سرخط خبرها

دلیل فلسفی تلازم و معیت علت و معلول وعدم امکان وجود معلول، جدا از علت چیست؟

پرسش:
دلیل فلسفی تلازم و معیت علت و معلول وعدم امکان وجود معلول، جدا از علت چیست؟
پاسخ:
اصل علّیّت چنین است: « هر ممکن الوجودی علّتی دارد.»
و ممکن الوجود یعنی ماهیّت که نه وجود است نه عدم، بلکه هم فرض وجود برایش ممکن است هم فرض عدم. مثلاً انسان ـ که ماهیّت است ـ نه مساوی با وجود است نه مساوی با عدم؛ چون اگر مساوی وجود بود، همواره باید می بود؛ چون وجود، عدم بردار نیست. و اگر مساوی عدم بود، هیچگاه نباید موجود می شد؛ چون عدم، وجود بردار نیست . پس انسان نه وجود است نه عدم، بلکه ماهیّت است که امکان وجود و امکان عدم دارد. لذا آن را «ممکن الوجود و العدم» یا به اختصار، « ممکن الوجود» گویند.
پس اگر ماهیّت، یا ممکن الوجود، نه وجود است نه عدم، برای موجود شدن، باید وابسته به دیگری باشد. آن دیگری را علّت یا وجود دهنده گویند. امّا کیست آن وجود دهنده؟ روشن است که جز خود وجود، چیزی نیست تا بتواند اعطاء وجود کند. لذا وجود، که همان خداست، علّت ممکنات می باشد.
اگر این معنا از علّت و معلول را به درستی تصوّر فرمایید می بینید که به بداهت عقلی معلول(ممکن الوجود)، نمی تواند بدون علّت(وجود)، موجود باشد. لذا معلول، حدوثاً و بقاءً وابسته به علّت خویش است.
توجّه شود که از منظر فلسفی، بنّا و نجّار علّت ساختمان و میز نیستند؛ اگر چه عوام آنها را علّت می پندارند. علّت ساختمان و میز، موجودی است مجرّد که بنّا و نجّار ابزار او هستند؛ همان گونه که بیل و کلنگ و ارّه و چکش ابزار بنّا و نجّار هستند. خود آن موجود مجرّد هم واسطه ی فیض خداست نه علّت حقیقی. و خدا یعنی وجود، و وجود یعنی خدا. تنها وجود است که وجود دهنده ندارد؛ و تنها وجود است که سلب وجود از او محال می باشد. لذا وجود یعنی واجب الوجود. واجب الوجود یعنی آنچه سلب وجود از او محال باشد؛ و روشن است که تنها از وجود نمی توان سلب وجود کرد.

چرا ممکن الوجود(معلول) نمی تواند بدون علّت، باقی باشد؟
چون ممکن الوجود یعنی آنچه وجود نیست ولی وجود دارد؛ یعنی با وجود، موجود است. لذا وجود، علّت موجودیّت اوست. حال اگر علّت(وجود) نباشد، روشن است که ممکن الوجود(معلول) هم موجودیّتی نخواهد داشت.

برهان دیگر
معلول، وجود رابط دارد؛ و وجود رابط بدون وجود مستقلّ موجودیّتی ندارد. چرا که ربط بدون طرف ربط معنی ندارد.

برهان دیگر
معلول در واقع چیزی جز تجلّی علّت نیست. و جلوه بدون جلوه کننده نمی تواند باشد. نسبت علّت با معلول مثل نسبت اراده ی انسان است با صور خیالی انسان؛ چون صور خیالی در واقع چیزی جز تجلّی اراده نیستند. لذا صور خیالی بدون اراده محال است پدیدار شوند و بدون اراده هم محال است بقاء داشته باشند.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 4.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها