سرخط خبرها

هر جا در قرآن نگاه میکنیم ، بحث از زلزله که میشود ، عذاب الهی برای کفر در میان است حال در کشور مسلمان چرا ؟

پرسش:

در این ایام لیالی قدر و روزه داری ، چرا در کشور اسلامی زلزله میاید ؟
هر جا در قرآن نگاه میکنیم ، بحث از زلزله که میشود ، عذاب الهی برای کفر و شرک و …. در میان است
حال در کشور مسلمان با مردم روزه دار ، چرا ؟

پاسخ:
۱ـ بزرگوار، هر زلزله ای لزوماً به سبب گناهان مردم و به معنی برداشته شدن رحمت خدا نیست؛ بلکه گاه زلزله ها از روی رحمت می باشند.مثلاً زلزله ها موجب می شوند که مردم مغرور به توان بشری، متوجّه عجز بشر شوند وبازماندگان از بلا، رو به خدا بیاورند و تا حدودی از دنیا و زخارف دنیوی کنده شوند.
بلاء و مصیبت گاهی به هدف مجازات و تأدیب ظالمین است؛ وگاهی برای امتحان مومنین است؛ تا به این وسیله استعدادهای الهی آنها شکوفا شود ؛ و به صفاتی چون صبر ، حلم ، رضا ، توکّل و… آراسته گردند. مردن بعضی افراد درزلزله نیز بدی و شر نیست، بلکه انتقال ازعالم دنیابه عالم اخرت می باشد. اینکه مردم عوام، مرگ را شرّ می پندارند ناشی از دنیاگرایی آنها فراموش نمودن عالم برزخ و آخرت است. کسی که مرگ را به معنی گذر از دنیا و ورود به برزخ بداند، معنی ندارد که مرگ را بد و شرّ به حساب آورد. لذا اگر کسی مرگ را شرّ تلقّی می کند در واقع ایمان درستی به برزخ ندارد. اگر کشته شدگان در زلزله، مؤمن بوده اند با این مرگ، وارد بهشت برزخی می شوند و این عین خیر است؛ و اگر فاسق بوده اند، با این مرگ وارد جهنّم برزخی می شوند و حقّشان هم همین است.

۲ـ امّا این که ادّعا نموده اید مردم در آن روز روزه دار بودند، کمی تا قسمتی جای بحث دارد. بنده خودم از اهالی اطراف ورزقان ـ همان منطقه ی زلزله زده ـ هستم و در هنگام زلزله در تبریز بودم، و زلزله را برای چندمین بار تجربه نمودم. بی تعارف، قبل از زلزله بنده شخصاً برایم عجیب بود که چطور در این شهر بلا نازل نمی شود. چون به وضوح می دیدم که عدّه ای از مردم علناً روزه خواری می کنند و کسی هم آنها را نهی از منکر نمی کند. با منطقه ی ورزقان هم خودم آشنایی دارم و وطن خودم است و به قطع و یقین می دانم که اوّلاً تعداد قابل توجّهی از مردم آن منطقه، از اساس تارک روزه و نماز هستند. ثانیاً در این سال، حتّی تعداد کثیری از نسبتاً مؤمنها هم کار کشاورزی و تابستان را بهانه کرده بودند و روزه خواری می نمودند.
البته این تنها فساد موجود در منطقه نیست.
منطقه ی ارسباران مدّتی است که به خاطر آب و هوای معتدل و سر سبزش تبدیل شده است به یک عشرت کده، که افراد فاسق از اطراف و اکناف به آنجا روی می آورند و علنی فسق و فجور می کنند و کسی هم آنها را نهی از منکر نمی کند.
از این گذشته، در این منطقه، استفاده از شبکه های ماهواره ای مستهجن و ضدّ اسلامی و ضدّ ایرانی به وفور دیده می شود؛ و بخصوص شبکه های جمهوری آذربایجان و برخی شبکه های آذری زبان خارجی ـ که ضدّ اسلام و ایران هستند ـ در منطقه بسیار پر مشتری می باشند. تأثیرات این شبکه ها در لباس مردم و مراسمات عروسی و … هم کاملاً مشهود است.
اینها را از معده ی شریف نمی گویم، بلکه این منطقه وطن بنده ی حقیر است و از اوضاع و احوال آن خبر دارم.
بنده در همان شب نخست زلزله، در خیابانهای تبریز قدم می زدم و می دیدم که مردم در پارکها و فضاهای سبز کنار خیابان چادر زده اند. عدّه ای از جوانها را دیدم که در اتومبیلی ترانه باز کرده بودند و می رقصیدند. عدّه ای دیگر را دیدم که درست در چند متری یک کلانتری و کیوسک پلیس، مشغول قمار بازی بودند. بی حجابی و قهقه های مستانه ی دختران جوان هم که غوغا می کرد.
انسان در شب قدر و بعد از یک زلزله انتظار دارد که این مردم، لا اقلّ شب را احیاء نگه دارند و لا اقلّ چند دقیقه ای دعا بخوانند. امّا بنده تا صبح آن روز بیدار بودم و در حال ذکر، احوال مردم را بررسی می کردم، و جز یک مورد ندیدم کسی مشغول راز و نیاز و دعا در چادرها باشد. و از نصف شب به بعد هم که اغلب قریب به اتّفاق چادر نشینان شهر گرفتند و خوابیدند. مساجد که هم که پر از خالی بودند. به یکی از مساجد که در نزدیک یک پارک بود، سر زدم، در پارک، به قول معروف جای سوزن انداختن نبود، در حالی در مسجد، فقط یک نفر در حال عبادت بود.
صبح همان شب و صبحهای بعد، تعداد قابل توجّهی از مردم چادر نشین در پارکها، بخصوص در میدان آذربایجان، علناً بساط صبحانه باز کرده بودند و روزه خواری می کردند.
نماز آیات هم که مظلوم بود. نماز آیات زلزله، واجب فوری است؛ یعنی بلافاصله بعد از زلزله باید به جا آورده شود، در حالی که بنده که در منطقه حاضر بودم و منزل ما هم مشرف به خیابان بود و از پنجره مردم را در خیابان و چادرها می دیدم. پس لرزه ها هم که می آمدند بنده حال و حوصله ی فرار کردن نداشتم، بلکه نماز آیات را می خواندم و مشغول کارم می شدم، و از آن بالا مردم را نظاره می کردم ولی حتّی یک نفر از مردم ساکن در چادرها را هم را ندیدم که بعد از زلزله مشغول نماز آیات شوند. حتّی صبح هم که نماز صبح را می خواندم می دیدم که مردم در چادرها خوابند. بنده معمولاً بعد از نماز صبح، تا طلوع آفتاب بیدار بودم و باز کسی از چادر نشینان را نمی دیدم که نماز صبح به جا آورند.
این صحنه ها به قدری زننده و فاش بودند که حتّی صدای برخی تشکّلهای مذهبی شهر نیز در آمد و در روز عید فطر، اعلانیه هایی در مذمّت این رفتارها منتشر نمودند.
هنوز هم که هنوز است، بنده از حلم و بردباری خداوند متعال در شگفتم. خدا آخر و عاقبتمان را به خیر کند. مردمی که مرگ را جلوی چشم خود مشاهده می کنند و باز هم نماز نمی خوانند و ترک روزه خواری نمی کنند، واقعاً شگفت انگیز مردمی هستند.
البته این خصلتها ربطی به قوم و زبان و منطقه ی خاصّ ندارد؛ متأسفانه مشابه همین رفتارها را در جای جای کشورمان مشاهده می کنیم. متأسفانه فرهنگ جامعه ی ما تحت تأثیر القائات شبکه های ماهواره ای دارد به سمت فرهنگ بنی اسرائیلی سوق پیدا می کند. این خصلت قوم بنی اسرائیل بود که عذاب را می دیدند ولی باز هم از کج رفتاری خود دست برنمی داشتند. پشت صحنه ی تمام این شبکه های مهاجم نیز صهیونیستها حضور دارند و همان فرهنگ بنی اسرائیلی را ترویج می کنند. نتیجه ی رواج فرهنگ بنی اسرائیلی نیز نزول عذاب الهی است.

۳ـ عذاب الهی برای چه کسانی است؟
آیا عذاب دنیوی خدا برای کفّار و مشرکان است؟
در هیچ جای قرآن نداریم که خدا قومی را صرفاً به سبب کفر یا شرک، عذاب کرده باشد. عذاب وقتی نازل می شود که خداوند متعال هدایت را به مردم برساند و با آنها اتمام حجّت کند و آنها هدایت را زیر پا بگذارند و هدایت و هادیان را به تمسخر گیرند. بنی اسرائیل که آن همه عذاب دیدند، نه کافر بودند و نه مشرک، بلکه خداپرستانی بودند که با وجود هدایت، از آن تبعیت نمی کردند.
اگر فلان آمریکایی یا انگلیسی شرب خمر می کند یا رقص می کند یا ترانه های کذایی گوش می کند یا فیلمهای کذایی می بیند یا محرم و نامحرم نمی فهمد یا … تا حدودی ـ نه کاملاً ـ عذر دارد. چون هدایت الهی در کشور او آنچنان زیاد نیست؛ و هادیان الهی در کشور او چندان حضور ندارند. امّا برای یک ایرانی، چنین عذری وجود ندارد. کتابهای هدایتی تا دلتان بخواهد در اختیار مردم است. تلوزیون این کشور هم قاطی فیلمهای مزخرف، فیلمها و برنامه های هدایت کننده هم دارد. تقریباً محلّه ای هم نیست که چند روحانی نداشته باشد. در هر شهری هم علمای ربّانی وجود دارند. مثلاً در همان هنگامه ی زلزله ی آذربایجان، چند نفر از عرفا و علمای ربّانی ـ چه مقیم و چه میهمان ـ در تبریز حضور داشتند. امّا اغلب مردم شهر اصلاً اسم این بزرگواران را هم نمی دانند.
خدای تعالی فرمود: « إِلاَّ تَنْفِرُوا یعَذِّبْکُمْ عَذاباً أَلیماً وَ یسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیرَکُمْ وَ لا تَضُرُّوهُ شَیئاً وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَی‏ءٍ قَدیر ـــــــ اگر(برای مبارزه با دشمنان خدا) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکى مى‏کند، و گروه دیگرى غیر از شما را به جاى شما قرار مى‏دهد؛ و هیچ زیانى به او نمى‏رسانید؛ و خداوند بر هر چیزى تواناست.» ‏(التوبه:۳۹)
« قُلْ لِلْمُخَلَّفینَ مِنَ الْأَعْرابِ سَتُدْعَوْنَ إِلى‏ قَوْمٍ أُولی‏ بَأْسٍ شَدیدٍ تُقاتِلُونَهُمْ أَوْ یسْلِمُونَ فَإِنْ تُطیعُوا یؤْتِکُمُ اللَّهُ أَجْراً حَسَناً وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا کَما تَوَلَّیتُمْ مِنْ قَبْلُ یعَذِّبْکُمْ عَذاباً أَلیما ــــــــ به متخلّفان از اعراب بگو: به زودى از شما دعوت مى‏شود که به سوى قومى نیرومند و جنگجو بروید و با آنها پیکار کنید تا اسلام بیاورند؛ اگر اطاعت کنید، خداوند پاداش نیکى به شما مى‏دهد؛ و اگر سرپیچى نمایید – همان گونه که در گذشته نیز سرپیچى کردید – شما را با عذاب دردناکى کیفر مى‏دهد!» (الفتح:۱۶)
سوال: آیا امروز دشمنان خدا ما و دین خدا را تهدید می کنند یا نه؟
شکّ نیست که تهدید می کنند. جمهوری آذربایجان، مردمش شیعه و دوستتدار ایرانند، امّا حکومتش صد در صد در اختیار اسرائیل و آمریکاست و مدام بر ضدّ ایران توطئه می کند و در داخل کشور خودش هم اسلام گرایان را قلع و قمع می کند. بنده با برخی از طلبه های جمهوری آذربایجان صحبت می کردم، می گفتند ما موقعی که به کشور خودمان برمی گردیم، تمام مدّت تحت نظر هستیم و اجازه ی پوشیدن لباس روحانی هم نداریم.
از سوی دیگر، حکومت ترکیه، یک حکومت اموی است و سیاستش سیاست معاویه ای است؛ یعنی در ظاهر اسلام می گویند و در باطن، اسلام را می کوبند. و دائماً هم بر ضدّ کشورمان توطئه های فرهنگی و امنیتی و سیاسی می کنند؛ حتّی گاه تجاوزات نظامی کوچکی هم به مناطق مرزی ایران داشته اند که پاسخ متقابل دریافت نموده اند.
حال وظیفه ی مردم آذربایجان در مقابل این دو دشمن اسلام و ایران چیست؟
وظیفه ی مردم آن است که فریفته ی توطئه های آنها نشوند و تبلیغات سوء آنها را باور نکنند و آب به آسیاب آنها نریزند. البته الحقّ و الانصاف، بسیاری از جوانان اردبیل و آذربایجان شرقی و غربی چنین بصیرتی داشته اند، امّا سر خودمان که نمی توانیم کلاه بگذاریم، عدّه ی زیادی از مردم نیز همسو با دشمنان شده اند. نتیجه اش چه می شود؟ همان که خدای تعالی در دو آیه ی سابق وعده داده است.
سوال: گناه آنها که دشمن شناس بوده اند چیست؟
گناهشان این است که سعی نکرده اند توطئه ی دشمن را خنثی کنند. در روز زلزله و چند روز تا بعد از آن، سناریویی از سوی دو کشور یاد شده کلید خورد و سعی کردند این زلزله را بهانه قرار دهند برای تبلیغات بر ضدّ نظام اسلامی. لذا افزون بر استفاده از شبکه های ماهواره ای، از پیامک نیز مدد جستند و جالبش اینجا بود که آنها یک پیامک ناشناس ارسال می کردند و خود مردم زحمت تکثیر آن را می کشیدند. در چنین شرائطی، جوانان بصیر آذربایجانی چند تا پیامک خنثی کننده ی توطئه ی دشمن ارسال نمودند؟ آیا وظیفه نداشتند که این توطئه ی پیامکی را با پیامک جواب دهند؟
در جریان اصحاب سبت، که مردم یکی از شهرهای بنی اسرائیل را خداوند متعال تبدیل به میمون کرد و سه روز بعد همگی را هلاک نمود، مردم شهر سه گروه بودند؛ عدّه ای کلاه شرعی درست کرده بودند، عدّه ای هم کار آنها را می دیدند ولی نهی از منکر نمی کردند، امّا عدّه ی سوم، نهی از منکر می نمودند ولی حرفشان اثر نداشت. از این سه گروه، دو گروه تبدیل به میمون شدند؛ گروه نخست به جرم ارتکاب گناه و گروه دوم به جرم ترک نهی از منکر؛ و تنها گروه سوم نجات یافتند.
خلاصه آنکه:
عذاب خدا به ما مسلمانها نزدیکتر است تا به کشورهای کفر. چون برای ما تمام حجّت شده، آن هم در حدّ اعلی، ولی برای آنها اتمام حجَّت ابتدایی شده و در حدّ ما برای آنها اتمام حجّت نشده است. لذا حتّی در قیامت هم حساب ما دقیقتر از حساب آنها خواهد بود. در مورد آنها، یک حساب کلّی می شود امّا در مورد ما مسلمانها، مو را از ماست خواهند کشید. و البته از باسوادترها و در رأس آن طلاب و علمای دین، حساب باز هم دقیقتری خواهند کشید.
« وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیهْلِکَ الْقُرى‏ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُون‏ ــــ و چنین نبود که پروردگارت آبادیها را به ظلم و ستم نابود کند در حالى که اهلش در صدد اصلاح بوده باشند.» (هود:۱۱۷)
«یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ یأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یقُصُّونَ عَلَیکُمْ آیاتی‏ وَ ینْذِرُونَکُمْ لِقاءَ یوْمِکُمْ هذا قالُوا شَهِدْنا عَلى‏ أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا وَ شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کانُوا کافِرینَ (۱۳۰) ذلِکَ أَنْ لَمْ یکُنْ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُرى‏ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُون‏ ــــ (در آن روز به آنها مى‏گوید:) اى گروه جنّ و انس! آیا رسولانى از شما به سوى شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو مى‏کردند، و شما را از ملاقات چنین روزى بیم مى دادند؟! آنها مى‏گویند: «بر ضدّ خودمان گواهى مى‏دهیم؛ (آرى،) ما بد کردیم» و زندگى دنیا آنها را فریب داد؛ و به زیان خود گواهى مى‏دهند که کافر بودند! (۱۳۰) این بخاطر آن است که پروردگارت هیچ گاه شهرها و آبادیها را بخاطر ستمهایشان در حال غفلت و بى‏خبرى هلاک نمى‏کند. (الأنعام)
« وَ ما کانَ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُرى‏ حَتَّى یبْعَثَ فی‏ أُمِّها رَسُولاً یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِنا وَ ما کُنَّا مُهْلِکِی الْقُرى‏ إِلاَّ وَ أَهْلُها ظالِمُون‏ ــــــ و پروردگار تو هرگز شهرها و آبادیها را هلاک نمى‏کرد تا اینکه در کانون آنها پیامبرى مبعوث کند که آیات ما را بر آنان بخواند؛ و ما هرگز آبادیها و شهرها را هلاک نکردیم مگر آنکه اهلش ظالم بودند.» (القصص: ۵۹)
خدا قوم غافل را که اتمام حجّت نشده اند عذاب نمی کند؛ بلکه قوم ظالمی را که بعد از اتمام حجّت باز ظلم می کنند عذاب می کند، و از بزرگترین ظلمها، همسویی با دشمنان اسلام است.

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها