سرخط خبرها

اگر خداوند شنونده ی دعا است ، چرا دعای مضطر اجابت نمی شود ؟

پرسش :

دعای مضطر، قطعاً اجابت خواهد شد»، امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء: کیست که دعای درمانده را چون بخواندش، اجابت می‌کند (نمل، ۶۲). روشن است که دعای هزاران مضطر (بیماران سرطانی، ایدزی، کودکان فقیری که به دلیل فقر جان می‌بازند، مردم مضطر عراق که بر اثر سیاست‌های نظامی‌گرایانه و عظمت‌طلبانه‌ی دولت آمریکا و ایران جان می‌بازند و…) اجابت نمی‌شود. آیا این مدعا صادق است؟ نمی‌توان گفت چون پیامبر راست گو است، پس این مدعا هم صادق است و دعای مضطرین ، قطعاً اجابت می‌شود (قول آقای طباطبایی در تفسیر المیزان).
پاسخ :
نویسنده گفته است: « گزاره دوم: «دعای مضطر، قطعاً اجابت خواهد شد » « امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء: کیست که دعای درمانده را چون بخواندش، اجابت می‌کند (نمل، ۶۲). روشن است که دعای هزاران مضطر (بیماران سرطانی، ایدزی، کودکان فقیری که به دلیل فقر جان می‌بازند، مردم مضطر عراق که بر اثر سیاست‌های نظامی‌گرایانه و عظمت‌طلبانه‌ی دولت آمریکا و ایران جان می‌بازند و…) اجابت نمی‌شود. آیا این مدعا صادق است؟ نمی‌توان گفت چون پیامبر راست گو است، پس این مدعا هم صادق است و دعای مضطرین، قطعاً اجابت می‌شود.»
جواب:
اوّلاً در صدر مطلب گفته شد که مراد از «صادق مصدّق» بودن نبی چیست ؛ بلی از قول چنین انسانی یقین کامل حاصل می شود به مفادّ قول او.
ثانیاً نویسنده ، آیه را ناقص نقل نموده ، در حالی که ادامه آیه در تفسیر آن دخالت دارد. کامل آیه چنین است:« أَمَّنْ یجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یکْشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَکَّرُون.
… یا کسى که دعاى مضطرّ را اجابت مى‏کند و گرفتارى را برطرف مى‏سازد، و شما را خلفاى زمین قرار مى‏دهد؛ آیا معبودى با خداست؟! کمتر متذکّر مى‏شوید.»
در این آیه شریفه ، نه تنها از اجابت دعای مضطر خبر داده بلکه خبر داده که چنین کسی خلیفه روی زمین نیز می شود. امّا چگونه ؟! در ادامه مطلب معلوم خواهد شد.
ثالثاً دعای مضطرّ یقیناً مستجاب می شود. امّا باید دید مضطرّ کیست؟! و دعا چیست؟!
دعا آن است که شخص نه در لفظ بلکه با تمام وجود ، خود را ناقص دیده از منبع کمال مطلق طلب کمال کند ؛ امّا نه صرفاً با طلب زبانی بلکه با تمام وجود. مانند تشنه ای در میان کویر که تمام وجودش طلب آب است. اگر کسی چنین حالی نسبت به خدا پیدا نماید که تمام هستی خود را بند به خدا بیابد ، یقیناً دعای او مستجاب می شود. امّا کدام سرطانی است که دل از همه مخلوقات ببرّد و با اعتقاد خالص و بدون ذرّه ای تردید به خدا و استجابت او ، وی را بخواند و همه امور را در ید قدرت او بیابد. بسیار فرق است بین کسی در لفظ ، قائل به قدرت مطلق خدا است با کسی که با تمام وجودش عالم را جلوه اراده و قدرت خدا می یابد. تفاوت بین دانستن و یافتن از زمین تا آسمان است.اگر کسی چنین حالی پیدا کند که خدا را قدرت مطلق هستی بیابد و به حقیقت « لاحول و لا قوّه الّا بالله العلیّ العظیم» نائل شود در همان دم ولی خدا و فانی فی الله خواهد بود ؛ لذا در روایات اهل بیت(ع) بیان شده که مراد از مضطّری که در آیه شریفه ذکر گردیده معصومین(ع) هستند که خود را سرتا پا فقر و نیاز به خدای متعال دیده و جز خدا کسی را موثّر در امور نمی بینند ؛ لذا هر چه بخواهند اجابت می شود.
امیر المومنین(ع) در نامه ای طولانی فرموده است:«… یبْعَثُ اللَّهُ لِلْمَهْدِی أَقْوَاماً یجْمَعُونَ مِنْ أَطْرَافِ الْأَرْضِ قَزَعٌ کَقَزَعِ الْخَرِیفِ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأَعْرِفُ أَسْمَاءَهُمْ وَ اسْمَ أَمِیرِهِمْ وَ مُنَاخَ رِکَابِهِمْ فَیدْخُلُ الْمَهْدِی الْکَعْبَهَ وَ یبْکِی وَ یتَضَرَّعُ قَالَ جَلَّ وَ عَزَّ أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یکْشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ هَذَا لَنَا خَاصَّهً أَهْلَ الْبَیت …
خداوند در حمایت از مهدى اقوامى را از چهار سوى زمین برخواهد انگیخت که چون ابرهاى پائیزى پى در پى درآیند. به خدا سوگند! من نام‏هاشان را و نام فرمانده‏شان و محل اردوگاه‏شان را مى‏دانم، مهدى بر کعبه درآید و بگرید و تضرع کند که خداوند فرموده:« أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یکْشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ …» و این ویژه ما اهل بیت است. »(بحار الانوار ، ج۳۳، ۱۵۷)
« عَنْ عِمْرَانَ بْنِ الْحُصَینِ قَالَ کُنْتُ أَنَا وَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ جَالِسَینِ عِنْدَ النَّبِی ص وَ عَلِی ع جَالِسٌ إِلَى جَنْبِهِ إِذْ قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یکْشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِیلًا ما تَذَکَّرُونَ » قَالَ فَانْتَفَضَ عَلِی ع انْتِفَاضَهَ الْعُصْفُورِ فَقَالَ لَهُ النَّبِی ص مَا شَأْنُکَ تَجْزَعُ فَقَالَ مَا لِی لَا أَجْزَعُ وَ اللَّهُ یقُولُ إِنَّهُ یجْعَلُنَا خُلَفَاءَ الْأَرْضِ فَقَالَ لَهُ النَّبِی ص لَا تَجْزَعْ فَوَ اللَّهِ لَا یحِبُّکَ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یبْغِضُکَ إِلَّا مُنَافِقٌ.
عمران بن حصین گوید: من و عمر بن خطّاب حضور رسول خدا (ص) نشسته بودیم و على علیه السّلام نیز کنار آن حضرت نشسته بود، که رسول خدا (ص) این آیه را خواند: « أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یکْشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِیلًا ما تَذَکَّرُونَ.» ناگهان على علیه السّلام مانند گنجشک به خود لرزید، پیامبر (ص) به او فرمود: چه شد، نگران شدى؟ عرض کرد: چرا نگران نباشم و حال آنکه خداوند مى‏فرماید که ما را خلیفای زمین قرار خواهد داد! پیامبر (ص) فرمود:ناراحت و نگران مباش که به خدا سوگند تو را دوست ندارد، جز مؤمن، و دشمن ندارد مگر منافق »( بحارالأنوار،ج ۳۹ ،ص۲۶۶)
امیر المومنین(ع) خود و اهل بیتش را مصداق صدر آیه دیده که ادامه آیه را هم بر خود و اهل بیتش منطبق کرده است.

« ٍعَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ ع هُوَ وَ اللَّهِ الْمُضْطَرُّ إِذَا صَلَّى فِی الْمَقَامِ رَکْعَتَینِ وَ دَعَا اللَّهَ فَأَجَابَهُ وَ یکْشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُهُ خَلِیفَهً فِی الْأَرْض.‏ از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود: این قول خدا « أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ … » در باره قائم آل محمد نازل شده. به خدا قسم «مضطر» اوست که دو رکعت نماز در مقام‏ ابراهیم بگذارد و خدا را بخواند، پروردگار نیز اجابت کند و گرفتارى او را برطرف سازد و آنها را در زمین خلیفه خود گرداند. »( بحارالأنوار ،ج۵۱ ،ص ۴۸ )

« قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ اللَّهِ لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ ع وَ قَدْ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْحَجَرِ ثُمَّ ینْشُدُ اللَّهَ حَقَّهُ ثُمَّ یقُولُ یا أَیهَا النَّاسُ مَنْ یحَاجَّنِی فِی اللَّهِ فَأَنَا أَوْلَى بِاللَّهِ أَیهَا النَّاسُ مَنْ یحَاجَّنِی فِی آدَمَ فَأَنَا أَوْلَى بِآدَمَ أَیهَا النَّاسُ مَنْ یحَاجَّنِی فِی نُوحٍ فَأَنَا أَوْلَى بِنُوحٍ أَیهَا النَّاسُ مَنْ یحَاجَّنِی فِی إِبْرَاهِیمَ فَأَنَا أَوْلَى بِإِبْرَاهِیمَ ع أَیهَا النَّاسُ مَنْ یحَاجَّنِی فِی مُوسَى فَأَنَا أَوْلَى بِمُوسَى أَیهَا النَّاسُ مَنْ یحَاجَّنِی فِی عِیسَى فَأَنَا أَوْلَى بِعِیسَى أَیهَا النَّاسُ مَنْ یحَاجَّنِی فِی مُحَمَّدٍ ص فَأَنَا أَوْلَى بِمُحَمَّدٍ أَیهَا النَّاسُ مَنْ یحَاجَّنِی فِی کِتَابِ اللَّهِ فَأَنَا أَوْلَى بِکِتَابِ اللَّهِ ثُمَّ ینْتَهِی إِلَى الْمَقَامِ فَیصَلِّی رَکْعَتَینِ وَ ینْشُدُ اللَّهَ حَقَّهُ‏ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع هُوَ وَ اللَّهِ الْمُضْطَرُّ فِی کِتَابِ اللَّهِ فِی قَوْلِهِ أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یکْشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ.
امام باقر علیه السّلام فرمود: به خدا قسم گوئى هم اکنون او را مى‏بینم که پشت خود را به حجر الاسود تکیه داده سپس مى‏گوید: اى مردم هر کس با من در مورد خدا محاجّه (بحث و گفتگو و حجّت و دلیل آوردن متقابل) نماید پس من خود سزاوارترین فرد مردم به خداوند هستم؛ اى مردم هر کس با من در باره آدم به بحث پردازد، پس من سزاوارترین مردم به آدم هستم؛ اى مردم هر کس با من در باره نوح محاجّه نماید، پس من سزاوارترین مردم به نوحم؛ اى مردم هر کس با من‏ در باره ابراهیم بحث و گفتگو نماید، پس من خود سزاوارترین مردم به ابراهیم هستم؛ اى مردم هر کس در باره موسى با من محاجّه نماید، پس من سزاوارترین مردم به موسى هستم؛ اى مردم هر کس با من در باره عیسى بحث و گفتگو نماید، پس من سزاوارترین مردم به عیسى هستم؛ اى مردم هر کس با من در باره محمد محاجّه نماید، پس من سزاوارترین مردم به محمّد صلّى اللَّه علیه و آله هستم، اى مردم هر کس در باره کتاب خدا با من محاجّه نماید، پس من سزاوارترین مردم به کتاب خدا هستم. سپس به سوى مقام ابراهیم مى‏رود و نزدیک آن، دو رکعت نماز بجاى مى‏آورد و از خداوند وفاى به وعده ‏اش را درخواست مى‏نماید.
سپس امام باقر علیه السّلام فرمود: به خدا قسم او همان مضطرّ است که خداوند در باره‏اش مى‏فرماید:« أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یکْشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ.» »( بحارالأنوار ج : ۵۲ ص : ۳۱۶)

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها