سرخط خبرها

رابطه منطقی بین وجود منبسط و خدا و عقل اول و سایر مخلوقات چیست ؟

پرسش:
بر اساس اصول منطق، بین دوم مفهوم کلی، نسب اربع( عام و خاص من وجه، عام و خاص مطلق، تباین، تساوی) و بین دو مصداق جزئی نسبت تباین یا تساوی برقرار است. اگر نسبت عقل اول را با وجود منبسط (به عنوان دو جزئی) بسنجیم، عقل اول از شئونات وجود منبسط است و قطعاّ با هم مساوی نیستند اما شاید نتوان آنها را به معنای واقعی کلمه تباین هم نامید. این موضوع در مورد رابطه خداوند متعال با مخلوقش نیز می تواند مطرح شود و شاید اگر با اصطلاحات( و حصر عقلی) مناسبتری موضوع تبیین می شد وحدت وجود قابل فهم تر و پذیرشتر می شد.
پاسخ:
۱ـ نسب اربعه بین مفاهیم است در قیاس به مصداقشان. لذا مفهوم وجود منبسط بر عقل اوّل صدق نمی کند و مفهوم عقل اوّل بر وجود منبسط صدق نمی کند ؛ اگر چه عقل اوّل از شئون وجود منبسط باشد. پس این دو مفهوم متباین می باشند. علّت و معلول نیز دو مفهوم متباین می باشند. مفهوم خدا و مفهوم وجود منبسط یا مفهوم خدا و مفهوم عقل اوّل یا مفهوم خدا و مفهوم درخت نیز مفاهیم متباین هستند ؛ چون مصداق واحد ندارند. امّا ضاحک بالقوّه و ناطق دو مفهوم مساوی اند چون مصداق هر دو ، افراد انسان می باشند.
۲ـ امّا بین مصادیق ماهوی همواره تباین حاکم می باشد و مساوی بودن دو مصداق ماهوی معنی ندارد. هر ماهیّتی مِن حیث هی لیست الّا هی ؛ یعنی هر ماهیّتی فقط خودش می باشد و نه چیز دیگر. زوجیّت غیر از چهار بودن است و بالعکس ؛ اگر چه هر دو به یک وجود موجودند. اتّحاد دو ماهیّت در وجود ، موجب مساوی شدن آن دو ماهیّت نمی شود. زید و عمرو هر دو در وجود ـ که امر واحد می باشد ـ اشتراک دارند امّا دو نفرند نه یک نفر. یا رنگ درخت و اندازه ی درخت هر دو با یک درخت موجودند ولی رنگ ، اندازه نیست و بالعکس.
امّا دو مصداق وجودی به اعتبار ماهیّتشان تباین دارند ؛ لکن به اعتبار وجودشان یا اساساً دو تا نیستند مگر به اعتبار یا دو مرتبه از یک وجودند. تباین دو وجود به هر ترتیب که فرض شود ، حقیقت نخواهد داشت ؛ چون وجود مشترک معنوی بوده در تمام موجودات یک معنا بیش ندارد.
۳ـ بین خود وجود منبسط و موجودات ماهوی هیچ نسبت منطقی وجود ندارد. کما اینکه خداوند متعال نیز هیچ نسبت منطقی با مخلوقات ندارد ؛ نسبت خدا و وجود منبسط با مخلوقات ، نسبت فلسفی و بلکه عرفانی می باشد ؛ که عبارت باشد از نسبت حقیقت و رقیقت در حکمت متعالیه و نسبت ظاهر و باطن یا ظاهر و مظهر در عرفان. منطق فقط از ذهنیّات (معرّف و حجّت) بحث می کند ؛ و مستقلّاً کاری با عالم خارج ندارد. لذا این گونه روابط داخل در مباحث منطقی نیستند. فلسفی را بحث در مفاهیم نیست ـ مگر به اعتبار ـ بلکه حکم واقع را بیان میکند ؛ و عارف را را به نحو اولی کاری با مفاهیم نیست. البته استفاده از مفاهیم و الفاظ آنها در کار انتقال روابط حقیقی گریزناپذیر می باشد مگر عند الاولیاء.

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها