سرخط خبرها

تفاوت مسلمان غیبت کن و کسی که در انسوی دنیا مشغول خوش گذرانی است و وقتی برای غیبت ندارد چیست ؟

پرسش:
من یک درد دلی داشتم از این قرار . ما مسلمانها یک عمر حجاب ، یک عمر دعا یک عمر نماز یک عمر روزه یک عمر قوانین و مقررات احکامی را رعایت کرده آخر سر طرف می میره میره جهنم . چرا ؟؟ چون غیبت کرده و غیبت هم حق الناس است و خدا هم این گناه و نمی بخشه پس جهنم نصیبش می شه خوب طرف یه عمر این کارا رو کرده محدودیت هایی داشته و نشسته از روی اینکه هیچ مشغولیتی نداشته به هر دلیل و با کسی نشسته غیبت کرده و آخر جاش جهنم شده چرا و چرا؟ اون کارهای خوب دیگه ای هم کرده پس اونا چی می شن همش هیچ . حالا اونور قضیه : فردی به اسم مسلمان رفته اونور آب شده خواننده شده بازیکر حالا هر چی مشغول خوشگذرانی و حال کردن هرروز خوش بودن هرروز برنامه و…… وقت نداشته بشینه غیبت کنن چون فراغتش پر بوده خوب همه کارها غیر شرعی رو انجام داده خوش گذرونده ، کیف کرده . آخر کار و بار توبه می کنه خدا هم اونو می بخشه چون غیبت که نکرده پس توبش هم قبول می شه می ره بهشت . چرا؟؟؟؟ نفر اول اونهمه رعایت کرده اصلا روز خوش نداشته دائما دنبال احکام و …. بوده یه روزم خوش نبوده پس اون دنیا هم به خاطر حق الناسی که داشته میره جهنم یه روز خوش نداره پس هم این دنیا بدبخت هم اون دنیا . ولی شخص دوم هر کاری دلش خواسته کرده خوشگذرونی هم کرده و …. آخرش توبه کرده میره بهشت پس هم این دنیا خوش بوده و هم اون دنیا خوش . من نمی تونم این مسائل به خودم بفهمونم چرا باید اینطوری بشه آیا این عدالته یا نه اگه می شه منو راهنمایی کنید که این مسائل برام روشن بشه

پاسخ:
۱ـ مشکل شما بزرگوار در اینجاست که مسأله را درست نگرفته اید؛ یعنی اصلاً قضیّه این گونه که شما تصوّر نموده اید نیست. شما ابتدا یک تصوّر نادرست از مسأله پیدا کرده و آنگاه بر اساس آن تصوّر نادرست قضاوت نموده اید.

۲ـ آیا آنکه اهل فسق و فجور است، ممکن است حقّ الناسی بر گردنش نباشد؟
تقریباً محال است که چنین کسی حقّ الناس بر گردنش نباشد. مثلاً فلان خواننده ی ایرانی که رفته در غرب خوشگذارانی می کند، آیا حقّ الناس بر گردنش نیست؟ او با کدام هزینه درس خوانده؟ با پول بیت المال، که حقّ همه ی مردم ایران است. این پول هزینه می شود تا اشخاص رشد علمی کرده به مردم خدمت کنند؛ امّا او مال این مردم را خورده و به دیگری خدمت می کند. پس حقّ یک ملّت را خورده است.
او خوانندگی کرده و با آوازهای او هزاران نفر گمراه شده اند یا حدّ اقلّ وقت خودشان را با گوش دادن به آوازهای او هدر داده اند. پس او در گمراه شدن تک تک این افراد یا هدر رفتن عمرشان مقصّر است. او با بدحجابی یا بی حجابی خودش خیلی ها را به گناه انداخته است. لذا حقّ الناس بر گردنش آمده. حقّ الناس که فقط بردن مال مردم و غیبت کردن و امثال آن نیست. گمراه نمودن مردم، بدترین مصداق حقّ الناس است؛ که گاه توبه کردن از آن، غیر ممکن می شود. خدا هم همه ی این تأثیرات را محاسبه خواهد نمود؛ و نمی گذارد حتّی به اندازه ی سر مویی حقّ از کسی ضایع شود.
پس اینکه فرموده اید فلان فاسق و فاجر خوشگذرانی می کند و حقّ الناسی هم بر گردانش نیست، فقط یک توهّم است. حتّی در میان یک میلیون فاسق هم نمی توان یک نفر را پیدا نمود که حقّ الناس بر گردنش نباشد. آنکه حقّ خدا را زیر پا می گذارد، زیر پا نهادن حقّ مردم برایش کاری ندارد. غیبت نمودن در میان حقّ الناس چنان کسی، کوچکترین کارش است. این گونه افراد وقتی هم غیبت کنند، از همسایه غیبت نمی کنند، بلکه از انبیاء و ائمه و اولیای الهی و از علمای ربّانی و از یک ملّت و فرهنگ غیبت می کنند.

۳ـ آیا متدیّنی که حقّ الناس بر گردن دارد، حتماً جهنّم می رود؟
فرموده اید آنکه غیبت نموده حتماً جهنّم می رود. بلی به جهنّم می رود امّا اوّلاً جهنّم موقّت برزخی، ثانیاً با دو شرط زیر.
الف: اگر چنین کسی در همین دنیا از غیبت خود توبه نکند، باید در برزخ حساب پس بدهد. پس اگر توبه نمود، جهنّم نمی رود. بنا بر این، همان گونه که یک فرد منحرف امکان توبه دارد، یک متدیّن که حقّ الناس بر گردن دارد نیز امکان توبه دارد. بلکه توبه برای چنین شخصی بسیار آسانتر است. چون هم توفیقات از او سلب نشده، هم حقّ الناسش آن اندازه زیاد و گسترده نیست. بخصوص در مورد غیبت، توبه نمودن کار خیلی آسانی است. ابتدا باید از این کار پشیمان شود. سپس باید از آنکه غیبت نموده طلب عفو کند. امّا اگر حدس می زند که اگر به او بگوید که غیبتش را کرده، نارحتی و کدورت پیش می آید، نباید به او بگوید، بلکه باید از خدا برای خودش و آن شخص طلب مغفرت کند. به همین راحتی گناه غیبت پاک می شود.
ب: به فرض که فرد متدیّنی از دنیا رفت در حالی که حقّ الناسی به گردنش مانده است. در این صورت، به مقدار حقّ الناسی که به گردن دارد، از اعمال خیر او بر می دارند و به صاحب حقّ می دهند. بعد از این کار اگر برای شخص، اعمال خیری ماند، به بهشت می رود؛ و اگر نه گناهی برایش ماند و نه عمل خیری، مدّتی بین بهشت و جهنّم می ماند و در نهایت به بهشت می رود. امّا اگر هر چه عمل خیر داشت بابت حقّ الناسش داد و مقداری هم کم آورد، در این صورت، به مقدار حقّ الناسی که نتوانسته بابتش عمل خیر بدهد از گناهان صاحب حقّ در نامه ی عمل او می نویسند. بعد از آن، مدّتی وارد جهنّم برزخی می شود تا مدّت آن مجازات تمام شود. بعد از آن از جهنّم نجات می یابد. امّا در آخرت، محال است فرد متدیّن به خاطر حقّ الناس وارد جهنّم شود. زیرا چنین کسی مجازات حقّ الناس را در برزخ می بیند؛ و اگر مقداری از مجازاتش برای آخرت ماند، مورد شفاعت قرار می گیرد؛ یعنی اهل بیت(ع) صاحب حقّ را راضی نموده، پیرو خودشان را نجات می دهند. لذا هیچ فرد متدّینی در آخرت وارد جهنّم نمی شود. جهنّم اخروی فقط برای غیر متدیّنهاست؛ که خود آنها نیز اقسام گوناگون دارند؛ که از بین آنها فقط گروه اندکی تا ابد در جهنّم می مانند؛ و بقیّه بعد از پاک شدن، نجات می یابند.
پس چنین نیست که هر کسی حقّ الناس بر گردنش وجود دارد، حتماً جهنّمی شود. بلکه اگر توبه کند، حقّ الناس از گردنش برداشته می شود؛ و اگر توبه نکرد، با اعمال خیرش صاحب حقّ را راضی می کند؛ و اگر عمل خیر کافی نداشت آنگاه برای مدّتی موقّت، وارد جهنّم می شود؛ آن هم جهنّم برزخی نه جهنّم اخروی؛ که تازه جهنّم چنین کسی نیز در حدّ جهنّم کفّار و اهل فسق و فجور نخواهد بود؛ بلکه جهنّمی بسیار ملایمتر خواهد بود. البته این قاعده ی کار است که اگر کسی گناهانش چربید وارد جهنّم شود؛ امّا خداوند کریم چه بسا در برزخ نیز به فضل خویش صاحب حقّ را با تخفیف عذاب راضی می کند، و بنده ی متدیّن خود را نجات می دهد. چرا که او بر بندگان خوبش رحیم است. البته فرد عاقل روی این فضل خدا نباید حساب باز کند؛ بلکه باید بنا را بر این بگذارد که در این صورت وارد جهنّم خواهد شد. چون خدا در این باره وعده ی صد در صدی نداده، بلکه جوری وعده داده که مردم در انجام اعمال خیر تنبلی نکنند؛ و با اعتماد به فضل خدا، در انجام خیرات سستی ننمایند. لذا خداوند متعال در چنین مواردی نمی گوید می بخشم، بلکه می گوید: شاید ببخشم. یعنی امیدوار باشید ولی اطمینان هم نداشته باشید.

۳ـ مؤمن باید زرنگ باشد.
طبق بیان قرآن کریم، خداوند متعال گناه را یکی می نویسد؛ و البته از خیلی گناهان هم چشم پوشی می کند؛ امّا اوّلاً هیچ ثوابی را نادیده نمی گیرد حتّی اگر بسیار کوچک باشد. ثانیاً هر ثوابی را حدّ اقلّ ده برابر می نویسد؛ و در مواردی صد برابر و در مواردی چند صد برابر و در مواردی چند هزار برابر و در مواردی بسیار بسیار زیاد می نویسد. مثلاً نماز فرادا را ده برابر می نویسد؛ امّا اگر شخص بر خاک کربلا سجده کند، ثوابش را بسیار بیشتر می نویسد؛ و اگر در مسجد نماز بخواند، باز هم زیادتر می شود؛ و اگر به جماعت باشد، با هر نفری که به جماعت اضافه شود، ثواب نماز هم زیادتر می شود تا تعداد افراد جماعت به ده نفر برسد، وقتی از ده نفر گذشت، ثواب آن نماز چنان زیاد می شود که حتّی ملائک هم قادر به شمارش آن نیستند.
مزلب دیگر اینکه خداوند متعال به برخی اعمال ظاهراً کوچک، ثوابهای خیلی عظیم می دهد؛ مثلاً برای صلوات ثوابی می دهد که فوق تصوّر ماست. لذا در روایات هست که پای حساب، وقتی اعمال خیر متدیّنان کم می آید، می گویند صلواتهای او را بیاورید، صلواتها را که اضافه می کنند، کفّه ی خیرات شخص افزونتر می شود. چون در صلوات ویژِگی خاصّی است که باعث سنگینی آن می شود. وقتی شخص صلوات می فرستد، اوّلاً خودش را به خدا وصل می کند با لفظ « اللّهم»، ثانیاً خودش را به پیغمبر وصل می کند با لفظ «علی محمّد» و ثالثاً خود را به اهل بیت(ع) وصل می کند با عبارت « و آل محمّد». همچنین خودش را به ملائک وصل می کند؛ چون فرشتگان مأمورند که هر جا کسی به محمّد و آل محمّد(ص) سلام و صلواتی نثار کرد، آن را به آن بزرگواران برسانند. پس وقتی عملی این همه اتّصالات به منبع خیرات دارد، چگونه سنگین نباشد.
سخن آخر اینکه:
در دادگاه عدل الهی، به کسی جور و جفا نمی شود، و هر کس به مقداری که کوشیده بهرمند می شود. لکن مؤمن حقیقی همواره باید نگران وضع اخروی خود باشد؛ چون در این حالت است که تلاش بیشتر می کند و به درجات بالاتر می رسد. آیات و روایات هم سعی دارند مؤمنان را در این حالت نگرانی، یعنی بین خوف و رجا (امید و ترس)، نگه دارند؛ تا موجب رشد روز افزون او شوند.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 3.0/5. From 3 votes.
Please wait...

2
دیدگاه ها

علی

یغنی شمامیگوییدانهایی که به خاطرحق الناس گرفتارجهنم میشون بالخره ازادمیشون درست میگم