سرخط خبرها

خدا هم با افزایش آسمانها وسعت پیدا کند تا در انجا باشد و خدا همه جا هست و آیا این با عدم محدودیت خداوند منافات ندارد که هر روز به او اضافه شود؟

پرسش:
در قرآن آمده است که خداوند هرروز به آسمانها می افزاید همانطور که هر روز در اخبار میشنویم ستارگان جدیدی کشف میشوند که چند ملیون سال نوری با زمین فاصله دارند حال سوال من این است که باید خدا هم با افزایش آسمانها وسعت پیدا کند تا در انجا باشد همانطور که گفته میشود خدا همه جا هست و آیا این با عدم محدودیت خداوند منافات ندارد که هر روز به او اضافه شود؟

پاسخ:
۱ـ اینکه هر از چندی ستنارگانی کشف می شوند، به دین معنا نیست که آن ستاره تازه خلق شده است. بلکه تلسکوپهای بشر توان آن را ندارند که ستارگان خیلی دورتر را رصد کنند. لذا هر از گاهی دانشندان موفّق می شوند با ترفندهای خاصّی ستارگان خیلی دورتر را هم قابل رصد کنند. لذا چنین کشفهایی ثابت نمی کنند که جهان، انتها دارد.

۲ـ چنین آیه ای که شما فرموده اید، در قرآن کریم وجود ندارد. آیه ای که شما به آن اشاره نموده اید چنین است: « وَ السَّماءَ بَنَیناها بِأَیدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ ـــــ و آسمان را به دست خویش بنا نمودیم و قطعاً ماییم وسعت دهندگان.» (الذاریات:۴۷)
از کجای این آیه بر می آید که خدا هر روز به آسمان می آفزاید؟!!! این برخی مترجمین بوده اند که سر خود و بدون ضابطه آیه را ترجمه نموده و امثال شما بزرگوار را به اشتباه انداخته اند. مثلاً برخی مترجمان این گونه ترجمه کرده اند: « و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم، و همواره آن را وسعت مى‏بخشیم.» در حالی که معنی دقیق آیه نیست. آیه فرمود: « … و قطعاً ماییم وسعت دهندگان.» امّا مترجم از پیش خودش مطلبی را به آیه اضافه نموده است. آیه نگفت ما گستراننده ی آسمان هستیم، بلکه فرموده، ماییم گستراننده؛ یعنی هر چیزی که گسترده می شود، ماییم گستراننده ی آن، که از جمله ی آنها، یکی هم آسمان است.
معنی آیه چیست؟
خدا می فرمایید: ما آسمان را با دست قدرت خود بنا نموده ایم، و گستردن هر چیزی و از جمله آسمان، قطعاً کار ماست.
دقّت شود! نمی گوید ما همین الآن داریم آن را گسترش می دهیم، بلکه می گوید: اینکه بساط آسمان گسترده شده، گستردن آن کار ما بوده است. یعنی آسمان که دارای این وسعت بی انتهاست، ما چنان وسعتی را خلق نموده ایم.
به فرض که وسعت دادن به معنی بزرگ کردن باشد، باز معنایش این نیست که جهان، محدود می باشد.
چون؛
اوّلاً ممکن است مراد از آسمان، جوّ باشد. چون ما وقتی به بالای سر خود نظر می کنیم، سقفی آبی رنگ می بینیم که اسمش را آسمان می گذارند. این آسمان، همان جوّ است. امّا فراتر از جوّ را گاه آسمان می گویند و گاه، فضا.
ثانیاً به فرض که مراد از آسمان، کلّ فضایی باشد که ما می بینیم. بزرگ شدن آن باز دلیل نیست که جهان انتها دارد. چون جهان ما می تواند داخل در جهانی بزرگتر باشد، و در درون همان جهان بزرگتر، در حال بزرگتر شدن هم باشد، مثل آنکه بادکنکی را باد کنید. آیا بزرگ شدن بادکنک دلیل می شود که کلّ اتاق هم بزرگتر شود؟

۳ـ طبق قواعد فلسفی اثبات می شود که جهان مادّی حاشیه ندارد، یعنی از هر سو، بی نهایت است. لذا جهان ما تنها یکی از بی نهایت جهان موجود در این نظام مادّی است. پس بزرگ شدن جهان ما دلیل بر بزرگ شدن کلّ نظام مادّی نیست. چون کلّ نظام مادّی، اصلاً اندازه ندارد که بزرگ شدن برایش معنی داشته باشد.

۴ـ خدا با مکان است نه در مکان
خدا نه عین اشیاء است، نه در درون اشیاء است، نه در بیرون اشیاء؛ بلکه خدا با اشیاء است؛ در حالی که اشیاء با خدا نیستند. همان گونه که روح در درون بدن نیست؛ بیرون از بدن هم نیست؛ بلکه با بدن است. نیز همان گونه که معنی نه در درون کلمه است نه در بیرون کلمه است نه عین کلمه است؛ بلکه با کلمه است؛ بی آنکه کلمه با او باشد.
توضیح:
معنی آتش، حقیقتی است غیر مادّی که یک حقیقت بیش نیست؛ امّا در عین یکی بودن، در ذهن تمام انسانها حضور دارد بی آنکه تکثّر بپذیرد. آن معنی بی آنکه جزئی از واژه ی آتش شود، با اوست؛ امّا بیرون از او هم نیست. چون بیرون واژه ی آتش، اشیاء مادّی دیگرند. و شگفت آنکه معنی آتش با آتش است ولی واژه ی آتش با معنی آتش نیست؛ چون اگر واژه ی آتش با معنی آتش بود، همه ی مردم دنیا ـ که معنی آتش را دارند ـ باید واژه ی آتش را هم می داشتند؛ در حالی که ندارند. معنی آتش ـ که حقیقت واحدی است ـ با تمام ذهنها هست بی آنکه به تعداد ذهنها باشد. چون اگر معنی آتش به تعداد ذهنها بود، لازم می آمد که معنی آتش در ذهن من با معنی آتش در ذهن شما متفاوت باشد؛ که در این حالت، دیگر تفهیم و تفاهم معنی نداشت. معنی آتش در ذهن من دقیقاً و صد در صد همان است که در ذهن شما است؛ در حالی که لازمه ی دو گانگی وجود حدّ اقلّ یک تفاوت است.
معنی آتش با «نار» عربی و با «اوت» ترکی و با «هایر» انگلیسی هم هست بی آنکه به تعداد آنها تکثّر یابد. معنی آتش در ذهن فارس و عرب و ترک و … دقیقاً یکی است.
روح نیز با بدن و با اعضای بدن همین حالت را دارد.
خداوند متعال نیز با مخلوقات همین رابطه را دارد؛ البته در سطحی بسیار متعالی تر.
نسبت برزخ با دنیا، و نسبت آخرت با « برزخ و دنیا» نیز به همین گونه است.
نسبت فرشتگان با دنیا نیز به همین نحو است.
این گونه رابطه را رابطه ی ظهور و بطون گویند.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها