سرخط خبرها

شبهاتی پیرامون سریال حضرت یوسف (ع) !

پرسش:
۱- در سریالها سیمای ائمه نشان داده نمی شود بلکه نوری آنها را احاطه کرده است در حالیکه سیمای پیامبران و حتی فرشتگان را براحتی نشان می دهند. ۲- در سریال ائمه آنها را موجوداتی فرابشر به تصویر می کشند که هیچ خطایی از آنها سر نمی زند حال اینکه در سریال پیامبران لغزشهای زیادی از آنها مشاهده می کنیم. ۳- تمام پیامبران آمده اند تا ظهور مهدی را مژده دهند بلکه سر وجود آفرینش مهدی موعود است. ۴- پیامبران علم غیب نمی دانند یعقوب از یوسفش بی خبر بود و یوسف از پدر، حال اینکه معتقدند که ائمه علم غیب می دانند در سریال امام رضا دیدیم که ایشان به مامون می گوید: من می دانم چگونه و بدست چه کسی می میرم.!!!!! اما این برنامه ها زایده ی اعتقادی است که شیعه آنرا باور دارد. و آنهم برتری ائمه نسبت به انبیاء. شیخ مفید در اوائل المقالات ص ۴۲-۴۳ می گوید : ( ائمه از همه پیامبران جز اولوالعزم برترند ) مجلسی در بحارالانوار ۲۶/ ۲۶۷ می گوید: ( پیامبران اولوالعزم بدین جهت اولوالعزم شدند که محبت و عشق ائمه را در دل داشتند) خمینی در کتاب الحکومه الاسلامیه بیان می کند: همانا ائمه ما دارای مقام و منزلتی هستند که هیچ فرشته مقرب و هیچ پیامبری بدان درجه نمی رسد. و این اعتقاد که تاکنون هیچ پیامبری در راستای گسترش عدالت موفق نبوده است و تنها کسی که موفق بعدالت گستری خواهد شد مهدی موعود است و حتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم در این مهم ناکام ماند فالعیاذ بالله. به این نوشته ها از کتاب خمینی توجه کنید: ترجمه متن: ( همانا مسئله غیبت امام قضیه مهمی است که اموری را بر ما آشکار می کند و از بین آنها این که هیچ کسی نتوانسته و نمی تواند این دستاورد بزرگ یعنی تطبیق عدالت در سراسر گیتی را رقم بزند مگر مهدی منتظر که خداوند او را برای بشر اندوخته ای قرار داده است . هر پیامبری که برانگیخته می شد برقرای عدالت و تطبیق آن درجهان اساسی ترین هدف وی بوده است اما موفق نشده است و حتی خاتم پیامبران صلی الله علیه و سلم که برای اصلاح بشریت و تهذیب نفس آنها و تطبیق عدالت آمده بود او نیز موفق نشد و همانا تنها کسی که بتمام معنی در تحقق عدالت در تمام دنیا موفق می شود مهدی منتظر می باشد.) صفات مهدی بزرگترین مصلح تاریخ از دیدگاه شیعه و اصلاحات وی از دیدگاه کتب علمای شیعه: ۱- ابوبکر و عمر را می کشد و عائشه را حد شرعی می زند. ( بحارالانوار/ ۵۳/۱۴ ، ۲۲/ ۲۴۰) ۲- اعراب را می کشد ( بحار الانوار ۵۲ / ۳۴۹ ) ۳- مساجد را ویران می کند ( بحارالانوار ۵۲ / ۳۳۸ ) ۴- قرآن جدید می آورد ( الغیبه للنعمانی ص ۲۰۰ ) ۵- قرآن را نسخ می کند و شریعت جدیدی می آورد ( النجم الثاقب فی احوال الامام الحجه الغائب ص ۲۹۳ ) ۶- برای انتقام مبعوث شده است ( بحارالانوار ۵۲/ ۳۱۵ ) ۷- محمد از پیروان او است ( بحارالانوار ۵۲/ ۳۴۸ ) ۸- پیروانش از بنی اسرائیل هستند ( بحارالانوار ۵۲/۳۴۶) ۹- مردان را می کشد و شکم زنان حامله را پاره می کند ( بحارالانوار ۵۲ / ۳۸۹ ) ۱۰- بحکم داوود حکم می کند ( الغیبه للنعمانی ص ۳۲۹ ) ۱۱- ترسو است ( بحارالانوار ۵۲ / ۹۰ ) ۱۲- ۸ ماه مردم را می کشد ( بحارالانوار ۵۲/ ۳۴۷ ) ۱۳- به تورات یهودیان و انجیل مسیحیان حکم می کند ( یوم الخلاص فی ظل القائم المهدی ص ۳۷۹ ) ۱۴- قتل بیشتر می شود ( تاریخ ما بعد الظهور ص ۳۹۷ ) ۱۵- قضاوت جدیدی را در مورد اعراب می آورد ( تاریخ ما بعد الظهور ص ۴۴۳ ) ۱۶- بدون علت می کشد ( تاریخ ما بعدالظهور ص ۴۷۲ ) ۱۷- مسجد الحرام و مسجدالنبی را تخریب و ویران و منهدم می کند ( الرجعه للاحسائی ۱۸۴ ) این بود چکیده ای از اصلاحات بزرگترین مصلح تاریخ از دیدگاه شیعه و براستی که تاکنون هیچ‌کسی نتوانسته چنین اصلاحات و عدالتی را برقرار کند ، اما می بینیم چه بی شرمانه بازیگر نقش پیک پروردگار به یوسف می گوید:( نام وی سالها آرامبخش لحظه های دشوار زندگی توست ) کلمه کفر را به فرشته خدا نسبت دادن حکمش چیست؟ خداوند می فرماید ( الا بذکرالله تطمئن القلوب ) ( همانا که با یاد خدا دلها آرامش می گیرد ) نه با نام امام موهوم. یعنی اینهمه دعوت یوسف به توحید که در سریال مشاهده می شد سراب بود؟!!!! پیک پروردگار به یوسف می گوید راه رهایی تو از چاه این است که به چهارده معصوم متوسل شوی؟!!! این خزعبلات را از کجا آورده اند؟ فرشته ای که پیامبر خدا را دعوت به شرک به الله می نماید!!!!!!!!! در قرآن نام شش تن آمده است که خداوند آنها را در زمین تمکین داده است و به آنها فرمانروایی عطا نموده ( یوسف ، داوود ، سلیمان ، ذوالقرنین ، طالوت ، رسول الله صلی الله علیه و سلم ) چرا نامی از مهدی نیست؟ لهذا آنچه از اهانت به انبیاء در این فیلم مشاهده می شود بیهوده نیست . یعقوبی که همواره از قضا و قدر شکایت می کند و یوسفی که برای آب خوردن منتظر فرشته وحی است و هیچ کاری نمی‌تواند بکند و پیک خدا جبرئیل امین که نقش آن را بازیگری معرفی می کند که در بسیاری از سریالهای طنز نقش دلقکی را بازی می کند هدف از اینها چیست؟ داستان یوسف در قرآن کریم به بهترین وجه در سیزده صفحه بیان شده است این داستان چهل و پنج قسمتی از کجا آمده است؟ از احسن القصص داستانی عاشقی و دراماتیک ساختن بلاشک جنایتی نابخشودنی است. از سیرت یوسف داستانی چون لیلی و مجنون ساختن و زلیخا در عشق یوسف آشفته نشان دادن چه انگیزه ای در ورای آن نهفته است.؟!!!! آیا جز سوء استفاده از احساسات و عواطف جوانان؟ پیامبر خدا را شیفته و دلمرده زنی نشان دادن یعنی چه؟ داستان عروسی یوسف با زلیخا و……… را از کجا آورده اند؟!!! فرشته خدا به یعقوب می گوید : علت اینکه بهنگام رد شدن از کنار چاه بوی یوسف را احساس نکردی این بوده است که هنوز مفهوم ولایت را خوب درنیافته بودی!!! منظور از ولایت چیست؟ اگر منظور ولایت خداوند است که سبحانک هذا بهتان عظیم و اگر ولایت یوسف است ( والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض ) باز حرفی گزافه است . چرا می خواهند از سیرت یوسف ولایت ائمه را اثبات کنند؟؟ ولایتی که در دین هیچ جایگاهی ندارد. بنیامین پس از شناخت یوسف گریه می کند اما وقتی برادران علت را می پرسند به آنها دروغ می گوید. این نسبت دروغ از کجا آمده است؟ یوسف پدرش یعقوب پیامبر را متهم به دلبستگی به غیرالله می نماید و می گوید علت هجران این است که پدر قلبش گرو اسماعیلش ( یعنی خود یوسف ) است . سبحانک هذا بهتان عظیم. در قسمت آخر سریال فرشته الهی از جانب خدا به یوسف گفت : ( خود را بیاری تا به عظمت تو پی ببرند ) آیا عظمت یوسف به لباسش بود . این گفته را از کجا به خدا نسبت می دهند؟!!!!! ( و من اضل ممن افتری علی الله الکذب ) و چه کسی گمراهتر از شخصی است که بر خدا دروغ می بندد. یعقوب پیامبر در دوران فراق یوسف به تبلیغ مهدویت مشغول است!!!!! پس از اینکه فرزندان یعقوب به اشتباه خود اعتراف می کنند یعقوب در ابتدا آنها را از خود می راند ، این چرندیات را از چه کتابی در آورده اند؟ در قرآن چنین آمده : (قَالُوا یا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ (۹۷) قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (۹۸) ( گفتند ای پدر برای گناهان ما در حق گناهان ما آمرزش طلب کن هرآئینه ما گنهکار بوده ایم * گفت : بزودی برای شما از پروردگار خود طلب آمرزش خواهم کرد هر آئینه او آمرزنده و مهربان است) کجاست بیان زیبای قرآن و تصویری که در سریال از پیامبر خدا نشان داده می شود؟؟؟؟!!! برادران یوسف پس از توبه و آنهمه اشک ریختن و دعای پدرشان برای آمرزش و همه این موارد در گوش یکدیگر نسبت به یوسف بدگویی می کنند یعنی نفاق!!!! این را از کجا آورده اند؟ شکی نیست بخش زیادی از آن را از اسرائلیات و کتابهای تحریف شده قبل از اسلام گرفته اند و بخشی دیگر را از کتب مملو از خرافات مراجع عظام . اگر اینهمه توهینی که به انبیاء در این سریال شد به یکی از ائمه می شد واکنش آیات عظام چه می بود ؟ روز عزا اعلام می کردند و خواستار مجازات تهیه کنندگان فیلم می شدند و مشاهده آنرا تحریم می کردند. بلاشک اهانتی که در این سریال به انبیاء الهی شد برای مسلمین تفاوت چندانی با توهینی که دانمارک به رسول الله صلی الله علیه وسلم نمود ندارد زیرا ( لا نفرق بین احد من رسله ) بین هیچ‌یک از پیامبران تفاوت نمی گذاریم.

پاسخ:
۱ـ در این متن آمده است : « اما در هر حال سریال یوسف پیامبر با تمام سر و صداهایی که ایجاد کرده بود و با تمام بحث و مناقشه حول آن خاتمه یافت»
واقع مطلب چنین نیست ؛ چون هنوز بحث حول این فیلم تمام نشده و هنوز اندیشمندان درباره آن نقد و نظر دارند. برای نمونه در تاریخ بیستم اردیبهشت ، در موسسه امام خمینی ـ تحت مدیریّت آیهالله مصباح یزدی ـ جلسه ی نقدی درباره این فیلم برگزار شد که خود نویسنده وکارگردان فیلم نیز در آن حضور داشت. در این نقدها که علمای شیعی به نویسنده ی فیلم نامه داشتند ، عمده نقدهایی که مطرح بود این بود که: اوّلاً در این فیلم از عصمت انبیاء آنچنان که باید دفاع نشده بود. ثانیاً بخشهایی از این فیلم اساساً در منابع شیعی وجود ندارد و نویسنده ، آنها را از منابع اهل سنّت استخراج نموده است ـ در آخر فیلم نیز منابعی که ارائه شد ، عمدتا منابع اهل سنّت بودند ـ و البته بسیاری از این مطالب موجود در منابع اهل سنّت نیز از اسرائیلیّاتی است که یهودیان مسلمان شده نظیر کعب الاحبار وارد کتب مسلمین کرده اند. ثالثاً برخی از ماجراهای این فیلم اساساً منبعی ندارد.
نویسنده و گارگردان فیلم هم با صبغه مذهبی که داشته و دارد ، در این جلسه به صراحت بیان داشت که همه این نقدها را می پذیرد ؛ و گفت که: من عالم دین نیستم و طبیعی است که نتوانم این ریزه کاریهای عالمانه را در فیم نامه رعایت کنم ؛ لذا متذکّر شد که این گونه فیلمها باید با نظارت علمای برجسته ی دین ساخته شود.
۲ـ هدف از ساخت سریال یوسف چه بود ؟
هدف از ساخته شدن این فیلم از نظر سازندگان آن بیان درسهایی بوده که در زندگی حضرت یوسف (ع) بوده است. امّا اینکه این فیلم در این زمینه تا چه اندازه موفق بوده مطلبی است که در نقدهای آن باید روشن گردد. و اگر انصاف بدهیم این فیلم با تمام اشکالاتی که بر آن وارد است ، در نوع خود فیلم پرثمری بود.
۳ـ چرا چنین هزینه سنگینی را برای ساخت فیلمی پیرامون زندگی یک پیامبر نموده اند ؟
چرا برای چنین فیلمی نباید هزینه کرد؟ اگر چنین هزینه ای برای بیان قصّه ای دینی نباید بشود ، پس برای ساخت چگونه فیلمی باید صرف شود؟! آیا چنین ایراد گرفتنی از نوع اشکالات بنی اسرائیلی نیست؟ صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ، هنگام پخش این فیلم مدام زیر نویس می کرد که اگر کسی ایده ای قرآنی دارد در سایت مربوطه آن را مطرح نماید صدا و سیما به ساخت آن اقدام نماید ؛ اگر منتقد محترم حقیقتاً نیّت اصلاح دارد چرا فیلم نامه ی قرآنی مناسبی ارائه نمی دهد تا ساخته شود؟! انتقاد نمودن آسان است ، هنر این است که در کنار چنین انتقادهایی راه حلّ و پیشنهادهای سازنده ای هم باشد.
۴ـ مگر سازندگان فیلم برای پیامبران خدا حرمتی قائل هستند؟
چرا نیستند؟! نویسنده و کارگردان این فیلم از افراد باایمان بوده و همواره فیلمهای دینی ساخته است مثل فیلم مردان آنجلس و فیلم حضرت ایّوب ؛ که هر دو از فیلمهای حقیقتاً پر مایه بوده اند. کارگردان این فیلم ، در جلسات نقد فیلم ، بارها این جمله را به کار برده که : دنیای سینما کثیف است ؛ لذا ما باید برای اصلاح آن قیام کنیم. به فرض اگر هم ایرادی به فیلم وارد است ، که وارد است ، این دلیل نمی شود که ما اعتقاد سازنده ی آن را هم زیر سوال ببریم. خداوند متعال می فرماید: « یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یکُونُوا خَیراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یکُنَّ خَیراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ؛ یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ ــــــــ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! نباید قومى قوم دیگر را استهزا کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نه زنانى زنان [دیگر] را، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و عیب یکدیگر را به رخ نکشید و همدیگر را به لقب‏هاى زشت مخوانید که بدنامى است نام کفر و فسوق پس از ایمان و آنها که توبه نکنند هم آنان ستمکارند. اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از بسیارى گمان‏ها بپرهیزید، چرا که پاره‏اى از گمان‏ها گناه است، و [در کار دیگران‏] تجسّس نکنید و کسى از شما غیبت دیگرى نکند آیا کسى از شما دوست دارد گوشت برادر مرده‏اش را بخورد؟ [بى‏شک همه شما] از آن کراهت دارید، [غیبت نیز چنین است.] و از خدا بترسید، که خدا توبه‏پذیر مهربان است.» » (حجرات:۱۱، ۱۲)
۵ـ مگر آنها معتقد نیستند که تمام پیامبران آفریده شده اند که زمینه ظهور امام غائب را فراهم کنند ؟
کجا شیعه چنین اعتقادی دارد که انبیاء آمده اند تا زمینه ی ظهور امام غائب را فراهم کنند ؟! آنچه شیعه به آن اعتقاد دارد این است که همه ی انبیاء (ع) به رسالت رسول الله (ص) و قیام مهدی موعود بشارت داده اند ؛ در این فیلم هم چیزی بیشتر از این مطرح نشده بود. مگر خود اهل سنّت معتقد نیستند که انبیاء قبلی به رسالت رسول الله (ص) بشارت داده اند؟ مگر این صریح پیام قران نیست؟ « وَ إِذْ قالَ عیسَى ابْنُ مَرْیمَ یا بَنی‏ إِسْرائیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَی مِنَ التَّوْراهِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یأْتی‏ مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَیناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبینٌ ــــــ و(به یاد آورید) هنگامى را که عیسى بن مریم گفت: «اى بنى اسرائیل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى که تصدیق‏کننده کتابى که قبل از من فرستاده شده‏[ تورات‏] مى‏باشم، و بشارت‏دهنده به رسولى که بعد از من مى‏آید و نام او احمد است!» هنگامى که او[ احمد] با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحرى است آشکار» » ( الصف : ۶ ) ؛ حال آیا منصفانه است که کسی از این آیه چنین برداشت کند که عیسی (ع) صرفاً زمینه ساز ظهور رسول الله (ص)بوده است؟
۶ـ در این متن آمده است « آری سریال یوسف بهانه ای بود و یوسف وسیله و ابزاری بود برای اثبات خرافات امامت و ولایت شیعه ، نمی دانیم این خرافات را از کجا آورده بودند براستی که داستان یوسف را از احسن القصص به اسوأ القصص تبدیل نمودند . کارگردان پر ادعای فیلم که در بدایت پخش سریال از هرچه بدگویی به اهل سنت فروگذاری نکرده بود اکنون هنرمندی خود را به همگان نشان داد.»
همانگونه که گفته شد در این فیلم تنها مطلب مربوط به امامت همانا اشاره به ظهور منجی آخر الزمان بود ، همین و بس ؛ که آن هم بر خلاف نظر جناب منتقد، نه تنها خرافات شیعیان نیست بلکه روایات خود اهل سنّت پر است از روایات نبوی که درباره مهدی موعود و منجی آخرالزمان بشارت داده اند ؛ این گونه احادیث در کتب روایی اهل سنّت به قدری زیادند که اگر همگی استخراج شوند ، کتابی مفصّل را تشکیل می دهند. اکثر علمای بزرگ اهل سنّت نیز به ظهور مهدی موعود عقیده ی راسخ دارند. برای نمونه به چند حدیث نبوی از منابع اهل سنّت اشاره می شود.
« قال رسول الله (ص) یکون من امّتی المهدی ، فان طال عمره او قصر عمره ، عاش سبع سنین او ثمان سنین اوتسع سنین ، یملاء الارض قسطاً وعدلاً و تخرج الارض نباتها و تمطر السماء قطرها ــــــ رسول خدا فرمودند: مهدی از امّت من است ؛ پس چه عمر او طولانی گردد و چه کوتاه ، چه هفت سال زندگی کند یا هشت سال یا نه سال ، زمین را پر از قسط و عدل می کند و زمین گیاهش را خارج می کند و آسمان قطراتش را فرو می فرستد» ( مسند احمد حنبل ، ج۳ ، ص ۲۷ ) شبیه همین حدیث در منابع زیر نیز آمده است البته با مقداری تفاوت تعبیر:
سنن ابی داود ، ج۲ ،ص۳۱۰ ـــ سنن ابن ماجه ، ج۲ ، ص ۱۳۶۶ ــ المستدرک حاکم نیشابوری ، ج ۴، ص۴۴۲ و۴۶۴ و ۴۶۵ ـــ مجمع الزوائد هیثمی ، ج۷ ، ص۳۱۳ و …
جناب تفتازانی ، از کبار متکلّمین اهل سنّت نیز ، در یکی از مهمترین کتب کلامی اهل سنّت ، یعنی شرح المقاصد فی علم الکلام ، ج۲ ، ص۳۰۷ آورده است. « عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِی قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏: الْمَهْدِی مِنِّی أَجْلَى الْجَبْهَهِ أَقْنَى الْأَنْفِ یمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً یمْلِکُ سَبْعَ سِنِینَ ـــــ ابو سعید خدرى روایت نموده که پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: مهدى از من است: پیشانیش باز و بینیش باریک می باشد. زمین را پر از عدل‏ و داد کند، چنان که پر از ظلم و جور شده باشد، و هفت سال سلطنت نماید. »
وی در ادامه گفته است: علما بر این اعتقادند که او امام عادلی است از فرزندان فاطمه ؛ که خدا هر گاه اراده نماید او را خلق می کند و او را پیروز کننده ی دین خود قرار می دهد و شیعه بر این پندار است که او همان محمّد بن حسن عسکری است که از مردم مخفی گشته است. حدیث فوق در تاریخ ابن خلدون ، ج۱ ، ص ۳۱۵ ، نیز آمده ؛ وی گفته است این حدیث بر مبنای مسلم (صاحب صحیح مسلم )صحیح است.
۷ـ جناب منتقد گفته است: « این یک واقعیت است که پیامبران در نزد شیعه از هیچ جایگاهی برخوردار نیستند و مقام امامت از مقام نبوت بالاتر می دانند.»
در پاسخ عرض می شود: آیا شیعیان برای انبیاء ارزش قائل نیستند یا اهل سنّت؟!! شیعه معتقد است انبیاء (ع) عصمت مطلق داشته از معصیت که سهل است از خطا و سهو و نسیان نیز معصومند ؛ در حالی که برخی از علمای اهل سنّت حتّی گناهان کبیره ای چون دروغگویی را هم برای انبیاء قائلند. در سطور پیشین نیز گفته شد که از جمله نقدهای علمای شیعه به فیلم مورد بحث این بود که در این فیلم به خوبی از عصمت انبیاء دفاع نشده بود.
۸ ـ باز گفته است : « لهذا در سریالها از آنها تنها بعنوان ابزاری برای معرفی اعتقاد ولایت و امامت استفاده می نمایند که می توان به وضوح آنرا در نکات زیر دریافت: ۱- در سریالها سیمای ائمه نشان داده نمی شود بلکه نوری آنها را احاطه کرده است در حالیکه سیمای پیامبران و حتی فرشتگان را براحتی نشان می دهند. ۲- در سریال ائمه آنها را موجوداتی فرابشر به تصویر می کشند که هیچ خطایی از آنها سر نمی زند حال اینکه در سریال پیامبران لغزشهای زیادی از آنها مشاهده می کنیم. ۳- تمام پیامبران آمده اند تا ظهور مهدی را مژده دهند بلکه سر وجود آفرینش مهدی موعود است. ۴- پیامبران علم غیب نمی دانند یعقوب از یوسفش بی خبر بود و یوسف از پدر، حال اینکه معتقدند که ائمه علم غیب می دانند در سریال امام رضا دیدیم که ایشان به مامون می گوید: من می دانم چگونه و بدست چه کسی می میرم.!!!!! اما این برنامه ها زایده ی اعتقادی است که شیعه آنرا باور دارد. و آنهم برتری ائمه نسبت به انبیاء. شیخ مفید در اوائل المقالات ص ۴۲-۴۳ می گوید : ( ائمه از همه پیامبران جز اولوالعزم برترند ) مجلسی در بحارالانوار ۲۶/ ۲۶۷ می گوید: ( پیامبران اولوالعزم بدین جهت اولوالعزم شدند که محبت و عشق ائمه را در دل داشتند) خمینی در کتاب الحکومه الاسلامیه بیان می کند: همانا ائمه ما دارای مقام و منزلتی هستند که هیچ فرشته مقرب و هیچ پیامبری بدان درجه نمی رسد. و این اعتقاد که تاکنون هیچ پیامبری در راستای گسترش عدالت موفق نبوده است و تنها کسی که موفق بعدالت گستری خواهد شد مهدی موعود است و حتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم در این مهم ناکام ماند فالعیاذ بالله. به این نوشته ها از کتاب خمینی توجه کنید: ترجمه متن: ( همانا مسئله غیبت امام قضیه مهمی است که اموری را بر ما آشکار می کند و از بین آنها این که هیچ کسی نتوانسته و نمی تواند این دستاورد بزرگ یعنی تطبیق عدالت در سراسر گیتی را رقم بزند مگر مهدی منتظر که خداوند او را برای بشر اندوخته ای قرار داده است . هر پیامبری که برانگیخته می شد برقرای عدالت و تطبیق آن درجهان اساسی ترین هدف وی بوده است اما موفق نشده است و حتی خاتم پیامبران صلی الله علیه و سلم که برای اصلاح بشریت و تهذیب نفس آنها و تطبیق عدالت آمده بود او نیز موفق نشد و همانا تنها کسی که بتمام معنی در تحقق عدالت در تمام دنیا موفق می شود مهدی منتظر می باشد.)
پاسخ:
۱ـ اینکه در فیلمها صورت ائمه و نبی اکرم (ص) را نشان نمی دهند ، اوّلاً برای احترام بیشتر به این ذوات مقدسه است ، نه بی احترامی به انبیاء سلف. ثانیاً برای این است که جامعه روی این مساله حسّاسیّت خاصّی دارد. در فیلم محمّد رسول الله هم که گارگردان آن سنّی بود ، صورت رسول الله (ص) و علی (ع) را نشان نداده بود ؛ چون واقف بودند که جامعه اسلامی روی این مساله حسّاسیّت خاصّ دارد.
۲ـ شیعه به عصمت مطلق تمام انبیاء و ائمه (ع) قائل است. ولی متاسفانه در این فیلم نتوانسته بودند از این عقیده دفاع نمایند ؛ لذا یکی از ایراداتی که علمای شیعه به گارگردان این فیلم داشتند همین اشکال بود. آیا این درست که کسی لغزشهای یک گارگردان غیر عالم را به یک مذهب و علمای آن سرایت دهد؟ پس انصاف علمی کجاست؟! آیا سزاست که ما هم جنایات هولناک طالبان ــ که طلبه های سنّی مذهب می باشند ــ و جنایات وهابیون افراطی یا خلفای بنی امیّه را به مذهب اهل سنّت نسبت دهیم؟ آیا سزاست که شیعه هم جنایات یزید بن معاویه و حجّاج بن یوسف و عمر بن سعد و ابن زیاد را ، که همگی سنّی مذهب بودند ، به پای مذهب تسنن بنویسند؟ روشن است که این کار درست نیست و شیعه هم چنین نمی کند چرا که چنین علملی خلاف انصاف است.
۳ـ در این متن آمده است : « تمام پیامبران آمده اند تا ظهور مهدی را مژده دهند بلکه سر وجود آفرینش مهدی موعود است».
کجا شیعه چنین عقیده ای دارد؟ و کجا این فیلم چنین ایده ای را تبلیغ می کرد؟ اینکه انبیاء به ظهور آن حضرت بشارت داده اند یک حرف است و اینکه انبیاء تنها و تنها برای همین کار آمده اند حرف دیگر. آیا گذاشتن یکی از این دو مطلب به جای دیگری مغالطه نیست؟
همچنین شیعه سرّ آفرینش و غایت خلقت را وجود رسول الله می داند نه وجود مهدی موعود ؛ بلی ما اهل بیت (ع) را هم بعد از رسول الله (ص) افضل خلائق می دانیم و از این عقیده نیز دفاع می کنیم و از قرآن و روایات خود اهل سنّت نیز بر آن شاهد اقامه می کنیم. ذیلاً به عنوان نمونه چند شاهد صادق ارائه می شود که مشابه آنها را به فراوانی می توان در منابع اهل سنّت یافت.
۳ـ۱ ـ مقام امامت برتر از مقام نبوّت می باشد. لذا حضرت ابراهیم (ع) با اینکه نبی بود ولی دارای مقام امامت نبود ؛ و زمانی به امامت رسید که امتحانان متعدّدی را پشت سر گذاشته قابلیّت لازم را اکتساب نمود. « وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیتی‏ قالَ لا ینالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ ــــ (به خاطر آورید) هنگامى را که خداوند، ابراهیم را با کلمات گوناگونى آزمود ؛ و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم.» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من(نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى‏رسد.» (البقره:۱۲۴)
طبق این آیه ، تنها کسی لیاقت امامت خاصّ بر مردم را دارد که لیاقت نبوّت را هم داشته باشد ؛ و تنها کسی که بعد از رسول خدا چنین لیاقتی را داشت علی بن ابی طالب (ع) بود ؛ چون طبق حدیث منزلت ـ که در معتبرترین کتب اهل سنّت نقل شده ـ آن حضرت از هارون نبی افضل بود ؛ پس اگر هارون(ع) لیاقت نبوّت داشت علی (ع) به نحو اولی چنین لیاقتی را داشته است ؛ امّا از آنجا که نبوّت خاتمه یافته بود آن حضرت به نبوّت نرسیدند. امّا حدیث منزلت در مهمترین منابع روایی اهل سنّت:
ـ « قَالَ النبی صلی الله علیه و سلم لعلیّ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى ـــ آیا راضی نیستی که نسبت به من همچون هارون باشی نسبت به موسی.» (صحیح بخاری ، ج۴ ، ص۲۰۹)
ـ « أَنَّ رسول الله صلی الله علیه و سلم خَرَجَ إِلَى تَبُوکَ وَ اسْتَخْلَفَ عَلِیاً فَقَالَ أَ تُخَلِّفُنِی فِی الصِّبْیانِ وَ النِّسَاءِ قَالَ أَ لَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَیسَ نَبِی بَعْدِی ـــ رسول خدا (ص) خارج شد به سوی تبوک و علی(ع) را جانشین خود قرار داد. پس علی (ع) گفت: آیا مرا جانشین قرار می دهی بر کودکان و زنان ؟! پیامبر خدا فرمودند: آیا راضی نیستی که نسبت به من همچون هارون باشی نسبت به موسی ؟ جز اینکه بعد از من پیامبری نیست.» ( صحیح بخاری ، ج ۵ ، ص۱۲۹)
این حدیث در صحیح مسلم ، ج۷ ، ص۱۲۱ و سنن ترمذی ، ج۵ ، ص ۳۰۲ نیز آمده است که بعد از صحیح بخاری معتبرترین کتب روایی اهل سنّت می باشند.
طبق این حدیث شریف ، علی بن ابی طالب (ع) افضل از هارون نبی می باشد ؛ چون شکّی نیست که رسول الله (ص) از موسی(ع) برتر است ؛ پس علی (ع) نیز باید به همان اندازه از هارون (ع) افضل باشد تا این نسبت حفظ گردد. لکن در حدیث تصریح شده که علی (ع) نبی نیست چون بعد از رسول خدا پیامبری نخواهد آمد.
۳ـ۲ـ نبی اکرم(ص) فرمودند: « کان الناس من شجر شتّى ، و کنت انا و على من شجره واحده. ـــــ مردم همه از درخت دیگری هستند ولی من و علی از درخت واحدی هستیم.» (لسان المیزان ، ابن حجر عسقلانی ، ج۳ ، ص۱۸۰)
نیز « عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یقُولُ لِعَلِی ع: یا عَلِی النَّاسُ مِنْ شَجَرٍ شَتَّى وَ أَنَا وَ أَنْتَ مِنْ شَجَرَهٍ وَاحِدَهٍ، ثُمَّ قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ- صِنْوانٌ وَ غَیرُ صِنْوانٍ یسْقى‏ بِماءٍ واحِدٍ. ــــــ جابر بن عبد اللَّه گوید: از رسول الله صلى اللَّه علیه و آله شنیدم که به علی (ع) می فرمود: یا على! مردم از درختان پراکنده و مختلف هستند امّا من و تو از درخت واحدی هستیم. سپس رسول الله صلى اللَّه علیه و آله این آیه را قرائت فرمود: « وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ صِنْوانٌ وَ غَیرُ صِنْوانٍ یسْقى‏ بِماءٍ واحِدٍ ـــ و با باغهایى از انگور و کشت و نخل، از یک بن و غیر یک بن، که از یک آب سیراب مى‏شوند» » (المستدرک ، حاکم نیشابوری ، ج۲ ، ص۲۴۱ ـــ مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج۹ ، ص۱۰۰ ـــ میزان الاعتدال ، ذهبی ، ج۲ ، ص۳۰۶)
در این حدیث ، تصریح شده که رسول الله و علی (علیهما السلام ) از یک اصل و حقیقت بوده ، هر دو ثمره ی یک درخت می باشند و باقی انسانها ، که شامل انبیاء نیز می شود ، از اصل و حقیقت دیگری می باشند ؛ و شکّی نیست که رسول الله (ص) افضل خلایق می باشد ؛ پس علی (ع) هم که با رسول الله (ص) از یک اصل بوده و هر دو ثمره ی یک درخت وجودی هستند ، از باقی انسانها افضل است.
۳ـ۳ـ « عبدالله بن عمر قال: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ سُئِلَ بِأَی لُغَهٍ خَاطَبَکَ رَبُّکَ لَیلَهَ الْمِعْرَاجِ؟ فَقَالَ: خَاطَبَنِی بِلُغَهِ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَأَلْهَمَنِی أَنْ قُلْتُ یا رَبِّ خَاطَبْتَنِی أَنْتَ أَمْ عَلِی ؟ فَقَالَ یا أَحْمَدُ أَنَا شَی‏ءٌ لَا کَالْأَشْیاءِ لَا أُقَاسُ بِالنَّاسِ وَ لَا أُوصَفُ بالشبهات [بِالْأَشْبَاهِ ] خَلَقْتُکَ مِنْ نُورِی وَ خَلَقْتُ عَلِیاً مِنْ نُورِکَ فَاطَّلَعْتُ‏ عَلَى سَرَائِرِ قَلْبِکَ فَلَمْ أَجِدْ إِلَى قَلْبِکَ أَحَبَّ مِنْ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَخَاطَبْتُکَ بِلِسَانِهِ کَیمَا یطْمَئِنَّ قَلْبُک. ــــ عبد اللَّه بن عمر گفت: شنیدم از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله ، در حالی که از او پرسیده شد که خداى متعال، در شب معراج با چه لغت و زبانى با تو سخن گفت؟ فرمود: به لغت و زبان على، مرا مخاطب ساخت ؛ در آن حال الهام شدم که بپرسم خدایا! تو با من سخن مى‏گویى یا على با من صحبت مى‏کند؟ خداوند فرمود: اى احمد! من شیء هستم (وجودم ) امّا نه مثل دیگر اشیاء و موجودات ؛ نه با مردم قیاس مى‏شوم و نه با چیزهاى مشابه توصیف مى‏گردم. من تو را از نور خودم آفریدم و على را از نور تو خلق نمودم ، از آن پس به اسرار قلبت آگاه شدم و احدى را نزدیکتر و محبوبتر به قلب و دل تو از على نیافتم، از این رو به زبان و آواى على تو را مخاطب ساختم، تا قلبت آرام گیرد» (المناقب ، الموفق الخوارزمی ، ص۷۸)
این حدیث نیز گواه آن است که علی بن ابی طالب (ع) بعد از نبیّ اکرم (ص) افضل مخلوقات عالم می باشد.
