سرخط خبرها

چرا میزان ارث زنان نصف مردان است ؟ آیا در اسلام حق زن با مرد برابر است ؟

پرسش:
چند نکته و انتقاد و سوال:
۱- شما در بند اول پاسخ مثال ارث و نصف بودن ارث زن را زدید. حال درست است که برخی ها می خواهد ایراد بگیرند؛ اما برخی نیز سوال دارند مبنی بر اینکه درست است که مال مال خداست و هر طور دلش بخواهد می تواند به افراد بدهد و هیچکس از خدا طلبکار نیست. اما خوب کار خدا قطعا بی حکمت نیست. افراد می پرسند به چه دلیل و طبق چه حکمتی خدا ارث زن را نصف مرد قرار داده؟! اگر هم همین جوابهای متداول به این سوال داده شود(مبنی بر سرپرست خانواده بودن مرد و اینکه نیاز مالی بیشتری دارد پس سهم بیشتری به او می رسد.) خوب سوال می پرسند الان نیز زنان بسیار سرپرست خانواده هستند و تعداد آنها نیز به حدی هست که دیگر نمی توان وجود آنها را نادیده گرفت. هر چند ممکن است اندک باشد اما نادر نیستند بلکه آنقدری هستند که باید به حساب آیند. اما همچنان ارث اینان نصف است. پس یا این دلیل غلط است یا اگر این دلیل درست است باید ارث اینان نیز برابر مردان باشد. خوب آیا برای این مسأله جوابی وجود دارد؟!
۲- در همان بند ۱ شما فرمودید:«و بدتر آنکه جوانان ما، از کودکی تا آخر دانشگاه، با مبانی ضدّ اسلامی بزرگ می شوند. چون نظام آموزشی کشور ما از ابتدایی تا دانشگاه، بر مبانی سکولاریستی تأسیس شده است. شگفت آنکه حتّی برخی کتابهای مثلاً دینی دبیرستان و دانشگاه هم رگه هایی از سکولاریسم را در خود دارند. این مرض چنان ریشه دوانده که حتّی برخی روحانیون پیابند به اسلام نیز در گفتارها و نوشتارهایشان ندانسته بنیانهای سکولاریستی را لحاظ می کنند.» خوب می توانید در این مورد کمی بیشتر توضیح دهید که منظورتان چیست؟! و آن مبانی سکولاریستی کدام است؟! و مثلا در کتابهای دینی ما چه اثری از سکولاریست است؟! و روحانیون کدام مبانی سکولاریستی را لحاظ می کنند؟!
۳- در مورد مسائل جنسی ازدواج که شما در بندهای ۳ و ۶ به آن اشاره داشتید و گفتید در گذشته ازدواج عبادت بوده و صرفا بخاطر مسائل جنسی نبوده. این درست است اما اولا حداقل در اوایل ازدواج تنها ملاک یا نه اگر تنها ملاک نباشد مهمترین ملاک مسأله جنسی است بخصوص برای پسرها. این را نمی شود منکر شد هم بنده هم شما هر دو مرد هستیم و این را به علم حضوری می یابیم. ثانیا پس آنهمه تأکیدی که در روایات روی مسأله جنسی شده چه می شود؟! چرا امام معصوم ع می فرمایند مرد نباید مانند خروس با همسرش آمیزش کند بلکه باید او را آماده سازد تا او یعنی زن نیز از این آمیزش نهایت لذت را ببرد؟! پس نتیجه می شود که باید مسأله جنسی درست به آن پرداخته شود. ثالثا مثلا روایت داریم که اگر مرد زن خود را ارضاء نکرد و زن رفت پیش یک سیاه زنگاری و او چون از زن سفید خوشش می آید خیلی با او به گرمی رابطه برقرار کرد گناه این زنا برای مرد نیز هست. یا مثلا یک روایت دیدم که گفته بود دلیل اینکه ذلیخاه جذب یوسف ع شده بود این بود که همسرش عزیز مصر در مسائل جنسی ناتوان بود. پس اگر مسأله جنسی به درستی به آن پرداخته نشود مخصوصا از طرف مرد امکان خیانت زن وجود دارد. پس چرا اینهمه کتاب راجع به مسائل جنسی حتی توسط روحانیون نوشته می شود؟! همه اینها حاکی از این است که مسأله جنسی یک بعد مهم از زندگی زناشوئی و احتمالا در اوایل ازدواج مهمترین بعد است. در مورد اینکه فرمودید:«اینهاست که آمار طلاق را بالا برده است؛ و اینهاست که نارضایتی جنسی ایجاد می کند. امّا برخی روانشناسهای احمق چه می گویند؟ می گویند: چون مردم ما تعلیمات جنسی آزاد ندیده اند، لذا بلد نیستند همدیگر را به نحو شایسته ارضاء کنند.» پس ما چرا حتی در روایات تعلیمات جنسی داریم؟! پس چرا حتی علما در این مورد مطلب می نویسند؟! اینها حاکی از این است که روش صحیح انجام اعمال جنسی که موجب نهایت لذت طرفین شود مهم است. پس چرا اینهمه مطب درمان ناتوانی جنسی و مسائل مربوط به آن داریم که برخی از آنها توسط روحانیون اداره می شود؟! پس معلوم می شود این تعلیمات مسأله مهمی است. اما اینکه چرا در گذشته آمار طلاق پائین بوده دلیلش شاید این باشد که طرفین در خیلی از موارد چه زن چه مرد مخصوصا زن می سوخته اند و می ساخته اند. همین الان هم خیلی از زنان هستند که علیرغم مشکلات فراوانی که با شوهر خویش دارند(اعم از مشکلات جنسی و غیر آن) طلاق نمی گیرند و می سوزند و می سازند. اما الان زنان نمی خواهند بسوزند و بسازند می خواهند به تمام حق و حقوق خویش برسند. پس آمار طلاق بالا می رود. ثالثا اینکه گفتید:«در گذشته به ازدواج به عنوان یک عمل عبادی نگریسته میشد…» فکر کنم کمی اغراق باشد. عموم مردم ازدواج برایشان یک چیزی بوده مانند سایر چیزها بالاخره خانواده تشکیل دهیم صاحب فرزند شویم که در هنگام پیری عصای دستمان باشند. بعید است خیلی ها دیدشان عبادی بوده باشد. یعنی در گذشته مثلا همان دیدی که به نماز و روزه و دعا و زیارت و … داشته اند به ازدواج نیز یک چنین نگاهی بوده؟! من بعید می دانم.
۴- در مورد اینکه فرمودید:« زنان بی شوهر، نابود کنندگان خانواده اگر جمعیت زنها در جامعه افزونتر از جمعیت مردان باشد، که معمولاً چنین هست، امنیت خانواده به خطر می افتد. چون زنها ذاتاً گرایش به خودنمایی و جلب توجّه دارند؛ و بیش از هر چیزی از معشوقه بودن لذّت می برند. از طرف دیگر، مردها نیز شدیداً گرایش زن دارند؛ و خیلی زود فریفته ی اطوار زنانه می شوند. پس اگر جمعیت زنهای بی شوهر، به نحو ضابطه مند امکان شوهر پیدا کردن نداشته باشند، به صورت غیر ضابطه مند دست به جذب مردان دارای خانواده می زنند.» خوب در آن مثالی که من زدم نیز مردان بی همسر دست به کارهائی می زنند. یا به لواط روی می آورند یا به استمناء یا به زنا.(حداقل خیلی از آنها) همانطور که الان طبق برخی آمار اکثریت مطلق پسران قبل از ازدواج سابقه استمناء را دارند. خوب ممکن است شما بگوئید اینان باید تقوا پیشه کنند و اگر این کارها را کردند مرتکب گناه شده اند. خوب در حالت زنان نیز بگوئیم زنان بی شوهر تقوا پیشه کنند و اگر دست به کارهای خلاف زدند گناه کرده اند. ضمنا گفتم که در مسأله جنسی مقاوت مردان بسیار کمتر از زنان است. اما چرا خدا برای زنان راهی گذاشته اما برای مردان نه؟!
۵- در مورد اینکه فرمودید:«در هیچ کجای دنیا چند شوهری وجود ندارد.» الان در فلات تبت مناطقی وجود دارد که چند شوهری در آن رایج است. در جاهلیت قبل از بعثت نیز چند شوهری رواج داشته. افلاطون نیز نظریه کمونیسم جنسی دارد. پس چند شوهری در تاریخ سابقه داشته است.

پاسخ:
۱ـ از منظر اسلامی، زن هیچگاه نمی تواند سرپرست خانواده باشد. لذا اگر در عصر حاضر چنین شده، خلاف تعالیم اسلامی است؛ و با پدیده ای که خودش خلاف اسلام است، نمی توان بر احکام اسلام ایراد گرفت.
اگر زنی شوهرش از دنیا رفت، مخارج او فرزندانش با مردان دیگری از فامیل شوهر است مثل پسر رشیدش، یا پدر شوهرش. اگر هم هیچ سرپرستی نداشت، خرجش از بیت المال داده می شود. زن در سیستم اقتصاد اسلامی ابداً به عنوان نیری اقتصادی تعریف نشده است. لذا اینکه ما بیاییم ابتدا یک اقتصاد غربی و ضدّ اسلامی را بر کشور تحمیل کنیم، و در آن سیستم ضدّ اسلامی، زن را از محور خانه و خانواده بودن بیرون بکشیم و او را تبدیل کنیم به نیروی اقتصادی، و آنگاه با این پدیده ای ضدّ اسلامی احکام اسلام را به چالش بگیریم، از اشکال بارز مغالطه است. طبق قواعد منطقی، هر سیستم اقتصادی را باید با چهارچوبهای خود آن سیستم نقد و ارزیابی نمود.

۲ـ شرح و توضیح این مطلب فرصتی وسیع می طلبد که ما را چنان فرصتی نیست. برای آشنایی با این بحث پردامنه توصیه می شود کتابهای زیر را مطالعه فرمایید.
ـ از علم سکولار تا علم دینی، دکتر مهدی گلشنی (فیزیکدان)
ـ تحلیلی از دیدگاههای فلسفی فیزیکدانان معاصر، مهدی گلشنی، محمدتقی جعفری تبریزی (مقدمه)
ـ قرآن و علوم طبیعت، مهدی گلشنی
ـ علم و دین و معرفت در آستانه قرن بیست و یکم، مهدی گلشنی
ـ آیا علم با دین می سازد؟، جعفرصادق جلیلی، مهدی گلشنی (مترجم)
ـ آیا علم می تواند دین را نادیده بگیرد؟، بتول نجفی (مترجم)، مهدی گلشنی (به اهتمام)
ـ علم و تمدن در اسلام، سیدحسین نصر، احمد آرام (مترجم)
ـ کلام جدید ، عبدالحسین خسرو پناه ، گفتار ۱۴ ، ۱۵ ، ۱۶
ـ علم دینی ، سیدحمیدرضا حسنی و …
ـ نسبت دین و دنیا: بررسی و نقد نظریه سکولاریسم ، عبدالله جوادی آملی
ـ ریشه ها و نشانه های سکولاریسم ، علی ربانی گلپایگانی
ـ قرآن و سکولاریسم ، محمدحسن قدردان قراملکی
ـ سکولاریسم ، حمیدرضا شاکرین
۳ـ فرموده اید: « اولا حداقل در اوایل ازدواج تنها ملاک یا نه اگر تنها ملاک نباشد مهمترین ملاک مسأله جنسی است بخصوص برای پسرها.»
بلی در عصر فعلی چنین است. چون مردم عصر حاضر، همان مسلمانان سکولار هستند؛ و تمام فضای ذهن و قلبشان را آموزه های سکولار پر نموده است. مشکل شما هم همین است که در چنین فضایی بزرگ شده اید؛ لذا خیال می کنید گذشتگان هم مثل شما بوده اند؛ در حالی که در اعصار گذشته نگاه به امر ازدواج کاملاً با نگاه کنونی فرق داشته است. بلی آنها هم غریزه ی جنسی داشتند؛ امّا فطرت خانواده گرایی و ناموس خواهی و حسّ غیرت داری و غریزه ی مردانگی و امثال اینها را هم داشتند؛ لذا برای آنها غریزه ی مرد بودن و احساس مردی کردن بسیار پر رنگتر از غریزه ی جنسی بود؛ لذا آنها غرایز جنسی خود را تابع غریزه ی احساس مردی خود می کردند؛ و به آن رنگی دیگر می دادند؛ برای همین، قصّه های عشقی آنها هم رنگی دیگر داشت؛ آنها از لیلی و مجنون و خسرو و شیرین و اصلی و کرم و بیژن و منیژه و امثال اینها لذّت می بردند نه از فیلمهای خانم تهمینه میلانی و امثال او که شهوترانی را به نام عشق به خورد جوانان ما می دهد. امروز جوان ما برای اینکه احساس مردی کند، و غریزه ی مردی خود را نشان دهد، سیگار می کشد یا عینک دودی می زند و تریپ افراد مشهور را می زند یا ماشین مدل فلان سوار می شود یا پز دانشجویی می دهد یا …؛ امّا جوان اعصار قبل از سکولاریسم، برای اینکه نشان دهد مرد شده، نسبت به دختری نجیب احساس ناموسی پیدا می نمود و نسبت به او غیرت پیدا می کرد؛ و با این رویکرد به خواستگاری او می رفت. او هم غریزه ی جنسی را در نظر داشت، امّا این غریزه اش را تحت یک غریزه ی دیگر قرار می داد که مفهوم زندگی را کاملاً عوض می کند. چرا جوان امروز ما بعد از ازدواج، نسبت به همسرش غیرت بالایی ندارد؛ و همسرش را با سر و وضع غیر اسلامی با خود همراه می کند و نشان این و آن می دهد؟ چون از ابتدا او را برای لذّت بردن خواسته است. او اصلاً مردی خود را در گرو همسرش نمی بیند. او حسّ غریزی مرد بودن را با چیزهایی که دیگر که سکولاریسم یادش داده ابراز می کند.
اشاره فرموده اید به تأکیدات اهل بیت(ع) به مراسم جنسی؛ و چنین پنداشته اید که آن بزرگواران هم با همان رویکرد رایج زمان ما چنین توصیه هایی کرده اند؛ در حالی که چنین نیست. هیچگاه در احادیث اهل بیت(ع) نمی بینید که بگویند برای لذّت بردن ازدواج کنید. امّا وقتی ازدواج کردید، آنگاه به شما می گویند که بدان، یکی از شئون همسرداری، مراسم زناشویی است؛ که مثل باقی شئونات آن باید دارای استانداردهای اسلامی باشد. باید به فکر لذّت خودت نباشی بلکه باید بدانی که همسرت هم بر تو حقّی دارد. وقتی مردی وقت خود را صرف برآوردن نیازهای جنسی همسرش می کند، یعنی دارد حقّ و حقوق او را می پردازد. اگر به فکر لذّت باشد، لزومی ندارد که چنین کند.
چرا شما اسلام را نصف و نیمه می بینید؟ و چرا ترتیب امور را نمی بینید؟
خداوند متعال ازدواج را این گونه تعریف می کند: « وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکَّرُون‏ ــــ و از نشانه‏هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‏هایى است براى گروهى که تفکّر مى‏کنند.» (الروم:۲۱)
اگر با نگاه ابتدایی به این آیه نگاه کنیم، اثری از غریزه ی جنسی در آن دیده نمی شود؛ امّا با نگاه عمیق، حضورش را می بینید. غریزه ی جنسی را در درون آرامش و مودّت و رحمت ببینید. در ازدواج اسلامی، غریزه ی جنسی باید با این اهداف باشد، نه برای لذّت بدن؛ البته لذّت هم خودش خواهد آمد. به قول جناب مولوی: « هر که کارد، قصد گندم باشدش ــ کاه هم اندر تَبَع می آیدش.» وقتی کشاورزی گندم می کارد، قصدش به دیت آوردن کاه نیست؛ امّا می داند که در کنار گندم بیشتر، کاه هم به دست خواهد آمد. در ازدواج اسلامی، باید دنبال آرامش جسمانی و روحانی بود؛ باید به دنیال مودّت و رحمت بود؛ امّا شکّ نیست که لذّت خواهد بود؛ و صد البته در چنین فضایی، لذّت جنسی هم بسیار بهتر و دل چسب تر خواهد بود. امروز جوان ما همسرش را از خود نمی داند بلکه او را ابزار لذّت می بیند؛ امّا در ازدواج اسلامی، همسرت مرد، فرد دومی در کنار او نیست؛ بلکه آن دو یک نفرند. فرمود: « خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً » یعنی باید همسرت را هویت بخش به خودت ببینی؛ کسی که با او مرد هستی. مردان قدیم، این گونه بودند. مرد بی زن را اصلاً مرد نمی دانستند. اگر کسی اندک بی غیرتی از خود نشان می داد، می گفتند فلانی که مرد نیست. امّا امروز افراد را با زنشان نمی شناسند بلکه با پول و مقام و شغل امثال اینها می شناسند که از ارزشهای سکولاریسم است. وقتی در اسلام به مرد توصیه می کند که به نیازهای غریزی همسرت اهمیّت بده، نمی خواهد بگوید لذّت را محور قرار بده؛ بلکه می خواهد بگوید: به فکر خودت نباشد؛ بلکه به فکر همسرت هم باش؛ چون شما دو نفر نیستند؛ بلکه دو پاره از یک زندگی هستید. می خواهد آن مودّت و رحمت و آرامش را فراهم کند. اگر اسلام لذّت را محور می دانست، باید عکس این توصیه را می کرد؛ همان گونه که در فرهنگ سکولار مطرح است. در فرهنگ سکولار به مرد چه یاد می دهند؟ یاد می دهند که زن برای لذّت بردن است؛ از هر کجایش که توانستی لذّت ببر، از سر انگشتان پایش گرفته تا فرق سرش. هر جا سوراخی پیدا کردی ابزار لذّت خودت را داخلش کن. تعلیم می دهد که فیلم مبتذل را باز کن و با همسرت به هوای هنرپیشه ی فیلم آمیزش کن! تعلیم می دهد که هر چه نجاست داری بریز توی دهان و صورت همسرت. یعنی، به قیمت لذّت بردن، آفتابه بردار بر انسانیّت او.
انسان هم می خورد، حیوان هم می خورد. انسان هم آمیزش دارد، حیوان هم. انسان هم فرزند دوست است، حیوان هم. امّا فرق است بین نوع انسانی این امور و نوع حیوانی آنها. انسان این امور را باید تحت لوای عقلش انجام دهد؛ امّا حیوان فقط طبق غریزه رفتار می کند. در فرهنگ سکولار به ما یاد می دهند که حیوان باش، حیوان باهوش نه عاقل. امّا اسلام چه می گوید: می گوید بخور، امّا اوّلاً حلال، ثانیاً پاک، ثالثاً با نام خدا و برای هدف درست و الهی. رابعاً وقتی خوردی، شکر نعمت از یادت نرود. خامساً دیگران را هم در غذای خود سهیم کن. اسلام چه می گوید؟ می گوید: ازدواج بکن، لذّت هم ببر، امّا اوّلاً به قصد عبادت و اطاعت از خدا و رسولش، ثانیاً با دختری نجیب و با خدا، ثالثاً برای تشکیل خانواده و تولید فرزند صالح و کسب آرامش جسمانی و روحی.

۴ـ فرموده اید: « مثلا روایت داریم که اگر مرد زن خود را ارضاء نکرد و زن رفت پیش یک سیاه زنگاری و او چون از زن سفید خوشش می آید خیلی با او به گرمی رابطه برقرار کرد گناه این زنا برای مرد نیز هست. یا مثلا یک روایت دیدم که گفته بود دلیل اینکه ذلیخاه جذب یوسف ع شده بود این بود که همسرش عزیز مصر در مسائل جنسی ناتوان بود. پس اگر مسأله جنسی به درستی به آن پرداخته نشود مخصوصا از طرف مرد امکان خیانت زن وجود دارد. پس چرا اینهمه کتاب راجع به مسائل جنسی حتی توسط روحانیون نوشته می شود؟! همه اینها حاکی از این است که مسأله جنسی یک بعد مهم از زندگی زناشوئی و احتمالا در اوایل ازدواج مهمترین بعد است. »
مگر ما گفتیم که رابطه جنسی نباشد! مشکل شما اینجاست که اسلام را سکولاریستی می بینید؛ یعنی همان جاهایی از اسلام را می بینید که با تعالیم سکولاریسم جور باشد. از یک منظومه ی اسلامی، فقط چند بیتش را انتخاب می کنید و موضوع قضاوت قرار می دهید. بلی شکّ نیست که اسلام به مسائل جنسی بها داده است؛ امّا در چه سیستم و منظومه ای؟! در سیستم اسلامی که قرآن بیان نمود، یا در سیستم سکولار؟ بلی مرد باید به نیاز جنسی همسرش بها دهد تا آن سکونت و مودّت و رحمت از بین نرود. اسلام می گوید: «خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً» آنگاه یکی کتاب می نویسد به نام « مردان مریخی و زنان ونوسی» اسلام می گوید زن و مرد دو پاره یک وجودند؛ و این کتاب می گوید اصلاً اینها دو موجود کاملاً جدا از هم هستند؛ گویی که از دو سیاره ی جداگانه آمده اند؛ یکی از مریخ آمده و دیگری از سیّاره ونوس(زهره).
بلی این همه کتاب نوشته اند، امّا حاصلش چه شده؟ آیا در خانواده ها سه هدف قرآنی یعنی آرامش، مودّت و رحمت، پدید آمده است؟ یقیناً پدید نیامده است. آمار اسف انگیز طلاق حکایت می کند که شیوه ی ازدواجهای ما غلط است. در تهران، از هر ده ازدواج دو موردش به طلاق می کشد. پس چرا این کتابها دردی را دوا نمی کنند. آمار زنا هم که غوغا می کند. سابقاً که از این کتابها خبری نبود. آیا این همه طلاق داشتیم؟ آیا اینمه زنا در جامعه رواج داشت؟ یقیناً چنین آماری وجود نداشت. چون نگاه به زندگی با نگاه امروزی تفاوت داشت. وقتی لذّت جنسی شد هدف زندگی، روشن است که وضع چنین می شود. در اسلام، لذّت جنسی فقط یک ابزار است در خدمت آرامش و مودّت و رحمت.

۵ـ فرموده اید: « پس ما چرا حتی در روایات تعلیمات جنسی داریم؟! »
آیا در روایات ما عکس آلت جنسی زن و مرد را چاپ کرده و نشان فرد مجرّد داده اند؟ آیا دهها و صدها روش مختلف برای آمیزش یاد داده اند؟ چنین چیزهایی در اسلام وجود ندارد. آنچه در تعالیم اهل بیت(ع) می بینیم، همگی در راستای برآوردن آن سه هدف قرآنی است که قبلاً گفتیم. نتیجه ی تعالیم اهل بیت(ع) شده بود جامعه ی با کمترین آمار طلاق و با کمترین آمار زنا؛ امّا از زمانی که تعلیم مسائل جنسی به سبک سکولاریستی رواج یافته و مردم عقلشان را سپرده اند به دست مشتی مثلاً روانشناس، این نتایج وحشتناک ظاهر شده اند که می بینید. بلی هم اسلام تعلیم دارد هم فرهنگ سکولار، امّا هدف تعلیم و نحوه ی تعلیم یکسان نیست.

۶ـ فرموده اید: « پس چرا حتی علما در این مورد مطلب می نویسند؟!»
اگر علمایی در راستای فرهنگ سکولار چنین کتابهایی نوشته اند، ندانسته خودشان هم در دام سکولاریسم افتاده اند؛ امّا اگر در راستای تعریف اسلامی از ازدواج کتاب نوشته اند، اجرشان با خدا. ما نمی گوییم چنین تعلیماتی نباشد، بلکه با هدف این تعلیمات و نحوه ی آنها حرف داریم.

۷ـ فرموده اید: « اینکه چرا در گذشته آمار طلاق پائین بوده دلیلش شاید این باشد که طرفین در خیلی از موارد چه زن چه مرد مخصوصا زن می سوخته اند و می ساخته اند. همین الان هم خیلی از زنان هستند که علیرغم مشکلات فراوانی که با شوهر خویش دارند(اعم از مشکلات جنسی و غیر آن) طلاق نمی گیرند و می سوزند و می سازند. »
بلی سوختن و ساختن در هر زمانی بوده است؛ ما هم کاری با این طیف نداریم؛ کار ما با آن طیفی است که نمی سوزند و نمی سازند. چرا اینها در عصر ما زیاد شده اند و در سابق کم بوده اند؟ در سابق، طلاق گرفتن بسیار آسان بود؛ چون نه دادگاهی بود نه کاغذ بازی. یک نفر روحانی در حضور چند شاهد، صیغه ی طلاق را می خواند و قضیّه تمام می شد. مهریه ها هم آنچنان نبودند که مرد توان پرداختش را نداشته باشد. در زمانهای سابق، هم طلاق بود، هم زنا بود، هم سوختن و ساختن؛ الآن نیز همه ی اینها وجود دارد. امّا سوال اینجاست که چرا در گذشته هر سه ی اینها آمارشان پایین بود ولی اکنون زیاد شده است؟ شما تصوّر کن اگر امروز سطح مهریه ها به سطح مهریّه های سابق در بیاید چه فاجعه ای رخ می دهد؟ یقین بدانید که آمار طلاق چندین برابر بالا می رود.
یک آماری هم بگیرید از زنان و مردانی که گرایش بیشتری به طلاق و زنا دارند. آیا افرادی که از این گونه کتابها را خوانده اند و پای ماهواره و فیلم مبتذل و سایت مبتذل نشسته اند بیشتر دچار این معضلات هستند یا افراد متدیّنی که سراغ این گونه امور نرفته و به همان تعالیم اهل بیت(ع) اکتفا نموده اند؟ آمارها نشان می دهد، طلاق و زنا در بین گروه نخست، بسیار بسیار بیشتر است. در حالی که مقدار مهریه نیز بین گونه افراد بالاتر است؛ امّا باز هم از طلاق جلوگیری نمی کند. البته اگر مقدار مهریه پایین بود، آمار طلاق این گونه افراد سر به فلک می رساند. چون برای اینها فقط لذّت بیشتر بردن مهمّ است. لذا اگر امکانش را داشتند، هر هفته یک شریک جنسی جدید برای خودشان فراهم می کردند.

۸ـ فرموده اید: « اینکه گفتید:«در گذشته به ازدواج به عنوان یک عمل عبادی نگریسته میشد…» فکر کنم کمی اغراق باشد. عموم مردم ازدواج برایشان یک چیزی بوده مانند سایر چیزها بالاخره خانواده تشکیل دهیم صاحب فرزند شویم که در هنگام پیری عصای دستمان باشند. بعید است خیلی ها دیدشان عبادی بوده باشد. یعنی در گذشته مثلا همان دیدی که به نماز و روزه و دعا و زیارت و … داشته اند به ازدواج نیز یک چنین نگاهی بوده؟! من بعید می دانم.»
از بس غرق در فرهنگ سکولار شده اید که دیگر این حرفها برایتان افسانه جلوه می کند. اگر کمی عقب برگردید و در فرهنگ بومی کشورمان تحقیق کنید، می فهمید که جریان از چه قرار بوده است. اگر جوانی دیر ازدواج می کرد، مردم او را به چشم فردی بی دین نگاه می کردند. اگر زنی بیوه بدون همسر می ماند، مردم می گفتند: نماز و روزه اش قبول نیست؛ حتّی آثار این فکر هنوز هم در بین برخی مردم مانده است. حتّی افراد متدیّن به خانه ی چنین کسی نمی رفتند؛ و خوردن غذای او را جایز نمی دانستند. وقتی به جوانی پیشنهاد ازدواج می شد و او نمی پذیرفت، می گفتند: پسر جان ازدواج سنّت پیغمبر است و هر کس از آن سر باز زند مسلمان نیست. در مراسم ازدواج مدام صدای صلوات بلند بود. و … .

۹ـ فرموده اید: « در مورد اینکه فرمودید:« زنان بی شوهر، نابود کنندگان خانواده اگر جمعیت زنها در جامعه افزونتر از جمعیت مردان باشد، که معمولاً چنین هست، امنیت خانواده به خطر می افتد. چون زنها ذاتاً گرایش به خودنمایی و جلب توجّه دارند؛ و بیش از هر چیزی از معشوقه بودن لذّت می برند. از طرف دیگر، مردها نیز شدیداً گرایش زن دارند؛ و خیلی زود فریفته ی اطوار زنانه می شوند. پس اگر جمعیت زنهای بی شوهر، به نحو ضابطه مند امکان شوهر پیدا کردن نداشته باشند، به صورت غیر ضابطه مند دست به جذب مردان دارای خانواده می زنند.» خوب در آن مثالی که من زدم نیز مردان بی همسر دست به کارهائی می زنند. یا به لواط روی می آورند یا به استمناء یا به زنا.(حداقل خیلی از آنها) همانطور که الان طبق برخی آمار اکثریت مطلق پسران قبل از ازدواج سابقه استمناء را دارند. خوب ممکن است شما بگوئید اینان باید تقوا پیشه کنند و اگر این کارها را کردند مرتکب گناه شده اند. خوب در حالت زنان نیز بگوئیم زنان بی شوهر تقوا پیشه کنند و اگر دست به کارهای خلاف زدند گناه کرده اند. ضمنا گفتم که در مسأله جنسی مقاوت مردان بسیار کمتر از زنان است. اما چرا خدا برای زنان راهی گذاشته اما برای مردان نه؟! »
به نکته ی مطلب دقّت نفرموده اید. ما کاری به تقوای افراد نداریم؛ کار به امنیّت جنسی جامعه و خانواده داریم. زنان بی شوهر، می توانند به طور جدّی خانواده ها را نابود نمایند و جامعه را دچار فساد بکنند؛ امّا مردان بی زن هر روز هم استمناء بکنند خانواده ای آسیب نمی بیند. یا با لواط مردان بی همسر، خانواده آسیب جدّی نمی بیند. امّا وقتی زنی از راه غیر شرعی آمد و شوهر خانواده را قاب زد، آنگاه خانواده از هم می پاشد، بی آنکه خانواده ی جدیدی تشکیل شود.
پس دقّت فرمایید که بحث تقوای شخصی یک حرف است، و بحث امنیّت خانواده و اجتماع حرفی دیگر. بلی زن و مرد هر دو باید تقوا پیشه کنند؛ امّا عدّه ای تقوا پیشه نمی کنند. این عدّه اگر زنان بی شوهر باشند، خطر جدّی برای خانواده و جامعه هستند؛ امّا مردان بی همسر، اگر چه خطر دارند امّا نه در حدّی بالا. چون فریفتن یک مرد برای یک زن هرزه کاری ندارد؛ امّا فریفتن یک زن شوهر دار کار آسانی نیست. چرا که اوّلاً خودش شوهر دارد، و نیازش هم با همان یک شوهر تأمین است. ثانیاً شوهرش حافظ عفّت اوست. امّا در مورد مرد چنین نیست. مردها گرایش زیادی به تعدّد شریک جنسی دارند؛ لذا فریفتنشان آسان است. همچنین از آنجا که اکثراً در بیرون خانه اند همسرانشان توان کنترل آنها را ندارند.

۱۰ـ فرموده اید: « در مورد اینکه فرمودید:«در هیچ کجای دنیا چند شوهری وجود ندارد.» الان در فلات تبت مناطقی وجود دارد که چند شوهری در آن رایج است. در جاهلیت قبل از بعثت نیز چند شوهری رواج داشته. افلاطون نیز نظریه کمونیسم جنسی دارد. پس چند شوهری در تاریخ سابقه داشته است.»
آنچه به افلاطون نسبت داده اید معلوم نیست صحیح باشد. چون کتابهایی که منتسب به افلاطون هستند، اکثراً پر از تحریفات می باشند. بعید نیست که این حرفها را بعداً به او نسبت داده باشند؛ چرا که شخصیّت الهی افلاطون تناسبی با این گونه اعتقادات ندارد.
امّا در مورد چند شوهری در تبت. این امر ریشه در فطرت آنها ندارد؛ بلکه چون مردم آن منطقه فقیرند، لذا خانواده های دارای پسران زید نمی توانند برای همه ی آنها زن بگیرند؛ برای همین برای همه ی آن پسرها یک زن می گیرند. وجود چنین مورد استثنائی نیز نمی تواند خدشه ای به فطری بودن اصل یک شوهری وارد کند. همان گونه وجود افراد همجنسباز نمی تواند فطری بودن گرایش مرد به زن و بالعکس را خدشه دار کند.
امّا آنچه در مورد چند شوهری در میان عرب قبل از اسلام فرموده اید، به این غلیظی نیست. بلی زنانی در میان عرب بوده اند که با چند مرد تماس داشته اند و برای آنها فرزند می آوردند؛ امّا عرب این کار را روشی پسندیده نمی دانسته و اکثر مردم آن را زنا می دانسته اند نه چند شوهری. لذا این گونه زنان در آن جامعه مشهور بوده اند به بدکاره بودن. اگر روایات را هم نگاه کنید می بینید که وقتی اهل بیت(ع) خواسته اند از معاویه بد بگویند، گفته اند: او کسی است که چهار مرد ادّعای پدری اش را کرده اند. از یزید نیز بارها با عنوان والد الزنا فرزند ولد الزنا یاد شده است. چنان رفتاری در میان عرب، شبیه بوده است به همجنسبازی در اروپا که عدّه ای به آن مبادرت می کنند؛ امّا اکثر مردم آن کشورها این کار را تقبیح می کنند.
از اینها گذشته، مردم تبت و عرب جاهلیّت، هر دو از مردمان عقب افتاده و بدوی محسوب می شوند. لذا کارهای آنها ملحق به حیوانیّت می شود؛ و نمی توان رفتار آنها را نمونه ای از رفتار انسان آورد. در برخی نقاط دنیا حتّی هنوز هم انسانهای بدوی وجود دارند که پیشرفته ترین ابزارشان تیر و کمان است و لخت زندگی می کنند. روشن است که رفتار اینها را نمی توان مثال برای رفتار انسانی آورد.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

3
دیدگاه ها

Pnm

سلام و با عرض خسته نباشید
از نظر اسلام آیا تحصیل و کار کردن زن اگرچه جزو وظایفش نیست اما بدلیل علاقه ای که خود زن به تحصیل یا کار کردن دارد انجام دهد، عمل پسندیده ای نیست و تشویق نمی شود یا عمل خوب و نیکی محسوب می شود (البته در صورتی که وظایف خانوادگی خود را نیز انجام بدهد و یا مرد و زن به توافقی نسبت به تقسیم کار ها برسند که به خانواده صدمه ای نزند)؟ پرورش علایق و استعداد های فرد در زمینه خدمت به جامعه توسط اشتغال برای خیلی از افراد از جمله زنان ارزشمند است و این مزیت را هم دارد که اگرچه این وظیفه بر دوششان گذاشته نشده به خاطر میل و علاقه خود به شوهرشان در زمینه حمایت مالی از خانواده نیز کمک کنند و فکر نمی کنم این امر در اسلام مکروه باشد اما اطلاعات کافی در زمینه دیدگاه اسلام در این زمینه ندارم.