سرخط خبرها

آیا عبارت « … هم فیها خالدون » در قرآن کریم درباره گناهکاران ، منافاتی با عدل خدا ندارد ؟

پرسش:
مدت زمان کیفر اعمال دنیایی ما در روز قیامت یا برزخ به حساب سال های این دنیاست یا آن دنیا ؟ مثلا اگر کسی ۳۰ سال گناه کرده باشد در آن زمان ۳۰۰۰۰ سال مؤاخذه می شود ؟ آیا کاربرد عبارت « … هم فیها خالدون » در قرآن کریم به همین علت است ؟ اگر جواب مثبت است ، این امر منافاتی با عدل خدا ندارد ؟
از عنایت شما متشکرم

پاسخ:

۱ـ در آخرت، زمان وجود ندارد. یوم هم ظرف ظهور حقیقت است نه ظرف زمان. البته از آنجا که زمان هم یکی از ظروف ظهور است، لذا یوم را در زمان هم به کار می برند. لذا یوم الدین، یعنی ظرف ظهور حقیقت دین، یوم القیامه یعنی ظرفی که در آن ظرف، مردم برای حساب رسی قیام می کنند یا ظرفی که در آن ظرف، حقیقت قائم می شود.

۲ـ گناه را در اصل، روح مرتکب می شود نه بدن. و روح موجود لازمانی است. لذا خود گناه هم لازمانی است. مثلاً وقتی کسی غیبت می کند، غیبت آن سخنی که از زبان شخص خارج می شود نیست، بلکه حقیقت غیبت، آن رذیله ای است که در روح شخص وجود دارد و همان رذیله و کثافت روحی است که به صورت سخن بر زبان شخص ظاهر می شود. اگر کسی روحش آلوده است، تا در دنیاست فرصت دارد روحش را از این آلودگی پاک کند؛ یعنی تهذیب نفس کند. اگر خود را پاک کرد که کرد؛ و الّا بعد از مردن، آن کثافت روحی با او خواهد بود.

۳ـ اینکه روح کثیف، میلیونها سال هم آثار کثیف خود را داشته باشد، آیا خلاف عدالت است؟ اگر مردی اهل رقص است یا زنی جلوی نامحرم می رقصد، یعنی روحش روح میمون است؛ یعنی روحش فقط در حدّ روح میمون بازیگوش که در سیرک نمایش می دهد، رشد کرده است. برای همین است که تا فرصت پیدا می کند می رقصد. این شخص در دنیا شاید فقط چند بار فرصت رقیصدن پیدا کرده است، امّا این دلیل نمی شود که بعد از مردن، روحش روح انسان شود. روح او روح میمون است، چه یکبار رقصیده باشد و چه تمام عمرش را رقصیده باشد؛ مگر اینکه در همین دنیا تهذیب نفس کند و روحش را ترقّی دهد به مقام فرشته و بالاتر از آن. توجّه شود که هیچ انسانی جهنّم نخواهد رفت. تمام اهل جهنّم یا حیوانند یا شیطان. انسان مساوی با بهشت است. روح انسانی، خودش بهشت است؛ خودش بهشت آفرین است. لذا اهل بهشت هر نعمتی را اراده کنند برایشان ظاهر می شود.

پس آنها که می پندارند گناه یعنی آنچه با اعضاء بدن انجام می گیرد، در واقع اهل توهّم هستند. حقیقت گناه، آن چیزی که در صحنه ی روح شخص است و گناهان صادر شده از اعضاء، نمودهای آن هستند. آدم رباخوار، روحش روح خوک است. در حالی که چه بسا در عمرش یکبار هم فرصتی پیش نیامده که ربا نخوری کند. مثل آن است که خوکی را در محلّ بهداشتی نگه دارند تا فرصت نجاست خواری پیدا نکند. خوک، نجاستخوار است چه فرصتش را پیدا کند چه فرصتش را پیدا نکند. اینکه یک خوک را در محیط بهداشتی نگه داریم تا نجاست نخورد، باعث نمی شود که او از خوک بودن خارج شود. آدمی هم که روحیه ی رباخواری دارد، باید این روحیه را اصلاح کند. ظاهر گناه مهمّ نیست، روحیه ی گناه مهمّ است. اگر کسی روحیه ی گناه نداشت، در ظاهر هم گناه نمی کند؛ امّا اگر روحیه ی گناه را داشت، به محض آنکه شرائط فراهم شود، گناه خواهد کرد. چنین کسی اگر هزار بار هم توبه کند باز به وضع سابقش برخواهد گشت. لذا توبه ی حقیقی، به معنی ترک ظاهر گناه نیست. توبه ی حقیقی یعنی تهذیب نفس، یعنی از بین بردن روحیه ی گناه. اگر کسی روحیه ی زناکاری دارد، زناکار است اگر چه در عمرش یکبار هم برایش پیش نیامده که زنا کند. لذا چنین کسی هم وقتی بمیرد، در جمع زناکاران خواهد بود با اینکه در عمرش یکبار هم زنا نکرده است.

و این یعنی عدالت در اوجش. هر کسی با حقیقت خویش محشور می شود؛ و این اوج عدالت است.

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
Rating: 4.0/5. From 5 votes.
Please wait...
4 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
محمد
29 روزها پیش

منظور از این که نوشتید (اگر کسی روحیه ی زناکاری دارد، زناکار است اگر چه در عمرش یکبار هم برایش پیش نیامده که زنا کند. لذا چنین کسی هم وقتی بمیرد، در جمع زناکاران خواهد بود با اینکه در عمرش یکبار هم زنا نکرده است.)چطور این شخص تا کنون این گناه را انجام نداده چطور وقتی بمیرد با زنا کاران است؟؟؟

محمد
23 روزها پیش
Reply to  مدیر

سلام برادر بیشتر توضیح بده مگر خداوند کسی را برای گناه نکرده مجازات میکند چه بسا از این کار خوشش میامده ولی تا وقتی جامه عمل نپوشانده و دست به زنا نزده به قول شما یکبار در عمرش چطور با زناکاران یکجا هستند؟؟و زناکار محسوب میشود؟؟

4
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x