سرخط خبرها

جسم برزخی و اخروی امکان لمس کردن را هم دارند؟ در برزخ صورت واقعی و حقیقی ظاهر می شود یا همین صورت دنیایی هست؟

پرسش:
۱- فرق نفس زن و مرد در چیست؟و آیا نفس کلی مربوط به هر دو جنس انسان است؟
۲- نفس کلی در گیاهان و حیوانات و جمادات به چه صورت است؟آیا هر کدام جداگانه از یک نفس کلی منشا میگیرند؟
۳-فرق نفس چوب و میز چیست و نفس در جمادات چگونه است؟آیا متغیر است؟
۴-جسم برزخی و اخروی امکان لمس کردن را هم دارند؟
۵- نابینایان قوه بینایی دارند ولی ابزار مادی آنرا ندارند؟پس می توانند خواب ببینند و تجسماتی داشته باشند؟وچرا رنگ را نمیتوانند تجسم کنند؟
۶- آیا متخیله توان رنگسازی در ذهن دارد؟
۷- در برزخ صورت واقعی و حقیقی ظاهر می شود یا همین صورت دنیایی هست؟وآیا این صورت دنیایی در عوالم برزخ و بالاتر استفاده دارد؟

پاسخ:
۱ـ نفس کلّی، به هر دو جنس تعلّق می گیرد. جنسیت ناشی از بدن است. نفس نه مذکّر است نه مؤنّث.
۲ـ نفس کلّی حقیقت واحدی است که مراتب دارد. در احادیث اهل بیت(ع) به پنج مرتبه تقسیم شده است. جمادت با یک مرتبه اش در ارتباطند؛ نباتات با دو مرتبه، حیوانات و کفّار، با سه مرتبه اش، مؤمنان با چهار مرتبه اش و معصومین با پنج مرتبه اش.
۳ـ همان گونه که تک تک سلولها نفس دارند و کلّ بدن هم نفس دارد، و جامعه هم نفس دارد، چوب هم نفس دارد، میخ هم نفس دارد، میز حاصل از اینها هم نفس دارد. تغییر در نفس، بالذّات، راه ندارد، لکن به عرض تغییر اجسام، نفس را هم متغیر فرض می کنند. ولی در واقع، نفس، تغییر نمی کند، بلکه نفس است که صور یک شیء را دم به دم به آن افاضه می کند، که ما از این امر با عنوان حرکت و تغییر در صورتها یاد می کنیم؛ لذا توجّه شود که صورتی تبدیل به صورت دیگر نمی شود، بلکه صورتی می رود و صورتی می آید، یا صورتی بر صورتی پوشانده می شود.
۴ـ بلی تمام حواسّ، در حقیقت مال جسم هستند. آیا شما در خواب (رؤیا) لمس و دیدن و شنیدن و بوییدن و چشیدن ندارید؟ مثلاً وقتی در خواب می بینید که مشتی بر سنگ زدید و دستتان درد گرفت، آن سنگ، واقعاً سخت است.
۵ـ اگر نابینا، مادرزادی نباشد و قبلاً رنگ را دیده باشد، می تواند رنگ را هم تجسّم کند. امّا نابینای مادرزاد، نمی تواند مگر آنکه فرد دارای نفس قوی باشد. چون تا مرتبه ی پایین یک حقیقت ادراک نشود، مرتبه ی قوی آن ادراک نمی شود. حسّ ما در قوس صعود است؛ لذا پلّه پلّه بالا می رود. بلی اگر نفس یک نابینای مادرزاد قوّت گرفت، چه بسا بتواند رنگها را هم شهود کند؛ حتّی می تواند عالم مادّه را هم بدون چشم ببیند، همان گونه که برخی ها پشت سرشان را هم می بینند یا از پشت دیوار هم می بینند.
۶ـ متخیله، قائم به حسّ است؛ یعنی مصالح خود را از حسّ می گیرد. حسّ، ابزار متخیله است.
۷ـ آدمی، صورت تمام موجودات را در خود دارد؛ و در برزخ، بخشی از صور، ظاهر می شوند که صورت دنیایی هم یکی از آنهاست. در آخرت، که یوم تبلی السرائر است، تمام صور، ظاهر می شوند. البته در خوبان، صورت انسانی غالب است و صور دیگر، تحت فرمان او هستند؛ و فرد بهشتی با تمام صورش لذّت می برد؛ امّا در افراد جهنّمی، صورت انسانی، مغلوب است و همواره یکی از صور غیر انسانی غالبند. « إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیرَها لِیذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَزیزاً حَکیما ــــــ کسانى که به آیات ما کافر شدند، بزودى آنها را در آتشى وارد مى‏کنیم که هر گاه پوستهایشان بریان گردد، پوستهاى دیگرى به جاى آن قرار مى‏دهیم، تا کیفر را بچشند. همانا خداوند، عزیز و حکیم است.» (النساء:۵۶)
نضج در اصل به معنی خوش شدن با آتش یا حرارت خورشید است. وقتی میوه در اثر آفتاب، کاملاً رسید یا رطب با حرارت آفتاب، پخت و خرما شد، یا کباب، با حرارت آتش، کاملاً پخت، از این لغت استفاده می شود. وقتی با حرارت جهنّم، پوست افراد جهنّمی به بلوغ خود رسید و کاملاً پخته شد، آن پوست را بر می دارند و پوست دیگر شخص ظاهر می شود. وقتی پوستی گوسفندی رفت، مثلاً پوست گاوی ظاهر می شود، وقتی آن هم رفت مثلاً پوست میمونی ظاهر می شود و … . اگر در این روند، پوست انسانی فرد ظاهر شد، اهل بهشت می شود، امّا اگر صورت انسانی در زیر بی نهایت صورت، دفن شده باشد، شخص تا ابد عذاب خواهد کشید.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 2.0/5. From 1 vote.
Please wait...

7
دیدگاه ها

عبدالله

سلام و خدا قوت . از آنجا که برای خدا تعدّد اراده معنی ندارد ؛ یعنی خدا برای هر موجودی یک اراده ی جداگانه نمی کند ؛ چون صفات خدا عین ذات اوست و اراده اگر صفت ذاتی است عین ذات است و اگر صفت فعلی است ، بازگشت به صفتی ذاتی دارد ؛ پس تعدد در اراده ی خدا مستلزم آن است که تعدد به ذات خدا راه یابد. و تعدد از لوازم ذاتی ممکن الوجود می باشد و با واجب الوجود نمی سازد. پس خداوند متعال از ازل تا ابد یک اراده کرده است ؛ و به همان یک اراده ، تمام موجودات از ازل تا ابد پدید آمده اند. خداوند متعال کل عالم را یکجا اراده نموده است ؛ و از جمله اراده نموده است که برخی موجودات به مرور زمان پدید آیند ؛ یعنی خدا به تدریج اراده نمی کند بلکه اراده ی تدریج کرده است و موجوداتی که به مرور زمان در دنیا پدید می آیند ، وجود دنیایی آنها ازلی و ابدی نیست ؛ ولی اصل وجود آنها ازلی و ابدی است ؛ خداوند متعال می فرماید:« وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ـــــ و هیچ چیزی… بیشتر بخوانید »

عبدالله

سلام و خداقوت . در خصوص اینکه عالم مجردات فاقد زمان و مکان می باشد پس موجود مجرد نیز از این مقوله مستثناء نیست . چگونگی درک زمان و مکان و نقش موجودات مجرد همچون ملائک و اجنه با توجه به مادی بودن دنیا که لازمه تدریجی بودن امور آن است را توضیح دهید.