سرخط خبرها

دلیل بالفعل بودن مجردات چیست؟ فرق مجرد و مادی در چیست ؟

پرسش:
دلیل بالفعل بودن مجردات چیست؟
پاسخ:
۱ـ موجود مجرّد ، یعنی موجودی که مادّی نیست ، یعنی مجرّد و منزّه از مادّه ؛ و مادّه در اصطلاح حکما یعنی حیث بالقوّه ی اشیاء ؛ لذا موجود مجرّد و غیر مادّی چیزی جز بالفعل بودن نیست. به عبارت دیگر موجود به دو قسم تقسیم می شود: بالقوّه و بالفعل. که قوّه همان مادّه و فعلیّت همان صورت مجرّده است.
۲ـ همانگونه که گفته شد بالفعل بودن در مقابل بالقوّه بودن است. و بالقوّه بودن یعنی قابلیّت پذیرش کمالی وجودی را داشتن ولی خود آن کمال را نداشتن. مثلاً تخم مرغ ، قابلیّت جوجه شدن را دارد ولی فاقد خود جوجه می باشد. ما وقتی به اشیاء اطراف خود نظر عقلی می کنیم می بینیم که از چیزی به چیز دیگر مبدّل می شوند یا به تعبیر بهتر ، نداشته های خود را دارا می شوند و به عبارت دیگر قوّه ها و استعدادهای وجودی خود را بالفعل می کنند. پس این موجودات در آنِ واحد دو حیث دارند: یک حیث فقدان و ناداری که همان حیث بالقوّه بودن و قابلیّت پذیرش کمال است و حیث وجدان و دارایی که همان حیث بالفعل اوست. برای مثال تخم مرغ بالفعل تخم مرغ است و هیچگاه دنبال تخم مرغ شدن نمی رود ، ولی در همان حال که تخم مرغ است جوجه نیست ، ولی می تواند جوجه شود و در ذات و جوهر خود می رود که جوجه شود.
حکما از این حیثِ فقدان و قابلیّت و بالقوّه ی اشیاء تعبیر می کنند به مادّه و از آن حیث وجدان و دارایی و بالفعل اشیاء تعبیر می کنند به صورت. لذا باید توجّه داشت که اصطلاح مادّه در علوم عقلی غیر از اصطلاح مادّه در علوم تجربی است. آنچه در علوم تجربی مادّه گفته می شود در فلسفه آن را مادّی می نامند نه مادّه ؛ و مادّی یعنی آنچه که حیث بالقوّه بودن دارد.
وقتی حکما از تحلیل عقلی اشیاء محسوس به این دو حیث رسیده آنها را با عنوان مادّه و صورت نامگذاری نمودند ، آنگاه تحقیق می کنند روی این مساله که آیا صورت ، همواره باید با مادّه باشد یا وجود صورتِ مجرّد از مادّه نیز ممکن است؟ روشن است که اگر ثابت شود صورت بدون مادّه (حیث بالفعل ، مجرّد از حیث بالقوّه ) وجود دارد ، ثابت می شود که موجود کاملاً بالفعل بدون هیچ قوّه ای موجود است.
حکما برای اثبات وجود صورت فارغ از مادّه (فعلیّت منزّه از قوّه) براهین فراوانی اقامه نموده اند که برای نمونه به چند مورد از آنها در قالبی غیر اصطلاحی اشاره می شود.
الف ـ ما می توانیم صور اشیاء را به ذهن خود منتقل نماییم یا آنها در ذهن خود انشاء کنیم ، بدون آنکه مادّه ی آنها به ذهن ما راه بیابد. پس صورت می تواند بدون مادّه وجود داشته باشد. و هر صورت بدون مادّه ای ، بالفعل بوده فاقد قوّه است.
ب ـ ما علم خود به موارد خاصّ را به علم حضوری ادراک می کنیم و می یابیم که این امور مانند اشیاء محسوس ، دارای حیث بالقوّه و قابلی نبوده همیشه ثابتند ؛ پس این اشیاء تماماً بالفعل بوده مجرّده از مادّه (حیث بالقوّه ) می باشند. مثلاً ما علم داریم که دو ضرب در دو ، مساوی است با چهار. این قضیّه همواره ثابت بوده تغییرناپذیر می باشد ؛ و هر چیزی که منزّه از تغییر باشد فاقد قوّه است ؛ و هر چیزی که بالقوّه نیست فعلیّت محض می باشد. یا مثلاً ما صورتی از کودکی یک شخص در ذهن داریم که دائماً به همان حال باقی است و هیچگاه مثل وجود خارجی شخص بزرگ نمی شود ؛ پس صورت ذهنی آن شخص در نزد ما مجرّد از قوّه بوده تماماً بالفعل است. توجّه: اگر ما خواستیم آن شخص را در ذهن خود بزرگ کنیم واقعاً بزرگ نمی شود بلکه ما صورت بزرگی او را بعد از صورت کودکی او در ذهن خود حاضر می کنیم ؛ و شاهد این ادّعا آن است که ما در آنِ واحد می توانیم هر دو صورت در کنار هم تصوّر نماییم ؛ پس این صورت بزرگ ، بزرگ شده ی آن صورت کوچک نیست بلکه صورت دیگری غیر از آن می باشد.
ج ـ شکّی نیست که خود موجود مادّی افاضه کننده ی صورت به خودش نیست ؛ چون مادّه ، تنها قابلیّت آن صورت را دارد نه خود آن را ؛ پس چیزی را که ندارد نمی تواند به خودش بدهد. برای مثال ، صورت کمالی جوجه را خود تخم مرغ به خودش نمی دهد. از طرف دیگر هیچ موجود مادّی نیز نمی تواند به موجود مادّی دیگری صورت کمالی افاضه نماید ؛ چون هر موجود مادّی تنها یک صورت دارد که فعلیّت خودش در گرو آن صورت می باشد ؛ پس موجودات مادّی ، یک صورت بیش ندارند تا آن را به موجود دیگری افاضه نمایند. پس یا خود صورت باید به نحو مجرّد از مادّه ، وجود داشته باشد تا بتواند با تعلّق به مادّه آن موجود مادّی را پدید آورد یا باید موجود غیر مادّی دیگری وجود داشته باشد تا آن صورت را به مادّه افاضه نماید. برای مثال یا باید صورت مجرّد جوجه در عالم وجود داشته باشد تا با تعلّق گرفتن به تخم مرغ آن را جوجه نماید یا باید موجود فرامادّی دیگری موجود باشد که فعلیّت جوجه از کمالات وی باشد و او آن کمال را به مادّه افاضه نماید. پس در هر دو حال حقیقتی غیر مادّی در عالم وجود دارد ؛ و هر حقیقت غیر مادّی منزّه از قوّه می باشد و هر موجود منزّه از قوّه ، بالفعل است.
توجّه ۱: در براهین دیگری اثبات می شود که هم خود صورت جوجه (مثلاً) وجود دارد که آن را نفس جوجه می گویند. هم آن موجود مجرّد افاضه کننده ی تک تک صور وجود دارد که آن را عقل فعّال گویند.
توجّه ۲: در دو برهان اوّل موجودات مجرّدی اثبات شدند که در عالم مثال متّصل می باشند و عالم مثال متّصل ، بخشی از وجود تجرّدی انسان می باشد که ذهن یکی از شئونات آن می باشد. امّا در برهان اخیر عالم تجرّد منفصل اثبات شده که صرف نظر از وجود انسان موجود است.

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
Rating: 2.8/5. From 4 votes.
Please wait...
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x