سرخط خبرها

آیا می توان به شهدا توسل کرد ؟

پرسش:
آیه ادله عقلی و نقلی بر جواز توسل به شهدا وجود دارد؟ لطفا بیان فرمایید و منابعی راهم معرفی کنید.

پاسخ:
۱ـ توّسل یعنی وسیله قرار دادن. همان کاری که ما صبح تا شب انجام می دهیم. به نانوا توسّل می کنیم تا به رزقمان برسیم. به معلّم توسّل می کنیم تا به علم برسیم. به پزشک متوسّل می شویم تا شفا بگیریم و … . رزق از خداست و نانوا و کشاورز و … وسیله اند. علم از خداست و معلّم و کتاب وسیله اند. شفا از خداست و پزشک و دارو وسیله اند.
شهید هم قبل از آنکه شهید شود، در خیلی از امور مورد توسّل دیگران بود؛ مثلاً اگر معلّم بود شاگردانش به او متوسّل بودند؛ اگر کارگر بود، کارفرما به او متوسّل بود و … .
حالا سوال این است که وقتی شهید مرد، آیا باز هم می توان به او توسّل جست؟
پاسخ:
مگر شهید مرده است؟ طبق تصریح قرآن کریم، اوّلاً شهید زنده است. ثانیاً در محضر خدا هم هست.
لذا اوّلاً شهید مرده ی بی خاصّیت نیست که کاری از دستش برنیاید؛ بلکه حیات طیبه دارد. ثانیاً آن موقع که در محضر خدا نبود واسطه ی فیض بود برای خیلی امور، حالا که در محضر خداست، چگونه واسطه در فیض نباشد؟ آیا انسان با تقرّب به خدا، ناتوانتر می شود یا تواناتر؟

۲ـ فرمود: « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ (۱۶۹) فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ (۱۷۰) یسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَهٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یضیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنینَ ـــــ هرگز مپندار کسانى که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند. (۱۶۹) در برابر آنچه خدا از فضل خود به آنها داده است شادمانند و مى‏خواهند مژده دهند به کسانى که تا کنون از پشت سرشان به آنها نپیوسته‏اند که نه بیمى برایشان است و نه اندوهگین مى‏شوند. (۱۷۰) مى‏خواهند مژده دهند به نعمتى و فضلى از جانب خدا و بی گمان خدا تباه نمى‏کند مزد مؤمنین را.» (آل عمران)
پس شهیدان، مردگان بی خاصّیت نیستند؛ بلکه زندگانی را که پیروشان هستند را می بینند، و می خواهند به آنها مژده ها از عالم باقی بدهند.
یعنی شهیدان، خود مشتاقند که با رهروان خودشان در ارتباط باشند و آنها را از عالم باقی آگاه سازند؛ لکن مشکل از این سوست؛ یعنی ماها قابلیت لازم برای شنیدن کلامشان را نداریم؛ لذا اگر کسی کسب قابلیت کند، شهدا بخلی در کمک نمودن ندارند. البته بسیاری بوده اند که با کسب قابلیت، شهدا را ملاقات نموده و از کمکها و ارشادات آن بزرگواران بهره برده اند. افرادی که توفیق ارتباط با شهدا را داشته اند به قدری زیادند که نمی توان منکر درستی ادّعایشان شد؛ بخصوص که تعدادی از آنها افرادی کاملاً ثقه می باشند.

۳ـ فرمود: « یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ (۱۵۳) وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یقْتَلُ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُون‏ ـــ ای کسانی که ایمان آورده اید! یاری بگیرید از صبر و نماز (متوسّل به صبر و نماز شوید)؛ همانا خدا با صابران است( ۱۵۳) و به آنها که در راه خدا کشته مى‏شوند، مرده نگویید! بلکه آنان زنده‏اند، ولى شما نمى‏فهمید» (البقره:۱۵۳ و ۱۵۴)
در این آیه اوّلاً ما را امر نمود به یاری گرفتن از نماز و صبر ؛ و در ادامه فرمود: حقّ ندارید به شهید، مرده بگویید. چرا که آنها نمرده اند بلکه زنده اند ولی شما درک و فهم لازم برای فهم حیات آنها را ندارید.
در این آیه نفرمود: شهدا نزد خدا زنده اند؛ بلکه فرمود: مطلقاً زنده اند ولی شما نمی فهمید چگونه زنده اند. روشن است که ما حیات برزخی را اجمالاً درک می کنیم. لذا این حیات غیر از حیات برزخی عامّ است. این حیات، همان حیات طیبه و الهی است.
وقتی به صبر که یک صفت اخلاقی است و به نماز که یک عمل است، می توان متوسّل شد، آیا به شهیدی که زنده است و در نزد خداست، نمی توان متوسّل شد؟! او وقتی حیات دنیایی داشت و نزد خدا نبود ما در خیلی از امور به او متوسّل می شدیم، حالا که نزد خداست و حیات برتری دارد، به نحو اولی لایق متوسّل شدن است. آن معلّم شهید وقتی حیات دنیوی داشت، ما با توسّل به او از خدا علم می گرفتیم، حالا که نزد خداست و حیات برتری دارد نمی تواند معلّم ما باشد؟ قطعاً می تواند، لکن لیاقت می خواهد تا بتوان از او علم گرفت. وقتی شخصی عالمتر می شود، دسترسی به او هم دشوارتر می شود. لذا سوال کردن از یک روحانی عادی خیلی راحتتر از سوال نمودن از علّامه حسن زاده آملی است.

۴ـ چه کسی دعا می کند؟
یکی از روشهای توسّل به شهدا این است که از آنها می خواهیم برای ما دعا کنند؛ همان گونه که مؤمنان از همدیگر نیز التماس دعا می کنند.
بدن مادّی انسان، به خودی خود نه قدرت دعا دارد و نه کاری از دستش بر می آید. آنکه دعا می کند و دعایش مستجاب می شود، روح شخص مقرّب است. بدن، صرفاً آن دعا (درخواست از خدا) را به صورت صوت نمایان می سازد. لذا داشتن بدن مادّی یا نداشتن آن ربطی به دعا کردن و مستجاب شدن دعا در مورد انبیاء و ائمه(ع) و دیگر انسانهای مقرّب خدا ندارد. روحی که در دنیا قادر به دعاست و دعایش مستجاب می شود، بعد از مفارقت از بدن مادّی، نه تنها امکان این کار را دارد بلکه به مراتب تواناتر است به این کار. چرا که او بعد از مفارقت از بدن مادّی به خدا مقرّبتر نیز می شود.

۵ـ از عائشه روایت شده که هر گاه نوبت او (عائشه) با رسول الله (ص) بود ، همواره رسول خدا آخر شب به قبرستان بقیع می رفت و می فرمود: « السلام علیکم دار قوم مومنین و اتاکم ما توعدون غداً مؤجّلون و اِنّا ان شاء الله بکم لاحقون. اللّهم اغفر لأهل بقیع الغرقد.» )صحیح مسلم، ج۳ ، ص۶۳ (
اگر مردگان نمی شنوند پس چرا رسول خدا به آنها سلام می کند و با آنها حرف می زند؟ آیا معاذ الله رسول خدا که به زیارت اهل قبور می رفت و بر آنها سلام می کرد مشرک بود؟!
اگر مردگان می شنوند که قطعاً می شنوند، پس می توان از آنها التماس دعا کرد و یاری خواست؛ همان گونه که از زندگان التماس دعا داریم و یاری می خواهیم؛ و خدا ما را منع نکرده است از التماس دعا و یاری خواستن از مؤمنان.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 4.2/5. From 10 votes.
Please wait...

دیدگاه ها