سرخط خبرها

علل وسواس و راه درمان آن را بیان فرمایید ؟

پرسش:
چرا ادمای مذهبی یا هرفردی اینقد مشکلات فکری وحشتناک دارن مثلا ادمی هس که زندگیش وکاراش اصلا دست خودش نیس مثل افراد وسواس فکری که تاحد جنون رفتن یابعضیا که اونقد فکرای وحشتناک دارن ومن میدونم کنترل ندارن منم قبلا به این مشکلات دجار بودم چرا خدا اینارو به حال خودشون ها گذاشته که اینقد سختی بکشن حس میکنم خدا نعوذ بالله داره از اینا انتقام میگیره
پاسخ:
۱ـ خداوند متعال فرمود: « کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَهً وَ إِلَیْنا تُرْجَعُون‏ ــــ هر کسی طعم مرگ را مى‏چشد؛ و شما را با ناخوشی ها و خوشیها امتحان مى‏کنیم؛ و سرانجام بسوى ما بازگردانده مى‏شوید.» (الأنبیاء:۳۵)
و فرمود: « وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین‏ ــــ قطعاً همه ی شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و کاهش در مالها و جانها و بهره ها، امتحان مى‏کنیم؛ و بشارت ده به استقامت‏ کنندگان.» (البقره:۱۵۵)
دنیا دار امتحان است و جز سوال امتحانی هیچ چیزی در آن نیست. لذا با مشکل نامیدن سوال امتحانی، تنها خود ما ضرر می کنیم. چون وقتی اسم سوال امتحانی را عوض کردیم، دیگر به فکر آن نخواهیم بود که از منظر سوال امتحانی به آن نگاه کنیم. مثلاً کسی که فرزندش مرده است، اگر چنین کسی فکرش این باشد که فرزند را خدا به عنوان امانت داده بود و حالا امانت خود را پس گرفته است، دیگر مردم فرزند برایش یک فاجعه نخواهد بود؛ بلکه حال چنین کسی مثل حال آن کسی خواهد بود که کسی ماشینی به امانت به او داده تا با آن کار کند، و بعد از یک سال، صاحب ماشین، ماشینش را پس گرفته است. آیا پس دادن امانت، به صاحبش، فاجعه است؟!
فرزند، مال، اعضای بدن، سلامتی، و … همه در اصل برای خدا هستند که خداوند متعال آنها را به عنوان امانت به بشر سپرده است. دادن اینها به انسان، برای امتحان اوست، پس گرفتنش هم برای امتحان است. لذا همان اندازه که فقر امتحان است، ثروت هم امتحان است؛ همان اندازه که بیماری امتحان است، سلامتی هم امتحان است. همان اندازه که بئ قیافه بودن امتحان است، خوش قیافه بودن هم امتحان است. حتّی زن بودن و مرد بودن، در محیط خوب بودن و در محیط بد بودن، کافر زاده بودن و مسلمان زاده بودن نیز سوالات امتحانی اند. و البته تعداد افرادی که با ثروت و سلامتی و خوش قیافه بودن و امثال اینها در امتحان رفوزه می شوند، خیلی زیادتر است. چون شیطان، افراد را فریب داده و آنها را غافل می کند از امتحان بودن این امور.
پس چیز وحشتناکی در کار نیست؛ دید غلط افراد به سوالات امتحانی است که آن را وحشتناک جلوه می دهد. آیا حضرت زینب(س) کم مصیبت دیده بود؟! بعد از آن همه مصیبت، به عنوان اسیر به کاخ ابن زیاد برده شده و ابن زیاد برای داغ دل زدن، خطاب به زینب(س) می گوید: «آیا دیدی خدا، با برادرت و خاندانت چه کرد؟» حضرت زینب(س) پاسخ می دهد: « مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا، هَؤُلَاءِ قَوْمٌ کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرَزُوا إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَ سَیَجْمَعُ اللَّهُ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ فَتُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنِ الْفَلْجُ یَوْمَئِذٍ ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ یَا ابْنَ مَرْجَانَه ـــــ من جز زیبا (خدای زیبا) هیچ ندیدم. آنها (شهدای کربلا) گروهی بودند که خداوند متعال، شهادت را برای آنها نوشته بود؛ پس به سوی مدفنهای خود رفتند؛ و در آخرت، خداوند متعال بین تو و آنها جمع خواهد کرد تا بین تو و آنها قضاوت شود. پس بنگر که در آن روز، رستگاری برای کیست. مادرت به عزایت بنشید ای پسر مرجانه (مرجانه نام مادر ابن زیاد بود که مشهور به زناکار بودن).»

