سرخط خبرها

آیا بهشت فقط برای مسلمانان و ایرانیان است؟

پرسش:
به نظر شما بهشت مال ایرانی هاست چون اسلام داریم؟ من موافقم که انسانیت مرتبه ای بالاتر از دین داشتن داره، نظر شما در مورد این عقاید چیه؟ آیا من کفر ورزیدم؟
پاسخ:
۱ـ بهشت برای کسی است که عقلش را به کار گیرد ، می خواهد ایرانی باشد یا آمریکایی ؛ می خواهد سیاه باشد یا سفید و … . لذا بهشت را درجاتی است به اندازه ی عقولی که به کار گرفته می شوند. آنکه یک پیمانه از عقل خود بهره بگیرد ، یک درجه از بهشت نصیبش می شود و آنکه صد پیمانه از عقل خود کار کشیده باشد ، در درجه ی صدم بهشت خواهد بود. امام صادق (ع) فرمودند: « أَنَّ الثَّوَابَ عَلَى قَدْرِ الْعَقْل ـــ همانا صواب به اندازه ی عقل است » (بحار الأنوار، ج‏۶۶ ،ص۱۵۶) .عاقل محال است اهل جهنّم شود ؛ چون محال است عاقل دانسته خود را در آتش اندازد. هر که دانسته گناه می کند یقیناً عاقل نیست گرچه نابغه ی دوران باشد. عاقل محال است دانسته دست خود را بر آتش بگذارد کجا رسد که تمام وجودش را درآتش اندازد. آن کودک نادان یا دیوانه است که دست بر آتش می زند. « الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَس‏ ــــ کسانى که ربا مى‏خورند، برنمى‏خیزند مگر مانند کسى که بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده است.» (البقره:۲۷۵(
۲ـ به عکس نظر شما ، قرآن کریم ، انسان را مساوی مومن می داند و غیرمومن را انسان بالقوّه و حیوان بالفعل می شناسد. لذا انسان با قدم نهادن به وادی ایمان است که از حیوان متمایز می گردد. ممکن است بفرمایید که تمایز انسان با حیوان به عقل است نه به ایمان. عرض می شود که از منظر قرآن کریم ، کافر عاقل نیست.« إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ ــــــ بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالى هستند که تعقّل نمى‏کنند.» (الأنفال:۲۲) ؛ دقّت فرمایید! جنبنده ، نه انسان. «أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبیلا ـــــ آیا گمان مى‏برى بیشتر آنان مى‏شنوند یا مى‏فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند» (الفرقان:۴۴). یعنی بعضی از مردم غیر مومن ، از نظر رتبه ی وجودی حتّی از چهارپا نیز پایینتر بوده در حدّه خزنده یا جونده و امثال آنها هستند. « قَالَ النَّبِیُّ ص قِوَامُ الْمَرْءِ عَقْلُهُ وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا عَقْلَ لَه ـــــ قوام و بنیاد شخصیّت شخص، به عقل او است، و دین و آیین نیست براى کسى که داراى عقل نباشد » (بحار الأنوار، ج‏۱ ،ص۹۴)
باز ممکن است بفرمایید که اگر عقل و دین همواره همراه همند ، پس وجود این همه کافر دانشمند و مومن بی عقل را چگونه توجیه می کنید؟
عرض می شود که: اکثر علوم همچون ریاضیّات و فیزیک و … محصول قوّه وهم و خیالند که از قوای ادراکی انسان می باشند ــ دقّت شود: منظور همان وهم و خیال عرفی نیست ؛بلکه اصطلاح فلسفی آنها مراد می باشد. ــ سطح پایینترین علم عقلی فلسفه ی بحثی است که از راه برهان کار خود را پیش می برد ؛ و مافوق آن حکمت ذوقی است که افزون بر برهان از کشف قلبی نیز بهره می برد و فراتر از آن حکمت نوری یا عرفان نظری است که ابزار شناختش عقل مؤیّد به نور و قلب است. عقل در این مرتبه استدلال نمی کند بلکه می بیند و می یابد. بر این اساس ، هر کس به همان اندازه عاقل است که عقائدش بر برهان عقلی استوار باشد. مومنان حتّی تقلید هم که می کنند بر اساس برهان عقلی باید تقلید کنند و الّا تقلیدشان سفیهانه خواهد بود. از اینرو اکثر دانشمندان در حقیقت عاقل نیستند بلکه فقط هوشمند می باشند؛ و فرق است بین هوش و عقل. چه بسیار دیوانگان که قادرند مسائل ریاضی دشواری را حلّ نمایند. از طرف دیگر ، به ظاهر مومنان غیر مسلّح به برهان نیز در حقیقت مومن نیستند بلکه مقلّدینی مستضعفند. اینها اگر در خانواده ای غیر مسلمان بودند ، به همان سفتی که الآن مسلمانند ، غیر مسلمان می بودند. « عن بعض اصحابنا عن ابی عبدالله (ع): قُلْتُ لَهُ مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِی کَانَ فِی مُعَاوِیَهَ قَالَ تِلْکَ النَّکْرَاءُ وَ تِلْکَ الشَّیْطَنَهُ وَ هِیَ شَبِیهَهٌ بِالْعَقْلِ وَ لَیْسَتْ بِعَقْل‏ ـــــ راوی گوید: به امام صادق علیه السّلام گفتم: عقل چیست؟ حضرت فرمودند: چیزى است که به وسیله آن خداى رحمان پرستش مى‏شود، و به وسیله ی آن بهشتها به دست مى‏آیند. گفتم : پس آنچه در معاویه بود چیست؟ حضرت فرمودند: آن زیرکى و تیزهوشی است ؛ آن شیطنت است، که به عقل شباهت دارد ولی عقل نیست.» (بحار الأنوار، ج‏۱ ،۱۱۶ )
آنچه معاویه داشته به اصطلاح حکما همان قوّه ی وهم و خیال قوی بوده که انسان اکثر کارهای دنیایی خود را با آنها انجام می دهد ؛ و در اصطلاح روانشانسی هوش نامیده می شود. حضرت نیز آن را نکراء نامید که اگر در مسیر بد به کار افتد ، شیطنت خواهد بود.
حاصل سخن اینکه از نگاه اسلام و قرآن ، هر که دین ندارد ، عاقل نیست ؛ و هر که عاقل نیست ، اگر چه بالقوّه انسان باشد ، ولی بالفعل حیوان است. و میزان انسانیّت و دینداری افراد نیز به میزان عقلانیّت و برهان مداری آنهاست.
« از محمد بن سلیمان از پدرش رسیده که او گفته: به حضرت ابى عبد اللَّه امام صادق (علیه السّلام) گفتم: فلانى عبادت و بندگى و دین و آیین و فضل و برتریش چنین و چنان است، حضرت فرمودند: عقلش چگونه است؟ گفتم: نمی دانم، فرمودند: ثواب و پاداش به اندازه ی عقل است، همانا مردى از بنى اسرائیل در جزیره‏اى از جزیره‏هاى دریا که سبز و خرّم و داراى درخت بسیار و آب پاکیزه‏اى بود خداى تواناى بزرگ را عبادت و بندگى می نمود، و فرشته‏اى از فرشتگان از آنجا که او بود گذشت و گفت: پروردگارا پاداش این بنده‏ات را به من بنما! خداى تواناى بزرگ آن را به او نشان داد. فرشته آن پاداش را اندک شمرد. خداى تواناى بزرگ به او وحى کرده و در خاطرش انداخت که با او همراه باش! آن فرشته به شکل آدمى نزد او آمد، مرد بنى اسرائیلى به او گفت: تو کیستى؟ فرشته گفت: من مردى عبادت ‏کننده هستم از جاى تو و عبادت و بندگیت در اینجا آگاه شده‏ام. من آمدم تا با تو عبادت کنم، پس روزش را با او بود چون بامداد شد، فرشته به او گفت: جاى تو پاک و پاکیزه است. مرد بنى اسرائیلى گفت: کاش براى پروردگار ما چهارپایى بود ؛ که اگر پروردگار ما الاغى می داشت آن را در اینجا می چراندیم ؛ زیرا این گیاهها تباه مى‏شوند.فرشته به او گفت: پروردگار تو الاغ ندارد؟ مرد بنى اسرائیلى گفت: اگر براى او الاغى بود این گیاههان تباه نمى‏گشتند! پس خداى توانا و بزرگ به فرشته وحى نمود که او را به اندازه ی عقلش پاداش مى‏دهم. » (بحار الأنوار،ج‏۱، ص۸۴)

