نوشته های وب گاه

آیا جاودانگی کافران در آتش جهنم درست می باشد ؟

پرسش :
آیا جاودانگی کافران در آتش جهنم درست می باشد ؟
صریح قرآن است: اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون: اینان دوزخی‌اند و در آن جاودانه می‌مانند (بقره، ۲۵۷) و: من یقبل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها: و هر کس مومنی را عمداً بکشد، جزای او جهنم است که جاودانه در آن بماند (نسأ، ۹۳). با این‌همه، محی‌الدین عربی و صدرالدین قونوی به عذاب ابدی اعتقاد نداشتند. ملاصدرا، جاودانگی گناه‌کاران در آتش جهنم را انکار می‌کند، برای اینکه معتقد است آیات جاودانگی آتش، مربوط به فساد عقیده (انکار خدا، معاد، نبوت و…) است، نه فساد عمل. از سوی دیگر، ملاصدرا، عذاب جاودانه را با حسن و قبح عقلی و رحیم و خیر بودن خدا ناسازگار می‌داند. او در جای دیگری می‌نویسد؛ آیاتی که در آن‌ها لفظ خلود آمده، مفید ظن است نه یقین، درحالی که دلایل عقلی مخالف آن‌ها مفید قطع است. صدرا ضمن پذیرش صراحت نصوص دینی بر خلود کافران در آتش جهنم، می‌گوید؛ عموم فقها، متکلمان و اجماع امت؛ براساس ظواهر آیات قرآن معتقد به جاودانگی عذاب کافران در آتش جهنم هستند. ولی صدرا نمی‌گوید چون پیامبر صادق این چنین گفته است، پس خلود در آتش درست است. صدرا، خلود در آتش را برخلاف عقل و شهود می‌یافت، لذا چاره‌ای جز تأویل آیات نداشت. وی می‌نویسد: «اما دلالت این نصوص و اجماع مورد ادعا، آن‌چنان قطعی نیست که با شهود صریح یا برهان روشن صحیح تعارض کند.» او برای اینکه تأویل خود را شرع پسند نماید می‌گوید؛ آتش برای آنان مثل در آتش رفتن حضرت ابراهیم است که از نظر دیگران درد و رنج و عذاب بود، ولی از نظر ابراهیم، ناز و نعمت بود. در عالم مسیحیت، جان هیک، خلود در جهنم را نامعقول و برخلاف خوش‌بینی کیهانی (cosmic optimism) ادیان می‌داند. پیش از این هم گفته‌ایم که حیات شخصی پس از مرگ، نیازمند دلیل است و نمی‌توان با استناد به راست‌گو بودن پیامبران، آن را اثبات کرد. درواقع پرسش‌های عقلی بی‌شماری وجود دارد که پذیرش حیات شخصی پس از مرگ را دشوار می‌کند.
پاسخ :
نویسنده ، خلود در جهنّم را زیر سوال برده و افرادی چون محی الدین بن عربی و قونوی و ملاصدرا را مخالف خلود معرّفی نموده است.
اوّلاً قرآن کریم ادّعای اعجاز داشته ، خود را معصوم از خطا معرّفی می کند ؛ و منکرین خود را به مبارزه می طلبد. امّا هیچ عالمی نیست که بتواند ادّعای عصمت از خطا داشته باشد ؛ بنابر این اگر بنا شود که بین دو قول معصوم و غیر معصوم یکی انتخاب شود به حکم عقل باید قول معصوم(قرآن) انتخاب شود. قول امثال ابن عربی و صدرا زمانی می تواند قرآن را زیر سوال ببرد که یا آنها معصوم باشند ، که نیستند ؛ یا قول آنها برهان باشد ؛ امّا قول آنها برهان نیست بلکه نظریّه است. علما عصمت قرآن و آورنده آن را با برهان اثبات نموده اند ولی کسی عصمت محی الدین و ملاصدرا و قونوی را اثبات نکرده است تا سخن آنها حجّت یقینی تلقّی شود.
ثانیاً درست است که صدرا در برخی کتابهایش خلود در جهنّم را به نوعی توجیه نموده ولی در کتاب عرشیّه از نظر خود برگشته و سخن محی الدّین بن عربی را نقد نموده و قائل به خلود اهل جهنّم شده است. سخن ملاصدرا در عرشیّه چنین است:« قال [محی الدین بن عربی] فی الفصوص و أما أهل النار فمآلهم إلى النعیم إذ لا بد لصوره النار بعد انتهاء مده العقاب أن تکون بردا و سلاما على من فیها ؛ و أما أنا و الذی لاح لی بما أنا مشتغل به من الریاضات العلمیه و العملیه أن دار الجحیم لیست بدار نعیم و إنما هی موضع الألم و المحن و فیها العذاب الدائم لکن آلامها متفننه متجدده على الاستمرار بلا انقطاع و الجلود فیها متبدله و لیس هناک موضع راحه و اطمینان لأن منزلتها من ذلک العالم منزله عالم الکون و الفساد من هذا العالم.»(العرشیه ،ص۲۸۲)
. نویسنده گفته است:« پیش از این هم گفته‌ایم که حیات شخصی پس از مرگ، نیازمند دلیل است و نمی‌توان با استناد به راست‌گو بودن پیامبران، آن را اثبات کرد.»
جواب:
اوّلاً معاد از اصول دین است ؛ و جمهور علما قائلند که اصول دین تقلیدی نیست ؛ لذا کسی از زعمای قوم ، معاد و حیات بعد از مرگ را با استناد به قول نبی اثبات نمی کند. بلکه معاد و حیات بعد از مرگ با براهین عقلی اثبات می شود.
ثانیاً به فرض که کسی معاد را با استناد به قول نبی اثبات کند ؛ اگر او قبل از استناد به قول نبی ، نبوّت او را با دلیل قطعی اثبات نموده باشد ، استناد او عقلاً بلامانع است ؛ چون عقل دروغ و خطا و سهو را برای نبی محال می داند.
ثالثاً در بسیاری از آیات و روایات نیز قطعیّت حیات بعد از مرگ ، به صورت برهان عقلی بیان شده است ؛ لذا استناد به اینگونه از آیات و روایات در اثبات معاد ، استناد به نقل نیست بلکه در حقیقت استناد به برهان عقلی است.

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...
انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

12 + 20 =