۲ـ آیا وسواس، مشکل است؟
طبق روایات، وسواس از شیطان است. لذا فرد وسواسی، اگر چه ظاهراً مؤمن باشد، قطعاً مؤمن نیست؛ بلکه تحت سلطه ی شیطان است.
« وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرینٌ ـــــ و هر کس از یاد خدای رحمان روى‏گردان شود شیطان را به سراغ او می فرستیم پس همواره قرین اوست.» (الزخرف:۳۶)
روی گردانی از ذکر خدا یعنی چه؟
آیا روی گردانی از ذکر خدا، فقط کفر و نفاق و شکر یا گناهان مشهور است؟
اینها قطعاً روی گردانی از خدا هستند امّا فقط اینها نیست. اعتماد زیادی به عقل و هوش خود هم روی گردانی از خدا و عقل پرستی و هوش پرستی است. اکتفا نکردن به احکام شریعت نیز نوعی روی گردانی از خداست. وقتی خدا گفته دوبار بشویید، یعنی دوبار نه بیشتر. وقتی ما بیشترش کردیم یعنی داریم به خدا دهن کجی می کنیم و تشخیص خودمان را بهتر از تشخیص خدا می دانیم. خدا گفته، خاک، پاک کننده است یعنی اگر زیر کفشت متنجس شد، چند قدمی که روی خاک راه بروی پاک می شود، امّا برخی به ظاهر مؤمنها دلشان راضی نمی شود و کفش را می شویند تا پاک شود. این یعنی دهن کجی به خدا. دین گفته، تا جایی که کوچکترین احتمال مثبت وجود دارد، سوء ظنّ نکن! مثلاً اگر دیدی که کسی چاقو به دست بالای سر جنازه ای خون آلود ایستاده، به صورت قطعی نگو که او قاتل است. وقتی ما این حکم را مراعات نکردیم و به اندک بهانه ای به خود اجازه ی سوء ظنّ دادیم، یعنی با دست خودمان قلبمان را گشوده ایم برای ورود شیطان. شیطان دو گونه وسوسه دارد؛ گاه از بیرون وسوسه می کند و گاه ساکن وجود شخص شده و از درون وسوسه می کند. در حالت نخست، شخص هر گاه بخواهد می تواند ذهن و رفتارش را کنترل کند امّا در دومی، کنترل ذهن و رفتار، بسیار دشوار می شود. دقّت شود! دشوار می شود نه غیر ممکن.
پس این که فرد وسواسی ـ چه وسواس فکری و چه عملی ـ کنترلی روی رفتار خود ندارد ناشی از آن است که مجاری ادراکی و رفتاری او به دست شیطان افتاده است. چنین کسی مثل کشور مسلمانی است که به اشغال کفّار در آمده است. در چنین شرائطی، تنها راه نجات، یک انقلاب اساسی است.
شرع مقدّس برای درمان وسواس (انقلاب علیه شیطان) راههای زیر را پیشنهاد کرده است:
الف: بی اعتنایی به مورد وسواس. شخص وسواسی باید مثل کسی باشد که در یک محیط پر سر و صدا می خواهد مطالعه کند. اگر به سر و صداها توجّه کند نمی تواند مطالعه کند، ولی اگر سر و صداها را نشنیده بگیرد و متمرکز شود روی مطالعه، می تواند در چنان محیطی نیز مطالعه کند. ذهن یک فرد وسواسی پر از افکار مزاحم است که آنها را باید نادیده بگیرد؛ یعنی آنها را پارازیت ذهنی تلقّی کند و سعی کند از بین آنها همه سر و صدا، فقط صدای شریعت را بشنود و فقط به حکم شرع عمل کند و فراتر از آن را رها کردن. مثلاً اگر شرع گفته که فلان نجاست، با دوبار شستن برطرف می شود، فرد وسواسی بیش از دوبار حقّ ندارد بشوید.
ب: ذکر خداوند متعال، چه ذکر عملی مثل دائم الوضو بودن و مقیّد بودن به نماز اوّل وقت و چه ذکر لسانی و قلبی مثل فراوان گفتن ذکر لا اله الّا الله و اذکار دیگری که در مفاتیح الجنان برای دفع وسواس و دفع شیاطین گفته شده است.
خود حقیر در دوران جوانی مدّتی گرفتار وسواس شدم و می دانم که چقدر فلج کننده است، امّا به فضل خدا و با همین دو روش، به حول و قوّه ی الهی از این منجلاب خلاص شدم.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها