سرخط خبرها

دلیل گریه امام حسین (ع) در شهادت حضرت ابوالفضل و علی اکبر (ع) و طلب آب و چاک گریبان توسط حضرت زینب(س) چیست ؟

پرسش:
در مقاتل داریم که حضرت ایا عبد الله علیه السلام وقتی در کنار نعش نازنین ابا الفضل علیه السلام قرار گرفتند فرمودند:قد انکسر ظهری و قلت حیلتی
کمرم براستی با رفتن تو ای برادر شکست و بیچاره شدم.
یا ایشان در هنگامی که به طرف نعش نازنین حضرت علی اکبر سلانم الله علیه آمدند انگار خود را از اسب به زمین انداختند و نمی خیز به سمت پسر عزیزشان حرکت کردند و هفت بار گفتند ولدی علی ولدی علی
و آرام نگرفتند و:و بَکا بُکاءً شدیداً
که دشمنان گمان کردند امام حسین علیه السلام جان داد کنار فرزند دلربا و بزرگوارش که حضرت زینب گویا رفتند کنار امام حسین و حضرت که غیرت الله الاعظم بودند به خاطر ایشان بلند شدند.
اینجا ما می بینیم حضرت دچار یک نوع اضطرار و العیاذ بالله شکست روحی شده اند.
یا طلب کردن آب برای فرزند شش ماهه اش نوعی پذیرش ذلت می نماید گو اینکه برخی از بزرگان می گویند برای اتمام حجت و آگاهی آیندگان این کار را انجام دادند.چون می دانستند آنها به طفل شش ماهه حضرت هم رحم نمی کنند.
یا گریبان چاک کردن حضرت زینب بعد از شهادت امام حسین علیه السلام …هیچکدام از اینها با آن چیزی که از حسین بن علی می دانیم و شخصیت عرفانی او نمی سازد.ایشان فوق مقامات عرفانی را که انسان فکر میکند دارا بود.
ایشان به مقام فنا فی الله و رضا و تسلیم حقیقی رسیده بود.
به نظر شما چطور ممکن است این انسان کامل از هر جهت کنار نعش پسرش اینطور بی تابی کند. یا بعد از شهادت برادر بزرگوار و وفادارشان بگویند که بی چاره شدم.
آیا این همان حسین بن علی است که طبق همین مقاتل گفت: رضاً برضاک…تسلیماً لأمرک…لا معبود سواک یا غیاث المستغیثین
آیا این همان حسین بن علی است که شب عاشورا آنطور آزادمردانه بیعت را از یارانش برداشت و گفت این لشکر اشقیا دنبال خون من است با شما هیچ کاری ندارد
آیا این دعاهای عرفانی خالصانه که در آخرین لحظات از حضرت منقول است با این جملات سازگار هست؟
آیا براستی کسی که به نقل از زیارت ناحیه مقدسه تا هنگامیکه عرق مرگ بر پیشانی مبارکش بود نگاهش به خیمه ها بود؟این همان است که در لحظات آخر انطور شعارهای حماسی را سر داد..
که انسان را هرکس که باشد دچار تحول روحی خواهد کرد؟
هیهات منا الذله…
خواهش میکنم منطقی به این پاسخ دهید.
یا خود حضرت زینب که مقام تسلیم و رضای الهی داشت آیا با توجه به سفارشهای موکد امام حسین به ایشان بر لزوم صبر و مقاومت آیا می شود باور کرد که برخلاف این توصیه گریبان چاک کند؟
مخصوصاً در اشعار برخی از مداح ها به کرات مشاهده کرده ام که برای گریاندن مردم اشعاری خوانده میشود که با موضوع عزت و آزادگی امام حسین و حضرت زینب سلام الله علیها جور در نمی آید.آیا صحیح است که بگوییم برای بولد کردن و پررنگ کردن جنبه احساسی هر شعری را بخوانیم.این همان زینب است که در کوفه به عبید الله ملعون گفت: ما رأیت الا جمیلا
در آخر هم این جمله به جای دکتر شریعتی را می آورم که:
حسین علیه السلام بیش از آب تشنه لبیک بود…اما افسوس که به جای افکار و اهداف و آرمان های حسین زخمهای تنش را به ما نشان دادند…و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
پاسخ:
۱ـ امام حسین (ع) هیچگاه نفرمود: بی چاره شدم ؛ بلکه فرمود: پشتم شکست ؛ یعنی ابوالفضل العباس (ع) تالی تلو معصوم بوده ؛ یعنی او ستون فقرات معصوم بود ؛ یعنی او که کشته شد ، گویی امام حسین (ع) را کشتند. همان گونه که طبق « سلمان منّا اهل البیت » ، هر که سلمان را بکشد ، اهل بیت را کشته ، حضرت ابوالفضل (ع) نیز مقام عصمت داشت و جزء اهل بیت شمرده شد. لذا حضرتش اظهار عجز و لابه نکرد بلکه خواست مقام عباس بن علی (ع) را بر جهانیان آشکار سازد. کما اینکه چون خواست آن اسوه ی وفا را برای آوردن آب ارسال فرماید ، فرمود: « ارکب بنفسی انت ــ سوار شو جانم فدای تو». محال است معصوم جان خود را فدای غیر معصوم کند. پس به قول سپهری: چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید. و به قول جناب مولوی: کار پاکان را قیاس از خود مگیر ــ گرچه باشد در نوشتن شیر شیر.
۲ـ حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام انسان کامل است نه عارف. مقام او نیز مقام فنا نیست بلکه مقام جمع الجمعی و فرق بعد الجمع است. در مقام فنا شخص از کثرت می رهد ؛ لذا تنها وحدت بین می شود ؛ امّا در این مقام ، انسان هم وحدت را می بیند هم کثرت را ؛ لذا حکم هر دو مقام را مراعات می کند. اینکه برخی عرفا از مرگ فرزندشان ناراحت نمی شوند ، مقام بزرگی است امّا بزرگتر از آن این است که در مرگ فرزندش زار زار بگرید ؛ لکن نه آنگونه که عوام می گریند. انسان کامل تمام فضائل را به نحو اتّم داراست. لذا مهر او به فرزند نیز در اوج می باشد ؛ و گریه ، نمود این مهر است. آنکه بر مرگ فرزند نمی گرید ، یا قسیّ القلب است یا دچار بهت و شُک شده و توان گریه ندارد یا در مقام فنا مستقرّ گشته و از حکم عالم مادّه رها شده است ؛ که امام معصوم از هر سه مورد منزّه می باشد.مقام او مقام فنا که سهل است ، مقام فناء از فناء هم نیست ؛ بلکه او به فرق بعد الجمع رسیده ؛ یعنی به مقام وحدت بار یافته و دوباره به عالم کثرت مراجعت نموده تا هادی امّت باشد ؛ لذا حجّت خداست. چون در هر عالمی حکم همان عالم را مراعات می کند بی آنکه از مقام وحدت غافل گردد. در میان عرفا نیز اندک افرادی به این مقام بار می یابند ، که امام راحل (ره) از همین نوادر بودند. لذا در عین مراعات احکام مقام وحدت ، از مراعات احکام دار کثرت نیز غفلت نداشتند. مقام ولایت ظاهری نیز به صاحبان مقام فنا نمی رسد ؛ چون آنها از حکم دار کثرت غفلت دارند. امّا آنکه کثرت و وحدت را باهم دارد ، شأنیّت ولایت ظاهری را هم داراست. چون از مقام وحدت گرفته و در مقام کثرت اجراء می کند.
۳ـ امّا در مورد طلب نمودن آب برای کودک خردسال ؛ اوّلاً منقول است که حضرت فرمودند: این کودک را از من بگیرید و سیرابش کنید ؛ یعنی سخن از دادن بودن نه گرفتن. ثانیاً به فرض هم که حضرتش طلب آب برای این منظور نموده باشد ، باز ذلّت نیست ؛ بلکه نشان رأفت است. اگر آب برای خود می خواست ذلّت بود امّا برای دیگری می خواهد نه برای خود ؛ آن هم برای کسی که خودش توان طلب ندارد. اگر حضرتش چنین نمی کرد ، جای این سوال بود که چرا به فکر فرزند تشنه اش نبود؟ لذا حضرت اوّلاً به مقتضای دار کثرت ، مهر پدری را نمودار ساخت و ثانیاً نشان داد که با چه قوم ددمنشی روبروست.
۴ـ جریان گریبان چاک نمودن حضرت زینب (س) نیز سند درستی ندارد و برخی شعرا و مدّاحان پیاز داغش را زیاد کرده اند. حضرت زینب (س) دارای مقام عصمت صغری بود و از چنین کسی محال است چنین عمل حرامی سر بزند. اهل تقوی چنین حرام بیّنی را انجام نمی دهند کجا رسد آن عقیله ی بنی هاشم ؛ که امام سجّاد (ع) در وصفشان فرمودند: « انت عالمه غیر معلّمه ــ تو عالمه ای هستی که تعلیم ندیده ای » ؛ یعنی حضرتش ــ برای اهل فهم ــ تصریح نمودند که حضرت زینب (س) اتّصال به لوح محفوظ دارند.

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x