ما در ابتدا هویت طبیعی و حیوانی داریم و در صورتی که خودسازی کنیم می توانیم با طی کردن مراتب حیات انسانی و تقویت عقلانیت و اختیار به انسانیت برسیم و سپس تازه سیر و سلوک انسان به سوی احیای هویت الهی و حیات عرفانی شروع می شود. ماموریت دین و انبیای الهی این بوده است که انسان را در این طریق هدایت کنند و نهایتا او را به قرب الهی و احیای هویت الهی برسانند. بنابراین هدف دین بسیار فراتر از انسانیت است و به الهی شدن انسان و رنگ خدایی گرفتن او می اندیشد.
اما در مورد سوال اول باید گفت : چنین نیست که بهشت از آن ایرانی ها باشد. بهشت پاداش هر فرد خداپرست و متقی است که به فرامین الهی گوش فرا داده و در مقابلش سر تعظیم فرود آورده است. البته از آن جهت که اسلام دین آخرین پیامبر الهی و مذهب شیعه ، مذهب یاران و حامیان جانشین بلافصل رسول خداست ،‌ بدین خاطر فرد معترف به این دو، لایق و سزاوار بهشت الهی است؛ اما به صرف ایرانی بودن، فردی لایق بهشت نیست ، چرا که ، خدا با کسی فامیل نیست و در پاداش و جزای او نسب و خویشاوندیی در کار نیست.
ان اکرمکم عند الله اتقاکم : همانا گرامی ترینتان نزد خدا ، باتقواترینتان است. (حجرات / ۱۳) خداوند تنها ملاک نزدیکی به خود را تقوی و پرهیزگاری می داند ، و با این اصل به راحتی می توان فهمید که چه کسانی اهل بهشت یا اهل دوزخ اند.

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
Rating: 1.0/5. From 1 vote.
Please wait...
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x