همچنین اموری چون حقایق ریاضی و قواعد عقلی فرا زمانی اند ؛ لذا فرسودگی در آنها راه ندارد.
۲ـ جهنّم بسته به مرتبه ی وجودی اهل آن به سه قسم کلّی تقسیم می شود که عبارتند از: جهنّم ذات ، جهنّم صفات و جهنّم اعمال.
جهنّم ذات برای کسانی است که در مرتبه ی ذاتشان کافرند ؛ مثل ابلیس و ابوجهل و دیگر ائمه کفر که کفر در ذاتشان رخنه کرده است و در عین اینکه به وجود خدا یا حقّانیت انبیاء و دیگر امور اعتقادی علم دارند به آن کفر می ورزند ؛ « و جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیقَنَتْها أَنْفُسُهُم‏. » (نمل:۱۴) ؛ « فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرین » (بقره:۸۹)
امّا جهنّم صفات برای کسانی است که ذاتشان آلوده به کفر نیست ولی در مرتبه ی صفات و ملکات ، گرفتار کفر و الحاد و شرک می باشند. امّا جهنّم اعمال جایگاه آنانی است که نه در ذات و نه در صفات و ملکات کافر و مشرک نیستند و شرک صفاتی آنها در حدّ ملکه ی راسخه نیست ولی در عمل ، کار مشرکانه انجام داده ، کم یا بیش ، اهل فسق و فجورند.
۳ـ عالم آخرت گرچه جای تکامل اختیاری به معنی دنیوی آن نیست ، ولی در آن نیز یک نحوه تکامل وجودی به نحو رجوع از ظاهر به باطن موجود است ؛ که عرفا آن را تجدّد امثال گفته اند. لذا چنین نیست که اهل جهنّم دائماً در یک حال باشند و دچار تحوّل نشوند. با توجّه به آیات و روایات ، دو گروه از اهل جهنّم ( اهل جهنّم اعمال و اهل جهنّم صفات) بعد از مدیدی تحمّل عذاب به ذات و باطن خود بازگشته از جهنّم خلاص می شوند. اهل جهنّم اعمال ابتدا به صفات خود باز می گردند و چون رذائل آنها در حدّ ملکه ی راسخه نیست ، منطقه ی صفات را بهشت می یابند ؛ در این هنگام اعمال خیر دنیایشان ـ هر چند یک عمل خیر باشد ـ جلوه می کند؛ و اینها به بهشت اعمال داخل می شوند . امّا اهل جهنّم صفات ابتدا از دوزخ صفات به ذات خود سفر کرده از دور ، ذات و فطرت الهی خود را ملاقات می کنند ، در این هنگام صفاتشان آب فطرت یافته جهنّم صفاتشان بی فروغ می شود ولی همچنان خاکستر گرم آن به صورت جهنّم اعمال باقی می ماند تا سر آخر آن نیز خاموش گشته شخص خود را در بهشت اعمال می بیند. امّا اهل جهنّم ذات تا ابد در جهنّم ذات خویش معذّبند و خلاصی نخواهند داشت ؛ چرا که تغییر و تبدیل ذات به ذات دیگر و زائل شدن ذات از ذات ، عقلاً محال است. اینان همان سران کفرند که ذاتشان عین آتش سوزان جهنّم بوده هیزم آن هستند و دیگران نیز به آتش اینان می سوزند. « إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِی عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیئاً وَ أُولئِکَ هُمْ وَقُودُ النَّار. ــــ کسانى که کافر شدند، ثروتها و فرزندانشان نمى‏تواند آنان را از(عذابِ) خداوند باز دارد ؛ در حالی که آنان خود ، هیزم آتشند. » (آل‏عمران:۱۰)
لازم به ذکر است که بسیاری از گناهکاران قبل از آنکه قیامت بر پا شود در اثر جهنّم برزخی به اصل خویش برگشته در آخرت اهل بهشت می شوند و حتّی عدّه ای در همان عالم برزخ بعد از برهه ای تحمّل عذاب به بهشت برزخی منتقل می گردند؛ در آخرت نیز میزان ماندگاری افراد در جهنّم بستگی به میزان اعمال و صفات شرک آلود او دارد ؛ و سر آخر در جهنّم نمی ماند مگر افرادی اندک از سران کفر و الحاد که منشاء انحرافات بزرگی بوده و هیچگاه به خود نیامده اند. همچنین باید دانست که بهشت نیز مراتبی دارد و چنین نیست که بهشت مومنان و بهشت رها شدگان از جهنّم در یک سطح باشد.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 4.7/5. From 3 votes.
Please wait...

دیدگاه ها