سرخط خبرها

نظریه داروین چیست و نظر قرآن در این مورد چیست؟ آیا قرآن این نظریه رو رد می کند؟ چرا؟ آیا در صورت رد امکان، تأیید آن در آینده هست؟

پرسش:
نظریه داروین چیست و نظر قرآن در این مورد چیست؟ آیا قرآن این نظریه رو رد می کند؟ چرا؟ آیا در صورت رد امکان، تأیید آن در آینده هست؟ یا نه؟
پرسش:نظر اسلام درباره نظریه تکامل داروین چیست؟
پرسش:می‌خواستم نظر اسلام را در مورد اولوشن تئوری داروین بدانم.
پاسخ:
ــ فرضیّه تکامل ، علم یا توهّم؟!
ــ خلاصه ی فرضیه تکامل انواع.
فرضیه تکامل انواع داروین ، مدعی است که همه موجودات زنده در یک روند تکاملی از موجودات قبل از خود منشعب شده اند. مثلا مدعی است که جدّ انسان و میمونی به نام شامپانزه ، یک نوع حیوان شبه انسان یا شبه میمون بوده که در دو شرایط متفاوت به دو صورت انسان و میمون ، تکامل یافته است. در این فرضیه، اصلی وجود دارد به نام اصل انتخاب اصلح ؛ که می گوید : موجود زنده ای در طبیعت بقا خواهد داشت که نسبت به دیگر رقبای خود در زندگی ، سازگاری بهتری با محیط داشته باشد ؛ یعنی در تنازع برای بقا آن موجود زنده ای که سازگاری بیشتری با شرائط محیطی دارد باقی می ماند و بقیه ی موجودات از بین می روند ؛ مثلا گروهی از موجودات که از برگ درختان تغذیه می کردند وقتی با خشک سالی مواجه شدند بر سر تصاحب غذا با هم به رقابت پرداختند و در این میان آنهایی که گردنشان کمی بلندتر از دیگران بود به خاطر دسترسی آنها به غذای بیشتر ،باقی ماندند و نسل آنها در زمین گسترش یافت. باز در خشک سالی های بعدی از بین همین گروه گردن دراز آنها که باز گردنشان درازتر از بقیه بود باقی ماندند ؛ و به همین ترتیب در عرض میلیونها سال و هزاران خشک سالی ، نسلی گردن دراز به نام زرّافه پدید آمد .بر اساس اصل انتخاب اصلح ، ادعای فرضیه تکامل انواع این است که موجودات زنده ی کاملتر در طی سالیان دراز ، از موجودات زنده ی پست تر و ناقص تر به وجود می آیند. لذا هر چه در زمان به عقب برگردیم با موجودات زنده ی ساده تر و ابتدایی تری مواجه خواهیم شد ؛ و قاعدتاً اوّلین موجودات زنده ، موجوداتی تک سلولی خواهند بود . پس طبق این فرضیه، موجودات زنده از تک سلولی شروع شده و در اثر تکامل ، رفته رفته پیشرفته تر و کاملتر شده اند؛ تا در آخرین مرحله ی این سلسله، انسان به وجود آمده است.

ــ نظر اسلام درباره ی خلقت موجودات زنده
متأسفانه تاکنون تحقیق جامعی درباره ی نظر اسلام نسبت به نحوه ی خلقت موجودات زنده نشده است ؛ تا معلوم شود که آیا اسلام ، خلقت موجودات زنده را دفعی می داند یا تدریجی و به نحو تکامل. امّا در مورد انسان ، شکّی نیست که اسلام ، خلقت حضرت آدم (ع) را دفعی می داند. همچنین در روایات اهل بیت (ع) اشاره شده که قبل از خلقت حضرت آدم (ع) حدود هفت نسل شبه انسانی بر روی زمین زیست نموده و منقرض شده اند ؛ که هیچ ربط نسلی به انسان امروزی ندارند.
ــ ارزش علمی فرضیه تکامل از دیدگاه فلسفه علم .

دانشمندان فلسفه ی علم ، که ارزش نظریات علمی را بررسی می کنند ، معتقدند که فرضیه تکاملِ انواع داروین ، به طور کلّی فاقد خصوصیات یک فرضیه ی علمی ـ تجربی است. چون از نظر فلسفه ی علم ، یک فرضیه ی علمی ـ تجربی ، باید دارای سه ویژگی زیر باشد:
۱ـ ویژگی آزمایش پذیری
۲ـ ویژگی پیش بینی کنندگی
۳ـ ویژگی ابطال پذیری .
خاصیت آزمایش پذیری یعنی اینکه باید بتوان با ترتیب دادن آزمایش و تکرار آن آزمایش به دفعات متعدد ، ‌صحّت فرضیّه را تأیید کرد ؛ مثلا می توان آب را بارها و بارها جوشاند و درجه جوش آن را اندازه گرفت ، و ملاحظه نمود که آیا آب خالص همیشه در صد درجه به جوش می آید یا نه؟ در حالی که ادعای فرضیه ی تکامل انواع داروین ، که می گوید موجودات زنده از همدیگر منشعب می شوند، قابل آزمایش نیست ؛ و ما هیچ گاه نمی توانیم پدیده ی تکامل را در طبیعت یا در آزمایشگاه با حواسّمان ـ چه بدون وسائل و چه با وسائل ـ مشاهده کنیم. آنچه در دست دانشمندان دیرینه شناس است تنها یک سری فسیل است ؛ که آن هم یقینا فسیل تمام موجودات گذشته نیست. چون اوّلا هر استخوانی تبدیل به فسیل نشده است ؛ چرا که تبدیل استخوان به فسیل در شرایط خاصّی رخ می دهد. ثانیا دانشمندان نمی توانند تمام زمین را برای یافتن فسیلها کاوش کنند.
در فرضیه تکامل داروین ، از تشابه فسیلها به این نتیجه می رسند که صاحبان این فسیلها ، تکامل یافته از یکدیگرند. در حالی که این کافی برای اثبات یک فرضیه نیست؛ و در واقع نوعی فرضیه سازی علمی تخیلی است. آنچه برای ما یقینی است این است که در گذشته موجوداتی زندگی می کرده اند ؛ و برخی از آنها شبیه هم بوده اند ؛ ولی ما از هیچ راه علمی و تجربی نمی توانیم به دست آوریم که حتما بعضی از این موجودات مشابه ، از بعض دیگر مشتق شده اند. چون ما تنها خود فسیلها و تشابه آنها را می بینیم نه تبدیل شدن آنها به همدیگر را ؛ و لازمه ی تشابه بین دو موجود ؛ ارتباط آنها باهم نیست. اگر لازمه ی تشابه دو موجود زنده ، ارتباط تکاملی آنها با همدیگر بود ، در آن صورت می توانستیم با یقین حکم کنیم که هر دو انسان شبیه به هم ، فرزندان دوقلوی یک پدر و مادرند. امّا روشن است که چنین حکمی عقلانی نیست. آیا با دیدن دو انسان بسیار شبیه به هم می توان به طور قطع و یقین گفت که آن دو ، فرزندان دوقلوی یک پدر و مادرند؟ بلی از نظر روانشناختی ما یقین می کنیم که این دو نفر فرزندان دوقلو ی یک پدر و مادرند ؛ ولی از نظر منطقی چنین یقینی حاصل نمی شود. چون دو نفر که شباهت بسیار زیادی به هم دارند ، ممکن است در عالم واقع ، هیچ رابطه ی فامیلی باهم نداشته باشند. لذا از شباهت فسیلها تنها می توان حدس زد که این موجودات از همدیگر مشتق شده اند ؛ و علم به دنبال یقین منطقی است نه حدس و گمان که یقین روانشناختی است.
برخی افراد کم دقّت در مقابل این سخن فیلسوفان علم جبهه گیری کرده و گفته اند: فرضیّه تکامل آزمایش پذیر است. مگر نمی بینید که فسیل شناسها فسیل موجودات مشابه را با روش علمی پیدا کرده اند؟
به اینها باید گفت: ادّعای فرضیّه تکامل ، وجود موجوداتی در گذشته یا وجود شباهت بین آنها نیست ، تا یافته شدن این موجودات شبیه به هم ادّعای آنها را اثبات کند. ادّعای فرضیّه تکامل این است که موجودات پستتر به مرور زمان تبدیل به موجودات کاملتر می شوند. پس باید این تبدیل را با آزمایش ثابت کنند. چون صرف شباهت ، تبدیل را ثابت نمی کند. از کجا معلوم ؛ شاید موجودات به صورت دفعی به وجود آمده اند ، ولی به وجود آورنده ی آن موجودات ، آنها را شبیه به هم آفریده است.
خصوصیت دوم یک فرضیه ی تجربی ، خاصیت پیش بینی کنندگی آن است ؛ یعنی یک فرضیه ی علمی باید بتواند با فرمولهای خود و با در دست داشتن پارامترهای موجود در زمان حال ،اتفاقات بعدی را پیش بینی کند. مثلا بر اساس قانون جاذبه عمومی نیوتن ، می توان از مطالعه ی وضع فعلی خورشید و زمین و ماه ، پیش بینی کرد که در چه روزی و چه ساعتی و چه دقیقه و ثانیه ای کسوف رخ خواهد داد . ولی با فرضیه ی تکامل داروین نمی توان پیش بینی کرد که مثلا صدمیلیون سال بعد موجودات زنده ی فعلی به چه صورتی درخواهند آمد. مثلا این فرضیه نمی تواند به طور قطع پیش بینی کند که آیا گردن زرّافه در صد میلیون سال دیگر باز درازتر خواهد شد یا نه ؟ اگر فرضیه ی تکامل انواع ، یک قانون علمی بود باید با بررسی وضع فعلی موجودات زنده می توانست آینده ی آنها را پیش بینی کند ؛ همانطور که نظریه جاذبه عمومی نیوتن با بررسی وضع فعلی سیارات می تواند موقعیّت آنها را در زمان آینده پیش بینی نماید.
خاصیت سوم یک فرضیه ی علمی ، خاصیت ابطال پذیری است ؛ یعنی یک فرضیه ی علمی باید بگوید که در چه شریطی ابطال می شود. مثلا نظریه ی جاذبه عمومی نیوتن می گوید که اگر ماده ای پیدا شود که جذب مواد دیگر نشود و عدم جذب آن نیز ناشی از یک نیروی مزاحم نباشد در آن صورت قانون جاذبه عمومی از عمومیت افتاده و نقض می شود. یا نظریه نسبیت خاصّ اینشتین مدّعی است که اگر ذره ای مادّی یافت شود که سرعت آن بالاتر از سرعت نور باشد در آن صورت ، نظریه نسبیت خاصّ باطل می شود. یعنی از خصوصیات نظریه ی علمی یکی هم این است که بتواند موارد نقض خود را بیان کند. اگر نظریّه ای چنین نباشد آن نظریه توتولوژیک خواهد بود ؛ و فرضیه تکامل انواع داروین ، یک فرضیه توتولوژیک است ؛ یعنی با هر فرضی سازگار است ؛ و نمی گوید که در چه شرایطی ابطال می شود . مثلا زرّافه الآن گردن دراز است ؛ فرضیه تکامل مدّعی است که شرایط ویژه ای باعث گردن دراز شدن زرّافه شده است. اگر گردن زرّافه کوتاه بود باز فرضیه تکامل می گفت که شرایط ویژه ای باعث کوتاهی گردن آن شده است. لذا این فرضیه نمی گوید که چرا موجودات ، چنین هستند که می بینیم ؛ بلکه می گوید چون موجودات چنین هستند پس در گذشته چنان بوده اند ؛ آن هم با حدس و گمان مبتنی بر یافته های فسیل شناسان ، نه بر اساس مشاهده ی واقعی و تجربه.
بنابر این فرضیه تکامل انواع ، هنوز قطعیت علمی که سهل است ،به حدّ یک نظریه علمی ـ تجربی هم نرسیده است. لذا این فرضیه در بین دانشمندان غربی هم منتقدین زیادی دارد؛ لکن فرهنگ و سیاست سکولار غربی بر آن است که این فرضیه را به عنوان یک نظریه علمی به خورد بشریت دهد. چرا که این فرضیه می تواند پایه ی مناسبی برای چنان فرهنگ و سیاستی باشد ؛ چون بنا به اصل انتخاب اصلح که در این فرضیه وجود دارد ؛پیام آن در نظام سیاسی این است که : « حق با قویتر است ؛ و بقا با آن کسی است که قویتر باشد» یعنی هر که اقتصاد قویتری دارد باقی می ماند ؛ هر که بمب اتمی دارد باقی می ماند و …. که اینها همان شعار کشورهای غربی است. در حالی که دیدیم شوروی سابق همه ی اینها را داشت ولی سرنگون شد ؛ امّا کشورهای بسیار ضعیفتر از آن باقی ماندند. همچنین این فرضیّه در حقیقت مدرک علمی اومانیسم می باشد که ریشه ی مکتبهای فرهنگی ، اجتماعی و روانشناسی غربی است. انسان در این مکاتب ، انسانی است بریده از خدا و بریده از قداست و بریده از ملکوت ؛ و فرضیّه تکامل بهترین وسیله است برای ترسیم چنین انسانی. لذا غربی ها در حقیقت با این فرضیّه می خواهند اباء و اجداد مکاتب خودشان را اثبات نمایند.
ــ اشکالات نقضی فرضیه تکامل داروین:
۱- گفته شد که مدعای فرضیه تکامل در مورد موجودات بزرگ و پرسلولی مثل حشرات و پرندگان و… قابل آزمایش نیست ؛ چرا که اوّلاً به ادعای این فرضیه ، این روند ، میلیونها سال طول کشیده است ؛ و ثانیا میلیونها عامل بر آن تاثیر داشته اند که عملاً نمی توان همه را مشخص نمود . اما ادعای این فرضیه در دو مورد قابل آزمایش است ؛ ۱) در مورد چگونگی تبدیل مواد شیمیایی ــ مثلا اسیدهای آمینه ــ به موجودات زنده. ۲) در مورد چگونگی تبدیل تک سلولی ها به موجودات پر سلولی .
ما در جهان امروز هم مواد شیمیایی تشکیل دهنده ی موجودات زنده را در اختیار داریم ، هم تک سلولی ها را . همچنین می دانیم که شرایط تبدیل این ترکیبات شیمیایی به تک سلولی ها و شرایط تبدیل تک سلولی ها به پر سلولی ها محدود و قابل مشابه سازی در آزمایشگاهند. بنابراین ، اگر فرضیه ی تکامل داروین درست است ، پس باید بتوان در این دو مورد آن را در آزمایشگاه به اثبات رساند ؛ در حالی که هیچ دانشمندی تا به حال نتوانسته است یک تک سلولی کامل را از ترکیبات شیمیایی بدست آورد ؛ یا نشان دهد که از ترکیب طبیعی چند تک سلولی یک چند سلولی درست می شود. البته دقّت شود که برخی توانسته اند با ترکیب تک سلولی ها ، تک سلولی جدیدی به وجود آورند ؛ لکن اینها با مهندسی ژنتیک است و هزاران فرسخ فاصله دارد با آنچه گفته شد.
۲- هم اکنون موجودات زنده ای در روی زمین زندگی می کنند که در زمان دایناسورها و بلکه قبل از آنها نیز به همین شکل کنونی وجود داشته اند ؛ و فسیلهای آنها که از زمان دایناسور ها به دست آمده است ، نشان می دهد که در طی این میلیونها سال هیچ تغییری نکرده اند. از جمله ی این موجودات می توان اشاره نمود به : ماهی خاویاری ، خرچنگ نعل اسبی ، نوعی از سرپایان به نام ناتیلوس ، پلاتیپوس ، اوپاسوم ، کروکودیل ، تواتارا ، اوکاپی ، لامپری ، کوالاکانت ، گینگو ، قلاب ماهی خون آشام ، کوسه ی مزی و … .
فرضیه تکامل از توجیه این امر که چرا این موجودات در طی میلیونها سال تغییر نکرده اند عاجز است ؛ در حالی که در این مدت شرائط زندگی این موجودات تغییرات بسیاری کرده است. برخی از این موجودات حتّی قبل از دایناسورها نیز بر پهنه ی زمین بوده اند ولی استخوانهای امروزی آنها عین فسلیهای اجداد خودشان است.
۳- فرضیه تکامل انواع، مدعی است که بنا به اصل تنازع بقا یا انتخاب اصلح ، همواره آن موجودی به حیات خود ادامه خواهد داد که از دیگر رقبای خود در حیات قویتر و با طبیعت سازگارتر است . یافته های فسیل شناسان ، نشان داده است که قبل از نسل انسان و میمون (شامپانزه) نسلی می زیسته است که از نظر مغزی کاملتر از میمون ولی ناقصتر از انسان بوده است ؛ فرضیه تکامل مدعی است که برخی از این موجودات در شرایط خاصی تبدیل به میمون شده اند و برخی دیگر در شرایط خاص دیگری تبدیل به انسان شده اند؛ حال سوال این است که چرا این موجود انسان نما ، مغز متکامل خود را از دست داده و تبدیل به میمون شده است ؛ چگونه است که این موجود با آن مغز کاملتر از مغز میمون ،نتوانسته است به حیات خود ادامه دهد ولی میمونی که ناقصتر از او بوده توانسته است به حیات خود ادامه دهد. طبق اصل انتخاب اصلح همواره عامل مثبت می ماند و عامل منفی از بین می رود . آیا باهوش بودن برای حفظ حیات عامل منفی بود ؟ شکی نیست که هوش ، قویترین عامل بقا است .بنابر این ، اصل تنازع بقا یا اصل انتخاب اصلح نمی تواند اصلی کلّی باشد.مشابه این مثال در طبیعت به اندازه ای زیاد است که خارج از حدّ شمارش است. برای مثال چگونه سگ پاکوتا یا سگ پشمالوی فانتزی ، که نه سرعت زیادی دارند ، نه قدرت زیادی و نه دیگر خصوصیّات یک حیوان شکارچی را ، باقی مانده اند ولی بسیاری از فامیلهای آنها که شکارچیان قابلی بوده اند منقرض شده اند. فرضیه ی تکامل در جواب این سوال می گوید: حتماً این موجوداتِ باقی مانده خصوصیّات ویژه ای داشته اند که باعث بقاء آنها شده است. امّا قادر نیست بگوید که این خصوصیّات ویژه چیستند.
۴- بین موجودات زنده تفاوت مغزی و هوشی چندانی ملاحظه نمی شود ؛ مثلا شامپانزه که بعد از دلفینها کاملترین مغز را بین حیوانات دارد ، تنها اندکی از یک نوع میمون دیگر به نام اورانگوتان ، باهوشتر است ؛ اورانگوتان نیز تنها کمی از باهوشترین حیوان قبل از خود ــ در رتبه هوشی ــ باهوشتر است و … . امّا بین انسان و شامپانزه ، فاصله هوشی ، به شدت زیاد است ؛ میمون اعداد کوچک(اعداد یک رقمی) را می شناسد ؛ اما انسان ، دم از بی نهایتها می زند . میمونها برای ارتباط باهمدیگر تنها چند علامت محدود دارند ؛ و زبان به معنی واقعی کلمه در آنها وجود ندارد ؛ در حالی که انسانها با میلیونها واژه و با هزاران زبان و لهجه با همدیگر سخن می گویند. قدرت کشف و اختراع میمونها نیز با انسان قابل مقایسه نیست . همچنین هنر و اخلاق و عقیده و آرمان و … همگی اموری مختص انسانند. حال سوال این است که این فاصله عمیق بین انسان و حیوان چگونه به وجود آمده است؟ فرضیه تکامل انواع داروین ، قادر به جواب گویی به این سوال نیست. لذا برخی از اندیشمندان ، انسان را از پدیده ی تکامل استثناء کرده و گفته اند : فرضیه تکامل فقط شامل حیوانات می شود ؛ و خلقت انسان از خلقت دیگر موجودات جداست. برخی نیز گفته اند مغز انسانهای بدوی ناقصتر از انسان فعلی بوده است ؛ و به مغز میمونها نزدیکتر بوده است ؛ امّا یافته های فسیل شناسان نشان داده است که اندازه ی مغز انسانهای غارنشین هفت هزار سال قبل با مغز انسانهای فعلی تفاوتی نداشته است. همچنین جدیدترین یافته ها نشان می دهد که بین انسان فعلی و انسان نماهای قبل از ما (انسان نئاندرتال) هیچ رابطه ژنتیکی وجود ندارد.
۵٫ در زمان اجداد زرّافه ها حیوانات زیادی بودند که از برگ درختان تغذیه می کردند پس چرا آنها در رقابت با زرّافه ها از بین نرفتند ؛ یا چرا آنها نیز گردن دراز نشدند؟
۶٫ برخی از حیوانات ، باکره زا هستند ؛ یعنی خودشان ، هم نر هستند هم ماده ؛ ولی اکثر حیوانات نر و ماده ی جدا از هم دارند ؛ چرا طبیعت که می توانست روش باکره زایی را برگزیند آن را در اکثر حیوانها برنگزید ؛ و چرا فقط در برخی برگزید. در حالی که حیوانات باکره زا شانس بقاء بیشتری دارند.
و …

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 4.3/5. From 59 votes.
Please wait...

67
دیدگاه ها

رضا

سلام ببینید من فک میکنم داروین گفته که گونه ای به نام a وجود داری که بطور مثال دوتاa دیگرو بوجود میاره یعنی یک جفت میمون دوتا بچه بدنیا میارن که یکیشون تبدیل میشه به b و یکیشون a میمونه ولی شما میگید همهa ها تبدیل به b یا نابود میشن

حسن

سلام . در حال حاضر با موضوع ((تغییر گونه ها)) دنبال می شود. یعنی گونه های جانوارن از نسلی به نسل دیگر در حال تغییر هستند یک تغییر تدریجی و کوچک . مثلا فرزند شما عینا شبیه شما نیست و یک تغییرات ژنتیکی در وی رخ داده است. فرض کنید اگر در هر نسل یک تغییر ژنتیکی رخ دهد اگر این تغییر مثبت باشد به نفع جاندار است و باعث ادامه بقای جاندار می شود و آن صفت ژنتیکی جدید به نسل های بعد به ارث می رسد اما اگر تغییر ژنتیکی منفی باشد باعث به خطر افتادن حیات جاندار شده و جاندار از بین می رود. بنابراین پس از گذشت هزار نسل هزار صفت جدید ژنتیکی به نسل های بعد به ارث رسیده که باعث می شود جاندار نسل هزارم با جاندار نسل اول تفاوتهایی ظاهری داشته باشد که البته زمان زیادی برده است. حالا فرض کنید در یک میلیون نسل بعد با یک میلیون صفت جدید مواجهه هستیم که باعث می شود جاندار نسل یک میلیونیم با جاندار نسل اول به کلی تفاوت داشته باشد و این تغییر گونه هاست

فاطمه

به نظر من نظریه تکامل واقعا درست هست ولی ما از نسل میمون نیستیم بلکه از نسل گونه ی خود هستیم که طی گذشت زمان تکامل پیدا کردیم چه بسا قبل از نسل کنونی ما نیز انسان هایی می‌ زیستند که با گونه کنونی ما تفاوت های فاحشی رو داشتند که طبق نظریه داروین و طی سال های متمادی گونه های سازش تر با محیط ماندگار تر شدند و از همه مهمتر باید یک نیروی والایی هدایت کننده ی تمام این تکامل ها باشه …..همون طور که وقتی آفریننده یک ماشین ابتدا ماشینی ابتدایی می سازه بعد از مدت ها اون رو بهبود می بخشع و هدایت گر همین سازنده هم خدای متعال هست …و خداوند چه بسا گونه های زیادی رو با شباهات بسیار آفریده در حالی که تفاوت هایی با هم دارند

فقط خدا

همانگونه که وال ها نیز طی گذر زمان از نسل اولیه خود مشتق شدند نه از نسل یک اسب یا غیره

امید

منم همین نظر رو دارم

اولتیماتوم

اشتر به شعر عرب در حالتست و طرب
گر ذوق نیست تورا کژ طبع جانوری
اگر میتونی دلیل بر چرت بودن مقاله بالا بیار اگه نه که ببند گاله رو
. ادمایی مثه شما هستن که از نظریه داروین بت ساختن و فکر میکنن اونور همه جلوی این نظریه تعظیم میکنن . فقط برو اسم دانشمندایی که مخالف اون قسمتی از نظریه که میگه انسان تکامل یافته سایر موجوداته رو ببین و بعد نگاه کن میتونی تعدادشون رو بشمری ؟ فکر کنم اگه همه دانشمندا بگن نظریه اشتباهه گلابی هایی مثه شما ول کن معامله نیستن . تهشم دربیاری اینه که دلیل اصلی که عاشق این نظریه هستید ، مخالفت با اسلامه . البته نه همه ی کسانی که این نظریه رو قبول دارن . در ضمن ما هم منکر همه ی قسمت های این نظریه نیستیم .

علی

در تکمیل صحبت های دوستم منم یک زیست شناس هستم که تکامل و رده بندی مو جودات مطاعه می کنم در مورد تکامل انسان باید خدممتون بگم که داروین با توجه به علم اون زمان خودش و فرضیات محدود در یک جلد کتاب که کمی قبل تر از مرگش بود گفت که انسان هم از الگوی تکاملی پیروی می کنه ما دو نوع کلی تکامل داریم از گونه اولیه یا a چند تا گونه به وجود بیاد (چیزی که در مورد انسان برداشت می شد)
۲- از گونه a فقط گونه b به وجود میاد و a از بین می ره یعنی انسان ها خانواده جدایی از میمون ها هستند و خوب تو احادیثم هست که انسان هایی قبلا بودن و ایه قران هم می فرمایند که فرشته ها به خدا میگن باز می خوای موجوذ=دی بیافرینی که در زمین خون ریزی کنه قید باز کلید ماجراست

زیست شناس

سلام
من رشتم زیست شناسیه
و نظریه داروین رو کامل خوندم، نظریه های دیگه ای هم از قبل بوده مثلا دانشمندان یونانی باستان که می گفتند جانداران از ابتدا به همین شکل بودند،
که با کشف سنگواره ها(فسیل ها) این نظریه به کلی باطل اعلام شد،نظریه بعدی نظریه لامارک هست که میگه جانداران طی گرفتن صفات اکتسابی تغیبر میکنند و این تغییرات را به ارث می رسانند
که با ازمایشی که روی ۴۰نسل موش انجام دادند و با بریدن دم هر نسل مشاهده شد که نسل های بعد باز هم دم دارند این نظریه هم باطل شد البته دلایل دیگه ای هم برای بطلانش وجود داره…
در نهایت ما نظریه داروین را داریم که روز به روز هم کامل تر میشه
و تا وقتی نظریه ی جدیدی که پیدا نشه که بتونه اونو رد کنه مجبوریم قبولش کنیم و ناگفته هم نماند که کامل ترین نظریه تا به امروز نظریه ی تکاملی داروین است.
به نظر من نظریه ی داروین درمورد تمام موجودات به جز انسان میتونه صحیح باشه،
ولی در کل اینکه انسان یه دفعه بوجود اومده باشه هم از نظر عقلانی و علمی قابل قبول نیست.

حسین

سلام علیکم
خدا قوت

Shayuq

اگر انسان از نسل میمون و یا زرافه یا مثل اینها چندین چیز های دیگر که در خشک سالی ها و از حیوانات که آمده چرا حال میمون انسان نمیشه چرا در آفریقا از خشک سالی زرافه چرا به وجود نمیایه

علیرضا

ععزیزم چون این اتفاقات چند میلین سال طول میکشه و اگرم اتفلکاق بیفته تو متوجه نمیشی

جواد

با سلام اتفاقی رد میشدم بحث دوستان نظرم رو جلب کرد حرفای اقا مهدی المپیادی جالب و تقریبا کامل بود فقط یک سوال برام باقی مونده اگه شما نظریه داروین رو رد میکنید و اون رو قابل ازمایش نمیدونید پس فرضیه خلقت توسط خدا رو چطوری بدون ازمایش قبول میکنید؟ به عنوان یک انسان جویای حقیقت برام جالبه که بدونم کدوم درسته کدوم غلط ممنون

عادل

با سلام به همه دوستان گرانقدر. اگر بگوییم انسان از میمون مشتق شده است کاملا اشتباه است. پس باید بگوییم میمون از انسان مشتق شده است. آره اگر مورد دوم را بگیم کاملا با عقل مطابقت دارد. ما به عنوان انسان نمیتوانیم از پوچ چیزی درست بکنیم پس چگونه میتوان ازمیمون که حیوان زبان بسته و نفهم بتوان انسان دانا به وجود آورد. این چیزی است که میتوان آنرا به کمک سه ابزار مهم یونانیان که شامل آزمایش و مشاهده کردن و نتیجه گیری هستند ثابت کرد و اگر میخواهیم نظر اسلام را در این مورد بدانید میتونید به قرآن سوره ی بقره جزء اول آیه ۶۵ مراجعه بفرمایید.
انظریه داروین چیزی است که اگر به بچه ی دبستانی ایرانی بگیم خندش میگیرد چه برسه به انسانی همچون خیلی از بزرگواران، که یه جوری از او دفاع میکنند که انگاری فقط داروین عقل دارد. واقعا متاسفم که افکار و نظریه های دیگران را زود قبول میکنیم و از خودمان هیچ گفته ای نداریم و ذهن ما بجای اینکه خودش نظر بده و فرستنده باشه بیشتر گیرنده است.

.....h

همه مشکلات شما ها اینه ک قران و نمیشناسید وقتی کسی قران و بشناسه بدونه بفهمه دیگه اینجوری حرف نمیزنه خدا کتابی برای ما فرستاده که راهنمای ما تا قیامته تموم شد رفت

Hhhhhh

همبن قرانی که خودت میگی پر از توهین و جنایت و نقص اشکاراست من چیزی نمیگم کافیه خودت بری دربیاری

سپهر

یعنی یک مشت مهملات در جوابیه یک نظریه علمی فوق‌العاده معتبر نوشتید. نظریه ای که تمام فیزیک دانان دنیا روش اجماع دارن. بعدش اومدین از رو هوا بحثخلقت دفعیو مطرح کردین و رفرنس دادین به قرآن. حاجی قرآن و دین مال چند سال پیشه؟ نزدیک دو بیلیون سال پیش آدم زندگی میکرده رو زمین. تمامی شواهد تغییر تکاملی هم وجود داره. شواهد دوستان دین مآب در تایید نظریه شون چیه ؟ غیر از مغلطه های منبری البته. عزیزان من برید فیزیک مطالعه کنید ببینید دنیا چه خبره! با این همه عقل و شعور اجتماعی هنوز تو دین دنبال دلیل میگردین؟ یا آداب استحمام و جماعو یادتون رفته؟ اینا علمن خداوکیلی؟

دوست عزیز دو بیلیون ساااااال؟!!!! چی زدی؟
اون علما و دانشمندانی رو که میگی در گذشته یک غلطی کردن گفتن این فرضیه (چرند) معتبره ولی حالا فهمیدن چه شکری خوردن و همش دارن رد میکنن این اراجیف رو بعد تو نیای میگی معتبرترین؟!!!! خخخخ فک کنم از همون شامپانزهایی است که کاملا تکامل نیافته. راستی اجدادتون تو باغ وحش ها دارن مسخره میشن یک فکر به حالشون بکنی

محمدحسی

داداش فیزکدان ها روی نظریه زیست شناسی توافق نظر دارن؟؟؟
یعنی علم داره از سر و کولت بالا میره

حانی

۱۵۰ساله نخبه ها و زمین شناسا و فسیل شناسا و دانشمندان نتونستن فرگشت و اثبات کنن..اونوخ بعضی از دوستان ک فرق تکامل و فرگشت و یا حتی عمق نظریه داروین و نمیدونن اظهار لطف دارن ب خودشون تا ثابت کنن میمون هستن؛)
شماها ک زحمت میکشید داروین و مطالعه میکنید نئوداروینیسم هم مطالعه بفرمایید

محمد

تکامل وجود دارد اما علت ان خدای بی تغییر است

و او خود بهتر میداند انسان را چگونه افریده نه داروین که خود مخلوق است و خبر از غیب میدهد که ندیده!!
و علت تکامل را طبیعت میداند!!
این گمان اوست:
(۲۴) و گفتند: زندگى، جز همین زندگى دنیاى ما نیست؛ [گروهى‏] مى‏میریم و [گروهى‏] حیات مى‏یابیم، و ما را چیزى جز روزگار هلاک نمى‏کند؛ و به این [ادعا] هیچ علمى ندارند. آنان جز گمان نمى‏برند.
(۲۵) و هنگامى که آیات ما [درباره معاد] که به خوبى روشن است بر آنان خوانده مى‏شود، دلیلشان جز این نیست که مى‏گویند: اگر راست مى‏گویید، پدران ما را [که مرده‏اند] بیاورید.
(۲۶جاثیه) بگو: خداست که به شما حیات مى‏بخشد، سپس شما را مى‏میراند، آن‏گاه شما را در روز قیامت- که شکّى در آن نیست- جمع مى‏کند، ولى بیشتر مردم نمى‏دانند.

خداوند بی تحول منشا تحول ما از نطفه به انسان است و تحول دانه به جوانه سوره انعام
خدای بی تفاوت ایجاد کننده تفاوت رنگها در کوهها و هر انچه ثابت اما محدود و متفاوت و متضاد است سوره فاطر

s-z

بعضی ها اصلا نمیخوان یه ذره فکر بکنن شاید با دلایل علمی حداقل یه کم قانع بشن فقط میخوان به زور حرف خودشونو تو سر بقیه فرو بکنن

مهدی

دوستان، کسی نظری نداره؟

البته عرض کنم که از نظر من نه تنها اسلام و قرآن مخالف تکامل نیست بلکه حتی اعتقاد دارم قرآن تکامل رو پیش بینی کرده.

محمد

تکامل هست (نه به ان شکل و حدی که فرضیه داروین میگه مثلا میمون بشه انسان!! ) ولی تکامل دهنده خداوند است نه اینکه خود اشیا در حال تکامل یا محیطی که خود نیز در حال تغییر است خدای بی تحول علت هر تحولی است: بسم الله الرحمن الرحیم تحول و محدودیت در موجودات، اساس استدلال های توحیدی قرآن کریم و احادیث شریف چکیده از فواید اعتقاد به وجود و یگانگی خداوند متعال و نفی قدرت از غیر او، ایمان به آخرت و قدرت خداوند بر آفرینش دوباره انسان و ترس از عذاب و امید به ثواب است. با نگاه به مجموعه‌ی آیات و روایات، نحوه استدلال بر وجود خداوند و یکتایی او، مشخص می‌شود و هدایتی مستقیم به حقیقت است. هدف در این مقاله، بازخوانی استدلال‌های آیات و روایات بر وجود و یکتایی خداوند و تجمیع و دسته‌بندی آنها بر اساس نوع آنها است. در آیات و روایات به مشاهده آنچه در آسمان و زمین هست امر شده و تحول در موجودات تحول پذیر و تفاوت و محدودیت در موجودات بی‌تغییر و ساکن‌، نشانه وجود خداوند متعال معرفی گردیده و برای پی‌بردن به وجود خداوند متعال یادآوری شده‌اند. توجه دادن به محدودیتِ موجودات ثابت، با ذکر موجودات متفاوت که… بیشتر بخوانید »

مهدی

سلام به دوستان عزیز. اثبات تکامل دلایل اثبات کننده مسئله تکامل بسیار زیادند پس دانشمندان آنها را در چند دسته کلی تقسیم میکنند: ۱- هومولوژی (تکامل واگرا) ۲- مشاهده تکامل ۳- فسیل ها و شواهد موجود از گذشته ۴- جغرافیای زیستی هومولوژی به طور کلی دو نوع تکامل وجود دارد: – تکامل واگرا یا هومولوگ – تکامل همگرا یا آنالوگ معمولا در بین موجودات زنده تکامل واگرا ایجاد شده یعنی تکاملی که تنوع را بیشتر میکند. مثل یه جد سفید پوست. به نوادگان سیاه پوست ایجاد میکند. خب در این جا تا قبل از تکامل سیاه پوست ها تنوعی در رنگ پوست وجود نداشت. ولی بعد از پیدایش سیاه پوست ها تنوع ایجاد شد. اما یه سوال حالا درسته رنگ پوست عوض شده اما آیا بقیه بخش ها هم عوض شده ؟ معلومه که نه. مثلا هر دو پا دارند و هر دو قلب و چشمی با آناتومی و فیزیولوژی یکسان دارند. بعد حالا فرض کنید سیاه پوست هم زاده جدید داشته باشند که مثلا سه تا پا داره. و اون سه تا پاییه هم بعد از مدتی نواده ای دارای پر داشته باشه. خب حالا ما این موجودات جدید رو بررسی میکنیم. چه میفهمیم؟ واضحه ما برای اینکه بفهمیم… بیشتر بخوانید »

مهدی

نظر من چرا پخش نشد؟

مهدی

سلام من پیامهای شما رو خوندم. چندتا جواب هم آقا مجید دارم و به چند نفر مخالف تکامل. اولا بگم که من ازون ادمایی نیستم که فقط برای رد دین می خوان یه چیزی بگن. من هزاران صفحه درباره زیست شناسی مطالعه کردم. چون یه المپیادی هستم. پس بی هوا حرفی نمی زنم. نظریه تکامل چارلز روبرت داروین چیز جدیدی نبود. قبل از اون هم فلاسفه بین دو فرضیه در حال جنگ و جدل بودن. در جواب سوال پیدایش موجودات دو نظر وجود داشت که یکی از آنها(خلق الساعه) به ظاهر به دین نزدیک تر بود پس بیشتر طرفدارانش دیندار بودن و اون نظریه(تکامل) کمتر مورد توجه بود و بیشتر. آتئیست(خداناباوران) اون رو میپذیرفتن. خب واضحه که اینجور مسائل و اختلافات علمی رو نمیشه با فلسفه حل کرد. پس درگیری و نزاع ادامه داشت تا زمانی که این سوال بین زیست شناس ها مطرح شد. بعد از آزمایش های فراوان. لویی پاستور خلق الساعه از نظر عقلی رد شد و هنچنین پس از تحقیقات جرج کویر مبنی بر اینکه عمر زمین باید خیلی طولانی تر از چند هزار سال باشد. پس دانشمندان فهمیدن که احتمالا به اندازه کافی زمان برای انجام تکامل وجودداشته. پس افرادی مثل لامارک گفتن: جانداران تغییرات… بیشتر بخوانید »

محمد

آدم با اندکی مطالعه درباره این مسئله قطعا به نفی و نقض این نظریه پی میبره ولی عمدتا آن هایی که اصرار دارن این نظریه رو درست بدانند به نظر من با مبانی اسلام مخالفن و میخوان یه راهی پیدا کنند تا ازدین اسلام خارج بشن.
والسلام علی من التبع الهدی

دانشجو

سلام درصد شباهت ژن انسان با میمون۹۷%هستش…..خودتون قاضی باشید

حانی

شباهت ژن انسان با مگس سرکه۷۰٪ هست،،،خب ینی جد ما مگس بوده طی یه تکامل عجی مجی شده شدیم انسان؛|

برزن

با موز ۵۰%
با برنج ۳۰%
با گربه ۹۰%

حمیرا شیخی

کسانی که آماده ی تعغییر دین هستند و منتظرند تقی به توقی بخوره سریع دینشونو از دست بدند لطفا هنگام ترک دین به انگشتهای خود نگاه کنید اثر انگشت هرکسی متعلق به خودشه حتی دوقولوهای یکسان این یعنی امضای خداوند پای تک تک انگشتان و دو رقم ۸۱و ۱۸ رو از کف دستتون از هم تفریق کنید سن پیامبر است….. لابد ایناهم تصادفی بوده ! اینا نشانه هایی مبتدی و محکم از وجود خداست… من آدم مذهبی ایی نیستم ولی پاسخ تمام شک و شبهه ها داخل قرآن وجود دارد….
لطفا فقها مطالعات خود را گسترده بفرمایند و قرآن رو با دقت بخوندد تا به راحتی بتوانند پاسخ این نظریه های مبتدی رو بدهند و شک و شبهه هارو برطرف کنند باتشکر

حمیرا شیخی

واگر توجه داشته باشید خداوند داخل قرآن مارو به فرزندان آدم خطاب میکنه!.. هرچی بوده و گذشته و نابود شده به ما هیچ ربطی نداره و راجعبه همینی هم که به ما ربطی نداره خداوند داخل قرآن فرموده قبل از شما نسل هایی بوده اند که ما آنها را نابود ساختیم ……. ما فقط فرزندان آدم (ع) هستیم !!!!! اون چیزی که خدا در قرآن مارو به اون اسم خطاب میکنه هستیم….لطفا کمی تفکر کنید

میخواهند تو ندانی

عجیب بود ولی خوب بود .

امیر حسین حیدری

اگه دین مال خدا بود هیچ سوتی ای توش پیدا نمیشد. کتابای قبل از قران همه سوتی دارن که زمین ۴۰۰۰ سال عمر کرده و زمین تخت بوده و ۴ تا فرشته دورشو گرفتن. حالا اگه میگی تحریف شده، از کجا میدونی. کسی تورات زمان موسی رو نداره بعد میگن تحریف.خدا کاملا وجود داره ولی دین یه دروغه که ۲۰۰۰ سال مغز مردمو شستشو داده ته یه عده پول دربیارن.تازه یه سوتی دیگه قران هم اینه که انسان اشرف مخلوقاته اما وقتی به کیهان نگاه میکنی شواهد کاملی رو میگیری که انسان اشرف نیست

حمیرا شیخی

واقعا من نمیدونم چرا همه خودشونو به گیج بازی زدند!!!!! پاسخ خیلی سادست و با اندکی تفکر بدست می آیدخدا. داخل قرآن به صراحت بیان کرده که خلقی قبل از خلقت بشر وجود داشته و ما آنها را نابود ساختیم ! یعنی قبل از آفرینش آدم گونه های زیادی در زمین وجود داشته…. صحبت خدا از آفرینش حضرت آدم به بعد است…. دلیلی نداره بعضی ها خودشونو گیج کنند وبه ماقبل تاریخ بازگردندد! اگر قرآن با دقت خوانده میشد شما الان میدانستید…. که…… قبل از آفرینش انسان آفرینشی وجود داشته…… وسلام

Ahmad

حتم دارم که شما دانش اندکی نسبت به نظریه داروین دارید.اصلا این نظریه تکامل نیست این یک اشتباه است که ما آن را تکامل مینامیم.این نظریه فرگشت است که موجودات به طبع تعغییر محیط تعغیر میکنند.خیلی از این تغییرات نه تنها باعث کامل شدن نشده بلکه فقط تعغیراتی بوده که برای بقا حیوان نیاز بوده.
پس با این حساب کل نظریه ها اشتباه هست چون هیچ کس نمیتواند با تجربه خود اشتقاق قاره ها را ثابت کند.چون نیاز به چند میلیون سال سن است.
گذشته از اینها شما که اینچنین بر نظریه ها میتازید و نقد وارد میکنید.فرض کنید من الان بین دو راهی ادیان و علوم گیر کرده ام .شما چه اثباتی بر مدعای خود دارید.غیر از این که بگویید که این کلام خداست و امکان ندارد اشتباه باشد.