۳ـ۴ـ و فرمودند: « خلقت من نور الله عز و جل و خلق أهل بیتی من نوری، و خلق محبوهم من نورهم، و سائر الناس فی النار ــــ من از نور خدا آفریده شده ام و اهل بیت من از نور من خلقت یافته اند و دوستداران آنها نیز از نور ایشان آفرینش یافته اند و سایر مردم در آتشند.» (ینابیع الموده ، قندوزی حنفی ، ج۱ ، ص۴۶)
۳ـ ۵ ـ « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِی مِنِّی وَ أَنَا مِنْ عَلِی وَ لَا یؤَدِّی عَنِّی إِلَّا عَلِی ـــ علی از من است و من از علی و هیچ کس جز علی وظایفم را به انجام نمى‏رساند.» (سنن ترمذی ، ج۵ ، ص۳۰۰ ، (ترمذی تصریح نموده که حدیث صحیح می باشد ـــ مسند امام احمد حنبل ، ج۴ ، ص۱۶۵)
در این حدیث نیز رسول الله (ص) از عینیّت بین خود و علی (ع) گزارش داده است که به بواسطه ی افضل الخلق بودن رسول الله (ص) آن حضرت نیز به تبع رسول الله افضل الخلائق می شود.
۴ـ باز گفته است: « پیامبران علم غیب نمی دانند یعقوب از یوسفش بی خبر بود و یوسف از پدر، حال اینکه معتقدند که ائمه علم غیب می دانند در سریال امام رضا دیدیم که ایشان به مامون می گوید: من می دانم چگونه و بدست چه کسی می میرم.!!!!! اما این برنامه ها زایده ی اعتقادی است که شیعه آنرا باور دارد. و آنهم برتری ائمه نسبت به انبیاء.»
اینکه یعقوب (ع) از یوسف بی خبر بود ، چیزی نیست که در این فیلم اختراع شده باشد ؛ اگر کسی سوره یوسف را خوانده باشد ، به وضوح همین معنا را از آن سوره در می یابد. امّا در این فیلم گفته نشده بود که یوسف از پدرش بی خبر بود ، بلکه در جای جای این فیلم نشان داده شد که یوسف از حال زار پدر خبر داشت. آنچه در این فیلم نشان داده شد این بود که انبیاء گاهی از غیب باخبر بودند و گاه نبودند ؛ هر گاه فرشته ی الهی آنان را از اخبار غیبی آگاه می ساخت با خبر بودند و الّا خبری نداشتند. حال باید از منتقد محترم پرسید که چنین اعتقادی نسبت به انبیاء ، نادرست و توهین آمیز است؟! خداوند متعال در جای جای قرآن کریم هم از علم غیب انبیاء به برخی امور خبر داد ، هم از نداشتن علم غیب به برخی امور دیگر. برای نمونه ، در جریان خضر و موسی (ع) ــ سوره کهف آیات ۶۰ به بعد ــ حضرت خضر علم به برخی امور غیبی داشت در حالی که موسی(ع) علم غیب به آن امور نداشت ؛ و این در حالی است که حضرت موسی (ع) پیامبر اولوالعزم بود ولی حضرت خضر از انبیاء اولوالعزم نیست. پس اوّلاً نبی بودن مستلزم علم غیب داشتن به تمام امور نیست ؛ ثانیاً علم غیب داشتن تعیین کننده ی مقام یک شخص نیست ؛ چون بین مسلمین اتّفاق نظر وجود دارد که انبیاء اولوالعزم افضل از دیگر انبیاء می باشند. پس موسی (ع) اگر چه به اندازه ی خضر علم غیب نداشت ولی به وجهی افضل از او بود.
در مورد ائمه (ع) نیز شیعه بر این اعتقاد است که آنان به اذن خدا عالم به غیب بودند ، و خود آن بزرگواران تصریح نمودند که علم به تمام امور عالم دارند ، لکن علمشان را نسل به نسل از رسول الله گرفته اند ؛ و علم رسول الله نیز چیزی جز قرآن نبوده ؛ و قرآن خود تصریح دارد که بیان کننده ی تمام حقایق عالم می باشد ؛ « وَ نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَی‏ء ــــ و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز » (النحل:۸۹) ؛ « ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَی‏ءٍ ـــــ ما هیچ چیز را در این کتاب، فرو گذار نکردیم‏.» (الأنعام:۳۸) ؛ « لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مُبین‏ ــــ هیچ تر و خشکى نیست ، جز اینکه در کتابى آشکار ثبت است. » (الأنعام:۵۹)
آیا شکّی هست که پیامبر خدا به تمام اسرار قرآن عالم بوده است؟! اگر پیامبر خدا به تمام اسرار قرآن عالم نبوده پس چه کسی می تواند به آن عالم گردد؟ و اگر کسی نخواهد توانست بر آن عالم گردد پس نازل نمودن آن عبث و بیهوده می شود ؛ که خداوند حکیم منزّه عبث و بیهوده کاری است. پس یقیناً رسول الله (ص) عالم به جمیع اسرار قرآن بوده است و قرآن هم که تبیاناً لکلّ شیء می باشد ؛ پس پیامبر خدا عالم به تمام حقایق بوده است. از طرفی مگر علی بن ابی طالب (ع) دروازه ی علم نبیّ اکرم (ص) نبود. پس هر که بخواهد از اسرار قرآن و علوم نبوی مطّلع شود چاره ای جز این ندارد که از راهش وارد شود و راهش علی بن ابی طالب (ع) می باشد. امّا شاهد صادق ما از روایات اهل سنّت:
« قَالَ النَّبِی ص‏ أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِی بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ المدینهَ فَلْیأْتِ مِنَ الْبَاب ــــ نبیّ خدا فرمودند: من شهر علم هستم و علی دروازه ی آن است ؛ پس هر که قصد ورود به شهر را دارد باید از دروازه ی آن وارد شود.» (المستدرک ، حاکم نیشابوری ، ج۳ ، ص۱۲۶ و ۱۲۷ (وی این روایات را از چندین روای نقل نموده و تصریح کرده که روایت صحیح می باشد.) ) این حدیث از روات گوناگون و در بسیاری از کتب روایی اهل سنّت آمده است.
« قال رسول الله (ص): علیّ مع القرآن و القرآن مع علیّ ، لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض.هذا حدیث صحیح الاسناد. ــــ رسول خدا فرمودند: علی با قرآن است و قرآن با علی است ؛ این دو از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. این حدیث از نظر سند صحیح می باشد.» ( المستدرک ، حاکم نیشابوی ، ج۳ ، ص۱۲۵ ـــ مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج۹ ، ص۱۳۵ ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج۱۱ ، ص۶۰۳ و دیگر منابع )
آیا کسی که دروازه ی علم رسول الله باشد و قرآن با او او با قرآن باشد ، عالم به تبیاناً لکلّ شیء نخواهد بود؟! اگر علی (ع) جاهل به یک حقیقت قرآنی بود ، در همان مورد از قرآن جدا می شد ؛ در حالی که روایت تصریح دارد که این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند.
۵ ـ جناب منتقد به این سخن اشکال نموده که: « پیامبران اولوالعزم بدین جهت اولوالعزم شدند که محبت و عشق ائمه را در دل داشتند »
گویا وی این حدیث متواتر را نشنیده است که نبی خدا فرمود: « من کنت مولاه فهذا علی مولاه ـــ هر که من مولای او هستم پس علی مولای اوست» اگر مولا به معنی امام است پس علی (ع) امام جمیع انبیاء می باشد ؛ چون نبیّ خدا امام الانبیاء است ؛ و اگر مولا یعنی کسی که باید او را دوست داشت ، شکّی نیست که تمام انبیاء به بعثت خاتم الانبیاء خبر داده اند و او را دوست می داشتند ؛ پس طبق سخن نبیّ خدا باید علی (ع) را هم دوست می داشتند.
۶ـ جناب منتقد سخنی از امام خمینی (ره) نقل نموده و آن را توهین به انبیاء شمرده است: « همانا مسئله غیبت امام قضیه مهمی است که اموری را بر ما آشکار می کند و از بین آنها این که هیچ کسی نتوانسته و نمی تواند این دستاورد بزرگ یعنی تطبیق عدالت در سراسر گیتی را رقم بزند مگر مهدی منتظر که خداوند او را برای بشر اندوخته ای قرار داده است . هر پیامبری که برانگیخته می شد برقرای عدالت و تطبیق آن درجهان اساسی ترین هدف وی بوده است اما موفق نشده است و حتی خاتم پیامبران صلی الله علیه و سلم که برای اصلاح بشریت و تهذیب نفس آنها و تطبیق عدالت آمده بود او نیز موفق نشد و همانا تنها کسی که بتمام معنی در تحقق عدالت در تمام دنیا موفق می شود مهدی منتظر می باشد. »
آیا اینکه هیچکدام از انبیاء نتوانسته اند عدالت جهانی را تحقّق ببخشند ، سخن باطلی است ؟! اگر توانسته اند شاهد بیاورید؟ کی در روی زمین عدالت جهانی وجود داشته است. اینکه انبیاء خود اهل عدالت بوده اند و توانسته اند در گوشه ای زمین عدالت را پیاده کنند شکّی در آن نیست ولی عدالت جهانی که همراه با جهانی شدن دین خداست منحصر به دوره ی ظهور مهدی موعود می باشد. در فقرات پیشین از منابع خود اهل سنّت شواهدی ذکر شد که نبیّ خدا خبر دادند که مهدی موعود عدالت و قسط را در زمین حاکم خواهد نمود. این منتقد را چه شده که حتّی در مقابل بدیهیّات تاریخ و مسلّمات مذهب خودشان هم موضع مخالف گرفته است؟!
۹ـ امّا باقی مطالب این منتقد نیز یا ترجمه غلط روایات است ، یا تهمتهایی است بی اساس یا روایاتی هستند ضعیف السند که علمای شیعه اعتنایی به آنها نمی کنند و جالب اینجاست که وی حدیث مخالف همان حدیث را هم در کنار آن حدیث دیده و آن را نادیده گرفته است.برای نمونه به چند مورد اشاره می شود تا ملاحظه فرمایید که روایات ما را چگونه معنا کرده است:
الف ـ از بحار نقل نموده که حضرت مهدی مساجد را ویران می کند ؛ و نیز مسجد الحرام را خراب می کند . حال اصل حدیث را ملاحظه فرمایید: « إِذَا قَامَ الْقَائِمُ هَدَمَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ حَتَّى یرُدَّهُ إِلَى أَسَاسِهِ وَ حَوَّلَ الْمَقَامَ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِی کَانَ فِیه‏ ـــ زمانی که قائم ما قیام نمود ، مسجدالحرام را خراب می کند تا آن را به جای اصلی خودش برگرداند و مقام ابراهیم را به آنجایی انتقال می دهد که از ابتدا در آنجا بوده است» یعنی مردم مسجدالحرام و مقام ابراهیم را از آنچه در زمان پیامبر (ص) بود منحرف نموده اند ؛ لذا آن حضرت آنها را به جای اصلی خودش بر می گرداند. آیا مطلب این همه هیاهو داشت؟!
امام صادق (ع) فرمودند: « هنگامى که قائم ما قیام کرد چهار مسجد را در کوفه منهدم مى‏کند و هیچ مسجد مشرفى را نمى‏گذارد جز اینکه کنگره و اشراف آن را خراب مى‏کند و بحال ساده و بدون اشراف مى‏گذارد »
یعنی امام (ع) مناره ها را خراب می کند ؛ چون مناره ها مشرف به خانه ی مردم هستند و از آنجا داخل خانه ی مردم دیده می شود. در فقه شیعه نیز ساختن مناره برای مساجد کراهت دارد. لذا امام خود مساجد را تخریب نمی کند بلکه آنها را به وضع اسلامی باز می گرداند.
ب ـ اعتقاد راسخ شیعه این است که قرآن مهدی موعود همین قرآن معروف است ؛ لکن در دست آن حضرت قرآنی است که امیر مومنان شأن نزول آیات و تفاسیر آنها را هم نوشته است. همچنین روایات فراوانی تأکید بر این دارند که آن حضرت سنّت رسول الله را زنده خواهد نمود لکن چون سّنّت آن حضرت بین مردم مورد غفلت واقع شده مردم چنین خواهند پنداشت که او دین جدیدی آورده است. امّا جناب منتقد همه ی این قطعیّات اعتقادی شیعه را وارونه جلوه داده و چیزهایی به شیعه نسبت داده که هیچ شیعه ای قائل به آنها نیست. به فرض هم که در کتبی مثل بحار الانوار احادیثی موافق گفته ی او وجود داشته باشد باز این دلیل نمی شود که چنین مطالبی اعتقاد شیعه شمرده شود ؛ مگر شیعه هر حدیثی را درست می داند که ظاهر احادیث را به حساب اعتقادات شیعه بگذارند؟! « سَأَلْتُهُ عَنْ سِیرَهِ الْمَهْدِی کَیفَ سِیرَتُهُ قَالَ یصْنَعُ مَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص یهْدِمُ‏ مَا کَانَ قَبْلَهُ کَمَا هَدَمَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَمْرَ الْجَاهِلِیهِ وَ یسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیدا ـــ راوی می گوید: از امام صادق (ع) سوال نمودم درباره ی سیره ی مهدی که چگونه است؟ فرمود: همان کاری را می کند که رسول الله کرد ؛ رسومات قبل از خود را نابود می کند همانگونه که رسول الله (ص) کارهای عصر جاهلیّت را نابود ساخت و اسلام را از نو بر می گرداند.» (بحار الأنوار ، ج‏۵۲، ص۳۵۳)
ملاحظه بفرمایید که این منتقد گرام ، چگونه آخر روایت را غلط ترجمه نموده است. روایت می گوید: آن حضرت اسلام را از نو بر می گرداند ؛ ولی جناب منتقد ترجمه نموده که قرآن را نسخ می کند و شریعت جدیدی می آورد.
ج ـ وی گفته است مهدی به حکم داوود حکم می کند.
اصل مطلب چنین است که مهدی همانند داوود نبی قضاوت می کند ؛ یعنی شاهد طلب نمی کند بلکه مثل حضرت داوود (ع) از روی علم غیب قضاوت خواهد نمود.
د ـ وی گفته است مهدی به تورات یهودیان و انجیل مسیحیان حکم می کند.
اصل مطلب این است که آن حضرت بر ضدّ یهودیان از تورات خودشان استدلال می کند و بر ضدّ مسیحیان از انجیل خودشان ؛ کما اینکه سائر ائمه (ع) نیز با اهل کتاب چنین احتجاج می نمودند و آنان را با مطالب مورد قبول خودشان محکوم می نمودند.
هـ ـ امّا اینکه عرب را می کشد ؛ صحیح است همانگونه که پیامبر خدا در صدر اسلام کشت. امّا همانگونه که پیامبر خدا تنها کفّار و معاندین را می کشت آن حضرت نیز با اعراب معاند و حقّ ستیز مبارزه خواهد نمود. حال کجای این ماجرا زشت و قبیح بود؟!
و ـ امّا اینکه آن حضرت منتقم است ، باز درست است ؛ او به نمایندگی از تمام انبیاء و مجاهدین تاریخ بشریّت با تمام کفّار و مشرکین نبرد خواهد نمود و انتقام حقّ را از باطل خواهد گرفت. مگر انتقام گرفتن بد است ؛ مگر نه این است که منتقم از اسماء الهی است « إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ ذُو انتِقامٍ » (إبراهیم:۴۷ ) و مگر نفرمود که: « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ رُسُلاً إِلى‏ قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَیناتِ فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذینَ أَجْرَمُوا وَ کانَ حَقًّا عَلَینا نَصْرُ الْمُؤْمِنین‏ ـــــ و پیش از تو پیامبرانى را به سوى قومشان فرستادیم؛ آنها با دلایل روشن به سراغ قوم خود رفتند، ولى از مجرمان انتقام گرفتیم و یارى مؤمنان، همواره حقّى است بر عهده ما.» (الروم:۴۷)
ز ـ امّا اینکه گفته: مردان را می کشد و شکم زنان حامله را پاره می کند ، ترجمه ی قسمتی از حدیث است ؛ اصل حدیث که طولانی است مضمونش چنین است که گروهی از مسلمانان مرتّد شده به مسیحیان پناهنده می شوند و به دین آنان در می آیند ؛ آن حضرت از حاکم مسیحیان می خواهد که مرتدّین را برگرداند ولی آنها ابا می کند و حضرت به آنها اعلان جنگ می دهد ؛ لذا آنان حاضر به مذاکره شده مرتدّین را باز می گردانند و آن حضرت مردان را اعدام و شکم حبالی را می شکافد و صلیب را بر نیزه می کند. جناب منتقد جوری وانمود کرده که انگار آن حضرت افراد بی گناه را اعدام می کند ؛ مگر نه این است که حکم مرتدّ ادعدام است؟ آیا اینکه آن حضرت حکم دین را اجرا می کند مذموم است؟ امّا حبالی در اصل به معنی پر و برآمده است که مجازاً در مورد زن حامله نیز به کار می رود ؛ ولی در این روایت دقیقاً معلوم نیست منظور امام از این واژه چه بود است؟ بخصوص که در لغت شکمهای پر از شراب را هم حبالی گفته اند و در قسمتی از این حدیث آمده که این مرتدّین بعد از پناهنده شدن با مسیحیان ازدواج کرده ، گوشت خوک می خورند و شراب می نوشند ؛ « فَیقُولُ لَهُمُ الْمَلِکُ لَا نُدْخِلُکُمْ حَتَّى تَدْخُلُوا فِی دِینِنَا وَ تَنْکِحُونَا وَ نَنْکِحَکُمْ وَ تَأْکُلُوا لَحْمَ الْخَنَازِیرِ وَ تَشْرَبُوا الْخَمْرَ وَ تَعَلَّقُوا الصُّلْبَانَ فِی أَعْنَاقِکُم » پس بعید نیست که منظور ، پاره نمودن شکمهای پر از شراب باشد.
۱۰ ـ باز گفته است: « اما می بینیم چه بی شرمانه بازیگر نقش پیک پروردگار به یوسف می گوید:( نام وی سالها آرامبخش لحظه های دشوار زندگی توست ) کلمه کفر را به فرشته خدا نسبت دادن حکمش چیست؟ خداوند می فرماید ( الا بذکرالله تطمئن القلوب ) ( همانا که با یاد خدا دلها آرامش می گیرد ) نه با نام امام موهوم. »
اینکه یاد خدا موجب آرامش قلب است شکّی در آن نیست ؛ ولی یاد مؤانست هر امر الهی دیگر ، از جمله برخی نعمات الهی و ملائکه و انبیاء و اولیاء الهی و قرآن کریم نیز آرامش بخش انسان می باشد.
خداوند متعال به رسول خود می فرماید: « خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیم‏ ــــ از اموال آنها صدقه‏اى بگیر (به عنوان زکات ) ، و آنها را به واسطه ی آن پاک و تزکیه نما! و (به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن؛ که دعاى تو ، مایه آرامش آنهاست ؛ و خداوند شنوا و داناست. » (التوبه:۱۰۳) پس دعای رسول الله (ص) موجب آرامش انسانهاست.
باز فرمود: « وَ قالَ لَهُمْ نَبِیهُمْ إِنَّ آیهَ مُلْکِهِ أَنْ یأْتِیکُمُ التَّابُوتُ فیهِ سَکینَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیهٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَهُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیهً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ ــــ و پیامبرشان به آنها گفت: «نشانه حکومت او (طالوت ) ، این است که صندوق عهد به سوى شما خواهد آمد. (همان صندوقى که) در آن، آرامشى از پروردگار شما، و یادگارهاى خاندان موسى و هارون قرار دارد؛ در حالى که فرشتگان، آن را حمل مى‏کنند. در این موضوع، نشانه‏اى(روشن) براى شماست؛ اگر ایمان داشته باشید.» » (البقره:۲۴۸) ؛ پس صندوق عهد که حضرت موسی را بر روی نیل تا کاخ فرعون برد و بعد از موسی (ع) یادگارهای موسی و هارون در آن بود ، برای بنی اسرائیل موجب آرامش بوده است ؛ آرامشی که خدا در آن نهاده بود.
همچنین فرمود: « وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکَّرُونَ ــــ و از نشانه‏هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‏هایى است براى گروهى که تفکّر مى‏کنند.» (الروم:۲۱) ؛ پس به تصریح قرآن کریم ، همسر انسان نیز می تواند موجب آرامش او باشد.
نیز فرمود: « إِذْ تَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِکَهِ مُرْدِفینَ ؛ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى‏ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ ــــ (به خاطر بیاورید) زمانى را(که از شدت ناراحتى در میدان بدر،) از پروردگارتان کمک مى‏خواستید؛ و او خواسته ی شما را پذیرفت(و گفت): من شما را با یک هزار از فرشتگان، که پشت سر هم فرود مى‏آیند، یارى مى‏کنم. و خداوند ، این را قرار نداد مگر به عنوان بشارت و برای اینکه قلبهای شما اطمینان یابد ؛ و پیروزى جز از طرف خدا نیست؛ خداوند نفوذ ناپذیر و حکیم است.» (انفال:۹ ،۱۰ ) ؛ از این آیه نیز بر می آید که ، فرشتگان الهی می توانند موجب آرامش دلها شوند.
حال آیا نام و یاد مهدی موعود ، که نبیّ اکرم (ص) از ظهور او خبر داد و فرمود که زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود ، به اندازه ی صندوق عهد یا همسر شخص نمی تواند ایجاد آرامش نماید؟ آیا اینکه انسان بداند حقّ در نهایت پیروز خواهد شد ، برای اهل ایمان آرامش بخش نیست؟! « ما لَکُمْ کَیفَ تَحْکُمُونَ »
۱۱ـ یعنی اینهمه دعوت یوسف به توحید که در سریال مشاهده می شد سراب بود؟!!!! پیک پروردگار به یوسف می گوید راه رهایی تو از چاه این است که به چهارده معصوم متوسل شوی؟!!! این خزعبلات را از کجا آورده اند؟ فرشته ای که پیامبر خدا را دعوت به شرک به الله می نماید!!!!!!!!!
این به اصطلاحِ شما ، خزعبلات و به قول ما حقایق را از منابع روایی شما اهل سنّت اقتباس نموده اند ؛ باور نمی کنید ، شاهد صادق ارائه می کنیم.
« عن عمر بن خطّاب ، قال قال رسول الله صلّی الله علیه و سلّم : لمّا اذنب آدم علیه السلام الذنب الذی اذنبه ، رفع رأسه الی العرش ، فقال : فَقَالَ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ إِلَّا غفرت لی ! فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیهِ وَ مَنْ مُحَمَّدٌ فَقَالَ تَبَارَکَ اسْمُکَ لَمَّا خَلَقْتَنِی رَفَعْتُ رَأْسِی إِلَى عَرْشِکَ فرأیت فِیهِ مَکْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ فَعَلِمْتُ أَنَّهُ لَیسَ أَحَدٌ أَعْظَمَ عِنْدَکَ قَدْراً مِمَّنْ جَعَلْتَ اسْمَهُ مَعَ اسْمِکَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیهِ یا آدَمُ إِنَّهُ آخِرُ النَّبِیینَ مِنْ ذُرِّیتِکَ و لَوْ لَا هو مَا خَلَقْتُکَ.» (مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج۸ ، ص۲۵۳ ـــ المعجم الاوسط ، الطبرانی ، ج۶ ، ص۳۱۴)
« عن على قال: سألت النبى صلى اللّه علیه و سلم عن قول اللّه: (فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ) فقال: إن اللّه أهبط آدم بالهند، و حواء بجده ، و إبلیس بمیسان، و الحیه باصبهان ، و کان للحیه قوائم کقوائم البعیر، و مکث آدم بالهند مائه سنه باکیا على خطیئته حتى بعث اللّه تعالى الیه جبرئیل و قال: یا آدم ألم أخلقک بیدى؟ألم أنفخ فیک من روحى؟ ألم أسجد لک ملائکتى؟ ألم أرزوجک حواء أمتى؟قال: بلى، قال: فما هذا البکاء؟ قال: و ما یمنعنى من البکاء و قد أخرجت من جوار الرحمن؟ قال: فعلیک بهذه الکلمات فان اللّه قابل توبتک و غافر ذنبک قل: اللهم إنى أسألک بحق محمد و آل محمد، سبحانک لا إله إلا أنت، عملت سوء و ظلمت نفسى فتب علىّ إنک أنت التواب الرحیم، اللهم إنى أسألک بحق محمد و آل محمد عملت سوء و ظلمت نفسى فتب على إنک أنت التواب الرحیم فهؤلاء الکلمات التى تلقى آدم » ( کنزل العمال ، المتقی الهندی ، ج۲ ، ص ۳۵۹ ــ شواهد التنزیل ، حاکم حسکانی ، ج۱ ، ص۱۰۱)
۱۲ـ در قرآن نام شش تن آمده است که خداوند آنها را در زمین تمکین داده است و به آنها فرمانروایی عطا نموده ( یوسف ، داوود ، سلیمان ، ذوالقرنین ، طالوت ، رسول الله صلی الله علیه و سلم ) چرا نامی از مهدی نیست؟
آیاتی هستند که ما طبق فرمایشات ائمه ی خودمان ، که حقّانیّتشان بر ما ثابت است ، مصداق آنها را مهدی موعود می دانیم ولی روشن است که اهل سنّت زیر بار تفسیر اهل بیت (ع) نخواهند رفت ؛ البته منطقاً باید بپذیرند چون طبق حدیث متواتر ثقلین ، اهل بیت (ع) تنها مفسّران حقیقی قرآن می باشند ؛ ولی در عمل نمی پذیرند. لذا فایده ای ندارد که چنین آیاتی را بیان کنیم.
۱۳ـ جناب منتقد گفته است: « یعقوبی که همواره از قضا و قدر شکایت می کند و یوسفی که برای آب خوردن منتظر فرشته وحی است و هیچ کاری نمی‌تواند بکند.»
در مورد یعقوب ، حقّ را به منتقد می دهیم ، که نویسنده شأن نبی را ندانسته بود. امّا اینکه یوسف باید برای هر کاری منتظر وحی می بود ، چه عیبی دارد؟! اساساً نبی باید بر اساس وحی عمل نماید و الّا چه تفاوتی با یک دانشمند و انسان عالم داشت؟
باز گفته اند: « و پیک خدا جبرئیل امین که نقش آن را بازیگری معرفی می کند که در بسیاری از سریالهای طنز نقش دلقکی را بازی می کند هدف از اینها چیست؟ »
این دیگر اشکال بنی اسرائیلی است.
باز گفته اند: « داستان یوسف در قرآن کریم به بهترین وجه در سیزده صفحه بیان شده است این داستان چهل و پنج قسمتی از کجا آمده است؟ از احسن القصص داستانی عاشقی و دراماتیک ساختن بلاشک جنایتی نابخشودنی است. از سیرت یوسف داستانی چون لیلی و مجنون ساختن و زلیخا در عشق یوسف آشفته نشان دادن چه انگیزه ای در ورای آن نهفته است.؟!!!! آیا جز سوء استفاده از احساسات و عواطف جوانان؟ پیامبر خدا را شیفته و دلمرده زنی نشان دادن یعنی چه؟ داستان عروسی یوسف با زلیخا و……… را از کجا آورده اند؟!!! »
این انتقاد نیز در اساس وارد است البته این همه سوء الظنّ به سازندگان آن را روا نمی دانیم ، اگر این اشتباه را به حساب نا آشنایی نویسنده و کارگردان با عمق معارف الهی بگذاریم به تقوای الهی نزدیکتر است ؛ چرا که فرمودند: « اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْم»
همچنین گفته اند: « فرشته خدا به یعقوب می گوید : علت اینکه بهنگام رد شدن از کنار چاه بوی یوسف را احساس نکردی این بوده است که هنوز مفهوم ولایت را خوب درنیافته بودی!!! منظور از ولایت چیست؟ اگر منظور ولایت خداوند است که سبحانک هذا بهتان عظیم و اگر ولایت یوسف است ( والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض ) باز حرفی گزافه است . چرا می خواهند از سیرت یوسف ولایت ائمه را اثبات کنند؟؟ ولایتی که در دین هیچ جایگاهی ندارد. »
این اشکال نیز وارد است ؛ برای انبیاء چنین نسبتهای ناروایی را نمی توان داد. در هیچ منبع شیعی نیز چنین مطلبی در حقّ حضرت یعقوب (ع) وجود ندارد. لکن این ادّعای منتقد که ولایت معنوی به آن معنایی که شیعه در حقّ ائمه (ع) قائل است جایگاهی در دین ندارد ، سخنی است که نشان از بی اطّلاعی جناب منتقد از متن آیات و روایات نبوی دارد. پس این آیه ی قرآن کریم ناظر به چه معنایی است : « النَّبِی أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم‏ ـــ پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است‏.» (الأحزاب:۶)
همچنین فرموده اند: « بنیامین پس از شناخت یوسف گریه می کند اما وقتی برادران علت را می پرسند به آنها دروغ می گوید. این نسبت دروغ از کجا آمده است؟ یوسف پدرش یعقوب پیامبر را متهم به دلبستگی به غیرالله می نماید و می گوید علت هجران این است که پدر قلبش گرو اسماعیلش ( یعنی خود یوسف ) است . سبحانک هذا بهتان عظیم.»
این انتقاد نیز به حقّ است و حرف حساب جواب ندارد ؛ تشبیه جریان یعقوب و یوسف (ع) به جریان ابراهیم و اسماعیل (ع) که در این فیلم مطرح شده بود ، در منابع شیعی هیچ مبنایی ندارد.
باز گفته اند: « در قسمت آخر سریال فرشته الهی از جانب خدا به یوسف گفت : ( خود را بیاری تا به عظمت تو پی ببرند ) آیا عظمت یوسف به لباسش بود . این گفته را از کجا به خدا نسبت می دهند؟!!!!! ( و من اضل ممن افتری علی الله الکذب ) و چه کسی گمراهتر از شخصی است که بر خدا دروغ می بندد. »
این نقد نیز سزاست و حرفی در آن نیست.
همچنین گفته اند: « یعقوب پیامبر در دوران فراق یوسف به تبلیغ مهدویت مشغول است!!!!! »
جواب این مطلب قبلاً داده شد ؛ همانگونه که همه ی انبیاء به تبلیغ رسول الله مشغول بودند: « وَ إِذْ قالَ عیسَى ابْنُ مَرْیمَ یا بَنی‏ إِسْرائیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَی مِنَ التَّوْراهِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یأْتی‏ مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَیناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبین‏» ( الصف:۶)
باز فرموده اند: « پس از اینکه فرزندان یعقوب به اشتباه خود اعتراف می کنند یعقوب در ابتدا آنها را از خود می راند ، این چرندیات را از چه کتابی در آورده اند؟ در قرآن چنین آمده : (قَالُوا یا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ (۹۷) قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (۹۸) ( گفتند ای پدر برای گناهان ما در حق گناهان ما آمرزش طلب کن هرآئینه ما گنهکار بوده ایم * گفت : بزودی برای شما از پروردگار خود طلب آمرزش خواهم کرد هر آئینه او آمرزنده و مهربان است) کجاست بیان زیبای قرآن و تصویری که در سریال از پیامبر خدا نشان داده می شود؟؟؟؟!!! »
این نقد نیز بر فیلم وارد است ؛ چهره ی نامناسبی از حضرت یعقوب ارائه شده بود. در روایات اهل بیت (ع) آمده است که حضرت یعقوب (ع) فرمود: به زودی برای شما استغفار می کنم و منظورش وقت سحر بود ؛ چرا که دعا به هنگام سحر به اجابت نزدیکتر است.
فرموده اند: « برادران یوسف پس از توبه و آنهمه اشک ریختن و دعای پدرشان برای آمرزش و همه این موارد در گوش یکدیگر نسبت به یوسف بدگویی می کنند یعنی نفاق!!!! این را از کجا آورده اند؟ شکی نیست بخش زیادی از آن را از اسرائلیات و کتابهای تحریف شده قبل از اسلام گرفته اند و بخشی دیگر را از کتب مملو از خرافات مراجع عظام .»
اوّلاً جناب منتقد کجا دیده اند که مراجع شیعه چنین سخنی گفته اند؟ آیا ایشان که به دیگران این همه نقد دارند ، سزا نیست که کمی هم به رفتارهای غیر منصفانه خودشان نقد نمایند؟ مگر خدا نفرمود که: « « اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْم » ؛ ثانیاً عمده منابعی که آخر این فیلم نشان داده شد ، از کتب اهل سنّت بودند. ثالثاً جناب منتقد که به این راحتی به همه سوء ظنّ می کنند چطور به برادران یوسف این همه حسنّ ظنّ پیدا نمودند؟ چطور کسانی که قصد کشتن برادر خود را داشتند و او را به چاه انداختند و به عنوان برده فروختند این همه از نفاق دور شده اند؟ مگر همین ها نبودند که به پیامبر خدا دروغ گفتند و این اندازه فهم نداشتند که بدانند پیامبر خدا متوجّه دروغشان می شود؟ باز مگر همین ها نبودند که حضرت یعقوب را گمراه خطاب کرده و گفتند: « إِنَّ أَبانا لَفی‏ ضَلالٍ مُبین‏ » ( یوسف:۸) ؛ و مگر همین ها نبودند که بعد حدود چهل سال باز در محضر خود یوسف (ع) او را متّهم به دزدی هم کردند؟ « قالُوا إِنْ یسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ ـــ (برادران) گفتند: «اگر او [بنیامین‏] دزدى کند، (جاى تعجب نیست؛) برادرش(یوسف) نیز قبل از او دزدى کرد. » حال اگر فیلم نامه نویس ، به قرینه ی این همه رذالت برادران یوسف (ع) چنین برداشت کند که توبه ی آنان حقیقی و از ته دل نبوده است ، خطای خیلی بزرگی کرده است؟!
باز فرموده اند: « اگر اینهمه توهینی که به انبیاء در این سریال شد به یکی از ائمه می شد واکنش آیات عظام چه می بود ؟ روز عزا اعلام می کردند و خواستار مجازات تهیه کنندگان فیلم می شدند و مشاهده آنرا تحریم می کردند. بلاشک اهانتی که در این سریال به انبیاء الهی شد برای مسلمین تفاوت چندانی با توهینی که دانمارک به رسول الله صلی الله علیه وسلم نمود ندارد زیرا ( لا نفرق بین احد من رسله ) بین هیچ‌یک از پیامبران تفاوت نمی گذاریم.»
اوّلاً مشابه همین خطاها در فیلم ولایت عشق (فیلم امام رضا (ع)) و فیلم علی (ع) هم رخ داد و علما هم به هیچ وجه عزای عمومی اعلام نکردند. ثانیاً بین سریالهای مذهبی شاید هیچ سریالی تا این اندازه مورد نقد علمای شیعه قرار نگرفته است ؛ تا آنجا که موسسه امام خمینی در قم ـ به مدیریّت آیه الله مصباح یزدی ـ جلسه ی نقد مفصّلی برای این فیلم ترتیب داده و نویسنده و کارگردان فیلم را دعوت نمودند و تمام انتقادات به حقّی که جناب منتقد داشتند به علاوه دهها انتقاد دیگر به وی عرضه داشتند و او نیز اکثر آنها را پذیرفت. ثالثاً مقایسه ی این فیلم با توهین هایی که در دانمارک به نبیّ اکرم (ص) شد ، حقیقتاً بی انصافی بزرگی است. و جدّاً باید به جناب منتقد گفت: « اتَّقِ اللَّه»

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها