سرخط خبرها

آیا خدا ما انسانها را به حال خودمون رها کرده و ما را به معصیتمون واگذار کرده؟

پرسش:
آیا خدا ما انسانها را به حال خودمون رها کرده و ما را به معصیتمون واگذار کرده؟
من در کودکی سحر شده ام. این رو معنی تمام خوابهای این چند سالم میگه.توی خاب و بیداری یه چیزایی اذیتم میکنه. من تا حالا به هیچکدوم آرزوهام نرسیدم. پنج الی شش ساله یک حاجت شرعی دارم و برآورده نمیشه. همه میگن در گذشته من کلید کارهام به یک گره ازبین رفته و تا آخر عمر باید بسوزم و بسازم . بیتوجهی خدا منو آزار میده .منو به خال خودم رها کرده با اینکه تمام وقت ذکرش و یادش رو روی زبون دارم اون دریغ از یک نگاه که به من بکنه
پاسخ:

۱ـ مردم دو دسته اند؛ آنها که خدا را در زندگی خود کنار گذاشته اند و آنها که خدا را محور زندگی خود قرار داده اند. خدای متعال نیز دو گونه برخورد با بندگانش دارد؛ گروه نخست را به خودشان واگذار نموده ولی گروه دوم را مدام از ظلمتها به سمت نور راهنمایی می کند.

حال خودتان به خودتان نگاه کنید! اگر احساس می کنید که مدام در ظلمتها فرو می روید معلوم می شود که خدا را در زندگی خود محور قرار نداده اید؛ امّا اگر احساس می کنید که دائماً وجودتان روشنتر و نورانی تر می شود، معلوم می شود که خدا را محور زندگی خود قرار داده اید. پس توپ را به زمین خدا نیندازید؛ توپ در زمین خودتان است. شما با خدا هر گونه باشید، او نیز با شما همان گونه رفتار می کنید.

۲ـ این که فرموده اید : « من در کودکی سحر شده ام» توهّمی شیطانی بیشتر نیست. این شیطان است که می خواهد شما چنین اندیشه ای داشته باشید و شما هم با کمال میل تسلیم خواسته ی او شده اید. سحر در مؤمنان اثر نمی کند. از راه خواب نیز نمی توان به سحر شدن کسی پی برد. برای اینکه خوابهایتان درست شود به یک متخصّص طبّ سنّتی ـ متخّصص باشد نه مطّلع ـ مراجعه کنید. چون بسیاری از خوابهای پریشان، از غلبه ی سودا و صفرا است. افرادی که مزاج سوداوی دارند مستعدّ هستند برای مشکلات روحی و روانی؛ و افرادی که مزاج صفراوی دارند روحیه ی لجوج و پرخاشگر دارند. لذا باید با رژیم غذایی مناسب، مزاجشان را کنترل کنند.

۳ـ برای آدم عاقل، هر آرزویی غیر از آرزوی بنده ی خوب خدا بودن، فریب شیطان است. تمام امور دنیا، فقط و فقط اسباب امتحان هستند؛ لذا کسی که امور دنیایی را آرزو و هدف خود قرار دهد، قطعاً عقلش معیوب است. آرزو وسیله ی فریب شیطان و دامی برای افراد ساده اندیش است. آدم عاقل، فقط به تکلیفش فکر می کند. و بدترین مجازات خدا آن است که بگذارد افراد، به راحتی به آرزوهای دنیایی خود برسند. در این حالت، باید شخص بداند که مغضوب خدا شده است.
خدای متعال فرمود: « ذَرْهُمْ یأْکُلُوا وَ یتَمَتَّعُوا وَ یلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یعْلَمُون‏ ـــ رهایشان کن تا بخورند و بهره گیرند، و آرزوها آنان را سرگرم سازد؛ پس بزودى خواهند فهمید.» (الحجر:۳) یعنی هنگام مرگ می فهمند که دنبال آرزوها رفتن چه بلایی بر سرشان آورده است. آدمی از ثانیه ثانیه ی عمرش بازخواست خواهد شد. لذا هر ثانیه از عمر که در راه غیر خدا صرف شده وبال گردن شخص خواهد شد. لذا فرمود: « وَ الْعَصْرِ (۱) إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ (۲) إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر ــــ سوگند به عصر (۱)
که انسانها همه در زیانند؛ (۲) مگر کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به صبر توصیه نموده‏اند.»

باز فرمود: « یوْمَ یقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذینَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قیلَ ارْجِعُوا وَراءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَینَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فیهِ الرَّحْمَهُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ (۱۳) ینادُونَهُمْ أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قالُوا بَلى‏ وَ لکِنَّکُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَکُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْکُمُ الْأَمانِی حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَ غَرَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ ـــــــ روزى که مردان و زنان منافق به مؤمنان مى‏گویند: «نظرى به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوى برگیریم!» به آنها گفته مى‏شود: «به پشت سر خود بازگردید و کسب نور کنید!» در این هنگام دیوارى میان آنها زده مى‏شود که درى دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب. (۱۳) (منافقان) آنها (مومنان) را صدا مى‏زنند: «مگر ما با شما نبودیم؟!» مى‏گویند: «آرى، ولى شما خود را به هلاکت افکندید و انتظار کشیدید، و شکّ و تردید داشتید، و آرزوها شما را فریب داد تا فرمان خدا فرا رسید، و شیطان فریبکار شما را نسبت به خداوند فریب داد.» (الحدید)

در این آیه، یکی از صفات منافقان را آرزو محوری شمرده است؛ و همین صفت است که باعث می شود شیطان بر آنها سلطه پیدا کند. چون شیطان همواره از راه خواسته های دل ما در ما نفوذ می کند.

وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏) : « إِنَّ أَشَدَّ مَا أَتَخَوَّفُ عَلَیکُمْ مِنْهُ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ فَإِنَّ اتِّبَاعَ الْهَوَى یصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ طُولَ الْأَمَلِ ینْسِی الْآخِرَهَ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یعْطِی الدُّنْیا لِمَنْ یحِبُّ وَ یبْغِضُ وَ لَا یعْطِی الْآخِرَهَ إِلَّا لِمَنْ یحِبُّ وَ إِنَّ لِلدُّنْیا أَبْنَاءَ وَ لِلْآخِرَهِ أَبْنَاءَ فَکُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الْآخِرَهِ وَ لَا تَکُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الدُّنْیا فَإِنَّ کُلَّ وَلَدٍ یتْبَعُ بِأُمِّهِ وَ إِنَّ الدُّنْیا قَدْ تَرَحَّلَتْ مُدْبِرَهً وَ الْآخِرَهَ قَدْ تَجَمَّلَتْ مُقْبِلَهً وَ إِنَّکُمْ فِی یوْمِ عَمَلٍ لَیسَ فِیهِ حِسَابٌ وَ یوشِکُ أَنْ تَکُونُوا فِی یوْمِ حِسَابٍ لَیسَ فِیهِ عَمَل‏ ــــــ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله فرمود: سخت‏ترین چیزى که از آن بر شما بیمناکم، دو چیز است یکى درازی آرزوها و دیگرى پیروى از هواى نفس؛ زیرا که پیروى نفس جلوگیرى می کند شما را از حق، و درازى آرزو، آخرت را از یاد شما می برد. همانا خدا دنیا را می دهد به دوستان و دشمنانش ولى آخرت را جز به دوستانش به کسى عطا نخواهد کرد. همانا براى دنیا و آخرت فرزندانی است، پس شما از فرزندان آخرت باشید نه از فرزندان دنیا زیرا که هر فرزندى تابع مادرش است. و همانا دنیا کوچ کرده و پشت به شما نموده ولى آخرت به خوبى و خوب‏رویی به شما رو آورده است. جز این نیست که شما امروز سرگرم عمل هستید و حسابى در این روز نیست؛ و انتظار است روزگارى بیاید که سر گرم حساب باشید و در آن روز عملى نیست.» (ارشاد القلوب-ترجمه رضایى، ج‏۱، ص۵۱ )
و نیز روایت شده که: « لَوْ رَأَیتَ الْأَجَلَ وَ مَسِیرَهُ لَأَبْغَضْتَ الْأَمَلَ وَ غُرُورَه‏ ـــ اگر سیر اجل و مرگ را مى‏دیدى، آرزو و فریبِ آن را دشمن مى‏داشتى.» (ارشاد القلوب-ترجمه سلگى ، ج‏۱، ص ۱۱۴)

۳ـ حاجت شرعی یعنی بندگی خدا؛ لذا هر چیزی غیر از بندگی خدا، حاجت شیطانی است. حتّی اگر کسی آرزوی ازدواج دارد ولی برای خدا ازدواج نمی کند، آرزویش شیطانی و نفسانی است. اگر کسی آرزوی فرزند دارد ولی فرزند را برای خدا نمی خواهد، آرزویش نفسانی است نه الهی. این ابلیس است که مردم را فریب داده و خواستهای نفسانی آنها را حاجت شرعی نامگذاری می کند تا مشغولشان سازد. حتّی گاه عبادتها هم در واقع برای نفس هستند. خود شیطان، شش هزار سال عبادت نمود ولی عبادتش در واقع برای دلخوشی خودش بوده نه برای خدا.

۴ـ خدا به کسی بی توجّهی می کند که او به خدا توجّه ندارد. توجّه خدا هم به این نیست که انسان هر چه از دنیا خواست به او بدهد. آیا خدا به حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) توجّه نداشت که آن همه مصیبت کشیدند؟ آیا به امام حسن(ع) توجّه نداشت که همسر نانجیبی داشت؟ آیا به امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) و دیگر افراد موجود در کربلا توجّه نداشت که آن همه مصیبت دیدند؟

۵ـ شما ابداً ذاکر نیستی. مگر ذکر به لا اله الّا الله گفتن است. ذاکر حقیقی کسی است که از خدا، جز خدا چیزی طلب نمی کند. هر چیزی غیر از خدا را از خدا بخواهیم، نوعی اهانت به خداست. کسی که خود خدا را رها کرده و چیز دیگری را از خدا می خواهد، یعنی به خدا بی توجّه است. حتّی طلب بهشت هم نوعی شرک خفی است. وقتی بهشت آفرین هست، کمال بی معرفتی است که انسان، بهشت را بخواهد. ذاکر حقیقی کسی است که خوشی و ناخوشی برایش فرقی نمی کند؛ لذا می گوید: « هر چه از دوست رسد نیکوست.» هر چند که از این حرف بنده بدتان خواهد آمد امّا باکی نیست، شما خدای حقیقی را نمی خوانید بلکه خدایی را می خوانید که یکی از صفاتش نوکر باشد؛ یعنی شما خدایی را می خوانید که نوکری شما را بکند؛ به عبارتی خدایی را می خوانید که مثل غول چراغ جادو، هر چه شما خواستید او برایتان فراهم کند.

۶ـ کسانی که بخواهند خدا را به نوکری بگیرند، خدا ولایت آنها را به طاغوت (ابلیس) واگذار می کند. فرمود: « اللَّهُ وَلِی الَّذینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون ــــــ خداوند، ولى و سرپرست کسانى است که ایمان آورده‏اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوى نور بیرون مى‏برد. (اما) کسانى که کافر شدند، اولیاى آنها طاغوت است؛ که آنها را از نور، به سوى ظلمتها بیرون مى‏برد؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.» (البقره:۲۵۷)

اگر کسی می خواهد بداند آیا ولی او خداست یا طاغوت، راهش در همین آیه بیان شده است. اگر کسی در درون خود می یابد که دائماً در حال نورانی شدن است و درونش رفته رفته نورانی می شود، معلوم می شود که ولی او خداست که او را از ظلمتها به سوی نور می برد. امّا اگر کسی در درون خود یافت که رفته رفته وجودش تاریک می شود و قلبش بی فروغ می شود بداند که ولی او ابلیس است. خدای حکیم به این روشنی علائم هدایت را نشان داده است برای آنهایی که بخواهند راه درست را پیدا کنند.

کسی که تمام امور دنیا را سوال امتحانی بداند، آرزوی دنیایی برایش بی معنا می شود و فکر و ذکر این می شود که به سوالات امتحانی که خدا طرح می کند، درست جواب دهد. امّا آنکه چنین جهان بینی نداشته باشد و خیال کند که دنیا محلّ زندگی و بهره بردن است، چنین کسی قطعاً اسیر دست شیطان و نفس است؛ اگر چه اهل نماز و روزه و تقوای ظاهری باشد. مگر خود شیطان، شش هزار سال عبادت ظاهری نداشت؟ مگر بلعم باعور عابد نبود؟ خدا فقط و فقط به کسی توجّه رحیمانه دارد که خدا را به خداوندی قبول داشته باشد و از خدا طلبکار نباشد. کسی که از خدا طلبکار است، خدا را به نوکری قبول دارد نه به خداوندی.

برای روشن شدن و داخل شدن در تحت ولایت الهی، کتب زیر را بخوانید و عمل کنید.

ـ جهاد اکبر، امام خمینی (ره)

ـ شرح چهل حدیث، امام خمینی(ره)

ـ لقاء الله، میرزا جواد ملکی تبریزی(ره)

ـ گناهان کبیره، شهید دستغیب

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها